سیدمحمدحسین ممجد در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵:
خوش ترزعیش وصحبت وباغ وبهار چیست
ساقی کجاست گو سبب انتظار چیست
عیش=طرب وخوشی حقیقی/بودن باحق
اندیشه عیش بی حضورش
ترسم که بدو رسد نخواهم
صحبت=مصاحبت/هم نشینی/گفتگوی خوش/سخن حضرت حق
باغ:گلستانی از گلهای معنوی.به این معنا قرآن باغ است.اشعار حافظ باغ است.کنج خلوت شما اگر بایاد حق قرین شد باغ است.
بهار:عمری که بایاد دوست بگذرد
"بهار عمر خواه ایدل وگرنه این چمن هرسال
چونسرین صد گل آردباروچون بلبل هزارآرد"
ساقی:کسی که شراب معرفت وعشق برایمان به ارمغان می آورد
"صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
دورفلک درنگ ندارد شتاب کن"
"ساقیا درگردش ساغرتعلل تابچند
دور چون باعاشقان افتد تسلسل بایدش"
بی سواد در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸:
ماورا طبیعت استادان ارتباطی با جو و زمین واسمان ندارد.
مابعد الطبیعه نا م دیگر آنست. چه در تقسیم بندی علوم پس از فیزیک آمده است و آن علوم دینی و الهی و مانندان ان است، متا فیزیک! کجای کارید استادان!!!
محمد در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۳۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۸:
سلام
بازم خدارو شکر که از تیغ اساتید در امان بوده و تبدیلش نکردن به حاشیه
مصطفی داداشی در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۴۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۱۲:
سلام و عرض ادب
به نظر حقیر، مصرع اول در بیت جهارم باید اینگونه باشد: غنا پرورد یاد توست...
حسین منصوری پور در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۰:
جناب سجاد،دوست گرامی!سلام.متشکرم که چندمقاله ی بنده را درحاشیه ی غزل 470 حضرت حافظ،مطالعه فرموده سپس از مکتب ومشرب من پرسیده اید.
دوست خوب من،تمام نوشته های بنده در چهارده مقاله و یک پیشگفتار،خلاصه میشوند که چون درزمینه های گوناگون تهیه شده اند،نمیتوان در آنها"ایسم یا ایزم"ویا مکتب ومشربی خاص رامشخص کرد.شاید بتوان آنهارا مقالات آموزشی یا تعلیماتی نامید.اگردوستانی باشند که قصد خواندن مقالات بنده را دارند،کافی است که درسایت محترم گنجور،شماره ی غزل،قصیده،یامطلبی را که مقالات در حاشیه ی آنها نوشته شده اند،پیدا کنند.
با عرض ادب واحترام:منصوری پور
آناهیتا افشاری نیریزی در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵۵:
آفندی کلیتیشی کالیسو کیتیشی :
افندی، تو چه مبارک قدمی، اگر جمال تو را همه داشته باشند
شیلیسو نسندیشی :
همه از لبان تو ببوسند
افندی مناخوسی بویسی کلیمو بویسی :
افندی، شب ها تو را یاد می کنم، قصه هایت را مدام تکرار می کنم
تینما خو نتیلوسی :
ای دریا صفت!
منبع : پیوند به وبگاه بیرونی
محسن شفیعی در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۵۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:
هر دوجایی که در ابیات کسر نوشته شده اشتباه است و باید کمر نوشته شود
ناباور در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸:
وجود ندارد
صحیح است
علی در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۰۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:
بیت اول که ظاهرا برای عزیزان مشخصه و اما بیت دوم : بعد از اونکه کلام الله رو بزرگ داشته،و یاداور شده که ایات الهی محدود به ان نمی شود بلکه برای خیام که همه هستی برایش ایات الهیست ونشانه های محبوبش هست وبا نگاه به هر سو محبوب را می بیند و او را سرمست می کند همه هستی برایش حکم پیاله را دارد و محتویاتش حکم مست کننده را دارد. برای خیام و هر بینای دیگری هر چه که در عالم و دور و بر خود می ببنند حکم می دارد و یاداور معشوق است. گل ، اب، انسانها ، هرگونه حیوان و هرچیز دیگر برای کسی که به کوری مبتلا نباشد رنگ خدا دارد و بسان پیراهن یوسف مست کننده وشفابخش است.ای ادیبان ! انچه که خود لایقید به اولیا خدا نسبت ندهید. بفکر شفای چشمان دل خود باشید. حال کردن با اشعار این و ان شفابخش نیست. قبل از ایجاد امادگی در خود امکان فهم سخن عرفا وجود ندارد.سخن انها از کلمات ساخته شده اما با یادگیری معنای کلمات امکان فهمشان وجود ندارد. دانش را می توان انتقال داد اما نور و معرفت قابل نقل وانتقال نیست.فقط از طریق نیستی از خود و هست شدن به پروردگار و عنایت حضرتش میسور است. مهندس برق هستم نه ادیب.jafaraghaei@ioptc.ir
پیام در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۰۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۵:
همه ی مصرع ها اخباری ست
اگر پرسشی بود ، آیا ، مگر یا نظایر اینها را میآورد
مثلاً :
این کوزه گر دهر ” مگر “ جام لطیف
میسازد و خویش بر زمین میزندش؟
یا:
این کوزه گر دهر چنین جام لطیف
کی سازد و این چنین زمین میزندش؟
خیام بهتر میتوانست تصحیح کند
پس هم میسازد و هم بر زمین میزند
که اگر بر زمین نزند چرخ نظام نمی گردد
روفیا در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۴۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۵:
من بر این پندارم که با نشانه پرسش میتوان اینگونه تعبیر کرد که آیا چنین جامی که هر عقلی آن را تحسین میکند را میسازند که نیست و نابودش کنند ؟
بی سواد در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۰۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۵:
این همه داستان است برای تبریه این بزرگمرد از اتهام بی دینی
هر گونه که بخوانیم تردید در آفرینش به روایت ادیان است، مگر که با نشانه پرسش بیهودگی این گونه آفرینش را نیز به رخ میکشد.
پوریا در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۵۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۷ - مناظرهٔ خسرو با فرهاد:
نظامی هان و هان تا زنده باشی
چنان خواهم چنان کافکنده باشی
داریوش ابونصری در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۳۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۲ - آغاز داستان:
احتمالا این بیت در این برگ دارای غلط هاییست :
.
نهادند خوان پیش ایزدگشسب (غلط)
گرفتند پس واژ و برسم بدست
.
نهادند خوان پیش ایزدگشسب (درست)
گرفتند پسِ واژ برسم بدست
یعنی سفره را در مقابل آذرگشسب پهن کردند و پس از اینکه سرود و زمزمهء واژ را اجرا کردند بَرسَم و شاخه های انار را بدست گرفتند.
.
.
داریوش ابونصری در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۲۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۱۰:
خورش نیز با به رسم آید به کار
.
بیت بالا به احتمال زیاد درست نیست و باید چنین باشد:
.
خورش نیز با بَرسَم آید به کار
. برسم به فتح ب و س شاخه های جوان گیاهان است که زرتشتیان در مراسم خود بکار میبرند.
داریوش ابونصری در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۰۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۵:
درود بر شما هم میهن گرامی.
روفیا در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۴۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۵:
استاد گرانمایه ای داشتم که پیشنهاد میکرد بیت دوم را با لحن پرسشی بخوانیم :
این کوزه گر دهر چنین جام لطیف
میسازد و باز بر زمین میزندش ؟؟
یعنی آیا تو باور میکنی کوزه گر دهر چنین جام لطیفی را با این همه توازن و ظرافت و زیبایی با این نقوش مینیاتور تحسن برانگیز بسازد تا بعد آنرا بر زمین بکوبد ؟؟
سینا در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۱۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵۹:
بر زلیخا طعن ارباب ملامت عار نیست
محسن شفیعی در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۴۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۱۱:
شکر به زاغ فرستی واستخوان به هما
چه رمزها که نهان در کف عطای تو نیست
بیت به این شکل تصحیح شود
محمد تقی خالقی در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۲۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۲: