چنگیز گهرویی در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱:
در رابطه با بیت ششم و منظور از مسند جم .البته مراد وخطاب مسند جم گلستان ارم نیز میتواند که در این صورت یکی بودن سلیمان و جم نیز ملغی و منتفی میباشد
چنگیز گهرویی در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱:
اقای امین کیخا.در بیت ششم این غزل درست فر موده اند منظور از مسند جم بادمیباشد اگر در بیت پنجم دقت نمیید میبینید که شاعر در گلستان ارم وقتی میبیند نسیم سحری زلف سنبل را اشته کرده است میپرسد .ای مسند جم .خطاب باد یا همان نسیمک سحری میباشد اما اینکه جمشید همان سلیمان است قضاوتی ندارم
حمید در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲:
دوستان و بزرگوارن،
بعضا اشاره شده که منظور از بعضی ترکیبات و استعاره ها، حضرت امام حسین علیه السلام است. این حقیر که مذتی در این باب پژوهش مینمودم دریافتم که، حضرت حافظ و شیخ اجل و بسیاری دیگر به مذهب یا فرقه ای بودند که برادران اهل سنت بسیار نزدیک تر است تا تشیع. معنا و مفهوم واژه های مقدسی چون کربلا و عاشورا چنانچه در پستوی ذهن این استادان سخن بود، به لطف عمق مفهوم غزل ها می سرایدند...
چنگیز گهرویی در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱:
بیت هفتم این غزل در اینجا و تمام تصحیحهای موجود بدین صورت امده .سخن عشق نه انست که اید به زبان ....ساقیا می ده و کوتاه *(کن )*این گفت و شنفت .که چنانچه فعل کن به همین صورت باشد در خوانش بیت سکته ایجاد شده و خوانایی و روانی در ان نیست به نظر این حقیر صورت امده در ذیل بهتر و روانتر خوانده میشود .قضاوت با خوانندگان ....سخن عشق نه انست که اید به زبان ..ساقیا می ده و کوتاه *( بکن )*این گفت و شنفت
رضا در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۰۸ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » خیام شاعر:
*فقط عطار*
از درون ظلمت خود وارهید*
سنت ایزد میان جان نهید*
از غذاب جاودان ایمن شوید*
در بهشت جاودان ساکن شوید*
صفا در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۲۱:
در آلبوم یادگار دوست با صدای استاد شهرام ناظری بهترین چارانه = رباعی های مولانا رو می تونید بشنوید دکلمه از احمد رضا احمدی بسیار خاطره انگیز و ماندگار ....
سرمد تهرانی در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۲۱ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹:
واضح است که به استقبال از آن غزل مشهور حافظ گفته شده
مخصوصا از بیت آخر و دوم پیدا می شود
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۶:
نظر بسیار جالبی است زد گرامی و شاید مصراع دوم نیز بدین صورت بوده است
نز ( نه از ) بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم رهرو منزل عشقیم و زسرحد عدم.... و
با باقی غزل همخوانی کامل دارد
زها زه!
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۹:
زحمت افزا میشوم : پاسارگاد نیز در گذشته
به تفاوت مشهد مرغاب و مسجد مادر سلیمان خوانده میشده است.
آیدین در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۳۴ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲:
نمیتوان گفت که در سخن بزرگان نام مولا علی به وضوح نیست.
در اشعار مولانا میتوان این مورد را مشاهده نمود.
همچنین کتاب مظهر العجایب نوشتار شیخ عطار نیشابوری به کل در مدح مولا علی است .
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۴:
جناب چنگیز خان گهرویی:
میتوانیم با دیدگاه یکدیگر همراه نباشیم ، اما به گمانم نباید به هم ناسزا بگوییم و یا واژگان ناشایست به کار بریم .
این کمترین ادعای حافظ شناسی نداردتنها نظرخویش نوشته است که پیری با بی بنیادی همراه نیست سستی است که بی بنیاد اسیت، همین
و فراموش نکنیم گنجور جای ادبیات است و ادب معنای دیگری هم در زبان شیرین ما دارد
باقی و برقرار بوید.
عبدالواحد در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۰۴ دربارهٔ اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۲۰۷ - غلامی:
خداوند به بنی آدم ارزش وبینش داده است، وقتی انسان به مقابل انسانی دیگر خود را پست می کند آن ارزش راکه همسان گوهر است از دست می دهید واز سگان خوارتر می شود، چرا تجربه نشان می دهد که سگ به مقابل سگ سرخم نمی کند.
مسعود فرهیان در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۷ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۲:
"گر مرید پیر دیری خرقه خمری کن به می"
زشت باشد دلق نیلی و شراب لعل فام
حافظ:
گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن.
خدایی اگر خواجو نبود، حافظ ... .
محمد در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۵:
به نظر من هم ترکیب صحرای علل به خدا برمیگرده ، با این توضیح که زیادی براهین موجود برای اثبات خدا به صحرا تشبیه شده
ناشناس در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:
در بیت پنجم کلمه اول mohr است یا mehr؟
بیفکند است یا نیفکند؟
ناشناس در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۹:
فرمایش شماراهمه می گویندعرض من این است دانه های اشک که گاهی سفیدوگاهی خونین است یک یک وپیاپی ازجشم بیرون می ریزدحافظ ان هارابه گهرولعل تشبیه کرده وبرای جلوگیری ازپراکندگی ازسوزن چشم می گذراندوبه صورت رشته ای نثار مقدم دوست می کندمانعی هم درتشبیه چشم به سوزن نیست چون هم دوکی شکل است هم مردمک چشم به منزله ی سوراخ سوزن است ومعمولا هم دانه های قیمتی رابه صورت رشته تقدیم می کنندبااین معنی قافیه هم تکرار نمی شود
فرهاد در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۲۲ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هیچ است [۱۰۷-۱۰۱] » رباعی ۱۰۶:
من حدث میزنم که مصرع دوم بیت اول به این صورت است:
چون هست زهرچه نیست نقصان و شکست
علی در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۳:
رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی : شاهد هم به معنای ناظر و هم به معنای زیبارو میباشد که این کلمه ایهامی زیبا در شعر ایجاد میکند. ناظری که همه جا هست (خدا) و زیبا رویی که همجا هست (زن بدکار )
مجتبی در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۵۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۶ - وحشی شکار:
با درود.متن کامل غزل این گونه می باشد:
باز آی بعد از این همه چشم انتظاریم
دیشب به یاد زلف تو در پردههای ساز
جانسوز بود شرح سیه روزگاریم
بس شکوه کردم از دل ناسازگار خود
دیشب که ساز داشت سر سازگاریم
شمعم تمام گشت و چراغ ستاره مرد
چشمی نماند شاهد شب زندهداریم
گفتی هوای لاله عذاران ری خوش است
پنداشتی که بوالهوس لاله زاریم
طبعم شکار آهوی سر در کمند نیست
ماند به شیر، شیوه وحشی شکاریم **
سندان به سرزنش نتوان کرد پایمال
سرکوبیم زیاده کند پافشاریم
شرمم کشد که بی تو نفس میکشم هنوز
تا زنده ام بس است همین شرمساریم
تا هست تاج عشق توام بر سر ای غزال
شیرین بود به شهر غزل شهریاریم
کاوه در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۵۵ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸ - در مدح امیر انکیانو: