گنجور

حاشیه‌ها

hamidrexa در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۳:

این کیست این این کیست این این ذکر طوفانیست این نور ربانیست این این گوهر جانیست این
بسم الله ای خون خدا بسم الله ای شهد بلا شاه شهید کربلا یاین امیر المومنین
پیوند به وبگاه بیرونی
فوق العاده
با صدای محمود کریمی

hamidrexa در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۲:

این کیست این این کیست این این ذکر طوفانیست این نور ربانیست این این گوهر جانیست این
بسم الله ای خون خدا بسم الله ای شهد بلا شاه شهید کربلا یاین امیر المومنین
پیوند به وبگاه بیرونی
فوق العاده
با صدای محمود کریمی

یلدا ی. در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:

با آقای بهیار موافقم. بنظر بنده ما باید با این ابیات حال کنیم و اجازه بدیم اون ها در ما جوش و خروش ایجاد کنند. اگر هم کسی حال نمی کنه یعنی نه مولانا و نه این غزی مال اون نیست. چرا دوست داریم همه چیز و به حاشیه ببریم ؟

ضیاءالدین در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۵۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۰:

حضرت شیخ سعدی حقیقت خلقت آدم را وزیستن در دراین کره زمین را باموفقیت واقعا بشکل بسیار عالی ازاحکام الهی ګفته است.روحش شاد باد

abbas raee در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۰۴ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۷ - درموعظه و پند:

و لیک زهر هلاهل سررشته در شکر است
صحیح سرشته در شکر است می باشد

abbas raee در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۵۳ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۷ - درموعظه و پند:

ظاهرا بیت اول چنین درست است که:
در او اساس اقامت منه که رهگذر ست
که به اشتباه در دو نوشته شده

شادان کیوان در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۱۴ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۹:

در مصراع "اندر سموم، طیبت باد بهار نیست"، سموم را باید با فتح سین خواند که باد سام است که داغ و کشنده است و چون این باد بیشتر در نواحی بیابانی عربستان میوزد بنام نژاد عرب که سامی اند، باد سام نامیده شده.
طیبت هم اسم مصدر از ریشه طیب و بمعنای پاکی و پاکیزگی است

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۴۹ دربارهٔ اقبال لاهوری » جاویدنامه » بخش ۴۱ - نوای طاهره:

نصرت‌الله محمدحسینی، نویسنده بهائی در کتابی که به‌وسیله «موسسه معارف بهائی» منتشر شده‌است می‌گوید:«(این غزل)باحتمال قوی سروده طاهر کاشانی است. استناد نگارنده به جُنگی از اشعار شاعران پارسی‌گوی است که در زمان فتحعلی‌شاه قاجار فراهم گشته و در کتابخانه ملک‌طهران موجود است.»[10]
گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو
از پی دیدن رخت همچو صبا فتاده ام خانه به خانه در به در کوُچه به کوچه کو به کو
می رود از فراق تو خون دل از دو دیده ام دجله به دجله یم به یم چشمه به چشمه جو به جو
دور دهان تنگ تو عارض عنبرین خطت غنچه به غنچه گل به گل لاله به لاله بو به بو
ابرو و چشم و خال تو صید نموده مرغ دل طبع به طبع دل به دل مهر به مهر و خو به خو
مهر تو را دل حزین بافته بر قماش جان رشته به رشته نخ به نخ تار به تار پو به پو
در دل خویش «طاهره» گشت و ندید جز تو را صفحه به صفحه لا به لا پرده به پرده تو به تو
محمد محیط طباطبایی هویت شاعری وی را نیز به چالش کشیده‌است و در پژوهشی به برسی یک نسخه خطی موجود در کتابخانه مجلس به شماره 8841 می‌پردازد. این نسخه حاوی اشعاری از میرزا طاهر وحید قزوینی منشی و وزیر درباره صفوی است که دارای آثاری به نظم و نثر می‌باشد. در صفحه 576 آن مخمسی بدین شرح نگاشته شده‌است:
ساقی عشقت ای صنم! زهر ستم سبو سبو ریخت به ساغر دلم با می‌غم کدو کدو
چند دوم من از غمت گوشه به گوشه سو به سو گر به تو افتدم نظر چشم به چشم و رو به رو
شرح کنم غم تو را نکته به نکته مو به مو
تنا به ره محبتت پای طلب نهاده ام بر رخ دل در الم از ستمت گشاده ام
تا قدمم به سر نهی خاکنشین چو جاده ام از پی دیدن رخت همچو صبا فتاده ام
خانه به خانه در به در کوُچه به کوچه کو به کو
تا شده استخوان من با سگ کویت آشنا محض وفا تویی، مرا غیر تو نیست مدعا
مانده به زیر بال غم کگردن مطلب هما در دل خویش طاهرا گشت و ندید جز وفا
صفحه به صفحه سر به سر پرده به پرده تو به تو
سه مصرع اول هر بند با دو مطرح آخر متفاوت است و همچنین تخلص «طاهرا» در بند آخر حکایت از آن دارد که مخمس تضمین شعری از شاعری پیش از وحید قزوینی است. بنا به بررسی محیط طباطبایی اصل غزل از شاعری بنام طاهرای انجدانی کاشی دکنی است که در اواسط سده دهم هجری می‌زیسته و میرزا وحید در قرن یازدهم مخمسی بر غزل وی ساخته و در دهه دوم از سده دوازدهم جمال الدین محمد جامی از ندمای اکبر شاه هندی این مخمس را در مجموعه نظم و نثر خود بنام میرزا وحید نگاشته‌است.اما بابیان که بدنبال جمع آوری شعر برای طاره بوده اند اشعار بی نام نشان و جالب را جمع آوری و بنام وی در دسترس فاترسی زبانان هندوستان قرار داده اند.وی می گوید اهمیت این پژوهش سبب شد تا بابیان ازلی این شعر را از اشعار منسوب به طاهره حذف کنند اما بهائیان همچنان به وی منسوب می دانند.گرچه برخی دیگر نیز این شعر را به طاهره اصفهانی و یا حزین لاهیجی منسوب کرده اند.[11]
ترانه‌ای بر اساس این غزل توسط فریدون فروغی اجرا شده‌است.[12] همچنین، محمدرضا شجریان این شعر را بر روی ترانه چهره به چهره با آهنگی از محمدرضا لطفی در جشن هنر شیراز اجرا نموده‌است.[13]

محمد هارون صادقی در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۴۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۳:

ای‌گرد تکاپوی سراغ (نو) نشانها
با عرض سلام و تقدیم احترامات خدمت تمام دست اندر کاران این سایت پر محتوا.
فقط تنها چیزی که در این غزل توجه ام را جلب کرده است. کمبود یک نقطه بالای حرف نون است که شود (تو) و سلام

وفا در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۵:

ترجمه این غزل به همراهی موسیقی و تصویر در این لینک
پیوند به وبگاه بیرونی

سوره صادقی در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱۷:

در بیت آخر «یکتا» می‌تونه به معنای تنها/ فقط باشد. در اینصورت دارد می‌گوید شمس [با رفتنش] تنها دوتایی مرا از من گرفت. دوتایی هم می‌تونه به معنای داشتن همراه و دوست باشد. یک جور پارادوکس می‌شود- چون دوتایی که یکتا نمی‌شود- و با این وجود پارادوکس نیست چون واقعاً اتفاق افتاده! و خلاصه گیج می‌شود و می‌گوید «من چه دانم»!!
می‌شه بیشتر روش فکر کرد. شاید یکتا دوتایی که شمس ربودش مصادیق دیگری هم داشته باشند.

وفا در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۴۸:

سلام
بخشی از این غزل به صورت ترجمه ارائه شده که جالب است.
پیوند به وبگاه بیرونی

رحمت الله نجفقلی در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۱:

روسینه را چون سینه هاهفت آب شوی ازکینه هایعنی دلت راهفت مرتبه بوسیله آب زمزم مکه شستشو بده وازهرگونه پلیدی پاک گردان تاپیمانه شراب طهور (عشق الهی) گردی

امیرشهبازی در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۲۶ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰:

دراین رباعی،کنایه از شمع چِگل،یار زیباروی است.چِگل منسوب به قبایل چِگلیان از ترکان قراخانی است و زنان بسیار زیبارویی داشته است و خواجه بدرستی در این رباعی بین شمع چِگل و سوخته دل تناسب ایجاد نموده است.(واژه جو گل که علی آقا نوشته اند در این رباعی درست نیست).

عبی در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۲۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲:

درجواب آیدین: مظهر العجایب به هیچ عنوان نمی تواند کتاب شیخ عطار باشد تحقیقات فنی، و علمی و سبک شناسی نشاندداده این کتاب را قرنها پس از عطار به نام ایشان نوشته اند تا از محبوبیت عطار برای مذهب شیعه استفاده کنند
اما کامنتهای بسیاری از ادب دوستان را خواندم که حاوی مطالب وحدت و صلح فرق اسلامی بود و بسیار پسندیدم
اینکه شاعران و عارفان بزرگ ایران زمین چه مذهبی داشته اند به وضوح در تاریخ می توان جویای این مطلب شده و البته از اشعارشان می توان فهمید همه شاعران در نعت بزرگان اهل سنت وصحابیکان رسول ص اشعاری دارند که این خود بر سنی بودنشان دلالت دارد و این حرف که آنها با تعریف از اهل بیت شیعه شده اند کاملا نادرست است زیرا تعریف از اهل بیت و دوستی اولاد علی از شعائر اهل سنت و جماعت می باشد
اما تعریف از خلفای راشدین را هیچ شیعه ای هر چند بی تعصب عمرا انجام نمی دهد
آنها عارف بودند و از تعصب به قول عطار رسته بودند و می دانستند تمام اختلافات هفتادوملت بی خود و مسخره هست بنابراین وقت و علم خود را بر سراین اختلافات هدر ندادند
نمیخواستم اینها را عنوان کنم اصل حرفم اینه که ضرورت جهان اسلام اکنون در درجه اول وحدت و در درجه دوم کسب علم و دانش روز می باشد
اگر ما ساعتها روزها و سالها در باره اختلافات صحبت کنیم در نهایت به هیچ نتیجه ای نمیرسیم و درنهایت اختلافات نه تنها حل نمی شود که بدتر نیز می شود اما اگر ما همین وقت را برای پیشرفت و کسب علوم روز صرف کنیم از جهانیان پیشی گرفته و سربلند می شویم
یهود و نصارا قرنهاست مارا در این اختلافات گذاشته و خود از هر لحاظ بهره کافی را برده و بر ریش مسلمانان بی خرد که برادر برادر را دشمن می دارد می خندند و از اختلاف ما لذت می برند
آیا خدا کجای قرآن گفته سنی شیعه را کافر بداند و شیعه سنی را؟
بخدا قسم آنقدر که ما مشترکات داریم اختلافات نداریم
شیعه برادر سنی و سنی برادر شیعه هست هم از لحاظ دبنی هم ازلحاظ میهنی هم از این لحاظ که همه فرزندان آدم ابوالبشر هستیم
پس بیاییم بخاطر خدا همدیگر را دوست داشته باشیم و از اختلافات دوری کنیم

آمیز در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳:

بیت آخر
دوستان من در نسخه ای خوندم به اینصورت بود:
"اگر به سائلی حافظ دری زند بگشای"
یعنی بجای "سالی"، "سائلی" رو اورده بود که فکر میکنم به آهنگ شعر هم بیشتر میاد، گرچه شاید دوستان عنوان کنند که در مصرع بعدی "سال هاست" رو داریم و بنابراین "سال" گزینۀ مناسبتریه
هر چی باشه میپذیریم
ممنون
^_^

آمیز در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:

سلام دوستان
چندی پیش پرسشی داشتم در رابطه با معنیِ "ای که بر مه کشی از عنبر سارا چوگان"
همین الآن کشفی کردم میخواستم نظر شما رو بدونم که درسته یا نه
از اونجا که حافظ، در اشعارش، مو (گیسو) رو به "سلسلۀ مُشکین" هم تشبیه کرده
میشه این مصرع رو اینطور ترزبان کرد:
ای که بر مه (صورت زیبای یار رو به مه تشبیه کرده) کشی از عنبر سارا (همون سلسلۀ مُشکین، گیسویت) چوگان (صورت یار به مه تشبیه شده، مه هم همچون گویی ست میان آسمان، که با گیسویش که همانند چوگان است بر آن کشیده و آن را مستور کرده)
ممنون
^_^

علی در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۷:

به نظر بنده نیز ترتیب اشعار صحیح و با معنی است. برداشت آقای میثم از شعر صحیح تر به نظر می رسد.

محمود خیبری در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۱۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱:

بیت 7مصرع2
بپرواز درا

محمود خیبری در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۰۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵:

بیت هفتم مرع دوم
به پرواز درا

۱
۴۷۱۲
۴۷۱۳
۴۷۱۴
۴۷۱۵
۴۷۱۶
۵۷۱۰