گنجور

حاشیه‌ها

شرح سرخی بر حافظ در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:

نظر دوستان را به چند نکته جلب می کنم :
...بیرون بود و بیرون است هر دو در نسخ مختلف وجود دارد ولی بیرون است صحیح است زیرا حافظ می فرماید : شخصیت انسان که از کون و مکان بیرون است یعنی شامل زمان نمی شود و همیشه چنین بوده و خوالهد بود ولی وقتی ( بود) را در نظر بگیریم مفهومش این است که در گذشته وجود داشته است و احتمالا در آینده وجود نداشته باشد .
2: خدا را و خدایا هم در نسخ مختلف وجود دارد منتها این غزل به طور کلی در 53 نسخه ی خطی کهن وجود دارد و البته تا چندی قبل در 52 نسخه بود و با نسخه ی جدیدی که در ترکمنستان پیدا شد و در آن هم وجود داشت می شود 53 نسخه در این نسخه هم متاسفانه خدا را ظبط شده است درست مانند نسخه ی خلخالی اما از 53 نسخه فقط ده نسخه این بیت را دارند و از ده نسخه 9 نسخه خدا را ضبط کرده اند و فقط یک نسخه یعنی نسخه ی کتابخانه ی مسجد اعظم قم ( این مسجد در زمان آیت الله بروجردی ساخته شده است )خدایا ضبط کرده است . و درست هم همین است . بنابراین این بیت احتمال نزدیک به یقین ابتدا وجود داشته است و سپس حافظ خودش آن را حذف کرده است و خدایا از این نظر صحیح است که می فرماید :
بیدلی که خداوند در نزد او بود و او قادر به دیدنش نبود مدام فریاد می زد ای خدا ، ای خدا ... ولی معنای خدای را یعنی برای خدا و چگونه معنی می دهد که بگوییم :
بیدلی که همیشه خدا در نزدیکی او بود و او چون قادر به دیدنش نبود هی فریاد بزند : برای خاطر خدا ، برای خاطر خدا ... در خدایا می گوید که ای خدا خودت را به من بنما ولی در خدارا چه می گوید ؟...

نیما در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۸:

در بیت اول قافیه آیا « برنخیزد » نیست؟
هم مطابق معنی ست و هم مکرر نخواهد بود چون در بیت آخر « برنریزد » آمده است...

دکتور ق. مصلح در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۲۱ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶:

من هم بیت آخرین را مانند نوذر الماس چنین شنیده ام:
چنان با نیک و بد خو کن که بعد از مردنت عرفی
مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسوزاند؛
و اما ازآنجاییکه با معنا، مفهوم، مرام و پیام آن موافق نیستم، با اندک تصرف و تغییر موجه، درآن چنین می نویسم:
چنان با مردمان خو کن که بعد از مردنت عرفی
مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسوزاند؛
امیدوارم بدانم که دیگران دراین مورد چه فکر می کنند؟

محمدحسن سورانی surany.dr@gmail.com در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۳۱ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:

سلام خسته نباشید
خانم کرم نژاددر مصراع دوم بیت سوم،«نبود»به جای «بود»صحیح است و در جمله ی شما«درست»به جای «دورست»
تقدیم به همه دوستان ادبیاتی

پیمان کورانی در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۴۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۷ - مناظرهٔ خسرو با فرهاد:

من به عشق فرهاد واقف هستم و عشقم تو عشاق فرهاد و مجنون است ولی جنس زن جماعت خراب البته خانم ها به خود نگیرند با اون ها نیستم با شیرین نامرد هستم البته شیرین برای من از تلخ هم تلخ تر هست من تا چند وقت پیش نمی دونستم شرین این کاره است فرهاد و گیر اورده

سبحان در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۲۵ دربارهٔ شیخ بهایی » نان و حلوا » بخش ۱۴ - فی ذم أصحاب التدریس مقصد هم مجرد أظهار الفضل و التلبیس:

با عرض سلام و خسته نباشید
بیت سوم مصرع اول، در کتاب (دیوان شیخ بهایی) اینطور نوشته شده
تا که عامی چند سازی رام خویش
منظورم کلمه ی رام است.

سیر در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۴۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶ - زندان زندگی:

باسلام
این شعر را شهریار در مورد امام حسن نوشته که غزل در مورد دو رویی دوستان هست.باتشکر

یعقوب خاوری در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۸:۳۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵ - نقش حقایق:

بسیار زیباست. در بیت 3 و 8 اشگ به اشک تبدیل شود. با تشکر

shahin در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۸:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴:

Ba dorood va tashakkor az shamsolhagh aziz
Lotfan befarmaiid manzoor az khial e hamkaran chist?
Tashakor mojadad

مهشاد در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳:

محمدرضا شجریان؛ تصنیف "باد صبا" و آواز شوشتری:
پیوند به وبگاه بیرونی

من در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱ - وداع جوانی:

نمی دونم تا حالا شعری گفتی استاد که تو دلت براش گریه نکرده باشی؟

من در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱ - وداع جوانی:

هیچ شعری گفتی استاد که قبلش گریه نکرده باشی؟

محمد شبانی امامیه در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۲۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » گئتمه ترسا بالاسی:

با سلام و درود
ابیات ابتدایی که با این مطلع آغاز میشوند :
گئتمه ترسا بالاسی منده سنه سایه گلیم
یاپیشوم دامنیوه سنله کلیسایه گلیم
یا سن ایسلامی قبول ایله منیم دینیمه گل
یا کی تعلیم ایله من مذهب عیسی(ع) یه گلیم
.
.
متعلق هستند به شاعر گرانقدر "میرزا عظیم شیروانی " کا استاد این شعر رو به تضمین ایشون نوشته اند.

محمد علی در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵۴:

این شعر رو محسن نامجو جوری خونده که اگه گوش کنید دیگه به یاد نمیارید که کسی به نام محسن چاوشی خواننده بوده

alireza در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۹:

goft in gheyre fereshte ast va bashar hich mago
.. gheyre fereshte va bashar yani sheytan ast
molana inja asheghe sheytan shode bode

داود در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۳۱ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ (مهدی نامه):

لطفا این بیت را هم تصحیح کنید:
گرک با میش شیر با آهو
در چرا برقرار می بینم
گرک >> گرگ

داود در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۱۶ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ (مهدی نامه):

لطفا این بیت را تصحیح کنید:
سکهٔ نو زنند بر رخ زر
در همش کم عیار می بینم
در همش >> درهمش
درهم derham که منظور پوله و "در" را از "همش" جدا نوشته اید.
خدا قوت

عارف در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۰:

یادش بخیر .روزی دوستی نیت کرد و از من خواست تا با دیوان خواجه تفالی بزنم .دیوان که بازکردم همین غزل آمد غزل که قرائت کردم آه از نهادش برآمد گفتم چه شد که چنین سوختی گفت فلانی شیراز خواسگار دختری هستم که هرآنچه سعی مکنم خانواده ها موافقت نمی نمایند و والدینم اسرار میورزند که باید در موطن خود قصر شیرین با دختر ی از بستگانم ازدواج کنم که یقینا بیت آخر غزل همین معنا به من میرساند والله عالم باالضمیر

محمد در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۰:

در مصرع اول جمله عربی به معنی : آخرین دارو داغ نهادن هستش ، می باشد . در قدیم هر عضوی از بدن که جراحت برمیداشته و بهبودی حاصل نمیشده بر آن فلزی داغ را می نهاده اند و اغلب به نام 14 معصوم و معتقد به شفای عاجل بوده اند . همچنان که سعدی گوید :
جایی که داغ گیرد دردش دوا پذیرد ، آن است داغ سعدی اول نظر که کردی

رهگذر در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

برای مصراع " مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا " دو بیان ذکر شده.
1 - اینکه بعد از کلامات مرغ و ماهی ویرگول یا مکث ایجاد شود که معنی این میشود که هوا نصیب مرغان شده و دریا نصیب ماهیان.
2- اینکه برای کلمه مرغ کسره به کار برده شود و البته "و"میان مصرع حذف گردیده که به این معنی میشود که نصیب و روزی پرنده، ماهی درون دریاست ( شاید اشاره به مرغ دریایی باشد )
ولی ظاهراً بیان اول معتبر تر و مستندتر است.

۱
۴۹۶۱
۴۹۶۲
۴۹۶۳
۴۹۶۴
۴۹۶۵
۵۷۳۲