فاطمه محمدی در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۱۵ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶۰ - تنبیه و موعظت:
اصلاح میکنم:اگر بود دل مؤمن چو موم، نرم نهاد
فاطمه محمدی در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۱۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶۰ - تنبیه و موعظت:
اگر بود دلمؤمن چو موم، نرم نهاد
صحیح است
امین کیخا در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۴۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:
با درود به دوستان من درباره واژه سازی تنها افزون کنم که بسیار بیش از انچه ما گمان می کنیم فارسی در ساختن زبانهای همسایه های ما همکاری کرده است بویژه عربی که بخاطر خوی مهربان و کریم مردمانش بیشترین وامگیری را از فارسی داشته و فارسی هم وامگیری فراوانی را دربرابر از عربی . اما داستان این است که باید یکم واژه های نوین و دانشیک را از پایه فارسی بسازیم دوم اینکه واژه های از پایه فارسی و وامداده شده را باز پس نگیریم تصور کنید به پهلوی اندمان یعنی در نزد در عربی هم عند یعنی نزد اما بهرسو نخست باید این وابستگی ارز یابیده شود بعد یکنفر بفرماید عند تهران ! عربی دوستی با عربی بافی فرق دارد و نیز فارسی دوستی با گنگ نویسی و نژاد پرستی دیگرسان است .ولی انچه رخ داده این است که تا کسی کمی فارسی بنویسد می گویند بهمانی نژاد پرست است و فارسی در خانه خود حق ندارد ناروزمره نگاشته شود . این هم نادرست است . سوم اینکه پروا باید کرد کدام زبان امروزی از آلمانی و فرانسوی و .... از برگردان واژه های انگلیسی دست کشیده است که ما دست بکشیم ؟ مگر فرانسوی ها هتا به e mail که بسیار روان و چکیده است نمی فرمایند کوریل حالا نا دانایان هر چه بفرمایند باید نوشته های مردم دانش باور با مردم گرفتار روزمرگی و دانش ناباور ساناسان و متفاوت باشد چهارم اینکه بزرگترین لغزش یک فراگیرنده فارسی این است که گمان کند فارسی به مایه دانسته های اوست نه فارسی را کرانه ای نیست فارسی میانه مادر دری است و سراسر دانسته می باشد و به کار بردن واژگان پهلوی بیگمان از به کار بردن یک لغت انگلیسی نادانسته بهتر است این یعنی اینکه باید دانایان واژه گزینی بکنند یعنی تا به خوانی ها و منابع اوستایی و سانسکریت آگاه نشده ایم برگردان یک دانش بطور کامل شاید درست از کار در نیاید مثلا انچه جناب حیدری ملایری در فیزیک ستارگان انجام داده اند بخاطر راستیابی و درست بینی و دانش ایشان در این دو زبان کمتر کاویده است ششم اینکه پاره ای لغات داریم که با کمی تغییر زایا می شوند باید این تغییرات را زود انجام داد مثلا قل دادن یعنی چرخاندن به فارسی درست و دیوانی می شود غل دادن و همان که در غلتیدن هم هست و غالوک یعنی مهره ای در گروه کمان که غل می خورد حالا که ما کلی ابزارک داریم که یک مهره در میانشان دارند که بهر سو بخواهیم می چرخند مانند joy stick باید غالوک را زنده کنیم یعنی فرصتی هست که انرا جان ببخشیم و گرنه باید goy stick که چوب شادی کردن معنی می دهد و خود انگلیسی ها آنرا در نیافته اند و لغتی مسخره بر ان نهاده اند بپذیریم . تا بیگاه هم از این پگاه اگر در مورد واژه گزینی بنویسم باز هم سخنی می ماند . ولی به عنوان آخرین گفته افزون کنم کوشش برای پاک سازی رزمیارانه و نظامیوار زبان و نیز هر موضوع هنری دیگری به گمان من درست از کار در نمی آید عربی های پیدا شده در فارسی هم باید باشد زیرا مردم ما و دبیرانمان انها را برگزیده اند و هتا بیشتر باید بکوشیم که عربی را به زیبا ترین ریخت و شکلش هم بیاموزیم ..
پس پردازش ( بعد التحریر )
فارسی بیکران واژه دارد و این شوخی نیست و نه نژاد پرستانه. بکار گیری واژه های فارسی از گردش افتاده گورداری و گورشکافی نیست چنانچه هر لغتی با هر شکلی از هر زبانی بکار بردن با نسخه اینکه نباید سخت گرفت روا نیست ولی باید کوشش در واژه سازی هر چند همگانی باشد باید بزرگان این مردم کوشش برای برگردان کلی دانش های نوین بکنند و به این موضوع باید نیم نگاهی داشت . همیشه پیروان این دیدمان که باید از خانی ها و بنمایه های کهن فارسی برخوردار بود متهم به نژاد پرستی و سر سپردگان این نظریه که باید با سست گیری و تساهل هر لغتی را پذیرفت متهم به بیگانه پرستی بوده اند و این هر دو تند رویی است باید سر رشته به دانایان سپرده شود و هر کس که فارسی می داند خودش را ارزیاب فارسی نداند فارسی انجه که مادرمان یادمان داده نیست بلکه فراتر چهارسوتر و فرانگرستنی تر است .
موسویپور در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۵:۲۷ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۷:
دو بیت باید اصلاح شود چون نادرست است
:چهشب ست یارب امشب که ز پی سحر ندارد
من واین همه دعاها که یکی اثر ندارد
غلط است اینکهگویند به دل رهست دل را
دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد
سعید در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۱۸ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۶:
در مصرع اول بیت پهارم فعل (( دِه )) از قلم افتاده گویا.
سعید در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۱۰ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۰:
در بیت دوازدهم در مصرع اول (( دید )) جا افتاده.
سعید در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۰۱ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱:
بسیار زیباست این غزل...
در مصرع دوم بیت چهارم فکر میکنم درستش این باشه که : که ((بدو)) رسد خدنگش ، نه ((بدور)) .
شهرام در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۳۹ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵:
این شعر سروده ی حضرت حافظ است!
اصلاحیه؛ گفتم که توای عمرچرازودبرفتی
تاوتک در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۰ - جمع آمدن اهل آفت هر صباحی بر در صومعهٔ عیسی علیه السلام جهت طلب شفا به دعای او:
این جناح به ضم ج و به معنی جنحه و بزه و گناه نیست و با نگاهی به صباح باید دریافت که آن جناح باشد به فتح ج و با معنی بال ها
تاوتک در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۲۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۰ - جمع آمدن اهل آفت هر صباحی بر در صومعهٔ عیسی علیه السلام جهت طلب شفا به دعای او:
بیت 3 مصرع دو به این صورت صحیح است تا به دم اوشان رهاند از جناح
تاوتک در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۱۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۹ - قصهٔ اهل سبا و طاغی کردن نعمت ایشان را و در رسیدن شومی طغیان و کفران در ایشان و بیان فضیلت شکر و وفا:
بدرگ کنایه از ناسازگار است و مرده ریگ به معنی میراث مردگان است و کنایه ای است از امری پست
تاوتک در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۵۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۸ - فریفتن روستایی شهری را و به دعوت خواندن، به لابه و الحاح بسیار:
خباط هم همان پری زدگی است اما اینجا هلاکت معنی میدهد
تاوتک در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۵۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۸ - فریفتن روستایی شهری را و به دعوت خواندن، به لابه و الحاح بسیار:
گام زان سان نه که نابینا نهد واقعا خردمندانه و حزمانه است .
تاوتک در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۴۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۸ - فریفتن روستایی شهری را و به دعوت خواندن، به لابه و الحاح بسیار:
فرجه جو دراینجا به معنی جوینده فرصت است اما فرجه علاوه بر سیر وسیاحت معنی شکاف و رخنه هم میدهد مانند فرجه امتحانی
تاوتک در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۲۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۷ - بیان آنک الله گفتن نیازمند عین لبیک گفتن حق است:
تخمه در اینجا پر شدن معده و هضم نشدن غذاست یعنی ناگواریدن
تاوتک در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۱۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۷ - بیان آنک الله گفتن نیازمند عین لبیک گفتن حق است:
بیت چهارم مصراع دوم خضر اول همان خضر نبیست اما خضر دوم با ضمهاول و فتحه دوم و سکون آخر به معنی سبزه زار است
تاوتک در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۱۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۶ - امر حق به موسی علیه السّلام که مرا به دهانی خوان کی بدان دهان گناه نکردهای:
درست است یلدا جان .پاک کردن دهان گناهکار هم یعنی پاک کردن روح از آلودگی و زنگ و تیرگی ها
تاوتک در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۰۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۵ - بیان آنک خطای محبان بهترست از صواب بیگانگان بر محبوب:
دعا را مغز عبادت دانسته اند و سلاح مومن
شهریار۷۰ در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:
استاد من تنها سر همین واژهی حداکثر و حداقل این سخن را گفتم. در سراسر دیوان خواجه شیراز که این دو واژه نیست.
به این بیت از غزل شمارهٔ 442 توجه بفرمایید :
به جان او که گرم دسترس به جان بودی
کمینه پیشکش بندگانش آن بودی
حافظ کمینه را به کار برده ، من حرفم سر همین است ، البته در کمال احترام آن را پیشنهاد داشتم؛ حرف شما را در کل من قبول دارم.
صدرا در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۴۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۰: