گنجور

ساقی‌نامه

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی
 

بخش ۱: به نام خدایی که روز نخست

بخش ۲: سخن بهر جسم زبان است جان

بخش ۳: کسی را که در طبع انصاف نیست

بخش ۴: بود لفظ چون شیر و معنی شکر

بخش ۵: چو راه ثنایش کند سر، رقم

بخش ۶: تنومندی و دست زورش حلال

بخش ۷: به صحرا مگر سایه‌اش پا فشرد

بخش ۸: ز مردان بود شکر پیکان به جا

بخش ۹: اگر زان رگ ابر، برقی جهد

بخش ۱۰: ز چشم ضعیفان گو افتاده‌تر

بخش ۱۱: چو برزد به پرداز گل آستین

بخش ۱۲: بر آتش بود عود در گلخنش

بخش ۱۳: شراری که شمعش ازان یافت تاب

بخش ۱۴: مرا بود از دوستان دوستی

بخش ۱۵: ز حرمان کشکاب جو دم زنیم

بخش ۱۶: چو همت ز هر قید آزاده باش

بخش ۱۷: به منت برآید اگر آفتاب

بخش ۱۸: قلم را که دشمن بود دوستش

بخش ۱۹: نه در دیده نور و نه در دل حضور

بخش ۲۰: ز بد توبه امروز باشد صواب

بخش ۲۱: سزد گر به مهرش کند دل هوس

بخش ۲۲: اگر چشم چشم است، نمناک به

بخش ۲۳: چو خواهی تماشا کنی اصل و فرع

بخش ۲۴: به مغرب ازان مهر شد زردچهر

بخش ۲۵: تو را آنچه می‌بایدت داده‌اند