گنجور

غزل شمارهٔ ۴۷۳

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی

حاصل از حیات ای جان این دم است تا دانی

کام بخشی گردون عمر در عوض دارد

جهد کن که از دولت داد عیش بستانی

باغبان چو من زین جا بگذرم حرامت باد

گر به جای من سروی غیر دوست بنشانی

زاهد پشیمان را ذوق باده خواهد کشت

عاقلا مکن کاری کآورد پشیمانی

محتسب نمی‌داند این قدر که صوفی را

جنس خانگی باشد همچو لعل رمانی

با دعای شبخیزان ای شکردهان مستیز

در پناه یک اسم است خاتم سلیمانی

پند عاشقان بشنو و از در طرب بازآ

کاین همه نمی‌ارزد شغل عالم فانی

یوسف عزیزم رفت ای برادران رحمی

کز غمش عجب بینم حال پیر کنعانی

پیش زاهد از رندی دم مزن که نتوان گفت

با طبیب نامحرم حال درد پنهانی

می‌روی و مژگانت خون خلق می‌ریزد

تیز می‌روی جانا ترسمت فرومانی

دل ز ناوک چشمت گوش داشتم لیکن

ابروی کماندارت می‌برد به پیشانی

جمع کن به احسانی حافظ پریشان را

ای شکنج گیسویت مجمع پریشانی

گر تو فارغی از ما ای نگار سنگین دل

حال خود بخواهم گفت پیش آصف ثانی

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برگ سبز » شمارهٔ ۱۳۱ » (سه گاه) (۲۱:۴۵ - ۲۵:۰۲) نوازندگان: امیرناصر افتتاح (‎ضرب / تنبک) ; رضا ورزنده (‎سنتور) خواننده ترانه: عبدالوهاب شهیدی سراینده شعر آواز: حافظ شیرازی (غزل) مطلع شعر ترانه: پیش زاهد از رندی دم مزن که نتوان گفت

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » کلاس درس برومند و شجریان

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » کلاس آموزشی شجریان و ایرج بسطامی – ماهور

محسن کرامتی » دل دار » تصنیف هفت ضربی

محسن کرامتی » ۱۸۶ تصنیف قدیمی ۵ » نوا ۶ (تخت طاقدیس)

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نگین شکروی نوشته:

با درود وسپاس فراوان
درمصراع دوم بیت چهارم کلمه “کاورد” به شکل “کورد”تایپ شده است


پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

👆☹

امید نوشته:

خانم زویا ثابت در نوار ای عاشقان این غزل را با آهنگ سازی استاد محمدرضا لطفی خوانده است

👆☹

موسوی فاخر نوشته:

با سلام وسپاس
جناب آقای دکتر ثروتیان کتابی با عنوان :سروده های بی گمان حافظ دارند .ایشان این غزل را در کتاب نیاورده اند .گویا این غزل را الحاقی می دانند!!

👆☹

محمد نوشته:

با احترام فراوان

مصرع های زیبائی از این غزل توسط استاد محمودی خوانساری در برنامه گلهای شماره ۵۴۰ در دستگاه نوا با همکاری خانم هایده به زیبائی خوانده شده است که به اطلاع هنر دوستان جهت شنیدن اعلام میشود

👆☹

مینا نوشته:

جناب موسوی فاخر از دکتر میر جلال الدین کزازی کتابی هست به نام چراغی در باد که در واقع گزارشاتیست زیبا شناختی و باور شناختی از فقط۲۰ غزل خواجه که این یکی از آنهاست که خوانونش را به شما و دیگر دوستانم پیشنهاد میکنم

👆☹

مینا نوشته:

بخش به معنی بخت آمده وبه تعبیر حکیم توس بودنی البته در گرشاسپنامه هم آمده بکوشیم تا بخش یزدان چه چیز پس بخش به معنی سرنوشت است

👆☹

جلال نوشته:

سلام
دوستان لطفا تفسیر شعر رو بگن که وقت ما طلف نشه

بیت نهم اشاره به این مطلب دارد که رسیدن عقل به مقام شهود فرشتگان امر بسیار عظیم و والائی است اما همین گمان در مرتبه روح که مقام محو شدن تام در حق تعالی است نقص و کاستی به حساب می آید زیرا شخص در این مرتبه نه خود را می بیند ونه شهودش را هر چه هست مشهود است و بس پس درک مقامات بالایی برای نامحرمان پایینی گاهی شرک نیز تلقی می شود و پیش زاهد از رندی نمیتوان دم زد چون طهارت در هر مرتبه از مراتب وجودی انسان نسبت به مرتبۀ بالاتر نجاست شمرده می شود و انسان برای ارتقاء وجودی باید بیش از گذشته قوی شود و بالاتر بیاید. شرک نیز اینگونه است تا قبل از رسیدن به مرتبۀ روح، کمال انسانی در این است که سالک دمادم گدایی کند و مقام حضور را از معبود خویش طلب کند اما همین امر در مرتبۀ روح، مرتبۀ تحتانی بوده و شرک به حساب می آید زیرا در این مرتبه شخص باید یکپارچه در حضور باشد و غیر حق چیزی نبیند

👆☹

طاهر خورشیدی نوشته:

در فیلم دلشدگان سکانس فلش بک به کودکی «طاهر بحرالنور» خواننده گروه، یکی دو بیت از این غزل در گوشه هداوندی همایون توسط هنرمند خردسالی اجرا میشود که بسیار زیباست.

👆☹

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
***********************************
***********************************
گر تو ……………… ای نگار سنگین‌دل
حالِ …. بخواهم گفت پیش آصف ثانی
*
فارغی از ما : ۸ نسخه (۸۰۱، ۸۰۳، ۸۱۸ و ۵ نسخۀ متأخر یا بی‌تاریخ) قزوینی، خانلری، عیوضی، سایه، خرمشاهی
فارغی از من : ۶ نسخه (۸۴۳ و ۵ نسخۀ متأخر یا بی‌تاریخ) نیساری
**
دل : ۴ نسخه (۸۰۱، ۸۰۳، ۸۱۸ و ۱ نسخۀ بی‌تاریخ) عیوضی
خود : ۱۰ نسخه (۸۴۳ و ۹ نسخۀ متأخر یا بی‌تاریخ) قزوینی، خانلری، نیساری، سایه، خرمشاهی
۳۰ نسخه غزل ۴۶۴ را دارند و از آن جمله ۱۴ نسخه بیت فوق را آورده‌اند. از نسخ کامل کهن فقط ۳ نسخۀ مورخ ۸۰۱، ۸۰۳ و ۸۱۸ بیت را دارند. این بیت به احتمال به دلیل اشاره به ممدوحِ حافظ که پس ازبیت تخلص آمده‌ در بیشتر نسخ حذف گشته است. در برخی نسخ این بیت به پیش از بیت تخلص جا به جا و این، بیت مقطع نیز شده است.
علامه قزوینی که آن را در نسخۀ اساس طبع خود (مورخ ۸۲۷) ندیده بود از نسخه‌های سدۀ دهم به بعد، بیت را با ضبط‌های (فارغی از ما/حال خود) در متن نشاند و در حاشیه خاطر نشان کرد که نسخۀ ۸۲۷ بیت را ندارد. استاد خانلری نیز که به اصل نسخۀ ۸۲۷ و ۳ نسخۀ کهن دیگر دسترسی نداشت متوجۀ پانوشت علامه قزوینی نشده و پنداشت که آنچه علامه آورده ضبط نسخۀ ۸۲۷ است. این ضبط را سایه و خرمشاهی به تأسی از علامه قزوینی پذیرفته‌اند. دکتر نیساری با عنایت به نسخۀ مورد علاقه‌اش مورخ ۸۴۳ و ۹ نسخۀ متأخر و با انتخاب “فارغی از من” به جای “فارغی از ما” در مصرع نخست، در مصرع دوم “حالِ خود” را آورد.
در رابطه با مفهوم مصرع دوم می‌دانیم که “آصف برخیا” وزیر، کاتب یا ندیم سلیمان نبی پادشاه یهود بود و در این بیت منظور از “آصف ثانی” قوام الدین محمد صاحب عیار وزیر شاه شجاع است.
**********************************
**********************************

👆☹

نوید گلباغی نوشته:

آیا درسته که حافظ بیت ” دل ز ناوک چشمت گوش داشتم لیکن / ابروی کماندارت می برد به پیشانی ” را به تاثیر از بیت ” عمارتی که لبت کرد در ممالک دل / خراب میکند ابروی تو به پیشانی” از یک شاه مغولی بنام ابوسعید سروده؟

👆☹

بیداد نوشته:

اباتی از این غزل را خداوندگار اواز اشتاد شجریان جهت اموزش دستگاه ماهور به شیوه استاد طاهرزاده اجرا نموده اند که بسیار شنیدنی ست
که البته این بیت را چنین اجرا کرده اند
باغبان حرامت باد زین چمن چو من رفتن
گر بجای من سروی غیر دوست بنشانی

👆☹

ثانی نوشته:

گوشه درویشانه در آواز بیات ترک دقیقا روی این وزن شعری پیاده می شود.

👆☹

امید نوشته:

حضرت محمودی خوانساری در گلهای تازه شماره ۴۷//انتهای آواز به صورت ضربی این شعر رو(پند عاشقان بشنو از اینجا شروع میکنه) در مخالف سه گاه میخونه..با ویولن بی نظیر زنده یاد اسدالله ملک..وتار زنده یاد فرهنگ شریف.وضرب زنده یاد افتتاح..برای دانلود به این لینک مراجعه فرمایید
http://www.mediafire.com/?llllwacu8ftxnix

👆☹

علیرضا فرزانه نوشته:

با سلام. هنگام درج اینکه کدام خواننده این شعر را خوانده، پس از انتخاب نام استاد سید نورالدین رضوی سروستانی، قبل از آنکه بتوانم لیست آلبوم های ایشان را ببینم، به اشتباه دکمه پیشنهاد قطعه را زدم و آلبوم رنگ فرح ایشان ارسال شد در حالی که مدنظر بنده نبود و مرحوم استاد، این اشعار را در آلبوم آموزش ردیف آوازی در گوشه ی بزرگ دستگاه شور و گوشه نیشابورک دستگاه ماهور و گوشه نیریز دستگاه راست پنجگاه، ابیاتی از این شعر را خوانده اند.

👆☹

رضا ساقی نوشته:

وقت را غنیمت دان آن قَدر که بتوانی
حاصل ازحیات ای جان این دم است تا دانی
حافظ درسراسر دیوان خویش برای “وقت” و “زمان” اهمیّت فوق العاده ای قایل شده ومخاطبین خویش را برای دانستن قدر وقت توصیه کرده است. حافظ با برجسته سازی “وقت” درغزلیّات خویش می خواهد مارابه این نکته ی حکمت آمیزرهنمون گردد که “وقت”ثروتِ ارزشمندیست که باز تولید نمی شود “زمان” ماشینی است که دنده عقب ندارد. دانستن ِ قدر وقت درنظرگاه حافظ داشتن رفتارهای نیک و برانگیختن احساسات زیبا در درون است که با عشق ومحبّت تحقّق می پذیرد.
معنی بیت: تاآنجاکه درتوان داری برای وقت، حفظ وبهرمندی درست ازآن اهمیّت بده ،ای عزیزتمام محصول زندگانی همین “لحظه” ، “دَم” یا وقتیست که ما دراختیارداریم. به بیانی دیگر “گذشته” ازدست رفته، “آینده” دراختیارمانیست وتنها “حال” است که زندگانی ما دربسترآن جریان دارد. روی کردن به عشق وانسانیّت ومحبّت ورزی، وشادخواری وشادکردن دل اطرافیان، حافظانه ترین رفتاریست که به منظور دانستن قدروقت می توان انجام داد.
الا ای دولت طالع که قدروقت می دانی
گوارابادت این عشرت که داری روزگاری خوش
کام بخشی ِگردون عمر درعوض دارد
جَهدکن که ازدولت دادِعیش بستانی
کام بخشی ِگردون : چرخ فلک وقتی آرزوهارا برآورده می کند
دولت: ثروت، وقت وهرآنچه که دراختیارداریم.
معنی بیت: ای دل، دلخوش به برآورده شدن ِ آرزوهایت مباش! چرخ فلک درقبال گرفتن ِ ارزشمندترین ثروت تو(عمر) کام می بخشد وتوازاین نکته غافل هستی! بنابراین تلاش کن که از ثروت خویش(عمرووقت خویش) بهترین استفاده راببری وحق عیش وشادمانی را به وَجه احسن اَدا کنی.
به بیانی دیگر،اگر امروزآرزوی توبرآورده گردیده، بدان که به رایگان کام تورابرآورده نساخته اند! بلکه درقبال آن بخشی از عمرگرانمایه راازتو گرفته اند تونیز سعی کن به اندازه ی ارزش واقعی عمری که ازدست داده ای کام جویی کنی.
دست رنج توهمان بِه که شودصرف به کام
دانی آخرکه به ناکام چه خواهدبودن
باغبان چومن زین جا بگذرم حرامت باد
گربه جای من سروی غیر دوست بنشانی
ازکنایه ها وطعنه هایی که دراین غزل بکاررفته چنین استنباط می گردد که این غزل درزمان روزهای آغازین به تخت نشستن امیرمبارزالدّین سروده شده است. هم اوکه شیخ ابواسحاق، هم پیاله وهمرازحافظ را ازتخت پادشاهی سرنگون وسپس جان اورانیز گرفت. شیخ ابواسحاق که خود فردی بسیارخوشگذران وعیّاش بود نسبت به حافظ ارادتی خاص داشت وبین آن دو رابطه ی احساسی وعاطفی عمیقی برقرار بود.
همچنین حافظ علاوه بردوستی با شیخ ابواسحق، دردستگاه دولت او نیزدارای منصب ومقامی درخوربود. طبیعیست که پس ازسرنگونی اودیگرجایی برای حافظ دردستگاه دولتی نمانده است. این بیت احتمالاً در بیان همین منظورمی باشد.
“باغبان” دراینجا استعاره ازچرخ گردون یاهمان روزگاراست.
بگذرم زین جا: ازاین دستگاه دولت خارج شون
“به جای من”: جایگزین من
“سروی غیر دوست” استعاره ازشخصی غیرازدوستان وهمفکران ما
معنی بیت: ای باغبان (ای چرخ گردون) اگرروزی من ازاین باغ (دستگاه دولت) خارج شدم حرامت بادا چنانچه شخص ناکارآمد وبی کفایتی، جایگزین من کنی. انتظار دارم حال که من ازاینجامی روم حداقل به جایگاه من، یکنفرازدوستان وهمفکران خودم تکیه بزند.
به روزواقعه تابوت مازسروکنید
که می رویم به داغ بلند بالایی
زاهد ِ پشیمان را ذوق ِباده خواهد کُشت
عاقلا مکن کاری کآورد پشیمانی
“زاهدِ پشیمان” احتمالاً کنایه ی پنهانی به امیرمبارزالدّین است. چرا که وی پیش ازبه قدرت رسیدن، شرابخواری قهّاربوده لیکن پس ازبه تخت نشستن، به منظورجلب نظرفقها وبرخورداری ازحمایت متشرّعین ِ بانفوذ زمانه، ژست زاهدی به خودگرفته ودرجلدِ پرهیزگاری فرورفت وبارندان باده نوش ومیخواران نیزبدرفتاریهای زیادی کردبه همین سبب لقب محتسب رابه اودادند.
ذوق: میل به چشیدن و مزه کردن چیزی، خوشی ونشاط
معنی بیت: زاهد ازاینکه زهد پیشه کرده ونمی تواندباده نوشی کند سخت نادم وپشیمان است ذوق ووسوسه ی نوشیدن ِ شراب که لحظه ای اورارهانمی سازد سرانجام اورااز بین خواهدبرد آخر ای عاقل چرادست به کاری می زنی(پرهیزاز نوشیدن ِ شراب) که عاقبتش پشیمانیست؟
زاهد باپرداختن به زهدو پرهیزگاری، خودرا در شرایط سختی قرارداده است ازیکسو ذوق باده نوشی ومیل درونی به خوشی ونشاط اورا رها نمی کند وازسوی دیگر خرقه ی زهد برتن داردواگردراین لباس اقدام به شرابخواری کند این لکّه را نخواهدتوانست ازخودپاک کند.
نه به هفت آب که رنگش به صدآتش نرود
آنچه باخرقه ی زاهد مِی انگوری کرد
مُحتسب نمی‌داند این قَدَر که صوفی را
جنس خانگی باشد همچو لَعل رُمّانی
محتسب : مأمور رسیدگی به تخلّفات شرعی مثل شراب نوشیدن، معمولاً درغزلیّات حافظ “محتسب” کنایه ازامیرمبارزالدّین است.
صوفی را: برای صوفی
جنس خانگی : شرابی که در خانه تهیّه شود.
لعل رُمّانی : نوعی یاقوت مرغوب،آنچه در شکل ورنگ شبیه دانه ی انارباشد.
معنی بیت: محتسب (امیرمبارزالدّین) که اینگونه تاخت وتازمی کند ودل خوش به بستن میخانه ها کرده است غافل است نمی داند که صوفیان از طریقی دیگرنیازخودرا برطرف خواهندکرد شراب خانگی برای صوفیان به مانند یاقوت سرخرنگ ارزشمنداست وآن را درخانه های خویش تهیّه خواهند نمود.
دراین بیت حافظ رندانه یک طعنه ی پنهانی نیزبه صوفیان زده است صوفیانی که بظاهرخرقه ی زهد برتن کرده لیکن درخلوت خویش اقدام به شرابخواری می کنند.
صوفیان جمله حریفند ونظرباز ولی
زین میان حافظ ِ دلسوخته بدنام افتاد
با دعای شبخیزان ای شکردهان مستیز
درپناه یک اسم است خاتم سلیمانی
“شکردهان” کنایه ای به امیرمبارزالدّین است گویند اوبد دهن وفحّاش نیزبوده است.
خاتم : انگشتری
سلیمانی: حضرت سلیمان
معنی بیت: ای شکردهان! با عارفان شب زنده دارمبارزه مکن وازدعای آنها بترس که انگشتری حضرت سلیمان فقط به برکت داشتن یک دعا(اسم اعظم) آن همه قدرت اعجاب انگیزداشت.
خاتم جم رابشارت ده به حُست خاتمت
کاسم اعظم کرد ازاوکوتاه دست اهرمت
پند عاشقان بشنو و از در طَرب بازآ
کاین همه نمی‌ارزد شغل عالم فانی
اگرچه غزل درزمان حاکمیّت امیرمبارزالدّین سروده شده لیکن بنظرمی رسدمخاطب غزل خودِ امیرنیست بلکه احتمالاً وزیر فاضل وباکفایت،خواجه قوام الدین صاحب عیاراست که باحافظ نیزرابطه ی صمیمانه ودوستانه ای داشت.
معنی بیت: (ای خواجه که دررکاب ستمگری چون امیرمبارزالدّین خدمتگزاری می کنی) پند واندرز عاشقان وعارفان را بپذیر تونیزازدرعیش وعشرت درآی وبه جاه ومقام دنیوی دلخوش مکن پرداختن به مشاغل دنیوی که ناپایدارهستند این همه ارزش ندارد.
دونصیحت کنمت بشنو وصدگنج ببر
ازدرعیش درآی وبه ره عیب مپوی
یوسف عزیزم رفت ای برادران رَحمی
کزغمش عجب بینم حال پیر کنعانی
“یوسف عزیز” احتمالاً استعاره از”شاه شیخ ابواسحاق” است. حافظ دراینجا بادستآویز قراردادن داستان یوسف، مضمونی خَلق کرده تا عواطف درونی خویش را درمورد همدم وهم پیاله ی صمیمی خویش دراین بستر ابرازنماید.
معنی بیت: ای برادران، یوسف عزیزم(شیخ اسحاق) ازدست رفت به حال غم انگیزمن رحم کنید که درغیاب او حالی شبیه حال اندوهباریعقوب پدریوسف رادارم.
حافظ مکن اندیشه که آن یوسفِ مه رو
بازآید وازکلبه ی احزان بدرآیی
پیش زاهد ازرندی دم مزن که نتوان گفت
با طبیب نامحرم حال درد پنهانی
“رندی” دراینجا عشقورزی، رهایی ازتعلّقات دُنیی ودنیوی وآزادگی ووارستگیست و”زاهد” کنایه ازمتظاهرانیست که دردوره ی حاکمیّت امیرمبارزالدّین نقاب شریعت به چهره ی خویش زده وعرصه رابه رندان آزاده تنگ کرده بودند.
معنی بیت: بدان مثل که باطبیب نامحرم نمی توان ازدرد خویش سخن گفت پیش زاهدِ متشرّع ِ متعصّب، ازرندی ،اسرار عشقبازی وآزادگی حرفی نزنید اوقادربه درکِ اندیشه های رندانه وفهم رموزعشقبازی نیست.
زاهداَرراه به رندی نبردمعذور است
عشق کاریست که موقوف هدایت باشد
می‌رویّ ومژگانت خون خَلق می‌ریزد
تیزمی‌روی جانا ترسمت فرومانی
معنی بیت: به غمزه وعتاب راه می روی وهمینطور تیر مژگانت خون مردم را می ریزد ای جان من، خیلی تند وتیزمی روی بیم آن دارم که نتوانی به همین سیاق تاپایان راه بروی،بی تردیدازادامه ی راه بازخواهی ماند!
دراین بیت عبارات باادبیّات عاشقانه مطرح شده لیکن باتوجّه به سختی وتندی کلام بنظرمی رسد حافظ ازهمکاری خواجه قوام با امیرمبارزالدّین دلگیر وناخشنوداست لذا ازهمین روست که دراین ابیات یکی به نعل ویکی به میخ می زند تا به دوست خود خواجه قوام بفهماندکه بااین شیوه ای که درپیش گرفته ودرراستای اهداف امیرمبارزالدّین سعی و تلاش می کنی(بارندان باده نوش سختگیری می کنی) زیاددوام نخواهی آورد.
عجب ازلطف توای گل که نشستی باخار
ظاهراً مصلحت وقت درآن می بینی
دل ز ناوک چشمت گوش داشتم لیکن
ابروی کماندارت می‌برد به پیشانی
ناوک:پیکان وتیر کوچک که باکمان انداخته شود، ناوک چشم همان تیر مژگان است.
گوش داشتن: مراقب ومواظب بودن
“پیشانی”ایهام دارد:۱- جبین وجلوی سر۲- جسارت وگستاخی معنای دوّم دراینجا مدّنظراست معنای اوّل به منظورهم جنس شدن واژه هاست. حافظ درخَلق مضامین بِکربا واژه های هم خویشاوند وهم جنس بی نظیراست. دراین بیت واژه های: دل،ناوک(مژگان)چشم،گوش، ابرو، کماندار(انحنای ابرو) وپیشانی همه خویشاوندان یکدیگرند.
معنی بیت: (ا‌ی خواجه قوام) درقبال تیرمژگانت سعی می کنم ازدل مراقبت کنم(وخود راحتی الامکان ازتودورنگاه دارم) لیکن ابروی تیراندازتو بیش ازحد دلیری می کند وباجسارت وبی باکی دلم راشکار می کند.
حافظ درشرایط سختی قرارگرفته است. ازسویی ازهمکاری خواجه قوام با امیرمبارز ملول ودلگیراست ازسوی دیگرحق دوستی با خواجه اورا وادارمی سازد که ارتباط خودرا ازدوست فاضل خود قطع نکند.
دراین بیت چنانکه شاهدهستیم حافظ سعی می کند مراقب دل خویش باشد تا به دام دلبریهای خواجه قوام نیافتد لیکن اعتراف می کند که ابروی کماندارخواجه با جسارت وسماجت دل اورابه یغمامی برد.
جان درازیّ توبادا که یقین می دانم
درکمان ناوک مژگان توبی چیزی نیست
جمع کن به احسانی حافظ پریشان را
ای شکنج گیسویت مجمع پریشانی
حافظِ پریشان: حافظی که به واسطه ی ازدست رفتن شیخ اسحق پریشان خاطراست.
جمع کن: خاطرپریشان ماراجمع کن، آرامش وقرار ببخش
مجمع پریشانی:۱- جایی که دلهای پریشان درآنجا تجمّع کرده است.۲- سرچشمه ی بی قراری وپریشانی آنجاست.
معنی بیت: درادامه ی سخن…..‌‌. ای خواجه که چین وشکن گیسوان توخاطرهرآدمی راپریشان وشیدا وبیقرارمی سازد باابرازلطف کرم خویش،خاطرپریشان وبیقرار حافظ راقرارو آرامش ببخش.
باسرزلف تومجموع پریشانی خویش
کومجالی که سراسرهمه تقریرکنم
گر تو فارغی از ما ای نگار سنگین دل
حال خود بخواهم گفت پیش آصف ثانی
گرتوفارغی ازما: اگرتونسبت به ما بی اعتنا وبی خیال هستی
آصف: وزیرباکفایت حضرت سلیمان
ثانی: دومی، دیگری
آصف ثانی: “آصف” لقبی است که حافظ برای وزیران باکفایت مانند تورانشاه وخواجه قوام بکارمی برد. دراین غزل که مخاطب سخن خواجه قوام است حافظ دربیت پایانی خطاب به اومی فرماید: اگرتوعنایتی به عرایض من نکنی من پیش آصفِ ثانی( وزیرباکفایت دیگری خواهم رفت)
معنی بیت: ای خواجه قوام که با سرسنگین شده ای اگربه حال دل پریشان من توجّهی نکنی وهمچنان نسبت به حال من بی اعتنایی کنی من درد دل خودراباوزیرباکفایت دیگری درمیان خواهم نهاد.
حافظاگرندهدداددلت آصف عهد
کام‌ دشواربه دست آوری از خودکامی

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام