گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
عارف قزوینی
 

شمارهٔ ۱ - هیئت کابینه تکیه دولت (طهران): نشسته بودم دوش از درم درآمد یار - شکن بزلف و گره بر جبین عرق بعذار

شمارهٔ ۲ - تیمورتاش نامه: چنین گفت رندی به تیمورتاش: - «خیانت اگر کردی ایمن مباش »

شمارهٔ ۳ - یک غزل ناتمام عارف: جان از غم دوست رستنی نیست - زین دام هلاک جستنی نیست

شمارهٔ ۴ - پدر نامه عارف: بار آورنده شجر بی ثمر پدر - ای زندگانیت همه با دردسر پدر

شمارهٔ ۵ - دلاکیه عارف: رفت شخصی تا که بتراشد سرش - در بر دلاک از خود خر ترش

شمارهٔ ۶ - قصیده علیجان: ای تو چو هوشنگ، هوشیار علیجان - گویمت این نکته هوشدار علیجان

شمارهٔ ۷ - در راه کردستان: حشمت الملک آن که عنوانش - پیش من اینکه خواندمی خانش

شمارهٔ ۸ - فلفلحلحلح: غزل «فلفلحلحح» همان غزلی ست که به جهت حضرت آیة الله کردستانی از بین راه که به طهران می آمدم ساخته (۱۳۴۱ ق) و از همدان در ضمن کاغذی که به ایشان نوشته بودم به سنندج فرستادم. ولی سابقه دادن به این غزل ده مرتبه زحمتش بیشتر از نوشتن آن است: با آیة الله به تماشای حوالی رفته بودیم که پیرمردی عامی و بیابانی دیدیم که خبرهای غریب می‌گفت، از جمله این که چهل شب در قبرستان کهنه‌ای که روز نیز جنبنده و جاندار از آن گذر ندارد، مشغول بعضی اوراد و اذکار بوده است. خود آیة الله که منکر تاثیر منتر و طلسمات بود معلوم شد بسی از اینها دانسته و حتی در شبهای خوفناک خوانده است و بسیاری از آنها را خواند که من تنها کلمهٔ «فلفلحلحح» را به خاطر سپردم. قطب الاسلام یک ملای پیرمرد بدبخت و شریفی است که اغلب علمای کردستان که امروز هر کدام عنوانی دارند شاگرد این بدبخت بوده‌اند ولی امروز از کثرت پریشانی جزئی امورات زندگانیش را آیة الله اداره می کند. خود آیة الله هم بیشتر تحصیلاتش پیش قطب بوده است علت بدبختیش این است، که طبعا آزادیخواه و متجدد بوده در اول مشروطه هم تاسیس مدرسهٔ جدیدی کرده است البته یک همچو ملائی بودنش به جهت دیگران خیلی اسباب ضرر است، پس به همین جهات عموم علما او را تکفیر کرده از آن وقت هم دیگر نتوانسته است کمر راست کند. روزی در مجلس او حکایت منقلی پیش آمد که چهار پنج نفر نتوانستند یک منقل آتش کنند پس اگر در غزل به شعری که منقل قطب الاسلام در اوست برسید بدانید مقصود چیست. - خواهم از راه خرابات فلفلحلحلح

شمارهٔ ۹: ازین سپس من و کنجی و دلبری چون حور - دگر بس است مرا صحبت هپور و چپور

شمارهٔ ۱۰: نامه من برت از کان شفا می‌آید - محترم دار که این نامه ز ما می‌آید