لبش هنوز ز طفلی نشسته از شیر است
که آهوی نگهش در کمینگه شیر است
علاج این دل شیدا ز زلف آمد و بس
که گفت چاره دیوانه غیر زنجیر است
به دستم آن خم گیسو فتاد و طره زلف
اگر بود اثری هم در آه شبگیر است
به غیر آهوی چشمت که شیرگیر آمد
کی آهوان دگر را هوای نخجیر است
به دستیاری ابرو ببرد دل، چشمت
که تُرک عربدهجو، تکیهاش به شمشیر است
فریب زاهد و تسبیح او مخور ای دل
بهوش باش که این رشته دام تزویر است
علاج این دل سودائی ار لبش نکند
بگو طبیب که بیمار را چه تدبیر است
اگر نه زلف وی آشفتگی به من آموخت
چرا چو طره او، بغض من گرهگیر است
فزود عقلم و از سر ببرد رنج خمار
در این شراب، خدا را بگو چه تأثیر است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وابستگی و فریبندگی عشق میپردازد و میگوید دلش همچنان به زیبایی و زلف محبوب معلق است. او به چشمان معشوق اشاره میکند و آن را به شکار آهوان تشبیه میکند که در جستجوی آن هستیم. شاعر هشدار میدهد که از فریب زاهدان و ظاهر فریبی آنان دوری کنیم، زیرا آنها در دام تزویر و فریب گرفتارند. او در نهایت از اینکه تنها زلف محبوب، تسکینی برای دلش نخواهد بود، ابراز ناامیدی میکند و از تاثیر عشق و خمار آن سخن میگوید.
هوش مصنوعی: لب او هنوز طعم شیر را دارد که گویا آهو در کمین شیر است.
هوش مصنوعی: درمان دل عاشق فقط در زلف محبوب است، زیرا او میگوید که راه نجات دیوانه فقط در زنجیر عشق اوست.
هوش مصنوعی: موهای خمیده و زیبای او به دستم افتاد و اگر اثر دیگری از او بماند، تنها درد و غم شب را به یاد میآورد.
هوش مصنوعی: غیر از زیبایی چشمانت، که مانند شیری قوی و جذاب است، آیا آهوان دیگر تمایلی به شکار و جستجو دارند؟
هوش مصنوعی: با ابرویی که به کمک میآید، دل چشمت را میبرد، زیرا ترک دوستیاش مانند تکیهگاهی است که تیز و بران است.
هوش مصنوعی: به دام فریب زاهد و عبادت او توجه نکن. با هوشیاری و دقت عمل کن، زیرا این مسیر تنها یک تظاهر و فریبندگی است.
هوش مصنوعی: اگر لبانش به درمان دل عاشقانهام نپردازند، پس بگو به پزشک که برای بیمار چه چارهای وجود دارد؟
هوش مصنوعی: اگر زلف او به هم ریخته نبود، پس چگونه به من آموخت که چرا من هم مانند او درگیر این پیچیدگیها هستم؟
هوش مصنوعی: عقل و فکری که به دست آوردهام باعث شده تا درد و مشکلات ناشی از خماری را فراموش کنم. حالا میخواهم از خدا بپرسم این شراب چه اثرات عجیبی دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به بوی خرقه گلم در چمن عنانگیر است
ز شوق شال سرم را هوای کشمیر است
خزان به گلشن آزادگان ندارد راه
نشاط اهل قناعت، بهار تصویر است
در آن دیار همان به که پرسشت نکنند
[...]
نه شوق منصب هندم، نه ذوق جاگیر است
که سیر چهره سبزان هزار کشمیر است
بهند سایه دیوار خویش خرم و شاد
نشسته شاه جهانم، غمم جهانگیر است
اگر قلمرو هستی شود پر از دشمن
[...]
قرارگاه جهان بر مدار تقدیر است
عجب زخواجه که درگیر و دار تدبیر است
اگر بلطف بخوانند کبک صیاد است
و گر بقهر برانند باز نخجیر است
نه لطف خاصه ی طاعت نه خشم لازم جرم
[...]
بگو به آنکه موفق بحسن تدبیر است
بخود مناز که این هم بحکم تقدیر است
بلی اگر نه به تقدیر بسته سیرام ور
بگو که چیست ز تدبیرها عنان گیر است
بس اتفاق فتد اینکه با تمام قوا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.