گنجور

حاشیه‌ها

دوستدار در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸:

در باره‌ی معنای نخستین بیت ، همانگونه که یکی از دوستان گنجور فرموده است بازی با واژگان است گفتگو از انکار نیست محرمیت است که شما را در حرم یار نگه میدارد ور نه در آن کار دیگر که ماندن در کنار معشوق است در خواهید ماند. ( این کار =محرمیت و آن کار = ماندن در حرم دوست)

محمد علی در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵:

مصرعِ اول غلط تایپ شده :
بی آن که به کس رسید زوری از ما

محمد علی در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۳۰ دربارهٔ باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴:

در مصرعِ آخر، قبل از بتکده ، کلمه ی « این » از قلم افتاده است . لطفاً تصحیح بفرمایید .

تاوتک در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۱۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۹۷ - شرح کردن موسی علیه‌السلام آن چهار فضیلت را جهت پای مزد ایمان فرعون:

شمس جانم سپاس داستانی که فرمودید در همین بخش(97)دفتر اول میباشد .باز هم سپاس برای ابریشم بها که بسیار بجا بود و سوژه ای شد برای سرودن یک شعر فکاهی

دوستدار در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۰:

غزل به اقرب احتمال از استاد سخن سعدی است

دوستدار در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۹:

گرگ و میش غروب بود، به گمانم میان جعفر آباد و مصلی، رو به دروازه قرآن می راندم. دخترم شش هفت ساله به ناگاه صدایم کرد: " ببین چه همه ستاره بر زمین ریخته است!" چراغهای تپه‌ی رو برو را می گفت. به شانه‌ی راه کشیدم ، پیاده شدم ، پیاده شدیم. بهار بود، شمال عبیر آمیز و نجوای آب رکن آباد، "حالتی رفت که مهراب به فریاد آمد " بی که مهرابی در کار یا من به نماز، سالهای جنگ بود و موشک باران بود و سالهای شاد خواری حافظ نبود.
باشد که هنوز هم چنین باشد شیراز. شهری که یادش دست از دل غبار غربت گرفته ام بر نمی گیرد.

علیرضا در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۲۲:

با توجه به نمونه خطاطی مرحوم استاد کلهر( لطفا هنگام انتشار حاشیه کلمه ملامت را جایگزین اشتباه تایپی اینجانب( کلمه ملالت) نمایید.)

علیرضا در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۲۲:

ببخشید ملامت صحیح می باشد دوستان

علیرضا در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۲۲:

فکر می کنم که صحیح این شعر به صورت زیر است:
در عشق تو صد گونه ملالت بکشم
ور بشکنم این عهد غرامت بکشم
گر عمر وفا کند جفاهای تورا
باری کم از آنکه تا قیامت بکشم

دوستدار در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵:

بیهوده نیست که می گویند المعنا فی بطن شاعر!
خواجه دربیت چهارم می فرماید راز این پرده نهان است ....و در بیت پس از آن ،خود راز آشکار میکند و فریاد بر می آورد که ترک عاشق کش مست رو به شهر نهاده است تا خون از دیدگان روان کند و ای بسا که زلفش به دست اغیار افتد. به هر حال همشهری سعدی است و شاید رند تر از شیخ.
امید که گستاخی من بخشوده شود.

abbas eslami در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷۲:

من یک مصرع دیگه از این شعر شنیدم:
«زرین تره کو بر خوان»

آرزو در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۵۶ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۸۴:

سهمی که مرا دلبر خباز دهد
نه از سر**کینه** کز سرناز دهد
در چنگ غمش بمانده ام همچو خمیر
ترسم که به دست آتشم باز**دهد**

اردشیر در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۴۹ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۸:

به هر حال مهارت شما در زبان مادر بربنده هویداست و لذا رخصت دهید کماهی شما را استاد نام نهیم

تاوتک در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۱۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۰۳ - قصهٔ باز پادشاه و کمپیر زن:

4بیت آخر باز برگشتی شده به پند موسی برای فرعون که بنا به مشورت آسیه فرعون بهتر است پند را بپذیرد اما امان از عرق جنسیت !

تاوتک در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۰۳ - قصهٔ باز پادشاه و کمپیر زن:

چشم دریا بسط خیلی زیباست چشمی پهناور و دریایی

تاوتک در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۰۳ - قصهٔ باز پادشاه و کمپیر زن:

زال بترنجد یعنی گنده پیر اخم کند

تاوتک در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:

محمد جان این بیت که ساده است میفرماید میترسم و بیم دارم که کسانی که بر دردی کشان میخندد عاقبت پایشان به خرابات کشیده شود و به حال و روز آنان دچار شوند .دردیکش هم کسی بوده که درد یا شراب ته مانده برای درد نوشان و درد سرکشان سرو میکرده است و بابت این شغل (دردی کشی)مزدی داده نمی شده است

تاوتک در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۳۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۱۶:

درود فرهاد جان مسحی هم نوعی کفش و موزه بوده است ویژه بزرگان و امرا

فرهاد در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۵۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۱۶:

مرقع در اینجا یعنی جامه ای پینه دار و پاره پاره و خرقه ای با پینه های چهارگوش
کلاه برکی نوعی کلاه است که معمولا از برک و یا نمد ساخته می شود و مورد استفاده ی درویشان و زاهدان میباشد.

۱
۴۹۳۵
۴۹۳۶
۴۹۳۷
۴۹۳۸
۴۹۳۹
۵۷۲۵