جز ناله و گریه کار من نیست
زآن روی که یار، یار من نیست
جز جور و ستم به بیگناهان
آیین ستمشعار من نیست
جز زخمی و جز تپیده در خون
در موکب شهسوار من نیست
جز خار جفا به دل شکستن
رسم بت گلعذار من نیست
با عشق قرار و صبر و آرام
کار دل بیقرار من نیست
هر شمع که آن ز پا نسوزد
شمعیست که در مزار من نیست
بنمود دلم فگار و هرگز
در فکر دل فگار من نیست
هر جا شنوی صدا، یقین دان
هر چند به اختیار من نیست
جز گریهٔ های های من نیست
جز نالهٔ زار زار من نیست
جز بوس و کنار یار خاقان
در مذهب عشق کار من نیست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر به بیان درد و رنج ناشی از جدایی از معشوق میپردازد و از غم و اندوه عمیق خود شکایت میکند. او احساس بیقراری و ناتوانی در یافتن آرامش را بیان کرده و میگوید که زندگیاش تنها با ناله و گریه پر شده است. در دلمشغولیهایش هیچ نشانهای از عشق و آرامش وجود ندارد و همه چیز به غم و ستم تعلق دارد. شاعر همچنین به ناکامیاش در دستیابی به عشق واقعی اعتراف میکند و مفهوم عشق را فقط در بوسهها و نزدیکیهای یار خاقان محدود میبیند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون عشق به اختیار من نیست
جز سوز و گداز کار من نیست
ترک غم عشق کار من نیست
وین کار به اختیار من نیست
یکدل چو دل فکار من نیست
یک خسته بحال زار من نیست
هر ابر گزین محیط خیزد
چون دیده اشکبار من نیست
هر لاله گزین حدیقه روید
[...]
خورشید به حسن یار من نیست
مه را نمک نگار من نیست
محروم بود همیشه عاشق
این است که در کنار من نیست
نومیدی عاشقان قدیم است
[...]
رحمش به دل فگار من نیست
افسوس که یار یار من نیست
در عشق نصیحتم مگویید
این کار دل است کار من نیست
دیدم شب زلف دلبران را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.