موسوی در ۱۱ سال قبل، شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲:
جناب محمودی، کمی مطالعه کنید و ببینید پیش از شما چندین و چند نفر دربارۀ رابطۀ اشعار خواجو و حافظ نوشتهاند و از استقبالهای متعدد حافظ و «تقلید» او از دیگران گفتهاند. خیلی شادمان نباشید از دزد گرفتن. پیش از شما دزد را گرفتهاند و محاکمه هم کردهاند و حافظ هنوز حافظ مانده.
Hamishe bidar در ۱۱ سال قبل، شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۰۵ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۸ - تمثیل در بیان ظهور خورشید حقیقت در آیینه کائنات:
پیوند به وبگاه بیرونی
با سلام دوباره خدمت جناب ایزدجو. ویدیوی در باره قضا و قدر الاهی و اختیار انسان را دیدم که لینک آنرا برای شما کپی کردم. به من برای جواب به بعضی سوالها کمک کرد. با احترام
حبیب اله در ۱۱ سال قبل، شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
از شما هم میهن گرامی و خردمند بابت پاسخی که به پرسش من دادید سپاسگذارم.
من بسیار بسیار سوال ها و پرسشها و شک و تردید های این چنینی دارم و متاسفانه استاد زبان و ادبیات فارسی هم آشنا ندارم که ازش بپرسم و یا با همدیگر بحث کنیم.
ممکن است بگویید که شما این اطلاعات را از کجا می دانید تا من هم بخوانم و آگاه شوم ؟
-----------------------------------------------------------
خوشبختانه من از نوع سوم هستم
ولی تاب و تحمل فحاشی دیگران و یا دیدن اینکه حق من ضایع می شود را ندارم و با شدیدترین روش برخورد می کنم اما حواسم هست که ذره ای از حق و حقوق دیگران پایمال نکنم.
و خیلی هم کینه ای هستم متاسفانه.
بنابراین این پرسش خیلی ذهن من رو درگیر کرده بود
همچنین شما اگر به اشعار شاعر بزرگ جناب عطار نیشابوری نگاهی بیاندازید، ایشان هم از درگیر شدن با دشمن، انسان را بر هذر داشته اند. من نمی دانم چه سری است / مرگ یکبار و شیون هم یکبار / آخه چرا سازش؟ / ولی به قول شما تا می شود بهتر است با زبان خوش و دوستی برخورد کرد / اما اگر طرف آتش بپا کرد چه؟ / اگر بارها و بارها دشمنی ورزید چه؟
درضمن انسان وقتی حقش را می گیرد به آرامش می رسد نه وقتی که یا نتوانسته یا نخواسته و یا مدارا کرده باشد !!!
یک دنیا ممنون از دوست گرانقدر "روفیا" و گرداننده خردمند سایت گنجور.
محمد در ۱۱ سال قبل، شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
ترکان جمع نیست منظور حافظ شخص است بنام ترکان خاتون ....
ناشناسا در ۱۱ سال قبل، شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۱:
جناب خراسانی،
روزگار غریبی است، حقیقت و مجاز در هم رفته است
نیازی به پوزش نیست ، زندگی تان دراز و روزگار به کام باد.
شایق در ۱۱ سال قبل، شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴:
با سلام (نه بادشاه منادی زدست می مخورید ..... بیا که چشم و دهان تو مست و میگون است ) فرمایش جناب سعیده کاملا صحیح است سعدی می فرماید چون بادشاه منادی فرستاده یعنی اعلام کرده که می خوردن مجازات دارد تو بیا که چشم و دهاتت ما را مست کند و نیازی به می خوردن نباشد
شایق در ۱۱ سال قبل، شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۴۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳:
با سلام دوستان گرامی لغت معاینه هم اکنون نیز در اصطلاحات حقوقی بکار میرود وقتی قاضی از کارشناش می خواهد محل منازعه در اختلافات ملکی را بررسی نماید می نویسد محل را معاینه کرده گزارش نمایید یعنی با چشم ببینید
ناشناس در ۱۱ سال قبل، شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۳۲ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ - توحید:
ابر آب داد بیخ درختان مرده را شاخ برهنه پیرهن نو بهار کرد
مجتبی خراسانی در ۱۱ سال قبل، شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۱:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب ناشناسا، آن پیام از حقیر نبوده است، خدا می داند، حقیر آن را عرض نکرده ام !
نمی دانم هدف نویسندۀ آن چه بوده است، با نام حقیر هم امضا شده، چون نام حقیر را آورده، از شما پوزش می خواهم.
عرض کرده بودم خدمتتان، زبان تلخی دارم، اما گنجور محل آن نیست، مجددا عرض می کنم، آن متن از حقیر نمی باشد.
متاسفانه مجاز است، و عرصۀ جولان بعضی از حمقا...
الاحقر مجتبی خراسانی
شهرام بنازاده در ۱۱ سال قبل، شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۵۳ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۰:
شهرهٔ شهر شدم از نظر همت شاه
به نظر" شدیم" صحیح تر است
شایق در ۱۱ سال قبل، شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲:
با سلام ( جماعتی که ندارند حظ روحانی ..... تفاوتی که میان دواب و انسانست ...... گمان برند که در باغ عشق سعدی را ..... نظر به سیب زنخدان و نار بستانست...... مرا هر اینه خاموش بودن اولیتر .....که جهل بیش خردمند عذر نادانست ) سعدی می فرماید جماعتی که تا بحال لذت روحانی و معنوی را درک نکرده اند و این لذت معنوی است که تفاوت انسان و حیوان را مشخص میکند گمان میکنند که سعدی عاشق نار بستانهای زمان خود است اما جهل انان عذرشان است و من این عذر را می بذیرم و ساکت و خاموش می نشینم
حسن نیازی در ۱۱ سال قبل، شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۷:
با سلام....شک نکنید حضرت حافظ دقیقا میدانستند که قرنها بعد او نامش جاودان و جاوید خواهد ماند...از این در بیتی از خود میفرمایید:
گویند ذکر خیرش در خیل عشقبازان هر جا که نام حافظ در انجمن براید
یونس در ۱۱ سال قبل، شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۱۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
این اشعار همیشه تدلنشین و تازه اند فراتر از زمان هستند. روحش شاد
یونس در ۱۱ سال قبل، شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۰۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
این اشعلر هیچ وقت کهنه نمیشوند. فراتر از زمان هستند. روحش شاد.
غزل در ۱۱ سال قبل، شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۰۲ دربارهٔ سعدی » مواعظ » مراثی » در مرثیهٔ عز الدین احمد بن یوسف:
معنی بیت چهارم روشن نیست..." خوش سیاووش" یا "خویش" یا ...؟ و مصرع دومش "خون سیاوشان ز دو چشمش" درست تر به نظر نمی رسه؟
علیرضا حسین نیا در ۱۱ سال قبل، شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۲۶ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مطلعالانوار » بخش ۱ - از مناجاتها:
با تشکر از سایت خوبتون به عرض میرسونم که بیت پنج تا مونده به آخر درستش این هست:
کشتم از آن ابر پر آوازه کن که به اشتباه به جای کشتم، گوشم تایپ شده
Hamishe bidar در ۱۱ سال قبل، شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۱۹ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۱۸ - قاعده در بیان سیر نزول و مراتب صعود آدمی:
آدم از ژرفا و در این حال سادگی این ابیات به وجد میآید. روحت شاد شیخ!
غضب شد اندر او پیدا و شهوت
وز ایشان خاست بخل و حرص و نخوت
به فعل آمد صفتهای ذمیمه
بتر شد از دد و دیو و بهیمه
تنزل را بود این نقطه اسفل
که شد با نقطهٔ وحدت مقابل
Hamishe bidar در ۱۱ سال قبل، شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۰۴ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۱۵ - جواب:
در زندگی اجتماعی به هر حال انسان گاهی با گفتار تند و خشونتآمیز همراه با توهین از سوی دیگران مواجه میشود و ناگزیر خواهد بود تا در برابر آن نوعی عکس العمل نشان دهد.
قرآن برای این گونه موارد هم توصیههایی دارد و به اهل ایمان و پیروان خویش دو روش را متناسب با شرایط مختلف پیشنهاد و توصیه کرده است.
بهترین رویکرد که قرآن آن را توصیه میکند آن است که شنونده، نه تنها بزرگوارانه از بی ادبی گوینده در گذرد، بلکه او را با کلمات و عبارات زیبا و خوشایند مورد خطاب قرار دهد ودر حقیقت به مضمون سوره عصر که سفارش به صبر و حق را راه رهایی از خسران بر میشمارد، عمل کند.
قرآن در توصیف عباد الرحمن میفرماید:
«وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلاَماً» (فرقان /63)
«و چون نادانان ایشان را مخاطب سازند، سلیمانه پاسخ دهند.»
بندگان حقیقی خداوند در ارتباطات کلامی میان فردی خویش جانب عقل را رعایت میکنند. اینان هنگامی که با افراد نادان برخورد میکنند، نه تنها از گفتار بی ادبانه آنان اندوهگین نمیشوند بلکه از سر خیرخواهی برای آنان آرزوی سلامتی میکنند و بر اساس این دستور قرآنی: «وَیَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ» (رعد /22) «و بدی را با نیکی دفع میکنند»، گفته زشت آنان را به سخن زیبای خویش پاسخ دهند.»
در آیه دیگری، قرآن به نیکو سخن گفتن حتی در برابر دشمن دستور داده است
«وَلاَ تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلاَ الْسَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ» (فصلت /34)
«و نیکی و بدی برابر نیست. همواره به شیوهای که نیکوتر است مجادله کن، آنگاه کسی که بین تو و او دشمنی ای بود، گویی دوست مهربان است.»
با دقت در این دستور الهی روشن میشود که تأثیر سخن نیکو تا چه اندازه در روابط انسانی نقش حیاتی دارد. آن چنان تأثیری که سبب دگرگونی فرد شنونده و تغییر دیدگاه او نسبت به گوینده میگردد.
باحترام
Hamishe bidar در ۱۱ سال قبل، شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۰۱ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۱۵ - جواب:
به طور کلی ارتباط انسانها با یکدیگر بر اساس دو بینش برقرار میگردد: کرامت و اهانت، یعنی یا بر اساس تکریم شخصیت است و یا بر اساس تحقیر شخصیت. از دیدگاه قرآن کریم، ارتباطی سالم است که بر پایه تکریم شخصیت و عزت نفس و احترام متقابل افراد انسانی استوار باشد.
در سوره انعام چنین آمده است:
«وَلاَتَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّوا اللّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ...» (انعام /108)
«و کسانی را که کافران و مشرکان به جای خدا میپرستند و مورد ستایش و احترام قرار میدهند، دشنام ندهید! زیرا آنان نیز - مقابله به مثل کرده - و از سر دشمنی و نادانی، خدا را دشنام میدهند.»
قرآن، باورمندان ساحت ایمان را از آشفته گویی و به کار گرفتن واژههای سست و نازیبا پرهیز داده و فرموده است:
«...وَقُولُوا قَوْلاَ سَدِیداً» (احزاب /70)
«و سخنی درست و استوار بگویید.»
«...وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً» (نساء /5)
«و با آنان به زبان خوش سخن بگویید.»
«وَقُل لِعِبَادِی یَقُولُوا الَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّیْطَانَ یَنزَغُ بَیْنَهُمْ إِنَّ الشَّیْطَانَ کَانَ لِلْإِنسَانِ عَدُوّاً مُبِیناً» (اسراء /53)
«بگو به بندگانم سخنی را که بهتر است بگویند، چرا که شیطان میان آنان را به هم میزند، بی گمان شیطان دشمن آشکار انسان است».
همچنین در آیهای مؤمنان را از مسخره کردن، عیب جویی و صدا زدن دیگران با القاب زشت، باز داشته و میفرماید:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ یَسْخَرْ قَوْمٌ مِن قَوْمٍ عَسَی أَن یَکُونُوا خَیْراً مِنْهُمْ وَلاَ نِسَاءٌ مِن نِسَاءٍ عَسَی أَن یَکُنَّ خَیْراً مِنْهُنَّ وَلاَ تَلْمِزُوا أَنفُسَکُمْ وَلاَ تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ» (حجرات /11)
«ای مؤمنان نباید که قومی، قوم دیگر را به ریشخند بگیرد، چه بسا اینان از آنان بهتر باشند، و نیز نباید زنانی زنان دیگر را، چه بسا اینان از آنان بهتر باشند، و در میان خویش عیب جویی مکنید، و یکدیگر را به لقبهای بد مخوانید.»
زمانی که فردی از لحن تمسخرآمیز و یا واژههای صریح استهزائی برای تحقیر دیگری استفاده میکند، آگاهانه و یا ناآگاهانه زمینه اختلال در ارتباط و آسیب در انتقال پیام را فراهم آورده و هم شخصیت اخلاقی خود را مخدوش کرده است.
موسوی در ۱۱ سال قبل، شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲: