دکتر غدیری در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۴۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۶:
حاشیه های شماره 1 و2 تایید می شوند. آری استاد گلپایگانی نیز "بگذشت و بازم آتش در خرمن سکون زد"خوانده اند.
سجاد در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
پیرامون بیت آخر و لغت “خـر بنده“:
خــربنده یعنی بنده ی خر بودن، که مولانا از آدمی می خواهد که با اختیار خویش و توسل به خداوند از خداوند بخواهد که او را از بندگی خــر برون آورده و بنده ی خدا گرداند،
خــر را می توان نیم حیوانی آدمی دانست یا نفس حیوانی که امر می کند به جهل و خشم و حرص و ... خود حضرت مولانا می فرماید:
ﺍﯾﻦ ﺳﻮﻡ ﻫﺴﺖ ﺁﺩﻣﯿﺰﺍﺩ ﻭ ﺑﺸﺮ
ﻧﯿﻢِ ﺍﻭ ﺯ ﺍﻓﺮﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﻧﯿﻤﺶ ﺧﺮ
ﻧﯿﻢِ ﺧﺮ ﺧﻮﺩ ﻣﺎﯾﻞ ﺳﻔﻠﯽ ﺑﻮﺩ
ﻧﯿﻢِ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﺎﯾﻞ ﻋﻠﻮﯼ ﺑﻮﺩ
و در جایی دیگر نیز :
ﻗﺴﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎ ﺧﺮﺍﻥ ﻣﻠﺤﻖ ﺷﺪﻧﺪ
ﺧﺸﻢ ﻣﺤﺾ ﻭ ﺷﻬﻮﺕ ﻣﻄﻠﻖ ﺷﺪﻧﺪ
ﻭﺻﻒ ﺟﺒﺮﯾﻠﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﺭﻓﺖ
ﺗﻨﮓ ﺑﻮﺩ ﺁﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﺁﻥ ﻭﺻﻒ ﺭﻓﺖ
عبدالغفار در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۱۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵۴:
مصرع هشتم چنین است :
جهل و آگاهی زهم ممتاز نیست
زین سر افزود آنچه زان سر گشت کم
مصطفا در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸:
حافظ شاملو:
خرقهپوشان همگی مست گذشتند و گذشت،
قصهء ما است که بر هر سر بازار بماند.
یاسر توبه بالادهی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴:
سلام
منم توصیه می کنم این شعر را با صدای استاد مختاباد گوش کنید و تفاوت را احساس کنید.باور کنید محشره.
ناشناس در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۵۶ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد دوم » شعله سرکش:
من فکر می کنم در مصرع اوّل بیت دوم باید چنین باشد: سوسن و مینا و سنبل مجلسی آراستند باشد چون سوسن هم خود گل است ، نمی توان گفت سوسن و گل.
مهدی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۷:
در بیت
دلم از تو چون برنجد که به وهم درنگنجد
که جواب تلخ گویی تو بدین شکردهانی
همان ((برنجد)) کاملاً صحیح است. چرا که اولاً سعدی هیچ وقت اهل شکایت نبوده و نیست (بسیار به ندرت گله گذاری در اشعار او راه دارد)
ثانیاً معنای بیت اینگونه هم می تواند باشد:
وقتی به ذهن خطور نمی کند و امکان هم ندارد که تو با این همه شکر زبانی تلخ گویی کنی پس چرا باید دلم از تو برنجد.
با نرنجد هم می توان بیت به صورتی که جناب بهروز معنا فرمودند معنی کرد اما با توجه به اولین نکته ای که عرض کردم ــ و آن اینکه باید سعدی را در نهایت خاکساری و ارادتمندی به دوست در نظر داشت ــ کلمه برنجد صحیح تر به نظر می رسد.
مهدی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۷:
در بیت
عجبت نیاید از من سخنان سوزناکم
عجب است اگر بسوزم چو بر آتشم نشانی؟
مصرع دوم نباید به صورت سوالی بیان شود چون معنای آن به طور خلاصه به این صورت است که :
از سخنان سوزناکم تعجب نکن (که از وجود همچون آتش من بیرون آمده است) اگر آتش (وجود من) را بر روی آتش نشاندی و با این کار به آتش آسیب رسید باید تعجب کنی.
محمد امین در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۱۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴ - انتظار:
بسم الله الرحمن الرحیم
درکتاب سرود فرشتگان(مجموعه غزلیات شهریار) بامقدمه وشرح حال یدالله عاطفی و خوشنویسی اشعار یدالله عاطفی انتشارات زرین چاپ دوم 1391این سه بیت وجوددارد لطفا تصحیح کنید
بعدازبیت چهار
مگذارقندمن که به یغمابرد مگس
طوطی من که در شکرستان نیامدی
وبعدازبیت8
دیوان حافظی توودیوانه ی تومن
اماپری به دیدن دیوان نیامدی
وبیت ماقبل آخرش
عیش دل شکسته عزامیکنی چرا
عیدم توی که من به تو قربان نیامدی
ببخشیدمن نمیتوانم تمامی غزل هارا برایتان بنویسم لطفابه این کتاب رجوع کنیدو ایرادات باقی غزلیات را هم تصحیح کنید
محمد امین در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۰۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷ - پریشان روزگاری:
بسم الله الرحمن الرحیم
درکتاب سرود فرشتگان(مجموعه غزلیات شهریار) بامقدمه وشرح حال یدالله عاطفی و خوشنویسی اشعار یدالله عاطفی انتشارات زرین چاپ دوم 1391این غزل به صورت زیر نوشته شده است لطفا اصلاح کنید
زلف تو برده قرار خاطر از من، یادگاری
من هم از زلف تو دارم یادگاری، بی قراری
روزگاری دست در زلف پریشان توام بود
حالیا پامالم از دست پریشان روزگاری
تا گرفتم گوشه در میخانه ، با یاد دو چشمت
رشگ مهر و ماه دیدم جام بزم میگساری
سنگ بر درکم بزن زاهد بیا خود تا ببینم
کوزه می بشکند یا کاسه ی پرهیزگاری؟
چشم پروین فلک از آفتابی خیره گردد
ماه من در چشم من بین شیوه ی شب زنده داری
شد دلم زندانی مشگین حصار چین زلفت
شاه من ای ماه مشگویی و ای شوخ حصاری
داد سودای دل اندوزی سر زلف تو بر باد
سرو من آزاده را نبود سر سرمایه داری
خود چو آهو گشتم از مردم فراری تا کنم رام
آهوی چشم تو ای آهوی از مردم فراری
گر نمی آیی بمیرم زانکه مرگ بی امان را
بر سر بالین من جنگ است با چشم انتظاری
خونبهایی کز تو خواهم گر به خاک من گذشتی
طره ی مشکین پریشان کن به رسم سوگواری
باش کز شوق گل رویت غزلخوان باز خیزم
فصل گل چون بشنوم غوغای مرغان بهاری
شهریاری غزل شایسته ی من باشد و بس
غیر من کس را در این کشورنشاید شهریاری
محمد امین در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۵۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳ - غوغا میکنی:
بسم الله الرحمن الرحیم
درکتاب سرود فرشتگان(مجموعه غزلیات شهریار) بامقدمه وشرح حال یدالله عاطفی و خوشنویسی اشعار یدالله عاطفی انتشارات زرین چاپ دوم 1391
این غزل رابه همان صورت صطفی عرض کرده اند آورده است لطفا اصلاح کنید
دلیر در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۵:
استاد شجریان اجرایی خصوصی در مایه اصفهان با تار مرحوم لطفی دارند که فوق العاده گردش تغمات اصفهان را اجرا می کنند. بی نظیر است این آواز. گویا در محضر ادیب خوانساری اجرا شده
در اینترنت هم پیدا می شود این آواز
حجت الله در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۱۵ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۳:
این شعر نصیحتی است برای ریاکاران هر زمان ...
ناشناس در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۰ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۵ - اشک یتیم:
شاید هم ان پادشاه مال رعیت خور این شعر رو حذف کرده !!!
امین کیخا در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۲۰ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰:
دوست در پارسی همریشه ی لغت choose در انگلیسی است ( فرهنگ ریشه شناسی آریان پور
امین کیخا در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۷ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹:
برخی از زابه های کنشگر ( صفت فاعلی ) در پارسی مانند انگلیسی ساخته شده اند یعنی پسوند er دارند . برای نمونه همین گازر . دلیر و دبیر .
از این لغت گاز به معنی پارچه نخی را هم داریم که درست همان گاز و پارچه ای است که در پزشکی انگلیسی بکار می رود ولی با آمدن گاز پارچه ای به ایران برای برابر یابی لغت تنزیب را در آوردند که البته پذیرفتگی چندانی نیافت .
جهانگیر در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۴۱ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۵:
وافعا از دست این کرمانی ها با اخلاق شون همه فراری می دن خواجو جان من می فهمم چه می گی.
علی اکبر باقری ارومی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰ - شتاب شباب:
دوران شباب وجوانی دورانی است که حتی در تعلیمات دین اسلام ، دورانی باشکوه توصیف گشته است شهریاغر در شعر خویش شکوه آن را جستجو کرده است ونکته در همین شکوه است که باید در پیمودن جوانی با توبه وبازگشت بسوی خدا باید جوان تجربه کند چنانچه پیامبر اکرم که درود خدا بر ایشان باد فرموده اند : جوان با توبه شناخته میشود "الشاب تاب "
ابراهیم در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲:
یکی از الطاف خداوندی این است که شیخ سعدی را در زبان فارسی داریم.
حس اعتماد به نفس شیخ بیهوده نیست وقتی سخن خویش را قول مطبوع می داند الحق که چنین سخنانی نیاز به چنین جرات و اعتمادی دارد
پروین در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۶ - قصهٔ خواب دیدن فرعون آمدن موسی را علیه السلام و تدارک اندیشیدن: