فاطمه یاوری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۲۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۷:
من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنی
یا چه کردم که نگه باز به من مینکنی
دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا ندانند حریفان که تو منظور منی
پ.ن: دقیقا مثل همونداستان شعر سیب شده اینجا:) بیت دوم جوابیه هست برای بیت اول:)))))
فاطمه یاوری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۲:
با مدعی بگوی که ما خود شکسته ایم
محتاج نیست پنجه که با ما در افکنی:))))
فاطمه یاوری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۱:
از منت دانم حجابی نیست جز بیم رقیب
کاش پنهان از رقیبان در حجابت دیدمی...
فاطمه یاوری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۷:
فردا که خلایق را دیوان جزا باشد
هرکس عملی دارد من گوش به انعامی
فاطمه یاوری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۷:
نه مرا طاقت غربت نه تو را خاطر قربت
دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندانم....
فاطمه یاوری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۴۴ در پاسخ به یوسف شیردلپور دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳:
این بیت بیشتر درد جامعه رو داره روایت میکنه تا درد خود فرد رو. و چه قشنگ.
فاطمه یاوری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳:
چه خوش است در فراقی همه عمر صبر کردن
به امید آن که روزی به کف اوفتد وصالی...
پ.ن: لازم بودن وجود منجی رو هنوز نتونستم درک کنم. و شاید تنها چیزی منجر میشه با شک بهش نگاه کنم این باشه که این تفکر توی ادیان مختلف وجود داره.
کوروش در ۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۲۶ در پاسخ به مهدی قناعت پیشه دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۶:
منظور ار رعیسان خوشی چیه ؟
علی دادمهر در ۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » تصنیفها » مرغ سحر (در دستگاه ماهور):
خواندن این تصنیف توسط استاد فقید شجریان عملا در حد یک انقلاب در موسیقی سنتی به ویژه در تصنیف خوانی بود. درود بر روح پاک وطن پرستانی چون بهار و عارف قزوینی که چنین یادگار هایی را برای ملت ایران خلق کردند.
Omid Shojaee در ۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۳۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۳۹:
یعنی چی پوست بی مغز را بضاعت نشاید؟؟؟
علی دادمهر در ۳ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۵۷ دربارهٔ حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۷:
حتی اگر بیت مشهور (امشب صدای تیشه از بیستون نیامد / شاید به خواب شیرین فرهاد رفته باشد) را هم از حزین ندانیم باز هم این غزل به قدری استوار ، پر معنی و زیبا هست که نبود این بیت لطیف هم لطمه ای سنگین به آن نمی زند.
علی دادمهر در ۳ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۱:
غزلی زیبا و در عین حال دارای زبانی خودمانی تر، بی خود نیست که حافظ را یکی از ۳ ریشه سبک هندی معرفی کردهاند.
امیررضا مرادی در ۳ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۳۴ در پاسخ به عليرضا ذاكري دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:
از نظر من حلاج ادعای خدایی نکرده بلکه اناالحق گفتن منصور حلاج برمیگرده به فلسفه وحدت وجود...یعنی همه ما از خدا هستیم و از یک وجود هستیم با توجه به آیه إنا لله و إنا إلیه راجعون و با توجه به روایت خلقت انسان از خاک و اینکه خداوند از روح خودش در انسان دمید پس انسان زنده شد.
ناصر مرادی در ۳ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۲۹ در پاسخ به آوا دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۹:
با شکار و سرگرمی روز را شب کردن
جعفری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۳۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب چهارم در فواید خاموشی » حکایت شمارهٔ ۱:
اتفاق افتد در اینجا به معنی رایج نیست؛ بلکه به معنای «با هم شدن ، با هم بودن» است.
فرحناز یوسفی در ۳ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۵۲ در پاسخ به جهن یزداد دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۹:
درود بر شما
سپاس از تکمیل اطلاعات
فرحناز یوسفی در ۳ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۵۰ در پاسخ به محمد ایراننژاد دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۳:
درود آقای ایران نژاد گرامی
این بخش در شاهنامه مسکو نیامده و من نسخه های دیگر را ندیده ام، با توجه به اینکه استادان شاهنامه پژوه این بخش را الحاقی می دانند، صرفا جهت آشنایی به اشتراک گذاشته شد.
علی در ۳ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۴۵ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۳:
برداشت حقیر از دو بیت اول به شرح زیر است:
گفتا تو از کجایی کآشفته مینمایی گفتم منم غریبی از شهر آشنایی
به نظر بنده در اینجا شهر آشنایی یعنی شهر افرادی که محرم اسرار و اشنا به رازهای هستی هستند و بنابراین او در پاسخ، خود را تازه واردی از این شهر معرفی می کند که هنوز به اسرار واقف نیست یا چون غریبه است هنوز هیچ سری به او گفته نشده و کاملا بی بهره است.
گفتا سر چه داری کز سر خبر نداری گفتم بر آستانت دارم سر گدایی
در ادامه از او پرسیده می شود: تویی که از راز خبر نداری(یا تویی که با بی پروایی قدم به این وادی گذاشته ای) مقصود، هدف و تقاضایت چیست؟ و پاسخ میدهد من در این وادی فرد بی بهره ای(گدا) هستم و آمده ام تا اندکی هم به من مرحمت کنید تا بی نصیب نباشم.
بعد از آن هست که در ابیات بعد دو نکته به او عرضه می شود. اول اینکه گفته می شود که از قید و بند خود رها شود(اعمالی که انجام می دهد به خاطر رسیدن به سود شخصی و یا پرهیز از زیان نباشد) که رستگاری در همین گذشتن از خود است. دوم اینکه زهد و پارسایی به تنهایی ارزش بسیار ناچیزی دارد بلکه باید در متن امور قرار گرفت. با یک جا نشستن و توبه کردن و بی عملی، نه دردی از خود دوا می کنی نه از دیگران.
سفید در ۳ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۱۳ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲۴:
آهسته آهسته...
فاطمه یاوری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۹: