مریم در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۴۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » دیباچه:
برگ عیشی به گور خویش فرست
کس نیارد زپس، زپیش فرست.
گلستان، تصحیح غلام حسین یوسفی
وحید حسنی در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۳۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت » بخش ۱۱ - حکایت مرد کوته نظر و زن عالی همت:
در طول زندگی ام تا به امروز بارها به این مصرع از شعر "هر آنکس که دندان دهد نان دهد" رسیدم، بالاخص الان که خدا داره بهمون یه بچه می ده. برکتش پیش پیش داره بهمون می رسه. خدا را بابت نظم و سیستم قشنگی که طراحی کرده شاکریم.
محسن در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۰:
آدمی در عالم خاکی نمیآید به دست
عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی
----
با در نظر گرفتن اینکه گوینده از آن جایی که هست حرف می زند. پس اگر کسی در آن منطقه که او هست قرار بگیرد همه چیز معنی دیگری پیدا می کند.
در این بیت دو کلمه کلیدی وجود دارد:
1- آدمی
2- عالم
با فهمیدن این دو کلمه ما می توانیم به معنی و مقصود گوینده پی ببریم، البته از طریق حسیات و نه تجربی.
آدم: یکی از مراحل خلقت است یعنی جماد، نبات، حیوان، انسان، بشر و آدم. در واقع آدم یک مقام است.
عالم: ما عوالم متعددی داریم عالم ناسوت ، عالم ملکوت، عالم جبروت و عالم لاهوت. که هر کدام نیز توضیحات و مباحثی دارد.
پس ما در این عالم ناسوت نمی توانیم به مقام آدمیت برسیم و می بایست در عوالم معنوی سیر کرده و در عالم دیگر به این مقام برسیم. و این جسم عنصری برای سیر در عالم خاکی یا ناسوت است و نمی توان به چیزهای دیگر که برای عوالم دیگر هست در این عالم دسترسی داشت.
چنگیز گهرویی در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۶:
ضمن پوزش از علاقه مندان و خوانندگان گرامی . در مورد شرح قبلی .حقیر در فهم مراد شاعر دچار اشتباه شدهام تصحیح می نمایم .ما بدین در . منظور در گاه ابدی و ازلی مح بوب و معشوق و حضرت حق میباشد که شاعر میگوید ما برای به دست اوردن جاه و جلال اینجا نیامده ایم بلکه به دلیل حوادث و اتفاقات ناگوار به درگاه تو پناهنده شده ایم و در بیتهای بعدی نیز تاکید میکند می خواهیم به عشق برسیم و به عشق سبزه خط تو قید بهشت را زده ایم (سایه طوبی و دلجویی حور و لب حوض . به هوای سر کوی تو برفت از یادم )
عبدالغفار در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۵۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:
در نسخهٔ مطبعهٔ حروفی ماشینخانهٔ دارالسلطنهٔ کابل از سال 1334 ابیا ت هشتم و دهم چنین درج شده اند :
غبار صبح دیدی شرم دار از سیر این گلشن
ز عبرت خاک بر سر کرده می آید هوا اینجا
و
طرب عمریست باساز کدورت بر نمی آید
سیاهی پیش تاز افتاد از رنگ حنا اینجا
عبدالغفار در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:
بیت 3 مصراع اول کلمهٔ محفل هنوز هم تصحیح نشده است .
عبدالغفار در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۱۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:
در بیت 6 مصراع دوم کلمه "ریزهٔ" بجای "ریزة " نوشته شود !
خدا نگهدارتان
چنگیز گهرویی در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۶:
در مورد بیت نخستین و شرح اقای زد و تایید و تصدیق اقای دکتر .به سمع عزیزان میرساند که باید روایت بهشتی بودن ادم و سر پیچی کردن او و خوردن گندم و بیرون راندن او از بهشت به این کره خاکی و خاکدان غم توجه داشته باشید .من شما و حافظ از امدن به این خاکدان غم هیچ نقش و اختیاری ندشته ایم میبنید که از بد حادثه و ناگزیر جای ما اینجاست و به اختیار و برای کسب جاه و حشمت نیامدهایم اشاره حافظ به این جبر و حادثه بد (گندم خوردن توسط ادم )میباشد . . . من ملک بودم و فردوس برین جایم بود ادم اورد در این دیر خراب ابادم
ناشناس در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۸:
شراب تلخ نمیتواند منظورش جلال و جبروت الهی باشد چون مرد معنی منفی ندارد و مرد افکن به معنی گیرابودن بالای شراب است نه چیز دیگر. شکی نیست که خواجه آنقدر رند بوده که خشکه مذهبان امروزه را نیز گمراه و با خود روان میکند. بخصوص که جلال و جبروت الهی انسان را از شر و شور دنیا غافل نمیکند ولی شراب به اسایش ذهن کمک میکند.
آرش طوفانی در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۴۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۰ - حکایت کرم مردان صاحبدل:
روحت شاد سعدی که چقدر دل نشین و عمیق سخن می گویی! روحت شاد!
بله!
تنی زنده دل، خفته در زیر گل/به از عالمی زنده مرده دل!
افسوس و صد افسوس که مزاج دهر تبه گشته و روزگار سفله پرور شده است!
شرح سرخی بر حافظ در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:
خانم نرگس صحیح می فرمایند اکثریت غزل های حافظ سیاسی است و علیه ریاکاری های دربار امیر مبارزالدین و بعد هم شاه شجاع و بعد از حمله ی تیمور به اصفهان است که حافظ ه دلایلی گوشه نشین گشته و اشعار عارفانه ی بسیار زیبایی می سراید .
شرح سرخی بر حافظ در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:
جناب مرتضوی :
1: حافظ عارف نبوده است و از پانصد غزل وی ( 498) فقط بیست و اندی غزل عارفانه است که آن هم در دوران پیری یعنی بین سال های 788 تا 792 سروده است و از بهترین اشعار عارفانه ی زبا فارسی است . پس بگوییم عارف هم بوده است چنان که رند هم بوده است و ...
2: در این غزل مانند چندین غزل دیگر نظر حافظ به غزلی از خواجه بختیار کاکی است که یکصد و پنجاه سال قبل از حافظ می زیسته است و حافظ چندین غزل او را استقبال کرده است از جمله این غزل . خواجه بختیار می فرماید :
صاحبدلی اگر نظری سوی ما کند
مس وجود ما ز نظر کیمیا کند
خاک رهش ملائکه در دیده ها کشند
بر آستان اهل دلی هر که جا کند
عاشق که بوی او شنود مست می شود
دانی تو روی او که ببیند چها کند ...
عاشق نباشد آن که کند پیرهن قبا
باید ز شوق پیرهن جان قبا کند ...
حافظ بسیاری از غزل های او را استقبال کرده است و جای تعجب است که هیچ یک از شارحان حتی اشاره ای هم به ایشان نکرده اند جز زنده یاد دکتر همایون فرخ در حافظ خراباتی .
جعفر مرتضوی در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵:
هر کسی را ز لبت خشک تمنایی هست
من خود این بخت ندارم که زبانم باشد
آقا معنی این بیت چی می شه؟
امیر در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۷۱:
مولانا روحت شاد
از این شعر مولوی شور اشتیاق میگرم
علیرضا خسروی کلهر در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
*این غزل زیبـــا جناب مولانـا - سرشارازمضامیــن عارفانه اســت.
علیرضا خسروی کلهر در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱۸:
جناب حضرت مولانا دراشعار دل انگیز خویش همانند سایر عرفای بزرگ ازکللمات کلیدی ورمزی واصطلاحات خاص عارفانه استفاده نموده است که بعضا" درک آن برای افراد عادی ممکن نیست ودرنظر برخی ازعوام شاید بی معنی باشد درحالیکه دقیق ترین ظرائف عالم عرفان درآثارایشان نهفته است ودلی آکنده ازمعنی وسری پیوسته ازسودا می طلبد تا این اشارات ارزشمند را مکشوف واستخراج نماید کمااینکه درغزل فوق ( عبارات ماه و... ) بشکل رمزی امده اند . بااحترام علیرضا خسروی کلهر
امین در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۰۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۱ - سر آغاز:
آخ که من با این چهار بیت عشق میکنم
عشق!
هر روز این چهار بیت رو میخونم
امین در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۰۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۲ - تقریر عشق مجازی و قوت آن:
واقعا زیبا بود
دکتر فریبا علومی یزدی Faribaolumi@gmail.com در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:
نسخه انجوی را ببینید و مقایسه کنید:
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند
چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند
گوییا باور نمیدارند روز داوری
کاین همه قلب و دغل در کار داور میکنند
یا رب این نودولتان را بر خر خودشان نشان
کاین همه ناز از غلام ترک و استر میکنند
بنده پیر خراباتم که درویشان او
گنج را از بی نیازی خاک بر سر می کنند
ای گدای خانقه بازا که در دیر مغان
میدهند آبی و دلها را توانگر میکنند
حسن بیپایان او چندان که عاشق میکشد
زمره دیگر به عشق از خاک بر سر میکنند
خانه خالی کن دلا تا منزل جانان شود
کین هوسناکان دل و جان جای دیگر می کنند
آه آه از دست صرافان گوهر ناشناس
هر زمان خر مهره را با در برابر می کنند
بر در میخانه عشق ای ملک تسبیح گوی
کاندر آن جا طینت آدم مخمر میکنند
صبحدم از عرش میآمد خروشی عقل گفت
قدسیان گویی که شعر حافظ از بر میکنند
مریم در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۹۶: