گنجور

 
سعدی شیرازی
 

مردکی را چشم درد خاست، پیش بیطار رفت که دوا کن. بیطار از آنچه در چشم چارپای می کند در دیده او کشید و کور شد. حکومت به داور بردند گفت بر او هیچ تاوان نیست. اگر این خر نبودی، پیش بیطار نرفتی. مقصود از این سخن آن است تا بدانی که هر آن که ناآزموده را کار بزرگ فرماید با آن که ندامت برد به نزدیک خردمندان به خفت رای منسوب گردد.

ندهد هوشمند روشن رای

به فرومایه کارهای خطیر

بوریاباف اگر چه بافنده‌ست

نبرندش به کارگاه حریر

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

خسرو شکیبایی » 40 حکایت از گلستان سعدی » مردکی را چشم دردی گرفت. طبیب خواست...

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

گلستان سعدی به خط محمدحسین کشمیری و نقاشی مانوهار داس نسخهٔ کتابخانهٔ دیجیتال دانشگاه کمبریج » تصویر 209 گلستان سعدی به خط خوانا و زیبای میرزا محمدحسین شیرازی سال ۱۲۷۱ هجری قمری » تصویر 240 گلستان به خط شکستهٔ خوانا و زیبا تحریر شده در دارالخلافهٔ طهران » تصویر 100 کلیات شیخ سعدی علیه الرحمه به خط محمد حسینی اصفهانی - گلستان مورخ ۱۲۵۹ هجری قمری » تصویر 112 گلستان سعدی به خط کاتب سلطانی میر علی حسینی به سال ۹۷۵ هجری قمری در بخارا » تصویر 211 کلیات سعدی نسخهٔ ۱۰۳۴ هجری قمری » تصویر 169 گلستان به همراه بوستان در حاشیه » تصویر 187 گلستان سعدی خوشنویسی شده و مذهب مورخ بیستم شوال ۱۱۳۵ هجری قمری » تصویر 264 گلستان به خط توسط عبداللطیف شروانى سال ۹۷۱ هجری قمری » تصویر 224 گلستان با بوستان در حاشیه به خط محمدرضا تبریزی سنهٔ ۹۸۰ هجری قمری » تصویر 251 کلیات سعدی مذهب و مصور نسخه‌برداری شده توسط عبدالله بن شیخ مرشد الکاتب در قرن دهم هجری » تصویر 203 گلستان بایسنقری موزهٔ چستر بیتی کتابت به سال ۸۳۰ هجری قمری در هرات » تصویر 79 کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر 277

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

رضا در ‫۸ سال و ۱۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۱۹:۲۳ نوشته:

سلام تفسیر این حکایت را ذکر میکنید ؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

رسته در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۰۶:۱۷ نوشته:

چشم مردی درد گرفت . مرد برای درمان چشم درد پیش دام پزشک رفت. دام پزشک از ان دوایی که در چشم چهارپایان می کرد در چشم او کرد. چشم مرد کور شد. و الا آخر ...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

نازنین در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۳۰ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۱۸ نوشته:

سلام لطفا اگر میشه تفسیر این حکایت را کامل کنید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۳۰ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۵۲ نوشته:

کم پیش می اید روشنگری رسته بسنده نباشد، اما دنباله چنین است پس از اینکه کور شد به دادگاهی رفتند و دادگاه حکم داد که اگر نادان نبود به نزد پزشک دام نمیرفت و هیچ تاوانی ندارد و به او چیزی پرداخت نشد و ادم دانا به پست و فرومایگان کار بزرگان را نمی دهد مانند حصیر بافان که اگر چه کارشان بافندگی است انها را به کارگاه ابریشم بافی نمیبرند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۱۷ نوشته:

برای چسبیدن چشم با چرک در فارسی فعل داریم و ان ژفکیدن است علامه دهخدا برای ان ژک را به کار برده است که با زبر نخست می خوانده به لری امروز با زیر نخست خوانده می شود لغت دیگر خیم است می گویند چشمش خیم دارد و از میان اینها همه مردم ترجیح می دهند بگویند قی چشم که یعنی استفراغ چشم !

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۷ نوشته:

با عرض پوزش حالا که بساط مخاطات ادمی گسترده شد باید افزون که مخاط بینی خلم با زبر نخست و مخاط دهان خیو می باشد می توان دوتا را باهم به کار برد مثلا خلم وخیو

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

دانش آ موز در ‫۷ سال قبل، سه شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۲۷ نوشته:

سلام مطالب همگی عالی بودن
فقط یه در خواست دارم اینکه مفهوم و تفسیر این جملات رو حتما حتما بذارید ممنون میشم...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

الیما در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۸ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۳۷ نوشته:

گونه ای دیگر:
"مردکی را چشم درد خاست . پیش بیطار(1) رفت که دوا کن . بیطار از آنچه که در چشم خَرها میکرد در چشم او ریخت و کور شد . مردک شکایت به قاضی برد و گفت : این بیطار من را خر فرض کرد و از آنچه که در چشم خرها میریخت در چشم من فرو ریخت و کور شدم ، قاضی گفت : بر بیطار هیچ تاوان نیست اگر تو خر نبودی با حضور طبیبان حاذق پیش بیطار نمیرفتی .
ندهد هوشمندِ روشن رای --- به فرومایه ، کارهای خطیر
بوریاباف(2)اگر چه بافنده است --- نبرندش به کارگاه حریر


1- بیطار : دامپزشک ، پزشک حیوانات
2- بوریاباف : حصیر باف"

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مهرزاد در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۲ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۶:۲۳ نوشته:

البته تا حدود زیادی مفهوم این حکایت روشن است,هرچند کمی هم ناروشن.......به هر حال شاید با یک مثال مفهوم آن روشن تر شود:
فرض کنید موبایل شما خراب شده و باید قطعه ای از داخل آن تعویض شود و شما آن را به همسایه تان که تعمیرکار تلویزیون است بدهید تا قطعه را تعویض کند ,و او هنگام باز کردن درب پشت گوشی موبایل آن را بشکند!!!!
در این صورت,هرچند که او موبایل شما را شکسته است اما مقصر اصلی شما هستید که کار را به کاردان نسپرده اید.(و این داستان میتواند در تمام امور زندگی صدق کند, و سعدی از شما میخواهد همیشه مراقب کارهایی که میکنید یا حرفهایی که میزنید باشید تا کمتر ضرر کنید)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

حمید در ‫۸ ماه قبل، سه شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۲۱ نوشته:

اما وقتی تاکید میکنه که چنین آدمی «خر» هست؛ دیگه پیش بیطار رفتنش قابل توجیه میشود و آنوقت «هیچ تاوان نیست» دیگه نادرست میشه. یعنی داستان ضدونقیض داره.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.