گنجور

حاشیه‌ها

داروگ در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۱۱ دربارهٔ کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۲۸ - وله ایضا:

در بیت پنج «لبی پر زیار بست» باید به صورت «لبی پر ز یارب است» اصلاح شود.
سپاس

nabavar در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

دوستان
برای دوستانی که خبر ندارند
در زیر هر حاشیه دو تا تصویر می بینید ، با کلیک روی آن ها صفحه ای ظاهر می شود ، در آنجا می توانید از مدیر محترم سایت درخواست حذف حاشیه های نا مربوط و نا متناسب داشته باشید ،
بارها داشته ام و ترتیب اثر داده اند
سپاس از جناب حمیدرضامحمدی

شاپور بختیار در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱:

قدح به شرط اادب گیر زانکه ترکیبش....ز کاسه ی سر جمشید و بهمن است و قباد
حافظ
هان کووزه گرا بپای اگر هشیاری.....تا کی تو کنی بر گل مردم خواری
انگشت قباد و کف کیخسرو....بر چرخ نهاده ای چه می انگاری

محمد طهماسبی دهنو در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۳ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۸:

ای عورت کفر و عیب نادانی=ای کسی که زشتی گناه و آلودگی هستی و کفر عیان شده و نقصِ نادانی و حماقتی
پوشیده به جامهٔ مسلمانی= که این کفر و نقص نادانی را با پرده و روپوشِ مسلمانی و تظاهر به مسلمان بودن و مومن بودن پوشانده ای

ترسم که نه مردمی به جان هر چند= من از تو میترسم که در باطن دیو و بی رحمی و انسانیت نداری هر چند که..
از شخص همی به مردمان مانی= در ظاهر ادعای انسان های بزرگ را در میاوری و شبیه به انسان هستی
چندین مفشان ردا، چرا جان را=ای زاهد این ردا را که با تزویر پر از غبار کرده ای و بر تن کرده ای را با ریاکاری و خودنمایی و تزویر غبارش را در انظار عمومی کم بیفشان...کم ریاکاری کن... حال چرا جان و دلت را
یک‌بار ز گرد جهل نفشانی؟=یک بار هم شده از غبارهای جهل و نفوس شیطانی پاک نمیکنی..(بیا و ردایِ دل را از لوسِ غبار ریا بتکان تا اخلاص و پاکی در تو پیدا شود)
تا گرد به جامه بر همی بینی=تا گرد و غبار بر روی ردا و پیراهنت باشد که حاصلِ ریاکاری است
آگاه نه ای ز گرد نفسانی=هرگز از گرد و غبار شیطان و نفسِ اماره آگاه نیستی.. کسی که غرقِ تزویر و کفر و عناد باشه هرگز نمیتونه بفهمه که تحتِ فرمان ابلیس داره زندگی میکنه مگر اینکه غبارهای نشسته بر دل و رفتارش رو با عمل صالح و ایمان و باور بزداید
این جامه و جامه پوش خاک آمد= ای بشر ای زاهد و ... این ردا و این لباس ها و این تن و جسمت همه یه روز نابود میشن و از بین میرن و با خاک یکسان میشن
تو خاک نه‌ای که نور یزدانی= آگاه باش که تو رو خدا بی ارزش و ناچیز نیافریده بلکه تو آیت خدا و اشرف مخلوقاتی و از نور خدایی

ما را همه شب نمی برد خواب در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۴۷:

بابت روان نویسی شعر هم مشکلی نیست اینجا کاربران خوبی داره
هر جا کمک لازم داشتی بپرس دوستان توضیحات خوبی دارند

ما را همه شب نمی برد خواب در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۴۷:

نحس اکبر سعد اکبر گشت بر گردون خویش
دانش جو جان
نحس و سعد ایام رو اشاره کرده , برای ازدواج و یه سری کارهای دیگه
معمولا از ساعت های سعد (خوش یمن ) استفاه میکنند تا بلکه خیر بودن ساعت راه آینده رو هموار کنه
و در کل یار خودش رو از مه و مهر برتر می داندچون خورشید و ماه ساعت های نحس دارند
اما بر روی این یار که نگاهت بیفته اون ساعت نحس هم سعد و خوش یمن خواهد بود
ببخشید طولانی شد سرافراز باشی

مهران در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۰ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹:

گر دست من به چرخ رسیدی چنان که آه
بند و طلسم او همه در هم شکستمی .خاقانی
حافظ هم میگه:...به هم برزنم دام این گرگ پیر

شاپور بختیار در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:

بیت یکی مانه به اخر شاه بیت غزله.
حافظ عزیز نه تنها زاهد بلکه بسیاری دوست ندارند رندی تو رو باور بکنند.
شراب و عیش نهان چیست کار بی بنیا....زدیم بر صف رندان و هر چه بادا باد

محمد در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۲:

پیوند به وبگاه بیرونی
باسلام. این غزل درلینک بالا توسط استاد دکتر علی حاجی بلند شرح شده انشا...موردتوجه مولوی دوستان قرار گیرد

دانش جو۳۱۳ در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۴۷:

درود.بیت یکی مونده به آخر مصرع دومش به چه معناست متشکرم

دانش جو۳۱۳ در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۴۷:

کاش ترجمه کل شعر هارو داشتید زیر ابیاتش.باتشکر

دانش جو۳۱۳ در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۴۷:

دنیای شعر دنیای عجیبی است.وزمانی به اوج زیباییش میرسه که خداوند روددر لابلای کلمات و ابیات بتوان پیدا کرد.وعرفانی که مولانا بیانگرش هست.این رو یاد اور می شود.خیلی جالب است صاحب نظرانی که اینگونه دقیق روی کلمات وابیات بحث تخصصی میکنند.مهم اینه به اون مفهوم اصلی پی برد تااینکه وزن وقافیه پیداکرد.به هرحال بیت ذوالنون برای من خیلی جالب بود که برداشت من اینگونه بود.به من گفته شد که تو دریا طعمه خواهی بود یعنی ازپس این مشکلات برنمای اما من مثل حرف نون در برابر خداوندمتعال خمیده قامت گشتم (اشاره به سجده ورکوع وخضوع دارد تا اینچنین تونستم مالک ماهی شوم (به چیزی که فکرش هم نمی رفت رسیدمخیلی اتفاقی این بیت توی ذهنماومد که ساعتی میران آنی ساعتی...گفتم کلش رو جستجوکنم که سراز این دالان کلمات هم وزن وهم صدا و حضور هم زبانان جان دراوردم.سعادتمندباشید وپرشکوه

مهدی در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۳۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸ - جرس کاروان:

در بیت دوم جا افتاده است:
دور از کنار مادر و یاران مهربان زال زمانه کشت ز نامهربانیم

S. r در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۱:

باسلام
جناب حافظ عارف و سالکی والا و به حق رند است. برای دوستانی که اشاره به اهل تسنن بودن ایشون کردند از زبان خود حضرت استاد پاسخ میدهم
عشقت رسد به فریاد گر خود بسان حافظ
قرآن ز بر بخوان در چارده روایت.
برای اهل تفکر

برزم در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۰۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲۰ - ملامت‌کردن مردم شخصی را کی مادرش را کشت به تهمت:

اصلاح میکنم "مولانا عارف و سالک و خداشناس بود(عذر تقصیر از اشتباه تایپی)

سعید ح در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳۵:

دوستان سلام. منظور مولانا در بیت آخر از "به هستی متهم ما زین زبانیم " چیه ؟

برزم در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۵۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲۰ - ملامت‌کردن مردم شخصی را کی مادرش را کشت به تهمت:

به نظر حقیر دانستن مذهب مولانا و اختلاف پیدا کردن بر سر ان دردی را دوا نمی کند . مولانا یا عارف و سالم و خداشناس بود و بس یا به قول شیخ بهایی : هر کس به زبان دل خود وصف تو گوید . بلبل به غزلخوانی و مطرب به ترانه/ ( البته به همه نظرات دوستان به شخصا احترام می گذارم)

M.I.S در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۱:

ز دل زنگ و از روی آژنگ و ژنگ
نبُرد ز بن جز نبیذ چو زنگ
دل زنگ خورده ز تلخی سخن
زداید ازو زنگ باده کهن
چو پیری درآرد زمانه به مرد
جوانش کند باده سالخورد
به مرد اندرون باده آرد پدید
که فرزانه گوهر بود گر پلید
که را گوهرش پست و بالا بلند
کند باده او را چو خم کمند
که را گوهرش برز و بالاش پست
به کیوان برد چون شود نیم مست
چو بی دل خورد مرد گردد دلیر
چو روبه خورد گردد او نره شیر
چو پژمان خورد شادمانه شود
به رخسار چون نار دانه شود

ایا آنکه تو گوهر آری پدید
در بسته ز انده تو باشی کلید..

برزم در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۳۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۶ - حکایت مشورت کردن خدای تعالی در ایجاد خلق:

در ظاهر فکر میکنم شعر مینویسم . .. چقدر خود را بی بضاعت می بینم. همچنین عرض خسته نباشید به استاد کیخا

M.I.S در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۲۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۱:

ز دل زنگ و از روی آژنگ و ژنگ
نَبُرد بجز باده زنگ رنگ

۱
۲۸۳۳
۲۸۳۴
۲۸۳۵
۲۸۳۶
۲۸۳۷
۵۷۲۹