گنجور

حاشیه‌گذاری‌های تشنه معرفت

تشنه معرفت


تشنه معرفت در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶:

به به

نباش در پی آزار و هر چه خواهی کن

واقعا حافظ اون موقع چیزیو گفته که تا صد سال آینده هم شاید نشه به بعضی آدم های مدعی توضیح داد.

واقعا اینهمه درگیری ها سر دین و عقاید برای چیه؟

وقتی کسی به دیگران آزار نرسونه گناهی نداره و دیگه مهم نیست عقیده اش چیه

اون آدم کارش درسته حالا میخواد اسمش رو اصلا اسلام نذاره

عرفا و انسان های بزرگ از مرز عقاید خشک خودشون گذشتن و به جایی رسیدن که جز محبت و انسان دوستی چیزی نیست

این بیت نشون میده حافظ بیشتر از اینکه مسلمون باشه انسان هست

 

تشنه معرفت در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۷:

واضحه که عریان بودنشون اشتباهه؟

 پیام در همون عریان بودن هست بعد شما میفرمایید اشتباهه؟ بعد واضح هم هست؟ بد نیست گاهی اوقات شک کنیم نسبت به عقایدمون شاید به چیز جدیدی رسیدیم. ای کاش ما هم مثل مولوی جسارت بیان عریان عقایدمون رو داشتیم

 

تشنه معرفت در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۵:۰۵ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۱ - هرچه باداباد:

واقعا هر تلاشی بی فایده به نظر میرسه وقتی تمام این چیزا بی اهمیته و اصل نیست

ولی افسوس که «چه توان کرد؟» هیچ. پس:«هر چه باداباد»

 

تشنه معرفت در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۰۷ در پاسخ به رضا ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۳:

به به عالی بود 

خیلی ممنون

 

تشنه معرفت در ‫۲ سال قبل، شنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:

همچین شعری برای وجود داشتن زیادی غیر قابل باوره

چه جمله ای میتونیم در وصف زیباییش بگیم واقعا 

فقط باید های و هوی و نعره مستان سر داد

 

تشنه معرفت در ‫۲ سال قبل، چهارشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۵:

به به چقدر زیبا گفته 

اگرچه ذره به خورشید یا بنده یه سلطان نمیتونه دستور بده ولی باز هم به دلیل دریا دلی و لطف بسیار زیاد محبوب باز هم ازش انتظار موندن داره چون آب حیاتش اونه

بیت ده هم چقدر زیبا تصویر سازی میکنه 

تو ذهنم کهکشانی تصور میشه که همه جاش فقط یه چیز میخواد و اونم اینه که:

« تو مرو »

 

sunny dark_mode