ابراهیم ش در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۹:
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ.....
شاید بتوان این شعر را معادل این شعر سهراب در نظر گرفت....
بابک در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۲۰ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۳:
سیف فرغانی از جمله شاعرانی است که متاسفانه کمتر شناخته شده. غیر از این شعر بی مانند که برای هر دوره ای از ای مملکت بوی تازگی می دهد، غزلیات عاشقانه سیف فرغانی هم به راستی بی مانند است و شاید اگر در دوره ای غیر از دوران خود می زیست بیشتر شناخته می شد چرا که همدوره بودن با سعدی باعث شده متاسفانه سیف فرغانی تا حدود زیادی در سایه بزرگی چون سعدی نادیده بماند.
سپس از گنجوریان که چنین بزرگانی را بازمیشناسانند.
صابر در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
جناب دکتر ترابی!
اینطور که شما میگویید (پیری و هم آغوشی و جوانی... ترک ، پارسی و پیران پارسا (پیران پارسی) ) یعنی ترکان آن زمان ((آن کار دیگر)) میکردند؟ و این مسایل در بینشان انقدر عادی بوده که حافظ آشکارا این کارشان را بازگو میکند؟
چه خوب است این بیت خواجه شیراز را نیز در نظر بگیرید:
فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب
چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را
که ترکان را نماد غارتگری معرفی میکند.
اتفاقا جای تردید بسیاری دارد که (ترکان پارسی گو) باشد چرا که بسیاری از نسخ خطی (خوبان) ذکر کرده اند و در کل بین حافظ شناسان (خوبان پارسی گو) قابل قبولتر است. برخلاف نظر شما فهمیدن اشعار حافظ به آسانی نیست که به سادگی بشود شعر حافظ را تصحیح و معنی کرد.
M.R.A در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۰۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
هر کی می خواد در مورد شهریار بیشتر بدونه پیشنهاد می کنم کتاب در خلوت شهریار نوشته استاد بیوک نیک اندیش رو بخونه، که استاد رفیق شفیق سالهای پایانی عمر شهریار بوده و لحظه فوت شهریار هم پیشش بود. تو فیلم شهریار هم به غلط رسول معرفی شده بود .
این فیلم اعتراض هایی رو جانب بیوک نیک اندیش و سایر دوستان شهریار و دختر شهریار رو به دنبال داشت
M.R.A در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۵۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
فیلم شهریار که شبکه دو پخش میشد خیلی ناقص بود و قطره ای از دریای زندگی و عشق استاد رو هم نمی شد توش دید، خیلی جاها هم اشتباه بود، مثلا همون برگشتن ثریا و شعر آمدی جانم به قربانت ،شهریار اون شعر رو اونجا نگفته و ثریا هم تو همون دیدار اول بی مقدمه نیومده به شهریار بگه بیا دوباره شروع کنیم ، بله دوباره شروع کردند ولی بازم بعد یه مدت ثریا ساز ناسازگاری می زنه و بازم میره و بعد برگشت دوباره میاد بازم به شهریار پیشنهاد عشق مجدد میده که اینبار شهریار قبول نمی کنه و اون شعر برو ای ترک که ترک تو ستمگر کردم رو میگه
M.R.A در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۴۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
این شعر رو استاد موقعی تو بیمارستان بستری بود گفته ، قضیه از این قراره که بعد رفتن ثریا یه مدت بعد شهریار دوست صمیمیش یعنی ابوالقاسم رو هم از دست میده و شهریار تبعید میشه به خراسان و تبعید گاه کمال الملک ، تو خراسان بود که خبر مرگ پدرش رو بهش میدن و چون شهریار نمی تونست از خراسان بره و همچنین چون استاد فکر می کرد به خاطر ترک تحصیل پدرشو آزرده ، افسرده میشه ، در واقع غم از بی وفایی ثریا و از دست دادن دوست صمیمیش و پدرش ، باعث افسردگی شهریار میشه طوری که کارش به بیمارستان می کشه، تو بیمارستان بود که ثریا به ملاقاتش میره و استاد این شعر رو اونجا میگه .
ناشناس در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۰۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۴۱ - کبودی زدن قزوینی بر شانهگاه صورت شیر و پشیمان شدن او به سبب زخم سوزن:
بیت آخر باید اصلاح شود :
در من و ما سخت کردستی دو دست / هست این جمله خرابی از دو هست
دکتر ترابی در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۵:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۵:
مصراع دوم از بیت اول بدین صورت نیز ضبط شده است: غنیمت است دمی روی دوستان بینی و دربیت دوم : کمر ببندم و تو شاهوار بنشینی
دکتر ترابی در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۵:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۶:
کلاله هم چنین بخش زبرین مادگی گل است همان که دانهی گرده را به خویش می خواند تا میوه و دانه به بار آوردو در این غزل البته مراد کلالهی گیسوست.
دکتر ترابی در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۵:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷:
گرچه شیرین دهنان پادشهانند ولی.... مرا به یاد : عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدای
ما همه بنده و این قوم خداوندانند می اندازد . کیستند این شیرین دهنان.؟ جز سیه چردگان سنگین دلی که خال مشکین بر عارض گندمگون دارند، ساقیانی با دم مسیحایی بر لب، چشمانی میگون در کاسهی چشم
دکتر ترابی در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱:
سپهر بر شده ، پرویزنی است خون پالای
که ریزه اش سر کسری و تاج پرویز است
خون پالای ، چه کار پرویزن پالودن است، ریز از درشت جدا کردن، ( آبکش را درشت پالای نیز می خوانند به درستی)
و اما ، آستین مرقع یاد سعیدی سیرجانی را در دل دوستداران زنده می کند ،
دکتر ترابی در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
بیت معروف خواجه را به یاد بدارید که می گوید:
گرچه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم گیر
تا سحرگه زکنار تو جوان برخیزم
گمان نمی برم شاعر از پیر ی و هم آغوشی و جوانی منظوری جز آنچه ما در نخستین نگاه در می یابیم داشته است.
اینک به بیت مورد اختلاف این غزل میرسیم:
ترکان پارسی گوی بخشندگان عمرند
ساقی بده بشارت پیران پارسا را
ترک ، پارسی و پیران پارسا (پیران پارسی) جای هیچگونه تردید باقی نمی نهد. به همین آسانی!!
جهانگیر در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۴۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱:
همینجور که در مصرع دوم بیت نخست آمده صاحب درست هست به معنای هم صحبت که با مصرع نخست جور است
امین کیخا در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
شکوهی جان درود به شما و سپاس برای نامیده که برای تخلص آوردید . نامبردار باشی .
ابراهیم ش در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۰۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
سلام
فکر کنم بیت اول بشنو از نی...
در صورتی که نوشته شده بشنو این نی....
علی در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۲۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۷:
این شعر واقا حال مرا عوض کرد! مر15x2
شکوهی در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
حافظ یادش رفته است که در بیت پایانی نامیده (:تخلص) خودش را بنویسد؟!
آیا شما بیت پایانی را می دانید؟
دوستدار در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۹:
سایه غزلی دارد در همین وزن و ردیف، شجریان خوانده است و شه بیتهای آن: به یاد زلف نگونسار شاهدان چمن
ببین در آینهی جویبار گریهی بید
و
که راست سایه! در این فتنه ها امید امان؟
شد آن زمان که دلی بود در امان امید
زندگی او دراز باد و سایه اش مستدام.
بیش باد کم مباد
دوستدار در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵:
چون دو کس بر یک نفر و یا یک چیز عاشق و مایل باشندهر یک مر دیگری را رقیب خواهد بود.
لغتنامهی دهخدا در دیگر معنای رقیب
محسن خ در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۴۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۱۹ - سبب تاخیر اجابت دعای مؤمن: