بهروز در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:
حافظ می گه دست از عشق به پیاله شراب و نگاه به زیبارویان نمی کشم و هی گفتن نگاه به نامحرم و می خوردن حرام و منم هی توبه کردم ولی دیگه توبه نمی کنم ولی از طرفیم سر منبرم برای جلب توجه زیبارویان نازو کرشمه نمی کنم و دلم نگه می دارم و نیازیم به جنگ نیست ولی به نصیحت هیچکسیم هر گز ترک عشق نمی کنم و قرب به خدا برای من از رسیدن به بهشت و نعمتهاش مهمتر و تا وقتی که در میکده نیستم یعن در جمع افرادی مثل خودم نیستم از سر خودم خبر ندارم چون چطور خبر داشته باشم وقتی از خودم حرفی ندارم که در جمع مخالف وقتی با موافقانم نیستم بزنم و به جای گوش کردن به حرفهای شیخ شریعت ترجیح می دم در خدمت استاد عرفان خودم باشم و هرگز دست از خدمتش برنمی دارم. و سخن رو کوتاه و با اشاره مثل اهل بصیرت به کنایه گفتم و با توجه و تفکر در اشاره هاشون به لطف خدا راهمو پیدا می کنم.
بیداد در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۹:
بیداد نوشته:
در جواب دوست گرام، آقا فرخ سزاوار است بگویم که، ایشان هم به شعر سعدی و بالاخص صدای بی رقیب استاد شجریان کمی بدگویی و خورده گرفته اند، باید خاطر نشان کرد که کسانی که شناخت کافی و درک درستی از شعر و موسیقی ندارند این چنین تازیانه میزنند و دیگران را آزرده خاطر میکنند، به قول حافظ: هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز، و باید تشریح کرد که شعر سعدی تماما عاشقانه است و اغلب عشق با سوز و غم همراست و جای شگفت نیست سرودن این شعر از جانب شیخ اجل، و اما در باب استاد شجریان همین بس که ایشان وام دار شعر کهن و موسیقی سنتی ایران زمین بوده و هستند و همانگونه که فردوسی با سرودن شاهنامه زبان فارسی را زنده نگه داشتند، استاد شجریان نیز شعر نظم از شاعرانی بزرگ از جمله حافظ، سعدی، مولوی، عطار، عراقی، خیام و…را که اندک اندک رو به زوال و فراموشی میرفت را با دوباره خوانی و اجرای بی نظیر با صدای آسمانی و بلامنازع خویش حفظ و زنده نگه داشته اند و اینک و بدون اغراق اکثر دوستداران ادبیات بواسطه صدای استاد است که با شعر کهن و معاصر این دیار، مأنوس و مألوف گشته اند .پس دوستان لطفا بدون آگاهی عیب گویی و بیراه نگوییم. سپاس
حسین حمامی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۰۲ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷:
قطره ای که از ابرلطف در دهانم افکنده ای
عباس در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:
با درود
داشتم حاشیه ها رو میخونم که نکته ای نظرم رو جلب کرد!
و اون اینکه راجع به "خدایا" و "خدارا" دوستان کلی نظر دادن و چقدر روی موضوع بحث شده!
انقدر که اصل مطلب و جان کلام در این بین گم میشه!!!
و این منو یاد تفسیرهای مختلفی میندازه که از هر موضوعی میکنیم مثلا در دین، که هدفش رستگاری بشر بوده ولی امروز شاهدیم که خود دین که برای وحدت و پیوند انسانهاست وسیله ای شده برای شکاف بین اونها!
کعبه یک سنگ نشان است که ره گم نشود!!!
با سپاس
بهروز قدرتی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:
از عشق به پیاله شراب و نگاه به زیبارویان دست نمی کشم هی گفتن نگاه به نامحرم و می خوردن حرام و هی توبه کردم ولی دیگه توبه نمی کنم ولی سر منبرم از طرفی برای جلب توجه زیبارویان نازو کرشمه نمی کنم و به نصیحت هیچکسی که می گه برو ترک عشق کن با کسیم جنگ ندارم ولی نمی کنم و قرب به خدا برای من از رفتن به بهشت مهم تر و تا وقتی که در میکده نیستم یعنی در جمع افرادی مثل خودم نیستم از سر خودم خبر ندارم چون وقتی با موافقان نیستم از خودم حرفی ندارم که در جمع مخالف بزنم و به جای گوش کردن به دروغهای شیخهای شریعت ترجیح می دم در خدمت استاد عرفان خودم باشم و هرگز دست از خدمتش برنمی دارم. و سخن رو کوتاه و با اشاره مثل اهل بصیرت می گم و با توجه و تفکر در اشاره هاشون به لطف خدا راهمو پیدا می کنم.
مجید صداقت در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶۱:
تا به حال من این شعر رو به کرات خوانده ام . به نظر من تمثیل های صا ئب فوق العاده بوده نه تنها در این شعر بلکه به طور کلی صائب نگاهی عمیق به دنیای پیرامون خود وطبیعت داشته به طوری که در شعر مذکور به وضوح ووفور یافت می شود . از نگاه شاعر چنار به جهت داشتن برگهای کم درختی تهیدست یاد می شود در حالیکه از چوب خوش رنگ ونگار بهره جسته واین مثال انسانهای باطن داریست که کما اینکه تهیدست هستند اما باطن زیبایی دارند . در پی رمزگشایی اشعار صایب نیستم چون فقط کافیست گوشه ای از ژرف نگری شاعر را در خواندن ابیات بعدی بکار برید و به تمثیل واقعی آنها پی ببرید .
حسین رشنو در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۳:
سلام
دوستان در پرده می گویم سخن
گفته خواهد شد به دستان نیز هم
به نظرم ارتباط کلمه های پرده و دستان که رایج در موسیقی ایرانی هستند نشان میدهد که این بیت به صورت کلی به معنی سرود و آواز خواندن میباشد .
منظور از پرده درجه ای از گام موسیقی ایرانیست ، و تاکیید بر آن و به اصطلاح شاهد گرفتنش باعث تغییر حس و حال موسیقی و ورود به گوشه ای جدید میشود .
دستان هم که برخی اساتید آن را ریشه ی کلمه ی امروزی دستگاه میدانند به معنی نحوه ی چینش پرده ها از لحاظ فاصله ی موسیقیایی است.
مهرداد خلیلی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۱:
صدای همایون شجریان و شعر سعدی ترکیبی استثنایی ساخته
این شعر استاد سخن با صدای همایون آدم رو به وجد میاره
محسن.۲ در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۵۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۴:
چه بهار و چه پائیز ، من در جوشش هستم
محسن.۲ در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۵۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۴:
نیست چون گل ، جوش من موقوف جوش نوبهار
سر زندگی و جوشش من مانند جوشش بهار نیست
مسعود هوشمند در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۴:
حافظ:
هم نادیده میبینی و هم ننوشته میخوانی نظامی:
قصه ناشنیده او داند
نامه نانوشته او خواند
محدث در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۹ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۳۰:
ای ماه تمام، برنیایی آخر؟
جانی، که همی رخ ننمایی آخر
چون جان به لطافت و چو ماهی به جمال
جان من و ماه من، کجایی آخر؟ :( :( :( :(
محدث در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۲ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۴۶:
شب من سیه شد از غم مه من کجات جویم؟ :(
به شب دراز هجران مگر از خدات جویم...
سخنت به سرو گویم خبرت ز باد پرسم
تو درون دیده و دل، ز کسان چرات جویم؟
زیبا بود ای امیرخسرو دهلوی.
بله آقا مازیار. سخنت درست است. در بیت بعد هم "آشکارا" صحیح است و در بیت بعدی نیز وزن درست نمی نماید و افتادگی دارد گویا. چنانکه در بیت آخر هم "زیر پات" درست است.
مسعود هوشمند در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۲:
@ناقه
اتفاقاً به شما نباید گفت اسرار عشق و مستی
تا ابد الدهر در جهل مرکب خود بمانی.
مسعود هوشمند در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۱:
بنظر میرسد مضمون بیت دهم احتمالاً از این ابیات نظامی در هفت پیکر نشئت گرفته باشد:
من که نقاش نیشکر قلمم
رطب افشان نخل این حرمم
نیِ کلکم ز کشتزار هنر
به عطارد رسانده سنبل تر
مازیار در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۳۴ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۴۶:
در کلمه اول از مصرع اول بیت سوم حرف نون جا افتاده "سُخَنَت به سرو گویم"
محمد یزدی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۳۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۶:
قال علی علیه السلام
ما فاتَ مَضی وَ ما سیأتیکَ فَاَیْنَ؟
قُمْ فَاغْتَنِم الفُرصَةَ بَینَ العَدَمَین
Sir Nader در ۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:
درود بر دوستان، تمام پست ها رو خوندم
این شعر غزل نیست
اگر «مستفعلن مستفعلن» را یک مصرع بگیریم وزن آن می شود «رجز مربع سالم» و غالب آن میشود «دوبیتی پیوسته» یا همان «چهارپاره»
به اینصورت:
ای یوسفِ خوشنامِ ما
خوش میروی بر بامِ ما
ای درشکسته جامِ ما
ای بردریده دامِ ما
ای نورِ ما، ای سورِ ما
ای دولتِ منصورِ ما
جوشی بنه در شورِ ما
تا مِی شود انگورِ ما
ای دلبر و مقصودِ ما
ای قبله و معبودِ ما
آتش زدی در عودِ ما
نظّاره کن در دودِ ما
ای یارِ، ما عیّارِ ما
دامِ دلِ خمارِ ما
پا وامکش از کارِ ما
بستان گرو دستارِ ما
در گل بمانده پای دل
جان میدهم چه جای دل
وز آتشِ سودای دل
ای وای دل، ای وای ما
که هر دوبیت برای خود قافیۀ جداگانه دارد. در غالب «چهاذپاره» رعایت قافیه در مصراع سوم اختیاری است که مولانا ذر این چهارپاره، قافیه را در همۀ مصراع های سوم رعایت کرده.
اگر وزن هر مصراع را «مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن» در نظر بگیریم، وزن شعر «رجز مثمن سالم» خواهد بود، در اینصورت غالب شعر «مثنوی» می باشد.
به اینصورت:
ای یوسفِ خوشنامِ ما، خوش میروی بر بامِ ما
ای درشکسته جامِ ما، ای بردریده دامِ ما
ای نورِ ما، ای سورِ ما، ای دولتِ منصورِ ما
جوشی بنه در شورِ ما، تا مِی شود انگورِ ما
ای دلبر و مقصودِ ما، ای قبله و معبودِ ما
آتش زدی در عودِ ما، نظّاره کن در دودِ ما
ای یارِ، ما عیّارِ ما، دامِ دلِ خمارِ ما
پا وامکش از کارِ ما، بستان گرو دستارِ ما
در گل بمانده پای دل، جان میدهم چه جای دل
وز آتشِ سودای دل، ای وای دل، ای وای ما
در غالب «مثنوی» هر بیت قافیۀ جداگانه دارد که شعر فوق مظابق این تعریف است، فقط چون این وزن «دوری» است، این خاصیت را دارد که بتوان در آن از قافیۀ درونی استفاده نمود، زیرا در اوزان «دوری» هر مصراع حکمِ دو نیم مصراع را دارد که مولانا در این مثنوی از همۀ قافیه های درونی استفاده نموده است.
نتیجه گیری:
برای این شعر هر دو قرائت، چه «چهارپاره» چه «مثنوی» بر اساس تعریف غالب در ادبیات کلاسیک درست است اما به لحاظ محتوا قرائتِ «چهارپاره» برای این شعر صحیح تر است.
پوزش بابت وقتی که از شما گرفتم.
همایون در ۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۸:
انسان با مشاهده هستی و واقعیتهای پیرامون خود دو کار میکند یا به اندازه گیری آن میپردازد که کار مهندسی و ریاضی هستی است و با این کار ابزار خود را گسترش میدهد و دستگاههای جدیدی اختراع میکند و یا معنیهای نو پیدا میکد و معنیهای خود را نو میکند که در این صورت خود را گسترش میدهد و به بزرگی خود میافزاید، در هر حال انسان با هستی گسترش مییابد و نو میشود و اگر این نویی و گسترش در هستی نمی بود انسان هم از آن بی بهره بود و اصلا به وجود نمی آمد، این گسترش و نو شدن راز هستی است که همواره راز آمیز خواهد ماند و انسان راز ورز یا عارف آنرا به بی سویی تعبیر میکند و میآموزد که از آن بهره مند شود و با آن در ارتباط روز افزون باشد
رضا ساقی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۷: