گنجور

حاشیه‌ها

ابراهیم شیخ زاده نوش آبادی در ‫۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۳۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱ - دریاچه اشک:

شهریار سخنی ،شعر ستایشگر توست/ عشق در وصف تو میخواند ثناخوانیها

مهرنوش در ‫۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۴۴ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶:

بیت سوم مصرع اول: نامجوی-->نام مجوی
و در مصرع دوم همین بیت به جای " مطلب، در دیار ما" ، " مطلب دردِ یار ما" به نظر منطقی‌تر می‌رسه.

مهرنوش در ‫۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۴۰ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

بیت ده مصرع دوم: "بر هم دَرَد" به جای "بر هم برد". برهم دریدن یعنی از هم جدا کردن، پراکنده کردن

مهرنوش در ‫۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۳۴ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

بیت هشتم، مصرع دوم: غری--> عُزی

مهرنوش در ‫۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۳۱ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

بیت چهارم، مصرع اول: دیده --> دید

مهرنوش در ‫۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۲۸ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

بیت دوم مصرع اول، فکر می‌کنم به جای "سرور" باید "سرو" باشه.

مهرنوش در ‫۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۱۶ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:

بیت سوم: شاید قافیه باید "پریشانی" باشه به جای پیشانی. چون 1- با زلف در مصرع اول جناس داره و 2- پیشانی در بیت هشتم استفاده شده

مهرنوش در ‫۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۵۳ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶:

بیت هفتم: زان چشم--> زان شب

مهرنوش در ‫۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۵۱ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

بیت هفتم، مصرع دوم ایراد وزنی دارد.

مهرنوش در ‫۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۴۱ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

بیت دوم لطفا: بگشاد می--> بگشا دَمی

بهار در ‫۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۲:

بیت پنجم، مصرع دوم باید باشه: خفتست و عیب مردم بیدار می‌کند
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

مسعود کربلایی در ‫۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۴:

استاد شجریان همراه با تار استاد شریف این شعر را در مخالف سه گاه هم اجرا کرده اند که بسیار شنیدنی و زیباست.

طاهر طالع در ‫۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۰۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۶ - ساز صبا:

در ان زمان های جوانی شهریار موسیقی دانی بود به هم به عنوان دوست شهریار و هم به عنوان استاد موسیقی او بود و شهریار برای نشان دادن علاقه ی خود به استاد صبا بعد از فوت این استاد این شعر را سروده است.

khosro tajik در ‫۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶:

بیت سوم مصرع دوم :غریبم سائلم این ره کدام است

احسان در ‫۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۴۶ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷:

در بیت ششم:
در کشاکشهای نیرنگ خال افتاده‌ام
دل جنون می‌خواهد و آداب می‌باید مرا
یک اشتباه تایپی وجود داره. خیال در مصرع اول، خال نوشته شده. درستش میشود:
در کشاکشهای نیرنگ خیال افتاده‌ام
دل جنون می‌خواهد و آداب می‌باید مرا...
با تشکر از سایت وزین و زیبای گنجور...

علیرضا در ‫۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۵۵ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶:

این یکی از عاطفی ترین شعرهاییست که به عمرم دیدم
هر مهربانی به خاطر درد فراقی که معمولا همراه خودش داره میشه نامهربان .

سعیدks در ‫۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۴۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴ - نی محزون:

این غزل رو محمد معتمدی با آواز در دستگاه سه گاه خونده

ناشناس در ‫۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۴۶ - تهدید کردن نوح علیه‌السلام مر قوم را کی با من مپیچید کی من روپوشم با خدای می‌پیچید در میان این بحقیقت ای مخذولان:

زانک مومن آینه مومن بود
خط سوم ماقبل آخر

علی کریمی در ‫۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۱۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:

وحشت آن است‌که ناآمده از خود بروم
درست است

حسین در ‫۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد:

عجب مردم خودشون یکپارچه مارند اما میرن تماشای مار نادانی دخلق رو مولانا جان

۱
۴۸۴۱
۴۸۴۲
۴۸۴۳
۴۸۴۴
۴۸۴۵
۵۷۳۱