وقت را غنیمت دان آنقدر که بتوانی
حاصل از حیات جان ایندمست تا دانی
در جواب آن
ای که ده جهت داری جامه زمستانی
بر تن خودت کن بار آنقدر که بتوانی
بر نهالی اطلس چون دهی شب آسایش
حاصل از حیات جان آندمست تا دانی
پیش رخت ابیاری گفت راز مخفی دان
با طبیب نامحرم حال راز پنهانی
دل ز معجر روبند گوش داشت دانستم
چشمبند ِ زردوزی میبرد به پیشانی
هر که رخت سرما را غم نخورد نادم شد
عاقلا مکن کاری کآورد پشیمانی
پیر خرقه ات گویم پیشک از ره کسوت
هر زمان که در پوشی رخت صوف جرجانی
رخت صوفک ایقاری داد تو نخواهد داد
جهد کن که از ارمک داد خویش بستانی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ما یادآوری میکند که باید از وقت و زندگی خود به نحو احسن استفاده کنیم و هر چه در توان داریم برای بهرهوری بیشتر از فرصتها به کار بریم. شاعر به اهمیت درک زندگی و حالتها اشاره میکند و میگوید که باید از نیرنگها و خطرات دوری کنیم تا از پشیمانی در آینده جلوگیری کنیم. او همچنین بر لزوم حفظ حجاب و رازها تأکید میکند و میگوید که آدم باید در هر شرایطی محتاط و با خرد باشد و همیشه سعی کند از فرصتها بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: زمان را از دست نده و از آن بهرهبر به اندازهای که بتوانی از زندگیات نتیجه بگیری، تا این را دریابی.
هوش مصنوعی: ای کسی که دارای ده جهت و مسیر هستی، لباس زمستانی بپوش و بار و مسئولیت را به اندازه توان خود بر دوش بکش.
هوش مصنوعی: اگر بر درختی که مثل اطلس است، در شب آرامش بگذاری، آن لحظه شادابی و زندگی را به دست میآوری تا بفهمی.
هوش مصنوعی: در حضور تو، کسی که به دلایل خاص نتوانسته است رازهای پنهان را با پزشک نامناسب در میان بگذارد، در عشق و مراقبت از تو صحبت میکند.
هوش مصنوعی: دل از پوشش معجزهآسا و زیبای تو شگفت زده است و میدانم که آن چشمبند زردوزی میتواند تو را به جلوهای خاص برساند.
هوش مصنوعی: هر کسی که از سرما و مشکلات زندگیش غم نخورده باشد، در حقیقت به اشتباه رفته است. ای خردمند، کاری نکن که بعدا برایت پشیمانی به همراه داشته باشد.
هوش مصنوعی: ای پیر، به تو میگویم که وقتی کسی از روی لباس و ظاهر تو میفهمد که تو چه کسی هستی، در هر زمانی که لباسی از پشم جرجانی به تن کنی، این شادی را به ارمغان میآورد.
هوش مصنوعی: لباس پشمین تو را نخواهد گرفت، پس تلاش کن تا از دست خویش، آنچه را که از بهشت به تو رسیده، پس بگیری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
وقت را غنیمت دان آن قدَر که بتْوانی
حاصل از حیات ای جان این دم است تا دانی
کامبخشیِ گردون عمر در عوض دارد
جهد کن که از دولت دادِ عیش بستانی
باغبان چو من زین جا بگذرم حرامت باد
[...]
وقت گل می و مطرب دولتیست تا دانی
دولتی چنین دریاب ای به دولت ارزانی
کیش کافران دارد نرگس تو کز مژگان
کرده صد مسلمان را رخنه در مسلمانی
در جفا کمر بستی عهد مهر بشکستی
[...]
ساقیا! بده جامی، زان شراب روحانی
تا دمی برآسایم زین حجاب جسمانی
بهر امتحان ای دوست، گر طلب کنی جان را
آنچنان برافشانم، کز طلب خجل مانی
بیوفا نگار من، میکند به کار من
[...]
ای که در ره عرفان مستمند برهانی
ترسمت چو خر در گل عاقبت فرو مانی
سبحه زهد و سالوسی، خرقه زرق و شیادی
آه ازین خدا ترسی، داد از این مسلمانی
مشکل ار بکف آری، بعد از این بدشواری
[...]
پیرو شریعت باش ای دل ار مسلمانی
وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی
عمر رفته خود بگذشت نامده محقق نیست
حاصل از حیات ای دل یک دم است تا دانی
پیش سنی از قائم دم نزن که نتوان گفت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.