امیر احمد در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
در بیت 16 گری به معنای زیر است:
گری . [ گ ِ ] (فعل امر، اِمص ) ریشه ٔ معنی گریستن و گرییدن . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). || گریه و امر به گریه کردن یعنی گریه کن .
مثال:
تو اکنون به درد برادر گری
چه با طوس نوذر کنی داوری .
"فردوسی"
امیر احمد در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
در بیت 11 "بانگ شعیب" به اشتباه "بانک شعیب" نوشته شده است.
محمود ...ازدشتستان در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۴۶ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳ - این غزل در تذکرهٔ مرآت الخیال امیر علیخان سودی به نام شیخ سعدی است:
سلام.به نظرمن این غزل نه تنهازیباترین غزل شعرفارسی است ،بلکه اساتید ادبیات جهان اگربخواهند در همه ی زبانها، زیباترین شعرتاریخ ادبیات جهان را پیدا کنند ناچارند که سراغ این غزل را بگبرند.اگرسعدی غیراز این غزل ،دیگرهیچ شعری نداشت،هیچ چیز از ارزشهای سعدی کم نمی کرد.
محمود ...ازدشتستان در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۳۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳ - این غزل در تذکرهٔ مرآت الخیال امیر علیخان سودی به نام شیخ سعدی است:
سلام به همه...درمورد بیت آخر، من درنسخه ی محمدعلی فروغی دیده ام که نوشته (بی زلف و رخ ولعل لب او شده سعدی)که احتمالا همان بی زلف و رخ قشنگتر است.
مختار در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۲۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب:
هیچ یک از سروده های مولانا تا این اندازه کوبنده و آموزنده و کارساز نیست،
هم به زیبایی فن داستان سرایی را به کار برده و خواننده را در لذت خواهی و بیم و هراس از آبرو به خود می کشاند و هم با کوبنده ترین واژگان و همانند سازی (همانند نویسندگان نیرومندی چون نیچه) ظاهر بینی و پوسته گرایی و علم ناتمام و عوام گرایی را می کوبد و شهید چنین هوسی معرفی می کند و آن ها را این گونه بی رحمانه و اثر گذار رسوا می کند و افتضاح می کند
شگفت آور است این همه هوش و استعداد و کرامت نفس مولانا که بی پرده و بی ترس از عوام و فرومایگان ظاهر بینی را می کوبد و سرزنش می کند
حسین یوسفی فضل در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱:
باسلام و احترام
به نظر میرسد بیت سوم اینطور صحیح تر باشد:
دگر به خفیه نمی بایدم شراب و سماع...
(یعنی: دیگر نباید پنهانی نوشید و در سماع آمد)
باسپاس، یوسفی فضل
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
محمد*** در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۵۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۳ - گفتار اَندر آفرینشِ عالم:
واقعا حیرت انگیزه!!!!!!
فکر کنم داروین هم شاهنامه خون بوده دوستان!!!
فرامرز در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۴۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
سلام
لغت طیران به چه معنی است؟
و چرا سعدی در أشعارش إز لغات عربی استفاده مکند؟
با تشکر
علیرضا هاشمی در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۲۶ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۱:
سلام
در بیت اول، مصراع دوم باید اینطور اصلاح شود:
هرچون به است قصد سوی آن کنم
حسام در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۰۶ دربارهٔ رهی معیری » چند قطعه » قطعهٔ ۱۳ - سخنپرداز:
- در کنج دل م _عه! دل م که کنج نداره؟_ عشق کسی خانه ندارد،به هر حال دل م که مال خودم نیس مال بد بیخ ریش صاحب ش نیس این هفته جمعه تعطیل هم نیس اسمال آقا خونه نیس آش ماش بیرون باش مواظب خودت باش بیسکویت بخور ساکت باش،همیشه داش مشتی باش،داشتم می خوندم که:کَس جای در این خانه ویرانه ندارد ،جای ش عوض ش جای مرا دیوانه ندارد، گشتم چو خودم شهر دردانه ندارد،همچو ختنی،رندی و خمّار ندارد،ندارد که ندارد،از بس دل م از غیر تو را دید دل م تاب و توان گذری باز ندارد،_ عه اینا رو از کجا آوردی؟_داشت میگفت:دل را به کف هر که دهم باز پس آرد،در دم دهمش هر چه دهد باز نگیرم، دل در کف معشوف نماند،آّبی است در آتش هوس خواب ندارد، کف کرد دهانم که از آغاز چنین بود ،هردم نفسی برد فرو باز نیارد،_خوووب؟دیگه چی مسخره؟_بذار حرفش و بزنه! "تموم شد و رفت فقط چند تا ویرگول جاگذاشته بودم شرمنده خودتون ردیفش کنین (،،،،،،،،،،) "کَس تاب نگهداری دیوانه ندارد،
حامد در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۳۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲۶ - دفع گفتن وزیر مریدان را:
یکی از زیباترین اشعار مولاناست. راز سکوت درون و مراقبه دقیقا ایتجاست. بی حس و بی گوش و بی فکرت شوید
حسن خدابخش در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۵۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۷:
فکر کنم این بیت هم باید باشد
درد پنهان فراغت ز تحمل بگذشت
ورنه از دل نرسیدی به زبان آوازم
انجینر فرهاد ایثار در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۲۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
با سلام , چنانیکه از نسخ متعد چاپی( ازجمله چاپ کابل) ابوالمعانی بیدل برایم مشهود بوده , که با اولین ورق گردانی دیوان اشعار بیدل همیشه با غزل مشهور ( به اوج کبریا کز پهلوی عجزا ست راه آنجا ) مواجه شدم, اما نرم ابزار گنجور در ردیف اول, غزل ( آیینه برخاک زد صنع یکتا ) را آورده است.درحالیکه نظر به نسخه ی شما ( گنجور) ترتیب تسلسل به اساس حروف آخر ابیات است, نه اساس آخر مصراع , که اگر چنین باشد , پس این غزل ( آیینه بر خاک زد صنع یکتا ) در اول این نسخه نباید قرار بگیرد. سپاس
نسیبه در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۰۷ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۲:
دست من گیر که این دست همان است که من سالها ازغم هجران تو بر سر زده ام
ای جاااااااان ای جاااااااااااان حسینم جانم
نسیبه در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۰۰ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۲:
دست من گیر که این دست همان است که من سالها از قم هجران تو بر سر زده ام
ای جاااااااان ای جاااااااااااان حسینم جانم
حسن دانشفر همدانی در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۱۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴ - نی محزون:
بیت 8:که کند شکوه ز هجران غم شیرینی صحیح است.
بیت آخر:شهریارا اگر آئین محبت باشد/جاودان زی که به دنیای بهشت آئینی صحیح است.
محب آل الله در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۹ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲:
با سلام و درود به روان پاک انبیاء و اولیاء عظام علی الخصوص مولا الکونین امیر المومنین علی علیه السلام و تشکر از اظهار نظرهای دوستان نقطه نظراتی داشتم که به شرح زیر ارائه می گردد:
1- کمی فکر کنیم که از اختلاف بین مسلمانان با مطرح شدن شیعه وسنی چه کسانی سود می برند؟ غیر از صهیونیست و استکتبار....
2- یک پیشنهاد برای اهل تشیع و اینکه مسئله خلافت حضرت رسول(ص) و مسایل پیش آمده در این رابطه را به شیوه خود حضرت امیر حل و با آن مواجه شویم در هیچ جای تاریخ شاهد آن نیستیم که ایشان زبان به فحش و ناسزا گشوده باشند لیکن بارها و در نهج البلاغه به این حق خود اشاره داشته اند از این رو با رجوع به شیوه عملی حضرت عملا شیعه باشیم و به اصطلاح کاسه داغ تز از آش نشویم.
3- یکی از مبانی اصلی اسلام و قانون اساسی ایران عدم تفتیش عقاید است و به کار دین و دنیای ما نمی آید که چه کسی به چه دین و مسلکی و به قول حافظ علیع رحمه «من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش.»
4- بحث در خصوص موضعاتی این چنینی صرفا باید توسط افراد متخصص و بی عرض و در مجامع علمی باشد و نه در کوچه و بازار و در بین عوام.
در نهایت یا ایها المسلمون التحدوا التحدوا
والسلام علیکم و رحمه الله
Erafn در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۳۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲ - مناجات:
در اصل ب ما سوا فکندی نیست بلکه به ماسوی الاه است و این رو معلمم گفت که 40 سال سابقه تدریس دارد و همین طور پدر بزرگم که دوست شهریار بوده و اصل دیوان او را خوانده
بهار در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۱۵ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۴:
آقای فریبرز آخه تو کی هستی که میگی "ته" باید تبدیل به "تو" بشه؟ چرا وقتی سواد و اطلاع و تخصص لازم نداری حرف می زنی؟ تو اصلا می فهمی باباطاهر کیه و سبکش چیه و چی داره میگه؟ اصلا می فهمی "ته" یعنی چی؟ شما برو همون چاوشی رو گوش بده و صدات هم در نیاد.
حمیدرضا در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷: