سمانه ، م در ۱۰ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۱۷ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:
بر دل ِ بهایی نِه درست است
اگر لامِ دل را ساکن بخوانیم نا موزون است
میگوید ما بلا کشیم تو هم هر بلایی که می توانی بر سر بهایی بیآور
سمانه ، م در ۱۰ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۰۱ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴:
حسین حلاج ، پسر منصور انالحق گو بود
حسین بن منصور حلاج
ولی ، بیشتر به نام پدرش، منصور حلاج، معروف است
آرمان گرامی شعر حافظ چنین است :
گفت ” آن “ یار کزو گشت سردار بلند
جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد
سپاس اکه سبب شدی بار دیگر این غزل را بخوانم
a۲ در ۱۰ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۵۷ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:
دوستان شما بیت اخر رو چگونه معنی میکنید...بعضی ها در خواندن روی دل ساکن میگذارند و دو معنی متفاوتی دارند این بیت
سمانه ، م در ۱۰ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۳:
دو بیت ازین غزل را در نهایت سادگی بدون موسیقی و آمپلی فایر و در اوج قدرت گوش کنید
پیوند به وبگاه بیرونی
ناشناس در ۱۰ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۴۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴:
گفت یار کزو گشت سردار بلند
جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد
ارمان در ۱۰ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۴۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴:
گفت یار کزو گشت سردار بلند
جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد
ارمان در ۱۰ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۳۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴:
محبوبم را به چشم دل دیدم
گفتم : تو کیستی؟
گفت:تو!
حضرت منصور حلاج
کمال در ۱۰ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۰۱ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۶:
جمع آن: 11301
عبدالرضا ادراکی در ۱۰ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۲۲ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۵ - این قطعه را در تعزیت پدر بزرگوار خود سرودهام:
پدر جان جند سالی هست که تنهایم گذاشتی ولی جای خالیت تو خونه آزارم میده خودت گفته بودی« پدر زاپاس نداره هرکی داره خیرشو ببینه»واقعا که جایگزین نداری خیلی دلم برات تنگ شده
ترانه در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۰۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۹ - رنجانیدن امیری خفتهای را کی مار در دهانش رفته بود:
تشکر زیاد
هادی ابراهیمیان در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۵۸ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۵ - این قطعه را در تعزیت پدر بزرگوار خود سرودهام:
پدرم...خیلی تلاش میکنم زانو نزنم
ولی......باور کن نبودنت خیلی سنگین است
طوریکه...شانه ام تابش نمی آورد.....
هاذی در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۳۸ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۵ - این قطعه را در تعزیت پدر بزرگوار خود سرودهام:
سلام به همه
درود بر تمام پدران دنیا .آرزو دارم تمامی پدران دنیا در سلامت باشند و خواستار شادی روح تمام پدران از دنیا رفته از درگاه خداوند متعال هستم . من بیست و هفت سالم و سیزده سال پدرم از دنیا رفته و دلم خیلی براش تنگ شده و غمگینم.پدر چه کلمه شیرینی
اسمعیل نیری در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۴۳ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵:
بیت اول و آخر را استادم دکتر ذبیح الله صفا چنین میخواندند :زدو دیده خون فشانم زغمت شب جدایی/ چه کنم که هست اینها گل باغ آشنایی و/در دیر میزدم من که ندا زدیر درآمد /که درآ درآعراقی که تو هم آز آن مایی
اسمعیل نیری در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۳۷ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵:
بدو چشم #خون_فشانم هله ای نسیم رحمت
که ز کوی او غباری به من آر توتیا را
به امید آن که شاید برسد به خاک پایت
چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را
«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنائی بنوازد آشنا را»
#شهریار
بنه احمد در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۳:
باسلام در بیت چهارم
حدیث روضه نگویم ،گل بهشت نبویم
جمال حور نجویم، دوان بسوی به سوی توباشم
((حدیث روضه نگویم)) یعنی چه؟
در بعضی جاها آمده بهشت ونعمت های بهشتی
در جای دیگری دیدم باغ بهشتی
دربرخی جاها آمده داستان بهشت
واژه (روضه) به چه معناست؟در فرهنگ لغت دو معنی دارد: 1-باغ 2-نوحه سرایی بر مصایب اهل بیت
لطفا دراسرع وقت راهنماییم کنید . امتحان ادبیات دارم.
باتشکر
محمد در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰:
سلام به بقیه...
من خیلی سواد تحلیلی ندارم. اما می دانم که برای تحلیل محتوا باید به داده ها و آنچه که از آن زمان به جا مانده رجوع کرد. نمی شود که از روی کلمات پی به این تفاسیر کوچه خیابانی برد. بهتر اشعار ایرج میرزا یا عبید زاکانی رو ببیند. به نظرم گاهی از وضع موجود برای بیان اهدافی در زمینه های مختلف اجتماعی، احساسی و ... میشود استفاده کرد. کاری که حافظ انجام داده است.
در ضمن با روفینا هم موافقم. دست خدا ممکن از استین هر کسی برای هدایت بنی ادم بیرون بیاید.
همیشه بیدار در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۱۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » طهمورث » طهمورث:
حمید جان: از مرقومه دوستانه شما ممنون هستم. یک ضرب المثل آلمانی میگوید:
Zwei Experten, drei Meinungen
دو صاحبنظر 3 نظر مختلف دارند.
سید محمد در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۳۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » طهمورث » طهمورث:
مهری بانوی گرامی
با ارادت ،
بنده به چند مرجع و استاد شاهنامه پژوه
در زمینه ی این ابیات شاهنامه ی مورد بحث رجوع کردم
در چاپ مسکو
جهان از بدیها بشویم برای ، پس آنگه کنم درگهی گرد پای
آمده . در نسخه ی فلورانس که شاید قدیمی ترین نسخه ی شاهنامه باشد چون 214 سال بعد از پایان نگارش شاهنامه با دست نوشته شده ، آمده
جهان از بدیهابشویم بَرایی
بس آنکه درنکی کنم کرد بایی
بامراجعه به لغت نامه ی دهخدا و یافتن معنای” پای گرد کردن “ همانی یافتم که شما مرقوم فرموده بودید
و اما با دو استاد شاهنامه شناس که نام نمی برم ، به اختصار{ م، م ، و م، ش } اولی در دانشگاه تهران و دومی در آمریکا تماس گرفتم که هر دو نفر مصرع دوم بیت را گوشه گیری و عبادت معنا کردند ، که با فرمایش سرکار مطابقت دارد
ضمناً استاد خالقی مطلق نیز بر نسخه ی فلورانس ایرادات بسیاری دارند که در قسمت آغاز کتاب ، {اندر ستایش پیغمبر } خواهم آورد
باز هم از کوشش شما در راهنمایی بنده سپاسگزارم
روزبه در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۵۴ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۵۵:
با درود بر شما
به نظر حقیر مطالب عرفانی به گونه ای است که هرکس به حال و منطق خود برداشتی از آن می کند، در خصوص رباعی مذکور به نظر مخلص منظور از اینکه گفتگوی من و تو از پس پرده است را می توان دو گونه برداشت کرد یکی اینکه مطالب غیبی در پس پرده است دیگر آنکه ما در پرده هستیم که این دومی صحیح تر بنظر می رسد به قول حافظ: تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز. و وقتی حجاب کنار رفت و جمال بی مثال دوست هویدا گشت منی و توئی نمی ماند و این همان وحدت وجود است که: لیس فی الدار غیره دیار، و در خصوص عزیزی که فرمودند پس از مرگ دیگر چیزی نیست عرض می شود نظر به اشاره مصرع اول که فرموده اند اسرار ازل، فهمیده می شود که سراینده به سراپرده غیب اعتقاد و ایمان داشته است. بنده نمی توانم در خصوص اینکه شاعر خیام یا جناب ابوسعید است اظهار نظر کنم ولی می دانم که خیام هم عارف بوده و در وادی حیرت قرار داشته و متاسفانه عوام برداشت کرده اند که وی به پس پرده اعتقاد نداشته است.
موفق باشید
سیدمحمد در ۱۰ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۴۱ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵: