abbas raee در ۸ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۰۱ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۲۰۷:
باسلام
علی الظاهر در مصرع اول بیت سوم باید به جای این مقله بیاید ابن مقله .
چرا که ابن مقله واضع خط بوده است. ممنون
حسین،۱ در ۸ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۸:
دوستان ، این غزل مولوی را بخوانید ،تا به ناتوانی او در غزل پی ببرید .
هم اشتباه وزنی دارد ، هم تعبیر ناموزون
هوشنگ در ۸ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۳۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۷ - حکایت درویش با روباه:
اتفاقاانتقادبنده بجاست
شیرمعمولاشغال رونمیخوره اکثراوقات آهوگوزن غزال بزکوهی واین چنین حیواناتی میخوره
معمولاجانواران گوشت خوارازجانوران گیاه خوارارتزاق میکنن
پس لطفاتغییری بدین
که شیری برامدشکاری بچنگ
حسین در ۸ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۱۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۰۳ - مثل آوردن اشتر در بیان آنک در مخبر دولتی فر و اثر آن چون نبینی جای متهم داشتن باشد کی او مقلدست در آن:
با درود بیکران بر همگان بنده با شناخت ناقصی که نسبت به جناب مولانا پیدا نموده ام ایشان وقتی سخن از مرد و زن و یا حیوانی به میان می آورند همه یکی است در درون خود انسان و جدالی که در وجود انسان بین خیر و شر برقرار است پس سطحی دیدن برای ما و زندگی سودی ندارد
فرهاد در ۸ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۰۳ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱:
حسین عزیز!
تشکر از توضیح که دادی. حق داری. با شانه کردن بند بند تن آدم را جا به جا میکنند. تجربه هائی که این جا و آن جا دیده ام گویا با پرشان کردن مو هم میشود. که دیگر خدا به فریادت برسه...
فرزام در ۸ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۵۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۶:
در این اشعار منظور شاعر هم می یعنی شراب معمولی است وهم معنی مجازی را میدهد
نوشیدن شراب در بین عرفا قبح ندارد هرچند برای خوردن آنهم ولع و حرص و اصراری ندارند
میگویند از مولانا پرسیدند حکم شراب خواری چیست؟ فرمودند تا که خورد، مثل آنست که نجاست را در کاسه آب بریزید یا به دریا، نجاست مایع داخل کاسه را هم جنس میکند ولی آب دریا تاثیری میپذیرد
روفیا در ۸ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۱ - مدافعهٔ امرا آن حجت را به شبههٔ جبریانه و جواب دادن شاه ایشان را:
بر قضا کم نه بهانه ای جوان
جرم خود را چون نهی بر دیگران
یک لطیفه بسیار بامزه و راست هم در این باره گفته اند :
«یعنی از هر ایرانی بپرسی بزرگترین نقطه ضعفت چیه میگه زیادی مهربونم
این نامهربونایی که ... هم همشون خارجین»
نهایت ملامت و توبه ای که به خود و با خود می کنیم این است :
خاک بر سرت! چند بار به تو گفتم اینقدر مهربان و فداکار نباش!
هانیه سلیمی در ۸ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۸:
بنا به خوانش دکتر عبدالکریم سروش از این غزل،در بیت چهارم نسخه گنجور همانطور که خانوم غزل در کامنتی ذکر کردند یک واو کم است.
"هر کس که دید چهره ی او و نشد خراب"
در مورد بیت 5 که آقای سید امیر اشکال گرفتند، شکل درست همین "بود" است که احتمالا چون ایشان bovad را boodخوانده اند اشکال وزنی پیش آمده.
هر چند با "نبود" معنای بیت قابل فهم تر است...
مجتبی خراسانی در ۸ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۱ - مدافعهٔ امرا آن حجت را به شبههٔ جبریانه و جواب دادن شاه ایشان را:
بسم الله الرحمن الرحیم
گفت سلطان: بلکه آنچ از نفس زاد/رَیعِ تقصیرست و دخلِ اِجتهاد
.
شاه گفت: هر آنچه از آدمی سرزند یعنی اعمال و احوال انسان از دو حال خارج نیست. یا محصول کوتاهی و سهلانگاری اوست، و یا محصول سعی و تلاش او. (پس آدمی در دو حال مختار است نه مجبور.)
رَیع: رشد و نمو. ریع تقصیر: آنچه از تقصیر و کوتاهی انسان ناشی میشود.
دخل: درآمد. دخل اجتهاد: نتیجهای که از سعی و تلاش برآید.
.
مشعوف شدیم روفیا.
شیما در ۸ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۰۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۵ - گفتار اندر آفرینشِ آفتاب:
کلمه دیگری که به عنوان نام قدیم افغانستان استفاده میشود باختر است. باختر بعضی از ساحات شمال و شمالغرب افغانستان و مقداری از حدود جنوب هندوکش را در بر داشت. در تحت نام باختر مدنیت بزرگی مانند مدنیت گریک و باختری در تاریخ افغانستان و حتی آسیای میانهه از اهمیت زیاد برخوردار است. به تعقیب ان نام «خراسان» بر سر زمین کنونی افغانستان معمول گشت .این نام در قرون وسطی از اهمیت زیاد برخودار بود. بعضی از سر زمینهای مربوط به خراسان در ایران کنونی تثبیت شده اند. خراسان که نام بخشی از «ایران تاریخی» است. خراسان بزرگ به بخش شرقی ایران
علی در ۸ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
وزن شعر مفاعلن فعلاتن مفاعلن مع لن بحر مجتث مثمن مخبون اصلم است
علی در ۸ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۰۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:
وزن شعر مفاعلن فعلاتن مفاعلن مع لن بحر مجتث مثمن مخبون اصلم است
nabavar در ۸ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۳۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷:
سلمان جان
همان روبه درست است
جمله ی شما غلط دستوری و معنایی دارد
nabavar در ۸ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۲۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷:
حمید خان
این همه تعبیرات را از کجا در می آوری ، مگر به ذات او رسیده ای
شاید آنچه اوهام بوده باور کرده ای
رسول در ۸ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۵۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲:
سلام ،این شعر از خواجه عبدالله انصاری هست،حتی رباعی اول هم از خواجه عبدالله انصاری هست،اما در مورد مذهب ،ابوسعید شیعه بوده چون پیر یا مراد یا مرشد اول او ابوالفضل سرخسی و بعد از وفات ابوالفضل سرخسی ابوالعباس قصاب املی بوده و ایشان پیر ابوالحسن خرقانی نیز بوده اند و ابوالحسن خرقانی نیز پیر خواجه عبدالله انصاری بوده اند.در شیعه بودن خواجه عبدالله هیچ شکی نیست و در تصوف نیز هیچ اهل تسسننی مرید شیعه نمیشده ،وقتی خواجه عبدالله مرید ابوالحسن خرقانی بوده و ابوالحسن مرید ابوالعباس قصاب املی بوده ،یعنی ابوالعباس هم شیعه بوده که دراین هم هیچ شکی نیست،وباز یاداوری میشود که ابوسعید بعداز وفات ابوالفضل سرخسی مرید ابوالعباس میشود وبه مدت یک سال پیش ابوالعباس قصاب املی بوده اند تا جایی که ابوالعباس به ایشان میفرماید در اینده پرچمی که به دست ما خداوند داده است در اینده به دست تو میدهند،یعنی همان قطب و غوث بودن ،یعنی بالاترین اولیا در زمان خود،که بعد از ابوالعباس ابواحسن این مقام را داشته اند و بعد از وفات ابوالحسن این مقام را به ابوسعید ،خداوند داده است،البته دوستان باید کتاب تذکرة الاولیای عطار را بخوانند و همچنین اسرار التوحید ابوسعید ابوالخیر که نوشته نوه ابوسعید ابوالخیر هست،با سپاس از دوستان،حق یارتان
کمال داودوند در ۸ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸:
12 آذر ماه روز جهانی معلولان مبارک
جمع این رباعی از 6824
الهام در ۸ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۳:
شعر واقعا زیباست
ناشناخته در ۸ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۶۴:
آ حسین -1
سپاس ، اما آیا اجازه هویت مادی دارد؟ زمانی که میفرماید" بگذار تا مقابل روی تو بگذریم "
، یا آن گونه که برخی هم میهنان جنوبی می گویند، بل برم ( بهل تا بروم ، اجازه فرما تا از خدمت مرخص شوم)
و حقیر از تفاوت گزاردن و گذاردن به خوبی آگاه است
پرسش تنها بر سر جابه جای و مادیت موضوع بود
و در فرهنگ معین در مانای گزاردن برگ 3301
از مجلد سوم و گذاردن برگ 3203 که هم سپری کردن
و عبور دادن و حتا گواردن از برای آن آورده است نشانی از جابه جایی و مادی بودن و... نیافتم
تندرست و شادکام بوید.( چنانکه می گویند)
سخن در ۸ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۲:
درست است که سبک محسن چاوشی با همایون شجریان متفاوت است ولی صدای همایون شجریان عزیز بیشتر به دل بنده نشست گمان میکنم که صدای همیایون بیشتر به این شعر می آید البته سلیقه ها متفاوت است لاکن توصیه میکنم حتمن آلبوم آب نان آواز همایون شجریان را گوش دهید.
abbas raee در ۸ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۰۵ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۲۰۷: