گنجور

حاشیه‌ها

داروگ در ‫۱۰ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۳:۵۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۵:

ای سیم تن سیاه گیسو
کز فکر سرم سپید کردی
بسیار سیه، سپید کردست
دوران سپهر لاجوردی

داروگ در ‫۱۰ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۳:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۵:

از روی تو ماه آسمان را
شرم آمد و شد هلال باریک
شاید که به پادشه بگویند
ترک تو بریخت خون تاجیک

حمید زارعی در ‫۱۰ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۰۸ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹:

خواهی که به اشک، خونِ دل پاک کنی
سودت ندهد که خون به خون میشویی

حمید زارعی در ‫۱۰ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۰۸ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹:

خواهی که به اشک، خونِ دل پاک کنی
سودت ندهد که خون به خون میشویب

روفیا در ‫۱۰ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۴۴ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۱۵ - جواب:

ناشناس گرامی
نخست این شرطی که شما فرمودید جزئ مقررات سایت نیست .
دو دیگر تخصص در چه ؟
تخصص در فنا ؟ تخصص در عرفان ؟ تخصص در علوم ماورائ اطبیعه ؟
همه خوب میدانیم این وادی علوم تجربی نیست و حتی بزرگان علوم عرفانی در این مباحث اختلافات بنیادین دارند و هیچیک برای ادعای خود سند ارائه نمی کنند . هر کس به فراخور ادراک خود برداشتی دارد و میتواند اینجا با دیگران به گفتگو بنشیند . چه اشکالی دارد اگر ما از دیدگاههای دیگران که در نوع خود منحصر به فرد هستند مطلع شویم ؟

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۴۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۱۵:

با عرض سلام ، ادب و احترام خدمت شما .سالها پیش بطور اتفاقی با شخصی آشنا شدم ک خود را شاهنامه پژوه معرفی کرد ، اسمش فرهاد .و بود ..براستی ک تسلط کاملی بر شاهنامه و متن رفیع آن داشت .ایشان میگفت :من با استناد ب یک بیت از شاهنامه بدنبال شهر کجاران یا کلالان میگردم، شهری ک درمجاورت دریای پارس قرار دارد و ویژگیهای چندی نیز دارد .گفتم آن بیت چیست ؟ گفتند :ب شهر کلالان ب دریای پارس.@@@چ گویم ز پهنا و بالای پارس .پس از چندی تحقیق و بررسی متوجه شد ک آن شهر باستانی روستای فعلی گلستان در شهرستان دشتی از توابع استان بوشهر می باشد ، ک در حال حاضر هم بقایای قلعه ای با عظمت در ارتفاعات مشرف ب دریای پارس وجود دارد و هم آتشکده ای ک اردشیر بابکان پس از استیلای بر هفتواد دستور بنای آن را صادر کرده است .

فرزام در ‫۱۰ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۶:

با سپاس از جناب صادقی به خاطر توضیحات روشنگرانهء شان.

درویش در ‫۱۰ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۱۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۰ - اضافت کردن آدم علیه‌السلام آن زلت را به خویشتن کی ربنا ظلمنا و اضافت کردن ابلیس گناه خود را به خدای تعالی کی بما اغویتنی:

ابلیس با گفتن «بما اغویتنی» بار عملِ خود را به خدا و مشیّتِ او برمی گرداند و خود را در این بین بی گناه قلمداد می کند و در مقابل آدم، مسئولیت عمل و گناه نخستینِ خود را به گردن می گیرد و می سراید که: «ربنا ظلمنا انفسنا». خداون چون این کرنش و خاکساری را مشاهده می کند آدم را می گوید که: «آنچه واقع شد و به خاطر آن تو مرتکب گناه شدی تقریر و قضای من بود، و تو با آگاه بودن به این موضوع بازهم خطا را به گردن گرفتی و خود را سرزنش کردی؟!» آدم در پاسخ گوید: «من ادب نگاه داشتم و پرده دری نکردم.» و خداوند نیز در پاسخ گوید: «من هم به حرمت این احترام از تو گذشتم و راه بازگشت به تو نمودم و ابلیس را به خاطر بی ادبی و پرده دری از بارگاهِ خود راندم تا وقت معلوم.»... نه که تقدیر و قضای من بُد آن / چون به وقتِ عذر کردی آن نهان؟

سیاوش بابکان در ‫۱۰ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

این بیت پیر گنجه شاید مانای دیگری از برای چون و بی چون داشته باشد:
مرا پرسی که چونی؟، چونم ای دوست
جگر پر درد و دل پر خونم ای دوست

سیاوش بابکان در ‫۱۰ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

جناب دکتر کیخا
واژه‌ی لونا در ایتالیایی و به گمانم نیز در لاتین که ماه خودمان است و نطفه‌ی
کیومرس را پالوده است، اما به یاد می آرم مهتابی شدن را که به آشفتگی خواب می گفتند به ویژه در خواب راه رفتن و گویا سخن گفتن به هنگام خواب بی آنکه به یاد آورند و خود بدانند.

مسلم در ‫۱۰ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

سلام به تمامی عزیزان بزرگواران و استادان گرامی که برای امثال اینجانب وقت می گذارید تا با معنی اشعار بزرگان بیشتر درک و لذت کافی ببریم ممنون از همگی سروارن.. سرتان سبز دلتان شاد لبتان خندان حق نگهدارتان

کمال در ‫۱۰ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۰۶ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۶۷:

س، عجب صبری خدادارد~ &جمع این رباعی :8671. یاعلی مدد.
‌‌.

روفیا در ‫۱۰ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۸:

مصراع نخست بیت اخر یاداور مفهوم زیبای مدارا است و مصراع دوم مفهوم انصاف را به زیبایی توصیف می کند .

روفیا در ‫۱۰ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

اقای امین کیخای گرامی
سلام
از توضیحتان درباره واژه بیچون لذت بردم و این بیت از لایه های زیرین حافظه ام بالا امد :
چو در سلطان بی علت رسیدی
هلا بر علت و معلول می خند

روفیا در ‫۱۰ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

زیرکی بفروش و حیرانی بخر
کاین سخن را در نیابد گوش خر
یا
خر عیسی گرش به مکه برند
چون بیاید هنوز خر باشد
یا
دل اگر این مهره اب و گل است
خر هم از اقبال تو صاحبدل است
یا
زنده به تن خود همه حیوان بود
زنده به دل باش که عمر ان بود
یا
جان ها در اصل خود عیسی دمند
یک زمان زخمند و گاهی مرهمند
گر حجاب از جان ها برخاستی
گفت هر جانی مسیح اساستی
از مجموعه این ابیان من چنین رمزگشایی میکنم که خر بعد مادی وجود انسان و تامین کننده نیازهای جسم اوست . عیسی که از جنس روح الامین بوده کنایه از بخش معنوی و تامین کننده نیازهای فرامادی وجود انسان است .
این رمز گشایی در مورد همه ابیات بالا معنی دار است
.پس میتوانیم بگوییم خربنده یعنی کسی که عیسای وجودش در خدمت خر وجودش است و تمامی همت خود را مصروف تامین نیازهای ان خر میکند .

علیرضا مداح در ‫۱۰ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۵:

با احترام به نظرات دوستان دیگر ... بنظر من این شعر رو فقط در مورد خالق هستی سروده و ربطی به شمس تبریزی نداره
در بیت آخر هم هجده هزار عالم رو اشاره میکند
مولانا قوانین هستی را نقض نمیکند
یعنی قانون
الحمد ا... رب العالمین

شقایق ظهیری در ‫۱۰ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۵۶ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:

من به راستی عاشق این شعر و همه شعر های سعدی هستم . آرامش و امید و حسی که در شعر سعدی نهفته در هیچ جای دیگری یافت نمی شود .

علیرضا در ‫۱۰ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۵۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۵ - عشرت خسرو در مرغزار و سیاست هرمز:

با سلام.یک سوال داشتم ایرانیان که در زمان ساسانیان مسلمان نبودند.چرا دو بیت اخر از مسلمانی و .... اسم برده شده؟

الهه از یزد در ‫۱۰ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸:

بیت اول مصرع 1و2رابرام معنی کنید

رحمان در ‫۱۰ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

با سلام
منیک سوالی داشتم ممنون میشم که دوستان پاسخ بدند.
قبل از سوالم مایلم یک توضیح بدم:
اون چیزی که من در مورد ابیات اول و سوم فهمیدم؛ در بیت اول واژه قلاشی به معنی می‌خوارگی و عیاری می‌باشد، لذا هر دو با بیت همخونی داره به یان معنی که بیت اول اگر قلاشی=می‌خوارگی، یعنی بادی که جهت مشخصی نداره و به مانند یک مست می‌مونه و اگر قلاشی=عیاری باز به معنی اینکه باد خیلی بد و زیرکی هست. حال در بیت سوم اینکه کودکان به دنبال اون پیر درد آشام بیفتند به مانندهمون "بر باد قلاشی دهیم" میمونه.
سوال من: آیا این نوع نگاه خیلی دور و یا نامربوطه؟ وگرنه آیا آرایه ادبی بکار رفته؟
سپاس

۱
۴۲۸۵
۴۲۸۶
۴۲۸۷
۴۲۸۸
۴۲۸۹
۵۴۷۸