کژ نهادی کُله، چه سرداری
بجز آن کم ز پای برداری
خدمت جان بر تو آوردم
بجز این خدمت دگر داری
بمنت سر کجا فرود آید
چون تو درخود هزار سرداری
بی تو از خود خبر نمی یابم
من چگویم تو هم خبرداری
بد همی داریم، چه شاید کرد
اگرم زین بسی بتر داری
زر همی باید ای اثیر مخسب
گرچه ازرخ وجوه زر داری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر اشاره به وابستگی عاطفی و فکری دارد. گوینده بیان میکند که عشق و خدمت به معشوق را بر هر چیز دیگر ترجیح میدهد و هیچ کمکی جز این نمیبیند. او از حال خود بیخبر است و هرگونه تلاش برای بهبود وضعیت بدون حضور معشوق بیفایده به نظر میرسد. در انتها، به ارزش و اهمیت واقعی عشق و محبت بیشتر از ثروت اشاره میشود.
هوش مصنوعی: اگر به اشتباه پایه و اساس خود را کج بنا کنی، چه فرماندهی جز این میتواند از تو توقع داشته باشد که قدمی فراتر از زیر پا برداری؟
هوش مصنوعی: من تمام جان و دل خود را برای تو صرف کردم و به غیر از این خدمت، چیزی دیگر از من نمیخواهی.
هوش مصنوعی: کسی که مانند تو دارای قدرت و مقام بالا است، برتر از آن است که در برابر دیگری تسلیم شود.
هوش مصنوعی: بدون تو از حال خودم مطلع نیستم، پس چه بگویم که تو هم از حال من خبر داری؟
هوش مصنوعی: ما حال ناپسندی داریم، چه کاری میتوان کرد اگر از این حالت بدتر هم داریم؟
هوش مصنوعی: هر چند که به خود زری ظاهر و زیبا داری، اما باید درونت هم از طلا و ارزش واقعی سرشار باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سر زبالین شرق برداری
دامن وجیب پر ز زرداری
گر سه حمال کارگر داری
چار حمال خانهبر داری
ای کریمی که از خزانهٔ غیب
گبر و ترسا وظیفهخور داری
دوستان را کجا کنی محروم
تو که با دشمن این نظر داری
کز یکت صد هزار برداری
مست از کیمیاش زر داری
باز کن چشم، اگر بصر داری
تا چه چیزی تو کین اثر داری؟
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.