گنجور

حاشیه‌ها

محسن در ‫۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۴۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۵۷ - قصهٔ مری کردن رومیان و چینیان در علم نقاشی و صورت‌گری:

نظامی:
یکی گفت نقاشی اهل روم
پسندیده شد در همه مرز و بوم
یکی گفت نشنیدی ای نقش بین
که افسانه شد در جهان نقش چین
ز رومی و چینی دران داوری
خلافی برآمد به فخر آوری
نمودند هر یک به گفتار خویش
نموداری از نقش پرگار خویش
بران شد سرانجام کار اتفاق
که سازند طاقی چو ابروی طاق
میان دو ابروی طاق بلند
حجابی فرود آورد نقشبند... تا انتهای ابیات

۷ در ‫۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۲۳ - حکایت:

نه مطرب که آواز پای ستور
سماع است اگر عشق داری و شور
نبینی شتر بر نوای عرب
که چونش به رقص اندر آرد طرب
شتر را چو شور طرب در سر است
اگر آدمی را نباشد خر است

۷ در ‫۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۲۳ - حکایت:

موسیقی بر گاوان و خران بارکش هم اثر دارد و با شنیدنش حلقه میزنند و سراپاگوش جان.

نادر.. در ‫۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۹ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۹:

در حقیقت چو جمله یک بود است
پس همه بودها نبود بود..

آزاده در ‫۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۱۷ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » بیان وادی عشق » حکایت خواجه‌ای که عاشق کودکی فقاع فروش شد:

دائم گرسنه نشسته بود تا زمانیکه لحظه ای با تمام وجود میتوانست بخورد

سعید در ‫۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۲۸ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۳۵:

این تصنیف به طورِ قطع از عارف قزوینی نیست و هیچ اجرای قدیمی که گواهی بر انتسابِ آن به عارف داشته باشد ندارد.
کلام از بهار است و در دیوانِ او ثبت شده و به اعترافِ بسیاری چون عبدالله دوامی، آهنگ هم از ساخته‌های درویش خان است.

اسماعیل در ‫۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۰۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۹:

منظور خیام ، دقیقا همین تفاسیر و بحثی است که در مورد همین بیت در همینجا و هزاران جای دیگه اتفاق افتاده....
شاد باشید و سر رشته خرد گم نکنید...

نادر.. در ‫۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۵۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۶:

بار گران عادت و رسم اوفکنده‌اند
وآزاد همچو سرو سبکبار می‌روند...

نادر.. در ‫۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۵۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۲:

پستهٔ شیرینش شوری در جهان می‌افکند..

همایون در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱۶:

انسان عشق آشنا از دروغ و ریا بیزار است و صداقت را پیشه خود می‌‌سازد تا هر روز نو شود و نادیدنی‌ها را ببیند نه آنچه را که سودی و لقمه‌ای در آن است به چنگ آورد بلکه زیبائی‌ها و بزرگی‌ها را شکار کند
یکی‌ از ویژگی‌‌های چنین انسانی‌ آیینه بودن اوست که دوستان می‌‌توانند جان خود را در او ببینند نه صورت ظاهری را
این دیدن با دیدن صورت‌ها و ظاهر‌ها تفاوت ماهوی دارد، در این دیدن یکی‌ شدن و بزرگ شدن و تغییر کردن هم هست
به خصوص که یار تو جلال دین باشد، برای همین است که آیینه و یار از واژه‌های کلیدی در فرهنگ جلالی به شمار می‌‌آید

همایون در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱۵:

غزلی زیبا و پر معنی‌ که حال و روز انسان در آن بیان می‌‌شود، براستی اگر سود و خود پرستی حیوانی از زندگی‌ انسان رخت بر بندد، جان انسان‌ها این گونه یگانه نمی شود؟ و معنی‌ درویشی جز این است؟
این نوع دیدن وقتی پیش می‌‌آید که عشق به میان می‌‌آید که تنها او زنده جاوید است و همه چیز پیرامون آن زنده و جاوید می‌‌شود و به یگانگی می‌‌رسد این ما هستیم که باید این عشق را و این سیمین بر را در آغوش خود جای دهیم تا به این یگانگی راه پیدا کنیم و از خود تنها و بی‌ مقدار و تلخ و نابود شدنی جدا و به پادشاهی هستی‌ و شیرینی‌ بی‌ اندازه وصل شویم و همه را نیز با خود به آنجا بکشانیم که عشق همه چیز را به هم نزدیک می‌‌کند، اگر جان حیوانی را با جان عشق آشنا معامله کنیم هزاران جان و جهان نو به ما ارزانی‌ می‌‌شود چون هیچ دیواری میان ما و میان ما و جهان‌ها نیست، دیوار که بن دیوی دارد برای جدایی و تیره روزی و تنهایی ما ساخته می‌‌شود
به تو گر جان دهم باشد تجارت - که بدهی بهر جانی صد جهانی‌

همایون در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۰۶:

صحبت از دو جور دیدن است که اساس عرفان جلال دین است، یکی‌، دیدن عادتی که به دنبال یکنواختی در هستی‌ می‌‌گردد و پدیده‌ها را یک بار شناسائی میکند و همیشه می‌‌خواهد همان جور ببیند که روز گذشته دیده است تا خیال راحت و سواد کارآمد برای خود دست و پا کند، این دیدن را حیوانات هم به طور طبیعی صورت می‌‌دهند
دیدن دیگر نو دیدن است اینکه هر روز دیدی نو و بینشی تازه به دست آوری، زیرا زندگی‌ و هستی‌ چون دریائی هر لحظه موج تازه‌ای بر می‌‌انگیزد و چون بهار، نو و تازه می‌‌شود وقتی بهار می‌‌آید هر حیوانی به دنبال میوه و خوراکی ویژه خود می‌‌گردد که در حافظه یا ژن او ثبت شده است، این تنها انسان است که به دنبال مستی و عشق است و در کوه به دنبال کهربا و در دریا به دنبال مروارید و در هستی‌ به دنبال نادیده‌ها و آن چه تا کنون کشف و دیده نشده است می‌‌پوید و جستجو می‌‌کند و از یافتن آن ذوق می‌‌کند و به دنبال یافتن انسان‌های بزرگ می‌‌گردد، پس یکی‌ دیدن مصرفی و رقابت است و یکی‌ دیدن آفرینشی و عشق
این دو جور دیدن یکی‌ اساس مذهب است که نو آور را به عنوان مبدع و کافر به مرگ محکوم می‌‌کند و یکی‌ اساس دین است که به دنبال صلاح و بهبودی و جلال آن است
دیدن اول از بیرون است و دویی و جدایی است و دیدن دیگر یکی‌ شدن با هستی‌ است زیرا همراه هستی‌ دگرگونی و نو شدن را تجربه می‌‌کند

راستی در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۸۵:

می توان یافت ز سی پاره ماه رمضان
آنچه ز اسرار الهی همه در قرآن است
هست در غنچه لب بسته این ماه نهان
گلستانی که نسیمش نفس رحمان است
مشو از عزت این مهر الهی غافل
که درین مهر بی گنج گهر پنهان است
ماه رویی که شب قدر بود یک خالش
در سراپرده ماه رمضان پنهان است
میکند روزه ماه رمضان عمر دراز
مد انعام درین دفتر و این دیوان است
غفلت از تشنگی و گرسنگی کم گردد
که لب خشک بر این بند گران سوهان است
باش با قد دو تا حلقه این در صائب
که مراد دو جهان در خم این چوگان است

نادر.. در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۱:

دل می عشق می‌خورد جان دم نوش می‌زند...

نادر.. در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۲۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۱:

گمراه کسی باشد کاندر همه عمر خود
از خاک سر کویت خود را گذری داند..

آیدا در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۱۶ - حکایت سلطان محمود و سیرت ایاز:

بر روی جلد نسخه ای خطی از دیوان سعدی ازدوران قاجار در موزه لوور، ابیات به این شکل نوشته شده اند :
بمحمود گفت اینحکایت کسی
وز اندیشه پیچید برخود بسی
غلامان پی در و مرجان شدند
زسلطان بیغما پریشان شدند
نماند از غلامان گردن فراز
کس اندر قفای ملک جز ایاز

aysham در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۸ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۷:

بسیار زیبا و عالی

مجید نگاری در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲ - مناجات:

با عرض سلام ، در این شعر روحانی و ملکوتی استاد شهریار " علی ای همای رحمت" در بیت سوم، به نظر این حقیر یک اشتباه چاپی اولیه و کم دقتی وجود دارد که سالها است که تکرار می شود و کسی هم توجه نمی کند! در مصراع اول: " به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند " معنای برعکس را می دهد ، یعنی می گوید که : "در دو عالم اثری از فنا و نابودی نخواهد بود اگر حضرت علی جلوی چشمه حیات و بقا را بگیرد ". به نظر بنده این مصراع این چنین بوده است : " به خدا که در دو عالم بجز از فنا نماند " در این صورت معنای آن مطلوب می گردد: " در دو عالم چیزی جز فنا و نابودی باقی نمی ماند اگر حضرت علی از بالا سر چشمه حیات و بقا را ببندد" یا علی

... در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۷:

اینها چه باشد، تو منی، وین وصف عامت می کنم!!

فاطمه در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۴۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷ - نالهٔ ناکامی:

رحمت به روح بزرگ استاد شهریار....چه کسی میتونه همچین شعری بگه بجز ایشون...

۱
۳۰۸۸
۳۰۸۹
۳۰۹۰
۳۰۹۱
۳۰۹۲
۵۷۳۶