گنجور

حاشیه‌ها

merce در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:

جناب مانی
من هم درست فهم نمی کنم
ولی به نظرم
می گوید اگر باده فروش بداند که چه افکاری در سر ماست خرقه ی پشمینه ی مارا به گرو باده بر نخواهد داشت چون به ما اعتماد نمی کند
یعنی ما آنچه در ظاهر نشان می دهیم نیستیم در باطن ما افکار دیگری می گذرد
معنی دیگر آنکه مغبچگان نمیدانند که اگر ما خرقه به گرو بگذاریم دیگر توانایی از گرو در آوردن آن را نداریم

چون نیست خواجه حافظ معذور دار مارا
با احترام
مرسده

میثم آیتی در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۱۲ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۱:

اصلاح مصرع اول بیت سوم:
یار گرفته ام بسی چون تو ندیده ام کسی

میثم آیتی در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۱۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۷۷:

مصرع دوم بیت سوم:
"در از" به جای "دراز" باید بنشیند تا صحیح خوانده شود

غلامرضاجویبار در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۵۴ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۷۴ - رنج و گنج:

این شعر این قدر شاهکار است که بعضی به اشتباه می افتندو به سعدی نسبت می دهند برای پی بردن به مقام شاعری بهار به کتاب باچراغ واینه اثر دکترشفیعی کدکنی مراجعه کنید

امید تنهایی در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:

درود بَر هَمِگی!

بیتِ آخِر را نمےفَهمم.
:
گر شوند آگه از اندیشه ےما مغبچگان
بعد از این خرقه ےصوفی به گرو نستانند
یَنی چه؟
چرا اَگَر شاهِدان از اندیشه ے"حافظ" آگاه شَوَند، دیگر خریداران خِرقه را نَخواهَند خَرید؟

مَگَر چه اَندیشه ای است که "حافظ" در سَر مےپَروَرانَد؟

"غَزَلی" بسیار بسیار زیبا است. اوجِ اَندیشه و سُخَنِ آدَمیان تَوان خواندَش.

ولی زاده در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶۷:

در مصراع اول بیت سوم طبق تصحیح استاد فروزانفر می پزیدم درست است

ماهبان در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۰۶ دربارهٔ رشحه » شمارهٔ ۲۳ - غزل جفا و جور تو عمری بدین امید کشیدم :

دوستان در نوع حجای کلمات و ردیف عمومی شعر اگر کمی دقت داشته باشیم به اشعار لسان الغیب و عرفا و شاعرا ی هم تراز نام برده ستون گفتاری مشابهی رو مشاهده میکنیم که نشان از بداحه نویسی و حس عاشقانه و عارفانه این بزرگان دارد .که نشان دهنده ی این مسئله هست که نیاز به گاهی مکث مناسب برای خواندن قطعه ی شعری را داراست .که شعر دوشیزه رشحه بنظرم از این قاعده مستثنا نیست .کم لطفی جایز نیست .جدا از این مسئله محتوا گرا باشیم شکیبایی مطلب ملموس تز از حواشی چارچوبی قالب شعر هست .محتوا گرا باشیم و از شاعرانگی لذت ببریم که محتوا ماندگاره

ستاره در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۵:

مجال من همین باشد که پنهان عشق او ورزم
کنار و بوس و آغوشش چه گویم چون نخواهد شد
تمام افسانه‌ها و ماجراهای عاشقانه همین یک بیته.

نفیسه در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۵۷ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » داستان کبک » داستان کبک:

گاه می گنجید اشتباه است. بر طبق تصحیحات و تعلیقات شفیعی کدکنی این فعل لنجیدن است، به معنی با ناز راه رفتن است

محمد در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴:

با سلام خدمت دوستان عزیز
من بارها این شعر رو باصدای فوق العاده استاد شجریان گوش دا دم .( آلبوم جان عشاق)
واژه های خواننده ها رو نباید ملاکی بر درستی قرار داد چون گاهی اوقات مجبورند برای تنظیم با ریتم ونت اونا تغییر بدهند.

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:

تمام نظرات اساتید قابل احترام است ولی آنچه این شعر را جاودانه میکند حال عاشق وصدای تکرار نشدنی و بسیار گرم استاد بسطامی میباشد . باشد که روحش قرین رحمت گردد.
آمین

کمال در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:

باسلام،شب بخیربرای این غزل فالی رومهیادیده ام که دراینجا
می آورم:
آگاه باشیدکه به زودی موردامتحان
قرارخواهیدگرفت ،شعاردادن و،،،،،
گفتن وتمام سخنان واعمال شما،،،،
درسرنوشتتان اثرمیگذاردودر،،،،،،،،،
زندگی امتحان خواهیدشد،بنابر،،،،،
این برای هدفی که داریدایثارکنید،
انشاءالله موءفق میشوید.
بدرود

رامین خاوری در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۸۱:

جووون :) چقد از خودش خوشش میآد طرف :))
شمس دین و شمس دین و شمس دین می گوی و بس
تا ببینی مردگان رقصان شده اندر کفن
-------
مطربا بهر خدا تو غیر شمس الدین مگو

شرح سرخی بر حافظ در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۳:

در جواب دوست خوبم جناب ناشناس
شاه شجاع در تاریخ 786 وفات می کند و در غزل هایی که قبلا شرح کردیم به عوام فریبی های شاه شجاع در دوره ی دوم حکومتش اشاره کرده ایم و بیشتر این عوام فریبی ها از جمله بستن در میکده ها به اشاره ی تورانشاه بود تا ظاهر حکومت دینی حفظ شود . تورانشاه وزیر از ممدوحان حافظ است و قدر مسلم حافظ کسی نیست که حقیقت را فدای دوستی کند . این است که ضمن اظهار دوستی به رسوا گری هم می پردازد ان جا که می گوید :
حافظ به زیر خرقه قدح تا به کی کشی
در بزم خواجه پرده ز کارت برافکنم
در خطاب به شاه شجاع و ریاکاری های او می فرماید که بزم خواجه تورانشاه هنگامی که مست شرابی ، رسوایت می کنم و این رسوایی پای خواجه را نیز می گیرد . بنابراین منظور از چهل سال چاکر پیر مغان بودن این نیست که چاکر تورانشاه بوده است منظور چهل سال است که ریاکاران را رسوا می کند واین چهل سال از زمان حکومت شیخ ابو اسحاق که حافظ نزدیک به ده سال در حکومت او خدمت دیوانی داشته است شروع می شود یعنی تقریبا از سال 744 و بیش از چهل غزل حافظ مربوط به این پادشاه سلسله ی اینجو هاست که در سال 758 تئسط امیر مبارزالدین منقرض می شود . تاریخ سرایش غزل 784 و دوسال قبل از مرگ شاه شجاع است . اما این که دوستمان پیر مغان را تورانشاه دانسته اند به خطا نرفته اند . در واقع روی سخن در لفافه ی پیر مغان با تورانشاه است که از سال 767 با حافظ رابطه ی دوستانه دداشته است و حافظ بیش از پنج شش غزل و یک دقطعه دارد که از او تعریف کرده است و تورانشاه وزیر با کفایت و کیاست بود تا آن جایی که اگر به دست زین العابدین جانشین شاه در زندان به قتل نمی رسید چه بسا تیمور جرات حمله به ایران را پیدا نمی کرد . بنابراین قسمتی از چهل سال یعنی نزدیک به 15 سال در خدمت تورانشاه بوده است . ولی مجموعا تا زمان کشته شدن تورانشاه در تاریخ 888 نزدیک به بیست سال در خدمت تورانشاه بوده است .
تورانشه خجسته که در من یزید فضل
شد منت مواهب او طوق گردنم
دقت کنیم حافظ به هر کس و ناکسی خجسته نمی گوید ؟!

رضا آفاق در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰:

نفرمایید استاد.
شرمسار شدم از خواندن پاسخ شما
و صد البته غمگین و آزرده.
ابدا مراد اینجانب خدای نکرده نکوهش انسان محترمی چون شما نبوده و سرزنش شما از جانب خودتان نیز به هیچ وجه برای بنده قابل تحمل نیست.
حقیر هم به نوبه ی خود مراتب عذر خواهی را به جای آورده و از حضور محترم حضرت عالی پوزش می طلبم.

شرح سرخی بر حافظ در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۴:

در جواب جناب یعقوب عزیز به همین بسنده می کنم که نوشته اند :ای انسان تو رنج کشیده (کادح اسم فاعل است)، کادح اسم فاعل است و صحیح ولی رنج کشیده اسم مفعول است و رنج کشنده اسم فاعل است . شما چگونه در تفسیر دیگران عیب می گیرید ...
اما در جواب جناب ناشناس :
حافظ انسانی است کامل که بر عکس افراد جامعه ی زمان خود گوشه گیری نکرد و به مبارزه علیه ریاکاری هایی که صوفیان تحت عنوان دین و مذهب دام تزویر می کردند قرآن درا بر خاست و میکده ها تعطیل بود و جناب امیر مبارزالدین میکده ی خصوصی در کاخ داشت و یا زین الدین علی کلاه قاضی القضات شهر شیراز هم چنین و حافظ روی سخن با اینان داشت که چون به خلوت می رفتند آن کار دیگر می کردند و... حافظ ، گویا و رسواگر ریاکاری های جامعه ی مذهبی و دینی خود است و این چنان گفته شده است که تمام تاریخ را در بر می گیرد گویی شامل تمام ادوار تاریخ است . همتای کاملا فردوسی است فردوسی رستم را داشت برای مبارزه با ظلم و ستم و حافظ پیر خرابات را . فردوسی شنید و نوشت و حافظ دید و نوشت . ..

حسن در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۵۸ دربارهٔ عطار » نزهت الاحباب » بخش ۱۵ - شکایت گل از بلبل به پیش باد صبا و عشق او بغیر:

از ماست که بر ماست که بامن هر چه کرد خود کردم

امیرعلی در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۴۶ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹:

درمصرع آخر دستی بزد صحیح می نماید

میثم آیتی در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۳۲ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۹ - در منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی‌ابن ابیطالب:

اصلاح بیت 11:
روضه ای دیدم چو جنت، جنت از وی برده فیض
چشمه ای دیدم چو کوثر، کوثر از وی جسته کام
دوبار واژه "جنت" در مصرع اول باید بیاید
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

مجید محمدپور در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۴۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۵:

اُغلمش : لغت نامه دهخدا
اغلمش . [ اُ ل ُ م ُ ] (اِخ ) نام پادشاهی از ترکستان .

۱
۴۴۸۱
۴۴۸۲
۴۴۸۳
۴۴۸۴
۴۴۸۵
۵۷۲۰