محمد در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:
فکر کنم جواب عرفان هم یه جورایی داده شد.
در دو بیت اول همونطور که گفتم باز هم حافظ حساب خودش رو از هر دو گروه با آوردن کلمات «تقوا» و «خرقه» جدا میکنه و انگار میگه من دلم رمیده اون اصل کاریه و بند و بساط هر دوی شما فدای پیرهن چاکش، یا چاک پیرهنش!
خدا که پیرهن نمیپوشه که حالا چاک باشه یا نه؛ اما اگه حافظ مستقیم بگه خدا که دیگه شعراش لطف و رمز و رازی نداره و اصلا فرقی با معبود زاهدان و عارفان پیدا نمیکنه! اونا هم خداپرستن. تفاوتی که قضیه یار پیرهن چاک ایجاد میکنه اینه که نهی شده از طرف هر دو گروهه! بنظرم «دروغ وعده» هم اشاره به مکر خدا داره که نعمتی رو میده یا میگیره و انسان حواسش نیست و مغرور یا شاکی میشه، گم میشه توی جزئیات و... حالا بیا درستش کن!
والسلام.
مهر در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۷:
من هم با جناب بهروز موافق هستم. دقیقا به همون دلیلی که ذکر کردند.
محمد در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:
در جای جای اشعار حافظ هم زاهدان و هم صوفیان از نظر او مردود اعلام شدن، اما حافظ هر دو دسته رو و بیشتر صوفیان رو قبول داشته و انتقاداتی که به اونا وارد میکنه مربوط به افراد ریاکار، مدعی و ظاهربین موجود در هر دو دسته هست. آب عرفان اسلامی با زهد اسلامی توی یه جوب نمیره و مسبب این مسئله ظاهر بینان خشکه مقدس زاهد و از طرف دیگه ریاکاران و مدعیان بظاهر عارف هستن. این مثل یه درخته که از تنه یکیه اما در شاخه ها به چندین دسته تقسیم میشه که حافظ در حالی که خودش از همون تنه اصلی هست اما با توجه به معضلاتی که در هر دسته می بینه حساب خودشو از همه جدا میکنه و در اوج ایمان سرشاخه جدیدی برای رفتن بسوی خدا ایجاد کرده؛ یعنی صوفی، اما رند! که برای فرار از هر دو گروه مست و عشق باز و لاابالی نشون میده و به هر دوطرف هم تیکه میندازه، اما عبادت و سلوکش هر دو مخفیانه و بی ریا و بی ادعاست، در خویشه، درویشه.
محمد در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:
با خواندن بعضی از نظرات واقعا دل آدم می گیرد از این نگاههای سطحی.
حسام خان نظر شما در مورد عقیده نداشتن حافظ به روز قیامت از بیخ و بن غلطه. حافظ جزو سردمداران خیل عظیمی از شعراست که اصطلاحات عارفانه و صوفیانه رو وارد غزل کردند. اکثر اصطلاحات مشهور صوفیان مسلمان مثل جام، می، خال و... در غزل در معنای اصلی خودشون بکار نرفته و نمیرن و اصلا نباید برن! چرا که دیگه اصطلاح نیستن، میشن یه کلمه معمولی. حافظ یک مسلمان صوفی معتقد بوده، اونم با درک شهودی؛ نه فلسفه و استلال و مبانی متزلزل دیگه.
توضیح ثمین در مورد این بیت درسته. خلاصه ش این میشه که در دلی که عشق خدا (می) هست جای هیچ چیز دیگه (ترس) نیست. حتی ترس روز رستاخیز هم با عشق خدا قابل تحمل و ساده میشه.
تمیم در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۹:
هم نوشیدن می و هم در آغوش معشوقه خوابیدن گناهی نیست ، گناه آن است که دیگران را از انجام این کارها نهی کنند ولی ( چون به خلوت برسند آن کار دیگر میکنند )
تمیم در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۰۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۸:
دوست عزیز ، قیس ، منظور شاعر این است که بهشت نسیه و وعدۀ خیالی است نقد در همین دنیا است
تمیم در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۰۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۷:
سخن حق و به جای است که اندیشمند بزرگ بر زبان رانده
تمیم در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۰۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۳:
مجید جان دوست گرامی ، شاید گمان شما این باشد که در دید عرفا مستی و نوشیدن می بیخبری از دنیا است و دلبر و معشوقه هم معنای حضرت حق را میدهد اما باید یادمان باشد که شاعر هم انسان بوده و سرشار از احساسات و شهوات ، من فکر میکنم منظور شاعر مستقیماً " می " و "معشوقه " به معنی واقعی آن بوده است .
تمیم در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۵۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۱:
منظور شاعر همان می است و یا به معنای عامیانه شراب و یا مشروبات الکلی
محمد در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۰۰ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۵۸ - دزد و قاضی:
واقعا من با جد می توانم بگویم : زبان ها برای توصیف و یا تعریف از این شعر و شاعر گران قدر ان قاصرند.
محسن خادمی در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۰۶ - غالب شدن حیلهٔ روباه بر استعصام و تعفف خر و کشیدن روبه خر را سوی شیر به بیشه:
این مصرع/غزل غزل شمارهٔ 782./ «خبرت هست که در شهر شکر ارزان شد» قرابت دارد با این بیت:
شهر ما فردا پر از شکّر شود
شکّر ارزانست ارزانتر شود
سینا در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۲۵ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » مثنویات » در هجو کیدی (یاری) شاعرنما:
این شعر یکی از بهترین جوابهایی بود برای پاسخ به ترانهای از یغما گلرویی که در آن به «ه. الف. سایه» و بسیاری دیگر توهین کرده بود.
valy در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۵۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۹:
مطلع بیت هفتم " خوان اسباب جهان .."
امیر در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۵۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۲ - (مناجات اول) در سیاست و قهر یزدان:
روح شاد نظامی
خداوند متعال بسیار بسیار بزرگ است
امیر در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۳۶ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:
ای خدا . ای خدای بزرگ
این شعر واقعا عالی هرکسی این شعر بخونه به بزرگی خدا پی میبره .
سنایی روح ات شاد
چنگیز گهرویی در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۴:
دو شرح بر بیت دوم امده .فهم هر دوی این عزیزان با اجازه بسیار مهجورو غریب و غلط میباشد .در فکر فرهنگ و عرفان حافظ زلف جایگاه و مامن و محل دلها میباشد . زلفت هزار دل به یک تار مو ببست *صبا در ان سر زلف ار دل مرا بینی *در پیچ طره تو دل بی حفاظ من *ای که در زنجیر رلفت جای چندین اشناست *و در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت .اما معنی بیت .زلف تو جای دلهی شاهان عالم بادیا همای زلف شاهین شهپر تو دل شاهان عالم را زیر پر بگیرد
مرجان عامری در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۰۷ دربارهٔ رهی معیری » منظومهها » سنگریزه:
من خم شدم به چاره گری، در برابرش
با تشکر
شهرزاد نظری در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷۱ - موعظه در اجتناب از غرور و کبر و حرص:
با سلام،
از اساتید عزیز درخواست شرح این بیت را دارم:
کز برای خاک پاشی، نازنینی را خدای
کرد در پیش سیاستگاه قهرش سنگسار
مقصود شاعر در این بیت کیست و اساساً اشاره به چه حادثه ای دارد؟
با سپاس
چنگیز گهرویی در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳:
بیت پنجم . زنده رود باغ کاران مفرد میباشد و بسیار درست تر و روانتر میباشد تازنده رود و باغ کاران که مثنی میباشد
امچم در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۲۴ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش بیست و یکم » (۱) حکایت امیر بلخ و عاشق شدن دختر او: