گنجور

 
سعدی شیرازی
 

هر کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است

عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر است

نه هر آن چشم که بینند سیاه است و سپید

یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

هر که در آتش عشقش نبود طاقت سوز

گو به نزدیک مرو کآفت پروانه پر است

گر من از دوست بنالم نفسم صادق نیست

خبر از دوست ندارد که ز خود با خبر است

آدمی صورت اگر دفع کند شهوت نفس

آدمی خوی شود ور نه همان جانور است

شربت از دست دلارام چه شیرین و چه تلخ

بده ای دوست که مستسقی از آن تشنه‌تر است

من خود از عشق لبت فهم سخن می‌نکنم

هرچ از آن تلخترم گر تو بگویی شکر است

ور به تیغم بزنی با تو مرا خصمی نیست

خصم آنم که میان من و تیغت سپر است

من از این بند نخواهم به در آمد همه عمر

بند پایی که به دست تو بود تاج سر است

دست سعدی به جفا نگسلد از دامن دوست

ترک لؤلؤ نتوان گفت که دریا خطر است

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | طیبات | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

حسینعلی نکیسا » آواز حسینعلی خان نکیسای تفرشی » افشاری به همراه ویلن

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر 488 کلیات سعدی مذهب و مصور نسخه‌برداری شده در ۹۲۶ هجری قمری » تصویر 542 کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر 648

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مرشتانی در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۹، ساعت ۰۵:۳۸ نوشته:

گمان میکنم در مصرع اول بیت دوم اشتباه تایپی رخداده (بیننده)باید باشد
---
پاسخ: با تشکر، بر اساس تصحیح فروغی به صورت «بینند» اصلاح شد.

 

مرشتانی در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۹، ساعت ۰۷:۰۴ نوشته:

مصرع سوم بیت سوم ( کا فت )
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

 

امید رضا محبی در ‫۱۰ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۹، ساعت ۰۸:۳۳ نوشته:

نه هر که سر بتراشد قلندری داند ....
سعدی خود چه زیبا سروده است که صاحب نظر بودن الزاماً به پارسا بودن، صوفی بودن، عالم بودن و ... نیست که:
عالم، عابد و صوفی همه طفلان رهند
مرد اگر هست بجز عارف ربانی نیست
و عارف ربانی آن است که خویشتنی برای خویش نشناسد و به تعبیر شیخ از خود با خبر نباشد
حافظ چه زیبا صاحب نظر را کسی می داند که:
گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد
زین پس شکی نماند که صاحب نظر شوی
به امید آنکه دلهایمان خبردار از حق گشته و از باخبری خود در پیشگاه حضرت حق دست برداریم
از پدید آورنده سایت گنجور تشکر فراوان دارم.

 

Aref در ‫۱۰ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۰، ساعت ۱۲:۱۲ نوشته:

سلام خواستم بدونم این شعرچه مضمونی داره وکجا وخطاب به چه کسی میتونه به کار بره؟ بخصوص بیت (( ور به تیغم بزنی باتومرا خصمی نیست/خصم آنم که میان من و تیغت سپرست)) .

 

دکتر ترابی در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۴۹ نوشته:

حدیث عشق است و نظر و محو شدن در معبودو انکه عبور از این ورطه کار مردان است و نه آدمی صورتان تا بدانجا که:
حتا اگر برمن شمشیر هم بکشی دشمنیی باتو نخواهم داشت دشمن انکس خواهم بود که میان من و تیغ تو سپر شود.
هر کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است
عشق بازی دگر و نفس پرستی دگر است و...

 

حمید رضا درانی بخش در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۴۹ نوشته:

در عرفان حافظ وسعدی ما شخصی را بنام قصاب عاشقان میابیم که میتوان گفت همان جانان عشق است که عاشقان آماده وصال را قربانی میکند و عاشق خنده بر لب بسوی او میشتابد وهیچ اعتراضی بر این قربانی کردن ندارد پس هر کس میان من وشمشیر قصاب عاشقان قراربگیرد دشمن من است نه دوستدار من

 

lyam در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۲۵ نوشته:

جناب حمید رضا درانی
با درود
بنده هرچه نگاه کردم در اشعار سعدی شخصی به عنوان قصاب عاشقان نیافتم
تنها در یک بیت عاشق را چون گوسفندی دردست قصاب دانسته :
شب هجران دوست ظلمانیست
ور برآید هزار مهتابش
برود جان مستمند از تن
نرود مهر مهر احبابش
سعدیا گوسفند قربانی
به که نالد ز دست قصابش
که با قصاب عاشقان بسیار تفاوت دارد.
با احترام
لیام

 

وشایق در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۳ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۲۳ نوشته:

با سلام هر کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است عشقبازی دگر و نفس برستی دگر است . نظر دوستانی که معتقدند سعدی نیز عاشق نگارهای دور و زمان خود بوده و این غزلها را برای عشق به انها سروده را به بیت فوق جلب می کنم و از انها میخواهم مقام امثال سعدی و حافط را اینقدر حقیر نشمارند و انها تا حد یک شهوت برست بایین نیاورند و کمی عمیق تر بندیشند

 

پروین در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۱۶ نوشته:

سایت بسیار خوب دارید موفق باشید کاش گزینه ب اشعار اضافه میشد تا تفسیر کوتاهی هم داشته باشه با این حال غزلیات ان قدر روان هستند ک راحت فهمیده میشه...
درود بر سعدی بزرگوار...خدا رحمت کنه شیخ اجل

 

ایرانی در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۳۳ نوشته:

هر کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است
عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر است
من از این بند نخواهم به در آمد همه عمر
بند پایی که به دست تو بود تاج سر است.

 

فاتح در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۴۶ نوشته:

با احترام به نظر همه ی عزیزان
من خودم از عشق لبت فهم سخن می نکنم
هرچ از آن تلخ ترم گر تو بگویی شکر است
ضمن در نظر داشتن ارزش و احترام بسیار زیاد شاعر بزرگ حضرت سعدی و تایید بسیاری از دیدگاه های ایشان، از نظر من یکی از اشتباهات بزرگ و سرنوشت ساز مشرقی ها طرز فکری است که از مضمون این بیت و بسیاری از متون ادبی و مذهبی ما بر می آید
بدین معنی که از فرط علاقه و عشق به یار (هر معشوق یا مرادی ) فهم و تفکر در صحیح یا غلط بودن گفته های او را نادیده بگیریم و حتی اگر زهر هم باشد چون شکر قبول کنیم! این آغاز فرهنگ پذیرش استبداد شخصی و بردگی جمعی است. این شعر و امثالهم ، فرهنگ نگاه به لب و دهان بجای گفته ها را ترویج داده است و یک نوع ساختن بت از هر موجودی ست، بجای سنجش مدام گفته های آن موجود با خرد!!!
حتی مشخصه های حضرت حق را نمی شود بدون خرد درک کرد پس قاعدتا نمی شود پذیرفت پس حکم عقل و خرد در نشانه ها و فرموده های دنیوی یا اخروی الزامی ست.
تا حدی که شخص با هدف و برای عشق خودش دانسته سختی می کشد قابل قبول است.

 

علی عابری در ‫۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۷ نوشته:

با سلام، دو بیت از این شعر زیبای سعدی توسط بانو قمر الملوک وزیری در تنها فیلم باقی مانده از ایشان یعنی مادر، ساخته 1331 در آواز افشاری خوانده شده که به درخواست بانو دلکش در این فیلم حضور داشته. و جالبه بدونید ایشان تمام دستمزد این فیلم و همچنین همه کنسرتهایشان را در جهت کمک به ایتام و مستضعفان و ساخت مدرسه و بیمارستان می‌کردند. ایشان نمونه یک انسان والا و به گفته سعدی «آدمی خوی» به تمام معنی بودند که همواره در دل اهل هنر این سرزمین زنده خواهند بود.

 

Polestar در ‫۷ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۳ نوشته:

واقعا بی‌نظیره با روح و روانت بازی می‌کنه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.