کرم قلاوند در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۱۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:
با سپاس از دوستان
به نظر من «خیل» درست تر است ، چراکه خیل نسبت به خیلی نامحدود تر است و بر تعداد بیشتری دلالت می کند اما خیلی بر مقدار زیادی از یک عده دلالت دارد . گذشته از اینکه موسیقی دینامکی شعر با خیل روان تر است و تزلزلی در آن پدید نمی آید. البته فقط نظر من است
هما بیات در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۵:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶:
احسنت زهی خوبی
مشتاق تبریزی در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۵۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۴:
سراب و شسته میبینند نگاه حیرت الردم به دل رویی نی گر بود بشناسه شکر فلیس
ناشناس در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:
کوکب بانو
مغلطه و خرافات را خوب گفتی
ع عابدی در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۵۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری:
با سلام به دوست داران ادبیات پارسی و پایندگان اندوخته ها و فرهنگ بی همتای ایران . این فقیر هم با لخت نخست بیت نخست به گونه ی زیر هم اندیشه ام :
" هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان "
بزرگ شاعر بیران که رحمت خدا بر او باد با تمام وجود در آن
فرصتی که به تماشای ایوان مداین پرداخته خو د محو این
دیدار کرده و گویی از دل تمام دوست داران فرهنگ و هنر و ادب ایران نغمه ی عبرت گیری از سر گذشت و زندگی اجتماعی و انسانی را سر داده و با استادی تمام چنان چهره ای از ایوان مداین و سرگذشت و روزگار سخن رسا گفته است که تا آن جا که ادب فارسی به جاودانگی پیوند خورد این سروده نیز همواره زنده و پاینده است . اگر که به لخت دوم بیت عنایت شود
مشاهده می گردد که ایوان مداین "آینه" است و همه می دانیم که به آینه نگاه یا نظر می کنند و کسی به دیگری یا دیگران نمی گوید آینه را عبر کن بلکه :
آینه را ببین یا نگاه کن با سیاق گفت وشنودهای روان دلپستد تر و البته خوش آواتر هم هست .
کوکب در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:
شایق جان
شما گرفتار محدودیت فکری بسیاری
تا به حال هیچ مرتاضی بدون عمل جراحی نتوانسته لا علاجی را عمل جراحی کند ، جز همان شعبده و مرتاضی
اگر دقت کنی میبینی هیچ چیز در دنیا کاملاً با چیز دیگری شباهت کامل ندارد ، فیزیک که خوانده ای
طبیعت هم قادر نیست هیچ دو موجودی را شبیه هم بسازد چه رسد به اثر انگشت ، ضمن اینکه اگر ساخت دلیلی بر وجود باری تعالی نیست
به چه دلیل میگویی انسان جانشین خداست ؟
منصور حلاج اشتباه است ، حسین حلاج فرزند منصور
ابوعبداله الحسین بن منصور حلّاج و کنیه او ابوالمغیث است
روح خدارا از کجا آورده ای که در انسان دمیده شد
آنقدر یک مصرع ساده
فی منظرک النهار و اللیل
را پیچاندی تا به مغلطه خود برسی
به معشوق میگوید : در جمال تو هم سیاهی شب است و هم فروغ روز
اینهمه صغرا کبرا ندارد
در کتابی نوشته بود خرافات ناشی از جهل و نادانیست
نوامیس طبیعت بازیچه ی دست و ساخته ی آرزوهای ما نیست
امین افشار در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۷:
درود
پاسخ سارا: به گمان من تا بیت نهم که می گویید شاعر وصف و مدح معشوق می گوید و از این پس در پی پرسشی از دل، سخنان معشوق (که البته سرایش دل عاشق است) را یادآوری و گوشزد می کند که از مصرع دوم بیت نهم تا آخر غزل (غیر از بیت آخر) ادامه دارد. پس بیت نهم را باید این گونه خواند:
ای دل! نه اندر ماجرا می گفت آن دلبر تو را؟:
[که] هر چند از تو کم شود، از خود تمامت می کنم
با این معنای لفظی: ای دل من! مگر نه این است که در ماجرای عاشقی مان آن دلبر به تو گفت: هر چقدر بدهی و کم شوی در این عشق، من جایش را می گیرم و از خود پر می کنم. اشاره است به اینکه عاشق باید دل از سایر تعلقات برگیرد تا معشوق خانه کند.
کوکب در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴:
شایق جان
آن ”ناباور“ از کبست میگوید و شما از کبس
من که درین شعر لغت کبس ندیدم
حتما اشتباهی شده که با کمی دقت در فرمایش استاد کیخا رفع خواهد شد
ضمن اینکه آقا / خانم ناباور از تحریف معنای شعر خیلی مؤدبانه ، با دلیل و بسیار منطقی جلو گیری کردند کبست است یعنی تلخ است مانند حنظل
من به جای شما از ایشان معذرت میخواهم و تشکر میکنم
کمال در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۱۲ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۲۶۹:
باسلام ودوردبه دوستداران اهل شعر
جمع دوبیتی حاضر:5323
...
سمیه در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۶ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۱۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۴:
جز شاه غزل های سعدی جانه
فرشاد در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۶ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۲۳ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱:
بیت ششم واقعا محشره که اگه بخوایم تفسیرش کنیم میشه گفت یجورایی با خودم کردم که لعنت بر خودم باد تناسب داره
خطاب به معشوق میگه من آدمیم که سنگ(معشوقه) رو به لعل تبدیل کردم ولی تو آدمی هستی که با سنگ وجودت آیینه دلم رو خواهی شکست
درود بر عراقی
محمدموسوی در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۶ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:
زیبائی اشعار مولانا وصدای کم نظیر همایون عزیز باعث خلق این اثر زیبا و ارام بخش شده .ممنون و سپاسگراریم
روفیا در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۶ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۰۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۶۶ - حکایت آن مداح کی از جهت ناموس شکر ممدوح میکرد و بوی اندوه و غم اندرون او و خلاقت دلق ظاهر او مینمود کی آن شکرها لافست و دروغ:
گفت گیرم مال کم شد میل کو
سیل اگر بگذشت جای سیل کو
براستی استعاره شگفت انگیزیست سیل به جای سخاوت ،
سخاوتی که آدمی را وادارد تا خلعت خلیفه را ایثار کند براستی به طوفانی میماند که هستی و نیستی را جمله با خود میبرد و آثار سیل بر جای می ماند .
عشق آن شعله است کو چون برفروخت
هر چه جز معشوق باقی جمله سوخت
روفیا در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۶ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۵۰ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - موعظه و نصیحت:
بر دل و دین خرابت نوحه کن
که نمی بیند جز این خاک کهن
ور همی بیند چرا نبود دلیر
پشتدار و جانسپار و چشم سیر
در رخت کو از می دین فرخی
گر بدیدی بحر کو کف سخی
روفیا در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۶ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۴۶ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - موعظه و نصیحت:
در حقانیت گوینده آن تردید دارم .
روفیا در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۶ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۴۴ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - موعظه و نصیحت:
عمل گرایی سعدی درخور ستایش است .
همه علم و.عرفان و عبادت اگر بروز و ظهوری در زندگانی اجتماعی انسان نداشته باشد عقیم و سترون است .
باید که برکاتش محسوس و واقعی باشد .
اصلا اگر در سخنان زیبا و دلفریبی تبلوری نبینم در حقانیت آن تردید دارم .
شایق در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۶ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴:
با سلام و سلام ویژه خدمت جناب ناباور این فقیر نگفت معنی کبس حنظل نیست بلکه گفتم یکی از معانی ان غذاست کافی است به کتب لغت رجوع کنید تا باور کنید ومنظور سعدی در این شعر این معنی اخیر است
شایق در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۶ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳:
با سلام مشکلات بشر چیست ؟ نمونه هایی از مشکلات 1- امروز دلار سقوط کرد فلانی سکته زد و فلج شد 2- کارخانه فلان اتش گرفت و سهامدار اصلی ان فوت کرد 3- قیمت طلا بالا رفت فلانی از ذوق سکته زد و بایین امد فلان کس دیگر مرد 4- تیم ملی باخت چند نفر از سکته مردند 5- فلان زن و شوهر سر شستن ظروف بگو مگو کردند و کارشان به طلاق انجامید 6- فلانی بخاطر مهریه در زندان است 7- فلان تاجر ورشکست شد و بخاطر دیونش به زندان افتاد 8- دو کشاورز بر سر اب دعوا کردند و یکی دیگری را با بیل کشت 9-وراث فلانی بر سر مال متوفی به جان هم افتادند و یک نفر کشته وچند نفر بشدت زخمی شدند 10- خانه فلانی را بانک به خاطر بدهی جمع کرد و صاحب خانه به تیمارستان منتقل شد 11-فلانی کم اورد و خود کشی کرد 12- عاشقی بخاطر جواب رد شنیدن از معشوق بصورت معشوق اسید باشید و .... هزاران مشکلات از این قبیل و مشکلاتی از قبیل حرص . طمع . حسد . کم حوصلگی . بریشانی . غرور . خساست. و ...اینها مسایلی است که بشر با انها دست و بنجه نرم می میکندبرخی بر اثر این مشکلات فوت میکنند و برخی خود کشی که در هر دو صورت مشکل ظاهرا حل میشود برخی به دکتر و دارو بناه می بردند و برخی به الکل و برخی به مواد مخدر که البته هیچیک از این راه حلها در واقع راه حل نیست بلکه افزایش مشکل دیگری است بس چه باید کرد تا واقعا بشر از این مشکلات نجات یابد بیشنهاد عرفا عاشقی است تا در بناه عشق انسان از خود بیخود شود و اصلا مشکلی نبیند تا بخواهد انرا حل نماید بنابراین دیدار تو حل مشکلاتست و یا بقول حافظ ( دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن )یعنی گدایی در کوی او بهتر از بادشاهی در این دنیاست و اگر انسان بنواند به اینجا برسد (از سر خواجگی کون و مکان بر خیزد ) (ای دل ار سیل فنا بنیان هستی بر کند چون ترا نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور و یا دل قوی دار که بنیان بقا محکم از اوست ) به امید روزی که بنوانیم مصداق حرفهای حافظ شویم ( ما نگوییم بد و میل به نا حق نکتیم جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم عیب درویش و توانگر به کم وبیش بد است کار بد مصلحت انست که مطلق نکنیم رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم شاه اگر جرعه رندان نه به حرمت نوشد التفاتش بمی صاف مروق نکنیم خوش برانیم جهان در تظر راه روان فکر اسب سیه و زین معرق نکنیم اسمان کشتی ارباب هنر می شکند تکیه ان به که بر این بحر معلق نکنیم گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم ) به امید ان روز
ناشناس در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۶ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۲۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۲۱ - رسیدن نوفل به مجنون:
بسیار زیبا
کرم قلاوند در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰: