دل خانهخراب غم زیباپسران است
دائم پی گلپیرهنان جامهدران است
میمیرم از این غم که مهی کاو مه من بود
ببرید ز من مهر و از آن دگران است
فریاد از آن ناوک مژگان سیاهت
کآن آفت جان و دل صاحبنظران است
یا رب به کنار من دل سوخته آید
آن شوخ که تاج سر زرین کمران است
هرگز نکند پرسش بیمار خود آن شوخ
میمیرم و دلدار من از بیخبران است
بگداخته در بوته محنت تن خاقان افتاده
این ز آتش عشق و ستم سیمبران است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.