رقیب دعوی عامی به صحن بستان کرد
ولی به بوی گلی خود هزار دستان کرد
گرفت وعده ز دشمن به شوق مقدم دوست
هوای گل نظرش وقف خار بستان کرد
ز تیزهوشی اهل نظر نداشت خبر
عبث به بیهده یک عمر صرف مهمان کرد
فکند دامی و ز اطراف دام دانه بریخت
فتاد باد به دستش ز دانه خسران کرد
به کیش اهل طریقت نبود خدعه حلال
مگر به شیوه زهاد و غیر عنوان کرد
فریب نفس مخور گر تو آدمی هشدار
که آنچه کرد به انسان فریب شیطان کرد
به آن طمع که سر زلف تو به چنگ آرد
خیال خام وی آشفته را پریشان کرد
تو را چه کار که تو مدحخوان مولایی
هر آنچه کرد خطا با علی عمران کرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان تقابل میان حقیقی و مجازی پرداخته و از فریبهای دنیا و نفس صحبت میکند. رقیب به دنبال جلب توجه است و با عطر گل، خود را در نظر دیگران جذاب میکند. این در حالی است که با وعدههای دشمن، در نهایت به سرانجامی ناخوشایند میرسد. شاعر هشدار میدهد که فریب نفس و شیطان را نخور و در تلاش برای جلب نظر دیگران، در دام فریب نرو. در پایان، به فردی اشاره میشود که بیجهت بر دیگران مدح میخواند و از اشتباهات خود نمیآموزد.
هوش مصنوعی: رقیب، در مکانی شلوغ و زیبا، سخنرانی کرد و ادعاهایی مطرح کرد. اما در این میان، بوی خوش گلش آنچنان قوی و تاثیرگذار بود که هر هزار دست او را به سوی خود کشید و جلب توجه کرد.
هوش مصنوعی: دشمن به خاطر آمدن دوست، خوشحال و امیدوار شده و به دنبال زیبایی گل است، اما در عین حال، توجهش به خار و زشتیهای اطراف نیز جلب شده است.
هوش مصنوعی: آدمهای فرز و باهوش، درک عمیقی از مسائل دارند و از اینکه وقت خود را بیدلیل و به هدر دهند، آگاهند. آنان در طول زندگی خود، تلاش میکنند با بهرهگیری از زمانشان به کارهای ارزشمند بپردازند و از بیهودهگویی و بیهودهزیستی پرهیز کنند.
هوش مصنوعی: به دام افتادهای با دانههایی که دور آن پاشیده شده است، طعمهای به دامان باد میافتد و در نهایت دچار خسارت میشود.
هوش مصنوعی: فردی که در راه حق و حقیقت قدم میگذارد، نمیتواند به حقایق به راحتی خدعه کند؛ مگر اینکه مانند زاهدان و بدون عنوان خاصی این کار را انجام دهد.
هوش مصنوعی: به خودت فریب نزن، چون اگر انسان هستی باید آگاه باشی که آنچه که به انسان آسیب میزند، فریبهای شیطان است.
هوش مصنوعی: کسی با خیال و آرزوی به چنگ آوردن موهای تو، خود را دچار آشفتگی و پریشانی کرده است.
هوش مصنوعی: تو چرا در مورد ستایش مولایی صحبت میکنی، در حالی که هر کس که اشتباهی کرده، کارش با علی عمران بوده است؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
امیر غازی محمود رای میدان کرد
نشاط مرکب میمون و گوی و چوگان کرد
زمین میدان بر اوج چرخ فخر آورد
چو شاه گیتی رای نشاط میدان کرد
فلک ز ترس فراموش کرد دوران را
[...]
خدای عز و جل با خدایگان آن کرد
که هرگز آنرا والله شکر نتوان کرد
مقر دولت باقیش قطب گردون ساخت
حضیض همت عالیش اوج کیوان کرد
گذار دیده او را بصیرت دل داد
[...]
نظام دولت و دین آنکه عدل شامل او
زمانه را بخوشی همچو باغ رضوان کرد
عمارت کرم اندر جهان اساس نهاد
بنای بخل بکلی خراب و ویران کرد
مگر بدرگه عالیش آگهی نرسید
[...]
خدای تا خم این برکشیده ایوان کرد
در او نشیمن ناهید تیر و کیوان کرد
به دست قدرت چوگان حکم و گوی سپهر
میان عرصهٔ میدان صنع گردان کرد
نشاند شعلهٔ خورشید در خزانهٔ شب
[...]
نمیتوان بهتو شرح بلای هجران کرد
فتادهام به بلایی، که شرح نتوان کرد
ز روزگار مرا خود همیشه دردی بود
غم تو آمد و آن را هزار چندان کرد
بلای هجر تو مشکل بود، خوش آن بیدل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.