فرّخ در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۲۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶۰:
بیت 12، مصرع اول، اینگونه صحیحست:
هر دلی کز بیم آتشهای بیزنهار عشق
ناشناس در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۰:
سلطان صبا پرزر مصریش دهان کرد
محسن خادمی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۱۵ دربارهٔ شیخ بهایی » نان و حلوا » بخش ۴ - فِی التَّأَسُّفِ وَ النّدامَةِ عَلیٰ صَرْفِ الْعُمرِ فیما لایَنْفَعُ فِی الْقِیامَةِ وَ تأْویلِ قَولِ النَّبیِّ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم: «سُؤْرُ الْمُؤْمِنِ شِفاءٌ»:
قرابت با ابیاتی از مولانا:
خردهکاریهای علم هندسه
یا نجوم و علم طب و فلسفه
که تعلق با همین دنیاستش
ره به هفتم آسمان بر نیستش
این همه علم بنای آخرست
که عماد بود گاو و اشترست
بهر استبقای حیوان چند روز
نام آن کردند این گیجان رموز
علم راه حق و علم منزلش
صاحب دل داند آن را با دلش
سعیده در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۲۷ دربارهٔ باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۷:
مصرع دوم بیت اول به شکل: گل غره مشو که ما در او می مانیم هم نقل شده
سعیده در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۲۴ دربارهٔ باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۷:
رباط به معنی کاروانسراست و در لغت نامه دهخدا به همه معنی امده و ر در رباط کسره داره
مسعود در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰:
آقا اسمائیل
زیاد از سنی بودن مولوی (لقب علمای اهل سنت مولانا در درجه بالا تر از مولوی قرار دارد ) ناراخت نشو چون شعرای قبل قرن 8 و 9 همه سنی بودند . حتی فردوسی که این همه روی تشیع بودنش مانور داده می شه بیت زیر ازش اومده :
چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی
خداوند امر و خداوند نهی
که خورشید بعد از رسولان مه
نتابید بر کس ز بوبکر به
عمر کرد اسلام را آشکار
بیاراست گیتی چو باغ بهار
پس از هر دوان بود عثمان گزین
خداوند شرم و خداوند دین
چهارم علی بود جفت بتول
که او را به خوبی ستاید رسول
که من شهر علمم علیم در ست
درست این سخن قول پیغمبرست
فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر/
فرج الله نعمتی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۸ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۶ - این قطعه را برای سنگ مزار خودم سرودهام:
سلام بر مسئولان وبگاه ارزشمند گنجور. می خواستم بگویم که قطعه های مصرع ( دارای قافیه در مصرع نخست) نیز داریم و نظر قبلی خود را پس بگیرم. با سپاس و احترام.
راشین در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱ - پادشاهی جمشید هفتصد سال بود:
ممنون از اطلاعات خوبتون. در رابطه با افزایش اطلاعاتتون اسم همسر و معشوقه ی جمشید پریچهر بود
هادی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
اینکه بیت سوم و چهارم ممکنه درباب امام حسین و شهدای کربلا باشه قرینه هایی در شعر دارد مانند رندان تشنه لب، ولی شناس "اشاره به ولایت امام حسین" ، سرهای بریده بدون اینکه جرمی کرده باشند. البته در بیت اول هم ذکر میشود که داستان عشق است و در حدیحث قدسی داریم که حرکه عاشم بشود او را می کشم .حتی شهریار هم به این حدیث در شعری اشاره کرده که ب"به کدام ملت است این به کدام مذهب است این
که کشند عاشقی را که تو عاشقم چرایـــی"
ضمنا اونهایی که میگن در مورد امام حسین نیست هیچ دلیلی ندارن و البته ما هم مییگیم به احتمال خیلی زیادبا توجه به قراین در مورد امام حسینه
زهرا در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۵۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰:
این شعر رو باید با صدای استاد علی اصغر شاه زیدی شنید.
حسین در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۴۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » خان ننه:
با سلام از ارومیه هستم هر موقع این شعر و حیدر بابایه سلام را می خوانم واقعاً از ته دل احساس می کنم که دقیقاً حال وهوای خودم هست و می نشینم بیاد گذشتگان و از آنهایی که یک روز قدرشان را ندانستم و از دستم رفته اند گریه می کنم . که نشان از پاکی دل و صفای درون شاعر عزیز شهریار شعر ایران است . روحش شاد و برای آرامش روحش صلوات
حوری محمودیان در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۲۶:
در بیت دوم ،مصرع دوم
اولی با توجه به کل رباعی باید ..دلبر باشه نه دل بر
علیرضا ریاحی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۰:
"سپر کنم سر و دستت ندارم از فتراک"
یعنی سر خود را سپر میکنم و دست از فتراک زین تو برنمیدارم
ابوطالب رحیمی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۲۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۸ - حکایت مرد درویش و همسایهٔ توانگر:
بسیار زیبا مانند همه حکایت ها و اشعار سعدی...
ابوطالب رحیمی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۱۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۵ - حکایت:
1) به نظر من "دفع چوب از سر و کون خویش" درسته، چون اگه تو روستاها دقت کرده باشید کسانی که خر سوار می شن برای این که خر تندتر بره معمولاً یا یه چوب به این دو قسمت خر ضربه می زنند (البته به نظر من رفتار دور از ترحم و خشنی هست که با این حیوان مظلوم می کنند).
2) بیت آخر هم به زبان ساده تر می خواد بگه: "کل اگر طبیب بودی // سر خود دوا نمودی"
ابوطالب رحیمی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۰۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۴ - حکایت طبیب و کرد:
حکایت پزشکان روزگار ماست ...افراد خامگیاهخوار (کسانی که مواد حیوانی و پخته نمی خورند و عمده تغذیه اونا رو میوه ها، سبزیجات و غلات و حبوبات به صورت آرد شده یا جوانه زده تشکیل می ده) زیادی مثل آرشاویر آوانسیان، دکتر بسکی، دکتر فرخنده و ... رو داشتیم که قبل از انتخاب این روش زندگی پزشکان اونا رو جواب کرده بودند و بهشون گفته بودند شما چند ماه بیشتر زنده نیستید، در حالی که با خامگیاهخواری و انتخاب تغذیه طبیعی بیماری های به ظاهر لاعلاجشون رو درمان کردند و مرگشون را سال های سال به تعویق انداختند. به هر حال باز هم به قول سعدی: "چه داند طبیب از کسی رنج برد؟ // که بیچاره خواهد خود از رنج مرد!"
ابوطالب رحیمی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۰۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵:
داشتم آواز بسیار زیبای استاد شجریان در آلبوم پیام نسیم (اجرای سوئیس) رو گوش می دادم که این غزل رو می خوند. کنجکاو شدم ببینم این غزل زیبا رو کی سروده. با یه جستجوی ساده تو اینترنت به این صفحه رسیدم و دیدم بله این شاهکار، اثر استاد غزل، سعدیه. درود بی کران بر روان شیخ شیراز، سعدی شیرین سخن.
تنگ طه در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۳۵ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » آغازکتاب » مجمع مرغان:
در پاسخ به برادر گرامی آقا حامد صاحب سر سلیمان آمدی صحیح است و در بیت بعد هم هدهد را به راز داری حضرت سلیمان دعوت می نماید . اگر چه در بیت قبل به سیر هدهد به ملک صبا اشاره دارد اما این با صاحب سیر بودن خیلی تفاوت دارد . در مورد تاجور ،پسوند ور که معمولا صفت فاعلی می سازد به کلمه می چسبدو در مواردی که این پسوند جدا نوشته می شود دلایل خود را دارد مانند غوطه ور که به دلیل « ه »که مصوت است باید جدا نوشته شود تا با ه صامت اشتباه نشود .
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:
با درود خدمت دوستان نادیده (آنگونه که امروز میگویند : اهالی گنجور!! و یا اصحاب گنجور!!)
داستان بگزار و بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
مطلع غزل، این کمترین را نیز به گمان انداخت، ای دل غافل ! نکند بگزار است و من به نادرست بگذار می خواندم و ...
از این رو به فرهنگ معین ( که در درستی اش خلاف نیست، بل اجماع است ) مراجعه کردم و در برگ3205 از جلد سوم در معنای گذاشتن شماره 6، هشتن، اجازه دادن و رخصت دادن را یافتم با شاهدی از شیخ، در گلستان به همت فروغی:
بگذار ، که بنده کمینم تا در صف بندگان نشینم
خاطرم آسوده گشت، شما نیز بگذارید خاطرتان آسوده باشد.
آرش در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۱۵ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » بیان وادی عشق » حکایت مجنون که پوست پوشید و با گوسفندان به کوی لیلی رفت: