بابک در ۱۷ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۷، ساعت ۱۳:۱۰ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵:
بیت اول مصرع دوم:
چه کنم که هست اینها گل باغ آشنائی
---
پاسخ: با تشکر، به نظر میرسد تفاوتها مربوط به تفاوت نسخهها باشد، جهت جلوگیری از اختلاط نسخ متن را تغییر ندادیم و حاشیهی شما را به عنوان جایگزین نگاه داشتیم
روح اله شهریاری در ۱۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۷، ساعت ۱۹:۲۸ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵:
با سلام
بیت هفتم : که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی
بیت آخر : در دیر زدم من که نوا ز در درآمد
---
پاسخ: با تشکر، به نظر میرسد تفاوتها مربوط به تفاوت نسخهها باشد، جهت جلوگیری از اختلاط نسخ متن را تغییر ندادیم و حاشیهی شما را به عنوان جایگزین نگاه داشتیم.
omid در ۱۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۷، ساعت ۰۶:۲۳ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۱:
mesra avale beite dovom:
be jaaye bizrdi, biaazordi dorost ast
ba tashakar az website bi nazeer va fogholade ali shoma
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
امید حجتی در ۱۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۷، ساعت ۲۲:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۳:
دوست عزیز خسته نباشی،
الف - گمان دارم مصرع اول از بیت سوم "آمدهام که ره زنم ..." باشد.
ب- گمان دارم مصرع اول از بیت هفتم موزن نیست و غلط املایی دارد.
پ - در مصرع اول از بیت ششم و هر دو مصرع بیت هشتم "آنک" به کار رفته است. در همه موارد "آنکه" عبارت صحیح به نظر میرسد.
با احترام
---
پاسخ: با تشکر:
الف- تصحیح شد.
ب- مصرع اول بیت هفتم را باید با ادای کامل «آ» آفتاب بخوانید : «گفتم، آفتاب را» ، در این صورت وزن با یک سکته درست است، یعنی «مفتعلن مفاعلن» به «مفعولن مفاعلن» تبدیل میشود که این از لحاظ قواعد عروضی درست است، هر چند وقوع آن در ابتدای مصرع باعث به چشم آمدن آن میشود و در نگاه اول تصور میشود شعر مشکل وزنی دارد.
ج- مواردی همچون «آنک» و «چونک» گویا به رسمالخط منبع بر میگردند.تعداد وقوع آنها (در دیوانهای مختلف موجود در مجموعه) زیاد است و تصمیم گیری در مورد آنها را ترجیح میدهم در زمانی دیگر و به صورت دستهجمعی انجام دهم.
نگین شکروی در ۱۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۷، ساعت ۰۸:۱۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۸:
منظور , پنج حس و چهار عنصر است.
شکروی در ۱۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۷، ساعت ۰۸:۱۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۰:
منظور از چهار و هفت, چهار عنصر و هفت سیاره است.
همیرضا در ۱۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۷، ساعت ۱۸:۳۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۳۱:
طنز؟ هزل؟ مطایبه؟ هر چه اسمش را بگذارید در عین بیادبی ادیبانه است!
رسته در ۱۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۷، ساعت ۱۸:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:
چاپ فروزانفر به شرح زیر است
رباعی 3
آن کس که ببسته است او خواب مرا
تر می خواهد ز اشک محراب مرا
خاموش مرا گرفت و در آب افکند
آبی که حلاوتی دهد آب مرا
رباعی 4
آن کس که ترا نقش کند او تنها
تنها نگذاردت میان سودا
در خانه ی تصویر تو، یعنی دل تو
بر رویاند دو صد حریف زیبا
رباعی 5
آن لعل سخن که جان دهد مر جان را
بی رنگ چه رنگ بخشد او مر جان را
مایه بخشد مشعله ی ایمان را
بسیار بگفتیم و بگفتیم آن را
به این ترتیب می توانید متن گنجور را تصحیح بکنید
---
پاسخ: با تشکر از زحمت شما، درج رباعی مذکور -با توجه به سیستم ناقص فعلی ما- مستلزم مرتبسازی مجدد کل رباعیات است که باعث میشود ترتیب رباعیات بر اساس حروف روی دوباره تنظیم شود و این با ترتیب چاپهای معمول احتمالاً تفاوت خواهد داشت، لذا ترجیحاً رباعی اشاره شده را در حاشیه نگه خواهیم داشت تا بلکه روزی بتوان آسانتر به متن آوردش.
همیرضا در ۱۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۷، ساعت ۲۲:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شمارهٔ ۲۰:
مصرعهای اول این قطعه به نظرم مشکل دارند و احتمالاً مغلوطند، از دوستان کسی میتواند این مصرعها را با کلیات سعدی مطابقت دهد یا اگر درستند روش درست خواندن آنها را روشن کند؟!
همیرضا در ۱۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۷، ساعت ۲۱:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شمارهٔ ۳:
«گفتا»ی مصرع اول به نظرم باید «گفتم» باشد، از دوستان کسی به کلیات سعدی دسترسی دارد تا صورت درست را اطلاع دهد؟
roozbeh در ۱۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۷، ساعت ۰۷:۰۴ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۹ - در مدح اسپهبد:
در بیشتر نسخ این بیت به صورت زیر آمده است که به نظر به سبک حضرت استادی بیشتر نزدیک است:
تا برآید لخت لخت از کوه میغ ماغگون
آسمان آس گون از رنگ او گردد خلنگ
همیرضا در ۱۷ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۷، ساعت ۲۰:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:
این رباعی در منبع اولیه با یک رباعی ناقص دیگر با هم آورده شده به این صورت:
خاموش مرا گرفت و در آب افکند
. . .
آبی که حلاوتی دهد آب مرا
ترمیخواهد ز اشک محراب مرا
آن کس که ترا نقش کند او تنها
تنها نگذاردت میان سودا
در خانه تصویر تو یعنی دل تو
بر رویاند دو صد حریف زیبا
ناشناس در ۱۷ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۷، ساعت ۱۷:۵۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
دربیت 11 پرده هایش نوشته اند دربعضی مآخذ
دربیت 16 آنکه به جای آنک ...
بیت 29 چونکه به جای چونک ...
بیت 29 رابه اینصورت هم نوشته اند
چونکه گل رفت و گلستان شد خراب
بوی گل را از که جوئیم از گلاب
ظاهرا بر متن ترجیح دارد
بیت 34 آینه نوشته اند شاید تفاوت مربوط به اختلاف مآخذ باشد
---
پاسخ: احتمالاً مطابق فرموده، تفاوتها مربوط به تفاوت مآخذ است. در هر صورت جهت جلوگیری از اختلاط نقلهای مختلف نقل اصلی را دست نزدیم و نقل شما را در حاشیه باقی گذاشتیم. ضمن آن که «آنک» و «چونک» میتواند ناشی از تفاوت رسمالخطی باشد نه اختلاف در اصل کلمات.
غزاله در ۱۷ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۷، ساعت ۰۷:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۶۲:
تصور میکنم این شعر اشتباه تایپ شده و صحیحش این است (متاسفانه منبع خاصی برای ذکر ندارم):
ای نور دل و دیده و جانم چونی؟/ وای آرزوی هر دو جهانم چونی؟/
من بی لب لعل تو چنانم که مپرس/ تو بی رخ زرد من ندانم چونی.
---
پاسخ: مشکل به نحوهی وارد کردن اطلاعات از پایگاه دادههای منبع بر میگشت که با حذف اطلاعات قدیمی و درج مجدد به شیوهی صحیح باید حل شده باشد.
ف-ش در ۱۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۷، ساعت ۱۷:۵۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
بنام او پیرامون قربت وغربت در سرآغازمثنوی
این بیت جالبی است درباره قرب: ( دراین مجموعه نیا مده است)
نوراو در یمن ویسر و تحت وفوق برسر وبر گردنم مانند طوق
مشکل است که کسی به این درجه از تقرب برسد که نور یار را در راست وچپ وبالا وپائین مانند طوقی در اطراف خود احساس کند ولی مسلما اهل سلوک ومعرفت این احوال را تجربه کرده اند.
ازاین بیان میتوانیم در یابیم که معنای قرب ( خلاف جدائی که درآغاز مثنوی عنوان شده است )جنبه مکانی ندارد واینطور نیست که چیزی به چیز بزرگترازجهت فاصله نزدیک یا دور گرددالبته اینرا همه میدانیم ودر بیت بالا هم مشخص است ولی جادارد بیشتردران تامل کنیم.
همه ما در زندگی دنیائی در احاطه هوا وجاذبه زمین ونیز در احاطه فضای خانواده ومحل کار ومحل سکونت شهری یا روستائی وکشوری وبطور کلی محاط در طبیعت وجامعه هستیم واصولادر این فضاها نفس میکشیم واحساس وجود میکنیم و فکر وذکرمان راجع به همین چیزهاست واحساسات ماچه بدانیم یاندانیم اسیراین شرایط است ولی عارف واصل ازاین شرایط عدول میکند و اجساس میکند که در احاطه آن عاملی است که بر همه این فضاها وچیزها محیط است یعنی خود را در احاطه پروردگار ونوراومیبیند در این حال از اسارت فضاهاو چیزهای تیره دیگر خارج وسبکبال میگردد
آینه کز زنگ آلایش جداست پرشعاع نور خورشید خداست
در قرآن هم آمده است" بل ران علی قلوبهم ما کانوا یکسبون"و برداشت میشود که مکتسبا ت انسان زنگاردلش میگردد پس تا ثیرات نامساعد محیط تربیتی واجتماعی وغیره که اشاره شد همین زنگا رها را درآینه وجودماایجاد می نماید.
رو تو زنگار از رخ او پاک کن بعد از آن آن نوررا ادراک کن
پس معنای تقرب به خداکه گفتیم جنبه زمانی مکانی ندارد تو جیهیش این میتواند باشد که انسان از حصارتاثیرات تربیتی و اجتماعی بدرآید ونورحق در دل وجانش بتابد وبه جای عوامل جزئی مثل فضای اجتماعی وملی وفرهنگی وغیره که محیط برانسان است وباعتبارآنها غریبانه احساس وجود میکند خدا را محیط بر خود ببیند وباعتباراواحساس وجود کند مولونا میگوید:
قرب نز پائین به بالا جستن است قرب حق از حبس هستی رستن است
در این بیت مقصود از" حبس هستی" احساس هستی مجازیست که با تکیه به دون الله یا عوامل جزئی نامبرده پیدا میشودو عرفا آنرا "نیستی هست نما" نامیده اند چرا که هستی حقیقی و با شکوهی را ورای احساس هستی معمولی در ارتباط با خدا در مواقعی تجربه کرده اند ومعنی عشق با همین احساس اصیل هستی تجلی پیدا میکند عشفی که به قول مولوی" طبیب جمله علتهای ما" و"افلاطون وجالینوس ما" است ودر شرح آن "هم قلم بشکست وهم کاغذ درید"
برای امثال ما که ازاین حالات وتجربیات اهل معرفت محرومیم همین قدر که اشارات آنهارا با ذوق سلیم وحوصله مورد توجه قراردهیم وبیزارنباشیم برایمان خالی از ارزش نیست وممکنست محرک ومشوقی برای رهائی از اسارتها ورسیدن به رستگاری باشد اگرآشنائی با این مسائل مهم نبود اینهمه آثارعرفانی ومعرفتی پدید نمی آمد.
ناشناس در ۱۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۷، ساعت ۰۵:۴۹ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
beyte dowvom, messra dowvom:
Ghobare Khake Ou Ma Ra Pasand Ast
---
پاسخ: صورت حاضر هم درست به نظر میرسد، لطفاً اگر از روی نسخهی معتبر مورد جایگزین را پیشنهاد میکنید بفرمایید تا جایگزین شود.
سید علی انجو در ۱۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۲ مهر ۱۳۸۷، ساعت ۲۲:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۰:
"" تو ختایی بچه ای از تو خطا نیست عجب ""
صحیح تر است
ختایی به معنی از اهالی ختن است
لذا ختایی در ابتدای مصرع با ""ت"" صحیح تر است
و با ""ط"" صحیح نیست.
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
پویا در ۱۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۲ مهر ۱۳۸۷، ساعت ۱۳:۴۲ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری:
از آنجا که هر که بی هنر افتد نظر به عیب کند، عرض می شود که در بیت 21 به جای «ار»، «او» درست است و نیز به جای «شاد روان»، «شادُروان». به گمانم اینجا فرصت خوبی برای اصلاح غلط های تایپی اشعار است.
---
پاسخ: با تشکر و عرض ارادت، دو غلط اشاره شده تصحیح شدند.
رسته در ۱۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۷، ساعت ۱۸:۵۶ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
موضوع : وزن شعر
فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن
همیرضا در ۱۷ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۷، ساعت ۲۰:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۶: