گنجور

حاشیه‌ها

شرح سرخی بر حافظ در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۹ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۹:

درود من بر شما عزیزان
ائلا مژده می دهم که سه جلد از چهار جلد شرح سرخی بر حافظ روانة بازار شد و عزیزانی که مایلند داشته باشند با ایمیل بنده تماس بگیرند تا ترتیب دریافت داده شود . اما بعد ...
انچه که دوستان در مورد این غزل نوشته اند می توان گفت هر کدام نظری است قابل احترام . بنده هم نظری دارم که امیدوارم مورد قبول واقع شود .
اول این که این غزل استقبالی است از غزل خواجه بختیار کاکی شاعر هندی ایرانی الاصل قرن ششم است . اما موضوع غزل را دقت کنیم و بنده چون بحث روی بیت اول بود بیت اول را هم توضیح می دهم بقیه باشد ان شاالله بعد از دریافت شرح ها :
=========================
غزل استقبالی است از غزل خواجه بختیار کاکی با مطلع : (دیوان خواجه بختیار – ص 192 )
کسی را نیست چیزی خود زآن به دلی باشد بسی جــــانان از آن به
دعــــایی می کنم از روی رازی خــــداوندا مرا آن ده که آن به
یقین دارم بـه من ، بد کی پسندی که باشد مهر تــــــو از مادران به
...
ببر ای قطب الدین از هر چه باشد بود ذکــــر تو گفتن زآن میان به
که می بینیم مصرع دوم خواجه حافظ با مصرع چهارم خواجه بختیار کاملا یکی است .
تاریخ سرایش غزل اوایل به تخت نشستن شاه شجاع است در حدود سال 766 و به نظر می‏رسد که بعد از قتل فجیع خواجه قوام الدین محمد بن علی صاحب عیار وزیر با کفایت اوست . شان نزول غزل یکی از بزم های شاه شجاع است و حافظ غزلش را در این بزم می خواند وگاهی اشاره ای هم یه صاحب عیار می نماید . در شرح ابیات توضیح بیشتری را شاهد خواهیم بود . اما در این جا اشاره ای کوتاه نماییم که شاه محمود بعد از رسیدن به حکومت اصفهان از همان دقایق اول سر ناسازگاری با برادر خود شاه شجاع داشته است و در راستای همین ، ابتدا سعی دارد که وزیر دانشمند او قوام الدین صاحب عیار را جلب نماید و با وجود دادن وعده های فراوان مورد قبول صاحب عیار قرارنمی گردد و چون محمود از جذب او ناامید می شود دست به توطته زده و چنان می کند که مورد سوءظن شاه شجاع قرار گرفته و به قتل برسد و بعد شاه محمود سعی دارد که حافظ را نیز به دربار خود ببرد و در آن هم موفق نمی شود و ما در شرح ابیات توضیح بیشتری خواهیم داد . و فراموش نکنیم که چنین توطئه ای هم در مورد تورانشاه وزیر توسط وزیر قبلیش خواجه حسن در رابطه با شاه محمود انجام می گیرد که شاه شجاع این بار دستور می دهد هر دو را زندانی نمایند تا تحقیق کافی شود و چون معلوم می شود خواجه حسن وزیر گناهکار است در زندان به قتل می رسد و تورانشاه به صدارت باز می گردد . که خواجه غزل معروف خود را در این مورد می سراید و باز گشت خواجه تورانشاه را به صدارت تبریک می گوید .
شرح غزل 419
بیت 1
وصـــــال او ز عمر جاودان به
خداوندا مــرا آن ده که آن به
شرح :
در مقدمه اشاره کردیم که مصرع دوم این بیت با مصرع چهارم غزل خواجه بختیار یکی است .
اما مصرع اول خواجه بختیار با توجه به عرفانی بودن غزل خواجه بختیار متناسب تر است از خواجه حافظ چون خواجه بختیار می فرماید :
دعــــایی می کنم از روی رازی خــــداوندا مرا آن ده که آن به
خواجه بختیار رازی دارد و دعایی می نماید و در این دعا از خداوند می خواهد آن چه که صلاح می داند انجام گیرد . اما چون غزل حافظ بر مبنای بیان موضوعی از تاریخ زمانش است می فرماید:
وصـــــال او ز عمر جاودان به خداوندا مــرا آن ده که آن به
که اگر خواننده در جریان شان نزول غزل نباشد ، سخت بتواند بین دو مصرع ارتباط بر قرار نماید .
روی سخن با شاه محمود است و حافظ در رد درخواست شاه محمود که از او می خواهد به درگاه او آمده و صاحب منصب و جاهی شود می فرماید :
همراه بودن با این یار شیرین سخن یعنی شاه شجاع از داشتن عمره جاویدان در درگاه تو بهتر است و سپس رندانه سخن را به صورتی می گوید که اگر در آینده شاه محمود بر شیراز مسلط شد ( که می بینیم در سال 665 این اتفاق می افتد ) جای گریزی باشد و می فرماید خداوندا هر چه را که تو برای من صلاح می دانی آن بهترین است و آن را به من ارزانی دار.یعنی به شاه محمود می گوید خداوند هر چه بخواهد آن خواهد شد . .

روفیا در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۹ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۴۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵:

قربان آدم منطقی هر چند ناباور

روفیا در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۹ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۴:

نیم بیت مزبور درست است،
که سودهای زیادی نصیبت خواهد شد اگر بتوانی این سفر را انجام دهی...
اشکال کجاست؟!

شمس شیرازی در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۹ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۳۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۴:

ایرانی نژاده ای بوده است ، شیخ شیراز
می فرماید : تا دربرت نگیرم یقینم نباشد که لبت لعل و دهانت قند است.

شمس شیرازی در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۹ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:

عاقلان، از بلا بپرهیزند!
مذهب عاشقان دگر باشد

شمس شیرازی در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۹ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۴:

جناب انو نیموس،
به نظر سرکار درست نمی نماید ، اما درست است
نگران مباشید.

سجاد در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۹ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۵۴ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری:

این شعر را از ته دل دوس دارم

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۹ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۲۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

نشئه ی صرف از میممزوج باشد بیشتر
(می) اضافه است

mahsa در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۹ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۰:

رقیب کیست که در ماجرای خلوت ما

ناباور در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۹ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۴۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵:

تصحیح
روی سخن نویسنده در باره ی مزوران است

ناباور در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۹ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۴۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵:

آفرین ، روفیای گرامی
تعمیم تزویر و حیله به همه درست نیست
ولی در جمع همه دینداران اندک اند آنانکه در خلوت و جلوت یکسانند،
روی سخن نویسنده هم با هم اینان است.

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۹ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۴:

به عزم مرحله عشق پیش نه قدمی
که سودها کنی ار این سفر توانی کرد ؟؟؟؟؟؟
دو تا فعل کنی و توانی به نظر صحیح نمی آید
یا من بد می خوانم ؟

روفیا در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۹ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۱۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵:

ناباور گرامی
آن سخن تا آنجا که من میدانم اینست :
آنکس که بهشت زندگی را برایت جهنم کرده
مجبور است متقاعدت کند که:
«بهشت جای دیگری است»
کارل پوپر
شاید این ادعا از سوی برخی فریب کاری ای بیش نباشد جهت تامین برخی مطامع، ولی الزاما و منطقا عکس آن در مورد همه درست نیست،
یعنی چنین نیست که هر کس میگوید بهشت جای دیگریست حتما میخواهد بهشت زندگی ات را جهنم کند.
کسی که میگوید بهشت جای دیگریست ممکن است واقعا اینگونه بپندارد.
ممکن هم هست اهداف پلیدی داشته باشد.
ممکن است هزاران دلیل داشته باشد.

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۹ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۵۹ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قطعات » شمارهٔ ۱۱۸ - قطعه‌ در وصف وثوق‌ الدوله:

وثوقالدوله وقرارداد1919 راهرگزتاریخ فراموش نخواهدکرد. همچنین قطعه شعرمعروف میرزاده عشقی رادراین باره
ای وثوق الدوله، ایران ملک بابایت نبود
اجرت المثل متاع ..........!!!!!11 نبود

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۹ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲:

با احترام به ساحت بلند ادب ایران زمین
حقیر در حاشیه ی 28 نوشته است چه لزوم به آتش افروزیست
اصلاح میکند؛ «چه حاجت به آتش افروزیست.»

مەریوان عەبدول در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۹ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

سە بیت اول با زبان کوردی
ئەی قیامەتی لە ناکاو ئەی ڕەحمەتی بی کۆتا
تۆ کە ئاگرت بەردا لە بیشەی بیرکردنەوەکان
ئەمڕۆ بە پیکەنینەوە هاتی کلیلی زیندان هاتی
بۆ لای نیازمەندان هاتی وەک بەخشش و فەزڵی خودا
پەردەداری خۆر تۆی پیویسکەری ئومید تۆی
خوازراو تۆی خوازیار تۆی هەم کۆتایت و هەم سەرەتا

مولانا دیوان کلیات شمس، غزل 1.
ت: مەریوان عەبدول

بینوا در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۹ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۴:

گرانمایگان ارجمند
تو کز سرای طبیعت نمی روی بیرون
کجا به کوی طریقت گذر توانی کرد
روشن شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بینوا در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۹ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵:

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند - حافظ
گرانمایگان ارجمند لطفا پیش از اظهارنظر به تفسیر های حافظ و نیز عقلتان مراجعه فرمایید
مسئول محترم گنجور حاشیه ها را با دقت وارد کنید که مطالب بی اساس و تکراری نباشد - با سپاس

ناباور در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۹ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۰۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵:

نمیدانم این نوشته از کیست :
...
وقتی بهت بهشت و رویا میخوان بفروشند بدان یک جای کار میلنگد که بهشت واقعی زمینی را از تو میخواهند بستانند و سهام شراکت چیزی که وجود خارجی ندارد را به تو بدهند.پس زیرک باش و نصیب خود را از دنیا و فرصتی که در اختیار داری ببر که دیگر این زندگی و این دقایق بر نمیگردد.
عالم اگر از بهر تو می آرایند،
مگرای بدان که عاقلان نگرایند؛
بسیار چو تو روند و بسیار آیند.
بربای نصیب خویش کت بربایند.
///
این یک راز است که مرده زنده نمیشود.همه این واقعیت را میبینند ولی باورش ندارند و دوست دارند فکر کنند او در جهانی دگر زنده شده و پیش خدایش است! فکرش را طوری تربیت کرده اند که میبیند ولی نمیبیند و نمیفهمد! او چون انسانیست که از کودکی چشم هایش را جامعه و دین و مدرسه و دانشگاه و خانواده و دوستان و نزدیکانش و....بسته اند و میل بر چشمانش کشیده اند. سالهاست بینایی اش از دست رفته و جز همان تاریکی چیزی را باور ندارد و اصلا نمیتواند ببیند تقصیر خودش هم نیست و او هم چشم های نسل های بعدش و دیگران را میبندد.او چون همان نابیناییست که در روز چراغی از توهمات و خیالبافی هایش برداشته و در شهر راه میرود!
می خور که بزیر گل بسی خواهی خفت،
بی مونس و بی رفیق و بی همدم و جفت؛
زنهار بکس مگو تو این راز نهفت:
هر لاله که پژمرد، نخواهد بشکفت.
انسان نادان مغرور که جز خود چیزی در جهان نمیبیند.این تحفه خود مرکز جهان بین و آلوده کننده اکسیژن که فکر میکند خدایی بیکار همه این جهان با عظمت و لایتناهی را برای او ساخته چرا که بسیار با ارزش و والامقام است.ولی توجه نمیکند که به قول خیام چون مگسی بی ارزش است که نه از آمدن او جهان را سودی بوده و نه از مردنش چیزی از جهان رخت برخواهد بست!
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود،
نی نام ز ما نه نشان خواهد بود؛
زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل،
زین پس چو نباشیم همان خواهد بود.
آنقدر مدعی پیامبری و هدایت بشر و آگاه به اسرار غیب و دانا به اسرار خلقت و جهان ،مرگ و تولد آمدند و خودشان هم مردند و به فراموشی سپرده شدند و این جهان دست آخر گورشان شد.و آن همه خدایانی که مدعی خلقت بشر بودند و اینک نامی از آنها نیست و کسی قبولشان ندارد.از ژوپیتر و نپتون و پولوتو و ونوس بگیر تا دیانای و وستای و آنوبیس و آتوم و.............................................
این کهنه رباط را که عالم نام است
آرامگه ابلق صبح و شام است،
بزمی است که واماندة صد جمشید است،
گوریست که خوابگاه صد بهرام است!

آرش در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۹ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸:

واقعا این شعر یکی از بزرگترین شاهکارهای حافظ میباشد مخصوصا این بیت
ندارم دستت از دامن به جز در خاک و آن دم هم
که برخاکم روان گردی بگیرد دامنت گردم
نشانه درخواست کامیابی عاشق ازمعشوق خودحتی تا زمان پس از مرگ می باشد که به خوبی بیان شده

۱
۴۲۷۹
۴۲۸۰
۴۲۸۱
۴۲۸۲
۴۲۸۳
۵۷۲۹