گنجور

حاشیه‌ها

مهدی در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:

با سلام
به نظر بنده مصرع دوم شعر باید (( من چرا ملک جهان را به جوی نفروش )) باشد
در غیر این صورت ناخلفی قطعا ثابت می شود چون پدر روضه رضوان را به دو گندم فروخته این اگر به یک جو بفروشد که می شود نا خلف پس حافظ باید اینجا چیزی را به یک جو بفروشد که ارزشش کمتر از روضه رضوان باشد تا فرزند خلف پدر باشد این هم ملک جهان است

محی در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۵۲:

شعر احمر: موی سرخ
رنگ اسمر: رنگ گندگون

بابک علی خانی در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۲۲ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۹۵ - مطلع سوم:

به نامِ خدا
با درود و ادب
این دو بیت میانی در زیر جا افتاده است و در دیوانِ خاقانی ویرایشِ استاد سجادی به جای خون در مصرعِ دومِ بیتِ چهارم که در زیر نوشته شده است چون آمده است ویرایش نموده و بیفزایید.(دیوانِ خاقانیِ شروانی بررسی و ویرایشِ استاد دکتر ضیاء الدین سجادی، تهران: زوار، چاپ 7، 1382، رویه یِ 397)
سپاس
بابک علی خانی
برکشیده تیغِ اسد چون افتاب اندر اسد || در تموز از آهِ خصمان مهرگان انگیخته
بر دلِ کفار چو انگور آبله وَز خونشان || می زحصرم گون سرِ تیغِ یمان انگیخته
بَر سَرِ دریایِ نیلَش تیغِ کان رویناش || تا جزیره‌ی رویناش و لنبران انگیخته
در جزیره رانده یک دریا زِ خونِ روسیان || موج از آن دریای، چونِ کوه کَلان انگیخته

سعید در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۷:

شما هر جور بخوانی سیمین درست هست. در ضمن از سعدی ادیب تر هم در عصر ما هستند.

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۴:

منظور حافظ از عرق جین شخص مونث فرضی استکه ازاتش دوری ا یشان عرق کرده -عرقچین در این مصرع شخص موینثی است

بلبل شیراز در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۰۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۵:

در آخر بیت دوم قافیه و معنی حکم می​کند که «بیایی» درست باشد نه «بیابی» و باید حرف ب به ی تبدیل شود.
دوستانی که در مورد «توکه گفته​ای تأمل نکنم جمال خوبان» فرموده​اند که باید تحمل یا جفا باشد، معنی بیت به همین صورت نوشته شده یعنی با «تأمل کردن در جمال خوب‌رویان» صحیح است و با بیت قبل از آن که نصیحت نپذیرفتن از فقیه پارسا را مطرح می​کند مطابقت دارد.

محمد سعید میاحیان در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۵۹ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۹:

با درود . خدمتتان عرض کنم که:
بیع به معنای فروش است و خرید را در عربی شری می گویند و مشتری (خریدار) مشتق این واژه است. در این مهمانی تجارتی منظور و ملحوظ نیست تنها قدر و پاداش میزبان را اندک ثمن و بها را قدر شده است و ارزش گذاری نموده اند . والا ارزش واقعی آن با عنایت که به حدیث ربانی مشهور که می فرمایند خونبهای تو خودم هستم . می باشد.

سایه ی هیچ در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:

خدمت تمام دوستانی که در مورد این شعر اختلاف دارند باید عرض کنم که حافظ در این شعر تنها اندیشه ی جبری صوفی گرایانه ی خویش را منعکس کرده است و لاغیر..روحش قرین رحمت

جبرئیل در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲:

به نام بخشنده بخشایشگر
جناب فرهاد
چرا بار خود بر دوش حافظ می نهی
کفر بر لب خاموش‌ حافظ می نهی
چون شهد قرآن در دل تلخت نرفت
تلخی‌ات در نوش حافظ می نهی؟

فریدون در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۳۱ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۶۶:

بجای مزار که اینجا بی معنی بنظر میرسه ، باید نازار قرار داده شود ، یعنی نیازار :
نازار دلی را که تو جانش باشی
معشوقه ی پیدا و نهانش باشی
زان می ترسم که از دل آزاری تو
دل خون شود و تو در میانش باشی.
استاد شجریان هم این آواز این شعرو خونده .

چنگیز گهرویی در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۴:

اقای دکتر ترابی .منظور از پیر ,پیر زمان میباشد .پیر بی بنیاد و ترکیب بینهایت زیبا یپیر رعنا در بیت ذیل .شاهکار میباشد .,.جهان پیر رعنا را ترحم بر جبلت نیست..زمهر او چه میپرسی در او همت چه میبندی

عبدالستار در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۴۴ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۳ - در وداع ماه رمضان:

لطفا مصرع دوم بیت چهارم را اینگونه تصحیح کنید:
و علیک السلام یا رمضان

سایه در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱۷:

تصنیف شور رومی به غایت زیباست.
مولانا خود نان و نمک می خورد و شکرخایی می کرد. به قدر ببینید نه مقدار، وگرنه هزار در هزار ساز و نوای بی روح جز چوب و فلز نیست.

سایه در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۱:

منظور از "سینه ها" در بیت دوم، شیب اصلی کوه یا تپه هاست که به آن سینه کوه گفته می شود و چون همیشه با آب باران شسته میشه و رد آب جاری همیشه بر سینه کوه هست ازین رو آن را به سینه ای پاک و بی آلایش تشبیه کرده.
دوستان اگر کسی معنی این بیت رو بنویسه خیلی ممنون می شم:
تا کی دوشاخه چون رخی تا کی چو بیذق کم تکی
تا کی چو فرزین کژ روی فرزانه شو فرزانه شو

حسن رضوی در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۸ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۸۶:

مادر او جگر عم پیمبر بدرید...

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۵۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۷ - مناظرهٔ خسرو با فرهاد:

بیت پایانی در نسخۀ چاپ هرمس 1385، بر پایۀ چاپ مسکو، چنین است:
چو برج طالعت نآمد ذنب‌دار/ ز پس رفتن چرا باید ذنب‌وار

adel در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۱۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۹ - در مدح خاقان اکبر شروان شاه منوچهربن فریدون و بستن سد باقلانی و التزام صبح در هر بیت:

جبهت زرین نمود طرهٔ صبح از نقاب عطسهٔ شب گشت صبح خندهٔ صبح آفتاب
غمزهٔ اختر ببست خندهٔ رخسار صبح سرمهٔ گیتی بشست گریهٔ چشم سحاب
میغ چو پشت پلنگ کرد هوا را بصبح ماه چو شاخ گوزن روی نمود از حجاب
دهره برانداخت صبح، زهره برافکند شب پیکر آفاق گشت غرقهٔ صفاری ناب
صبح فنک پوش را ابر زره زد قبا برد کلاه زرش قند زشب راز تاب
مائده سالار صبح نزل سحرگه فکند از پی جلاب خاص ریخت ز ژاله گلاب
صبح نشینان چو شمع ریخته اشک طرب اشک فشرده قدح شمع گشاده شراب
پنجهٔ ساقی گرفت مرغ صراحی به دام ز آتش صبح اوفتاد دانهٔ دلها به تاب
صبح همه جان چو می، می همه صفوت چو روح جرعه شده خاک بوس خاک ز جرعه خراب
چرخ ترنجی به صبح ساخته نارنج زر از پی دست ملک، مالک رق و رقاب
صبح سپهر جلال، خسرو موسی سخن موسی خضر اعتقاد خضر سکندر جناب
با سلام وعرض ادب برخی از گزینه ها اشتباه بود که اصلاحش رو نوشتم

عادل در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۱۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۹ - در مدح خاقان اکبر شروان شاه منوچهربن فریدون و بستن سد باقلانی و التزام صبح در هر بیت:

جبهت زرین نمود طرهٔ صبح از نقاب عطسهٔ شب گشت صبح خندهٔ صبح آفتاب
غمزهٔ اختر ببست خندهٔ رخسار صبح سرمهٔ گیتی بشست گریهٔ چشم سحاب
میغ چو پشت پلنگ کرد هوا را بصبح ماه چو شاخ گوزن روی نمود از حجاب
دهره برانداخت صبح، زهره برافکند شب پیکر آفاق گشت غرقهٔ صفاری ناب
صبح فنک پوش را ابر زره زد قبا برد کلاه زرش قند زشب راز تاب
مائده سالار صبح نزل سحرگه فکند از پی جلاب خاص ریخت ز ژاله گلاب
صبح نشینان چو شمع ریخته اشک طرب اشک فشرده قدح شمع گشاده شراب
پنجهٔ ساقی گرفت مرغ صراحی به دام ز آتش صبح اوفتاد دانهٔ دلها به تاب
صبح همه جان چو می، می همه صفوت چو روح جرعه شده خاک بوس خاک ز جرعه خراب
چرخ ترنجی به صبح ساخته نارنج زر از پی دست ملک، مالک رق و رقاب
صبح سپهر جلال، خسرو موسی سخن موسی خضر اعتقاد خضر سکندر جناب

دکتر ترابی در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:

نگران مباشید نازنین نازنین
من در کار خرید و فروش آدم نظری ندارم، اما در باره‌ی خواجه باید بگویم :
پسر کو ندارد نشان از پدر تو بیگانه خوانش مخوانش پسر
با آرزوی زندگی دراز و شادکامی بسیار

۱
۴۷۷۸
۴۷۷۹
۴۷۸۰
۴۷۸۱
۴۷۸۲
۵۷۰۷