کسرا در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۴۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:
سعدی جان بقول خودت قیامت میکنی با این شیرین سخنی... اخه این شعره گفتی؟؟ والا جواهره... هرچی بخونی باز سیر نمیشی... البته به شرطی که عاشق باشی :-)
کسرا در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۵:
در ازل دادهست ما را ساقی لعل لبت
جرعه جامی که من مدهوش آن جامم هنوز...
روحت شاد استاد بزرگ
کسرا در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۲۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱:
بنظر من.. که هیچ علمی از ادبیات ندارم و فقط عاشقم و عشق شعرهای سعدی... بیت های اول و دوم.. .سوم و هشتم این شعر بسیار زیباست... البته که بیت های دیگر این شعر هم زیباست اما از درک من خارجه... ولی 1 مصرع سعدی توو این شعر هست که ازتون میخوام اینو همیشه توو زندگیتون به یاد داشته باشین ... گرچه کوتاهه ولی میشه از همین 1 مصرع داستانها نوشت... ( همه دانند که در صحبت گل خاری هست ) فوق العاده پر معنیه... هر که گلی رو میخواد هر کی اون عطر و رنگ و جاذبه ی زیباش رو میخواد... باید خار گل رو هم به ناچار بپذیره...
روفیا در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۰:
سپاس بانو ملیحه رجایی گرامی
نیکو پندی بود .
مجید در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳:
به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن....که شبی نخفته باشی به درازنای سالی.....( وقتی که یک شب رو هم شب نخوابی نداشتی در درازی یک سال) چو شبی ندیده باشی معنی نمیده
روفیا در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹:
این موضوع حقیقتا ذهن انسان ها را به خود مشغول کرده است.
انسانها حقیقتا خیال میکنند چرا باید خوب بود ؟ چرا باید مثبت اندیشید ؟ چرا باید پاکیزه سخن گفت و چرا باید خوشرفتار بود ؟
چرا باید من این همه انرژی مصرف کنم تا دیگران راضی شوند ؟
کمتر کسی به این باور رسیده که سرانجام منافع همه این خوبی ها به خودش خواهد رسید !
در آن نقطه ای که علم و هنر و اخلاق با یکدیگر تلاقی پیدا میکنند ، منافع من و دیگران هم با یکدیگر همسو میشوند و آزارهایی که از سوی من همسایه ام را تهدید میکند مرا هم بی نصیب نخواهد گذاشت .
جهانی تهی از عدالت ، جهانی که در آن هر چیزی در جای خود قرار ندارد جهان ناامنی خواهد بود . فاجعه برج های دوقلو و پیدایش خوانش های افراطی و وحشیانه از دین از پیامدهای چنین بی عدالتی هاست .
مجید در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳:
سید پوریای عزیز منظور حضرت سعدی در بیت پنجم گفتن غم دل به کسی ایست که حتی یک شب رو هم در درازی سال بیدار نبوده......
فاطمه در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۱۸ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۱۳ - نقطه خال تو:
بنده نیز هر چقدر تلاش نمودم موفق به یافتن معانی عرفانی در این سروده نشدم. حال یا استعداد دوستان در یافتن معانی عرفانی بیش از حد بالاست و یا استعداد اینجانب بیش از حد پایین :)
روفیا در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹:
تا به فتوی خرد حرص به زندان کردم
بسیاری از ما می پنداریم نباید حرص بورزیم چون این رفتار نکوهیده است . یا بعبارتی غیر اخلاقی !
حافظ گرانمایه آنرا نابخردانه می داند .
روزی در میهمانی ای بحث از چگونگی پیدایش اخلاق بود .
دوستی با تحکم اصرار میورزید که اخلاق از ادیان وارد زندگی بشر شده است . بنده بر این باور بودم اخلاق از تبعات عقلانیت است . از روزی که بشر شروع به زندگی دونفره و سه نفره و تشکیل جامعه کرد بدون تردید دریافت که اگر پاره ای رفتارها را از خود نشان دهد پاره ای پیامد ها در انتظارش خواهد بود . بنابراین خرد ایجاب میکرد رفتار هایی که پیامد هایی به دنبال داشت که بقای او را به مخاطره می افکند از خود نشان ندهد . این نه اخلاق بود نه ضرورتی داشت که از سوی عالمان دین آموزانده شود !
بعد ها این دانش بررسی تبعات رفتار انسان ها اخلاق نام گرفت . شاید بهتر بود این واژه هرگز پیدایی نمی یافت و آن دانش همان عقل بالغ نام میگرفت . تا در مردمان این پندار پیش نیاید که اخلاق عبارتست از یک سری اصول دشوار که هر چند زحمت فراوان در پی دارد ولی چاره ای نیست و آنها را به کار میبندیم تا رضایت خاطر دیگران را فراهم آوریم !
میخواهم بگویم علم و اخلاق و هنر سه وادی مستقل از یکدیگر نیستند و همواره هر آنچه پسندیده است از دید یک اندیشمند درست و از نگاه یک هنرمند زیبا هم هست .
و هر ناپسندی بی شک نادرست و نازیبا هم هست . اگر خوب بیندیشیم .
ف ص در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳:
برای اظهار نظر درباره شخصیت جناب حافظ به قرائنی که در همان دیوان هست مراجعه می کنیم. منبع خوبی است. اگر کمی ذوق داشته باشیم بوی لطیف معرفت در سرتاسر این گنجینه موج میزند. شاید اینجا مجال کافی برای صحبت در این باب نباشد. ولی به اشعاری از خود جناب حافظ ارجاع می دهیم.
سالها پیروی مذهب رندان کردم
تا به فتوی خرد حرص به زندان کردم
من به سرمنزل عنقا نه به خود بردم راه
قطع این مرحله با مرغ سلیمان کردم
...
صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ
هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم
و با
ای که دایم به خویش مغروری
گر تو را عشق نیست معذوری
...
مستی عشق نیست در سر تو
رو که تو مست آب انگوری
تاکید میکنم و با توجه عرض می کنم که در همین شعر آخر نیز مقصود ایشان شراب مست کننده حاوی الکل نیست. با توجه و دقت کامل عرض کردم.
محسن در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱:
بنظر می رسد علامت سوال آخر بیت دوم نیازی نیست.
بابک در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۲:
سلام خانم فرزانه،
البته من جزء کادر گنجور نیستم و فقط یک کاربرم،
منهم مشکل شما را داشتم ولی با رفتن به صفحه اصلی(Home page) و شروع جستجو از آنجا حال با گزیدن شاعری بخصوص و یا تمامی شاعران مشکلم رفع شد و جستجوها نتیجه بخش شدند.
در مورد نگارش تفسیر در حاشیه، همگان چنین میکنند چرا شما نه؟
منتهی چنانچه در حد امکان خلاصه و به اختصار باشد برای دیگران خواندن آن راحت و سهل و ممکن میگردد.
مهدی ج در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۱۴ دربارهٔ رهی معیری » چند قطعه » قطعهٔ ۱۳ - سخنپرداز:
با سلام
آقا سعید فرمایش شمارو تایید می کنم!
فرزانه در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۲:
با سلام وسپاس از زحمات شما در رابطه به مشکلی که برام پیش آمده سوالی دارم
گاهی مصرع یک شعر یا شماره غزلی را در جستجو گنجور وارد میکنم جواب میگیرم که موردی بااین مضموم یافت نشد ویک حرف کلیدی را وارد میکنم باز همان جواب را میگیرم مثل این غزل ونمونه های دیگر به کتاب دیوان مراجعه میکنم پیدا میشه وبا گشتن با توجه به شماره غزل میبینم در گنجور هست علت چیست ؟ ومورد بعدی تا چه حد میتوان به جوابی که از گنجور میگیرم اطمینان داشته باشم اگر گفت موردی یافت نشد صحیح است چون امکان گشتن در مثنوی نیست .
اگر غزلی رو تفسیر کنیم میتوانیم در حاشیه تفسیر غزل را بنویسیم یا نه.؟
بازهم سپاس از زحمات شما
شبرو در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۴:
نمی دانم روفیای عزیز ! سال ها قبل در کتاب رقص موزون بخط شکسته بسیار زیبای حضرت استاد فرزبود دیده بودم.
روفیا در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۰۴:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۷:
آنروزها جوان بودم و بی تجربه . نمیدانستم مولایم بیتی سروده که پس از قرنها پاسخگوی نیاز بشر خواهد بود !
در این بیت مولانا ضمن به رسمیت شناختن زندگی اجتماعی انسان و تحت تاثیر جبر محیط بودن خاطر نشان میسازد که این اجتماعی بودن هیچ خدشه ای به فردیت انسان وارد نمی کند و هر کسی مسوول اندیشه ها و رفتار و گفتار خویش است .
روفیا در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۰۳:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۷:
تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید
تو یکی نه ای هزاری تو چراغ خود برافروز
در قلعه الموت میهمان روستاییان بودیم . دوستان از دکه های کوچک دهکده آذوقه هایی خریداری کرده و همچنانکه به سوی قلعه گام بر میداشتند زباله های غیر قابل تجزیه را به یادگار در طبیعت و روستا رها میکردند . خم شدم و پسمانده هایشان را جمع کردم .
فکر میکنید واکنش دوستان چه بود ؟
با لحنی عاقل اندر سفیه گفتند اووووه ... اینهمه آدم که مراعات نمی کنند ! همه با تمام قوا در حال مصرف و آلودن طبیعت و نابود کردن محیط زیست هستند . چه فایده دارد اگر تو یک تن دل بسوزانی ؟
آنروز ها من جوان
علی در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۵۲ دربارهٔ قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱- در مدح پیامبر اکرم محمد مصطفی(ص):
با سلام این شعر در مدح امام رضا می باشد
ابطحی در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۳۴ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰:
چندی چوزنان...
روفیا در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۴۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱: