گنجور

حاشیه‌ها

سپیتامن آرین در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۸۶:

#حمدالله_مستوفی قزوینی دانشمند قرن هفتم در “نزهه القلوب” طول و عرض ایران را این‌گونه برمی‌شمارد : “ملک ایران زمین، در واقع بر میان ربع مسکونست طولش از قونیه روم است  تا جیحون بلخ . مسافت مابین طول ایران  به حساب بطلمیوسی هشتصد و پنجاه و شش فرسنگ بود  و به قیاس ابوریحان ششصد و چهل و هفت فرسنگ از جیحون بلخ تا سلطانیه سیصد و چهل و شش فرسنگ و از سلطانیه تا قونیه روم سیصد و یک فرسنگست. و عرضش از عبادان بصره است  تا باب الابواب تمورقپو و  مسافت مابین العرضین که عرض ایران زمین باشد  به حساب بطلمیوسی سیصد و پنجاه و هشت فرسنگ

سپیتامن آرین در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۸۶:

در کتاب مسالک الابصار نوشته شهاب الدین احمد بن فضل الله عمری، رئیس دیوان انشای سلاطین مملوکی مصر و شام که ایران و ایرانی را در آن دوران، یعنی نیمه نخست قرن هشتم هجری تعریف کرده است. یعنی همان سالهایی که حافظ در شیراز شعر می سرود. 

فی مملکة الإیرانیین وهی العراق والعجم وخراسان)، هذه المملکة طولا من نهر جیحون المحیط بأخر حد خراسان إلی الفرات القاطع بینهما وبین الشام. وعرضا من کرمان المتصل بالبحر الفارسی المنقسم من البحر الهندی إلی نهایة ما کان بید بقایا الملوک السلجوقیة بالروم علی نهایة حدود العلایا وأنطاکیة من البحر الرومی".

ویفصل فی الجانب الشمالی بین هذه المملکة وبین بلاد القبجاق النهر المجاور الباب الحدید وهو المسمی باللغة الترکیة دمر قابو ، وبحر طبرستان وهو المسمی بحر الخرز والقلزم ).

أخبرنی الفاضل نظام الدین أبو الفضائل یحیی بن الحکیم الطیاری : أن هذه المملکة تکاد تکون تربیعیة)، فیکون طولها بالسیر المعتاد أربعة أشهر، وعرضها

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۳۱ دربارهٔ مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۴:

یک لحظه نگیرد اشک جا در صفِ چشمانم

Mh فلانی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۴۱ دربارهٔ قطران تبریزی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۰۵ - در مدح شاه ابوالخلیل جعفر:

گرچه داد ایران را بلای تُرک ویرانی

شود از عدلش آبادان چو یزدانش کند یاری

(مرگ ویرانی نمی آفریند )

شعر را تصحیح کنید

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۰۸ در پاسخ به ناشناس ... دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۷:

سلام

به مصرع بعدش هم نگاه کنید مشخص می شود که چنین نیست

کاخر به دهان حلو می‌گوید مُر

ابوتراب. عبودی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۰۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » تک‌بیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۶۱۴:

باسلام و عرض ادب محضر شما عزیزان جان

 

سرقت بوسه عجب سرقت پر منفعتی

که اگر بـاز ستاننـــد ! مضاعف بشـود

 

با احترام ،ابوتراب عبودی

 

فاطمه رضائیان در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸۷:

این شعر را حضرت مولانا در فراق شمس می‌سرایند درست است ؟

امیرحسن خدادادی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

ای آفتابِ خوبان، می‌جوشد ...

در نسخه بایگانی شده —قزوینی-غنی— «می‌جوشد» ذکر شده است، ولی از نظرِ من، چنین آمد:

«ای آفتابِ خوبان، مِی جوشَدَ انْدَرونم؛ یک ساعتم بِگُنجان، در سایه‌یِ عِنایت.»

بدین معنا که، ای آفتاب خوبان، مرا توانایی شراب شدن هست؛ یک وقتی مرا در سایه‌ی عنایت خود قرار بده. چراکه، انگور لِه شده، برای تخمیر و شراب شدن، بایستی در سایه باشد.

خواهشمندم مرا تصحیح کنید اگر برداشتم اشتباه است.

نیما حسینی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۵۵ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قطعات و ابیات بازماندهٔ قصاید » شمارهٔ ۳۳ - نیز ازاوست:

به به به این شیوایی 

پروانه اسماعیل زاده در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۰:

پیوند به وبگاه بیرونی

در اینجا دلکش این غزل را خوانده است.

نتوانستم در قسمت مربوطه بفرستم.

وکیل در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۵:

بنام حضرت دوست 

ضمن تشکر از تفسیر و معانی همه دوستان 

به نظر حقیر این غزل اوج نیازمندی انسان به خالق و حوادثی که از ابتدای خلقت بمنظور  کمک به انسان اتفاق افتاده به رشته تحریر درآمده 

وحید نجف آبادی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:

درود ارادت، از اساتیدی که عربی میدونن تقاضا دارم غزل هایی ک عربی هستند رو به فارسی ترجمه کنند ممنون

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۵۷ در پاسخ به اطلسی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:

سلام

این بیت را بندِ ترجیع یا بندِ گردان می گویند و قبل از این بیت، خانه تمام می شود

پس مثلا در بخش اول با بیت

ای سخت‌دلان سست‌پیمان

این شرط وفا بوَد که بی‌دوست

قسمت اول تمام می شود و بیت ترجیع آورده می شود که اولین یند برگردان است

بنشینم و صبر پیش گیرم؟

دنبالهٔ کار خویش گیرم؟

 و سپس بند دوم آغاز می گردد

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۴۶ در پاسخ به پوریا امینی زاده دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۴:

گر خاکم رود صورت معنی دارد؟ ندارد

صورت و ظاهرم در خاک می رود ولی به معنا از گلستان آوازم به گوش می رسد.

آن در را که حذف کردید مجبور شدید در توضیحات آن را برگردانید.

دوستان عزیز

مگر ما این اختیار را داریم که دست در سخن بزرگان مخصوصا سعدی ببریم؟

سعدی ملاک، متر، معیار و شاقولِ سخن پارسی است.

حتی بر فرض که کلمه‌ای را اشتباه گفته باشند (چه سعدی چه دیگران) ما حق دست‌کاری نداریم چون دیگر سخن آن شخص نخواهد بود چه رسد به اینکه یک اشتباه را بخواهیم وارد کنیم بدون توجه به معنا

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۴۰ در پاسخ به لیلی عبدی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۴:

دقیقا خلاف فرموده سعدی است

سرو درآید ز پای گر تو بجنبی ز جای

یعنی بنشین تا در برابر سرو، خودت را نشان ندهی. اگر بایستی یا حرکت کنی مشخص می شود که سرو در برابر قد تو هیچ است و سرو از چشم باغبان می افتد

 

سعید سلیمانی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۲۱ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » فی التوحید باری تعالی جل و علا » حکایت عیاری که اسیر نان و نمک خورده را نکشت:

واصفان را وصف او درخَورد نیست ...

یاد آور:

۱- سبحانک عما یصفون (سوره مومنون)

۲- ما عرفناک حق معرفتک

مهدی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۳ در پاسخ به فرید وحدت دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹:

سلام
در نسخه‌های معتبری چون ایاصوفیه (۸۱۳ ه.ق) و فخرالدین کاتب (۸۷۵ ه.ق) که درموزه پاریس نگه‌داری می‌شود ای نازنین‌صنم ضبط شده و دکتر نیساری در تصحیح ارزنده خودشان نازنین‌صنم را ترجیح داده‌اند. شاید علت دو برداشت این باشد که حافظ اشعار خود را پیوسته ویرایش می‌کرده و چند نسخه از هرکدام موجود است. اما نمی‌تواند ای نازنین پس چه مذهب گرفته‌ای باشد چون حداقل وزنش جور در نمی‌آید. درمورد تصحیح معنایی هم احتمالا نکاتی وجود دارد و ضبط صحیح‌تر از بین همین دو ضبط است.

جاوید مدرس اول رافض در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۷:

                             
تضمین غزلی از سعدی
مسمط مخمس
مسیحاوش  بجسمم جان بدم جانا  وچون جان آی
چنان چون حوری مهوش بصحن باغ رضوان آی
هلا ایدل زکفر زلف مشکینش به ایمان آی
،،،،  ، ،،،،،،،،،،
خلاف سرو را روزی خرامان سوی بستان آی
دهان چون غنچه بگشای و چو گلبن در گلستان آی
****************
مرا جامی بده یاقوت رنگ از آن لب قندت
نه من تنها ،هزاران کس به پیش پای میرندت
ملائک در حریم ستر ورضوان گشته مانندت
،،،،،،،،،،،،،،
دمادم حوریان از خلد رضوان میفرستندت
که ای حوری انسانی دمی در باغ رضوان آی
*************
رقیبان در قفا یا پیش رو دارند گر تعنی
بکار عشق اگر تزویر کردی میبری لعنی
زدی تا لاف عشق ایدل گذر کن زین جهان یعنی
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
 گرت اندیشه میباشد ز بد گویان بیمعنی
چو معنی مِعجَری بربند چون اندیشه پنهان آی
***********
حریمت تا که جولانگاه هر اغیار میگردد
زتاب جعد مشکینت دلم بیمار میگردد
وزان چشم چو بیمارت روان تیمار میگردد
،،،،،،،،،،،،،،
دلم گِرد لب لعلت سکندر وار میگردد
 نگوئی کاخر ای مسکین فراز آب حیوان آی
*********
براه عشق از کف شد تمام دین و ایمانم
مرا در آرزوی وصل دُرد غم منوشانم
به خوان نعمتت جانا زخیل بی نصیبانم
،،،،،،،،،،،،
چو عقرب دشمنان داری ومن چون با تو میزانم
برای مصلحت جانا زعقرب سوی میزان آی
*********
زبد عهدی شدم نالان وجوشیدم ازاین غیرت
کنم قربان ازآن جانرا که رسمی هست در ُقربت
مرا عهد ازل افتاد باموی سرت الفت
،،،،،،،،،،،،،،
جهانی عشق بازانند در عهد سر زلفت
رها کن راه بد عهدی واندر عهد ایشان آی
*********
دلا قسمت ترا این بود هجران و پریشانی
چنان بلبل بنالی هرسحر با آه و افغانی
ز دُرد و صاف( رافض) نوشد آنرا، شرب روحانی
،،،،،،،،،،،،،
خوش آمد نیست سعدی را دراین زندان جسمانی
اگر تو یکدلی با او چو او در عالم جان آی
جاوید مدرس رافض

جاوید مدرس اول رافض در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۱ در پاسخ به رسته دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۷:

                             
تضمین غزلی از سعدی
مسمط مخمس
مسیحاوش  بجسمم جان بدم جانا  وچون جان آی
چنان چون حوری مهوش بصحن باغ رضوان آی
هلا ایدل زکفر زلف مشکینش به ایمان آی
،،،،  ، ،،،،،،،،،،
خلاف سرو را روزی خرامان سوی بستان آی
دهان چون غنچه بگشای و چو گلبن در گلستان آی
****************
مرا جامی بده یاقوت رنگ از آن لب قندت
نه من تنها ،هزاران کس به پیش پای میرندت
ملائک در حریم ستر ورضوان گشته مانندت
،،،،،،،،،،،،،،
دمادم حوریان از خلد رضوان میفرستندت
که ای حوری انسانی دمی در باغ رضوان آی
*************
رقیبان در قفا یا پیش رو دارند گر تعنی
بکار عشق اگر تزویر کردی میبری لعنی
زدی تا لاف عشق ایدل گذر کن زین جهان یعنی
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
 گرت اندیشه میباشد ز بد گویان بیمعنی
چو معنی مِعجَری بربند چون اندیشه پنهان آی
***********
حریمت تا که جولانگاه هر اغیار میگردد
زتاب جعد مشکینت دلم بیمار میگردد
وزان چشم چو بیمارت روان تیمار میگردد
،،،،،،،،،،،،،،
دلم گِرد لب لعلت سکندر وار میگردد
 نگوئی کاخر ای مسکین فراز آب حیوان آی
*********
براه عشق از کف شد تمام دین و ایمانم
مرا در آرزوی وصل دُرد غم منوشانم
به خوان نعمتت جانا زخیل بی نصیبانم
،،،،،،،،،،،،
چو عقرب دشمنان داری ومن چون با تو میزانم
برای مصلحت جانا زعقرب سوی میزان آی
*********
زبد عهدی شدم نالان وجوشیدم ازاین غیرت
کنم قربان ازآن جانرا که رسمی هست در ُقربت
مرا عهد ازل افتاد باموی سرت الفت
،،،،،،،،،،،،،،
جهانی عشق بازانند در عهد سر زلفت
رها کن راه بد عهدی واندر عهد ایشان آی
*********
دلا قسمت ترا این بود هجران و پریشانی
چنان بلبل بنالی هرسحر با آه و افغانی
ز دُرد و صاف( رافض) نوشد آنرا، شرب روحانی
،،،،،،،،،،،،،
خوش آمد نیست سعدی را دراین زندان جسمانی
اگر تو یکدلی با او چو او در عالم جان آی
جاوید مدرس رافض

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۱۱ در پاسخ به رند شیراز دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » حکایت طاووس » حکایت طاووس:

چون بَدَل کردند خلوت جای من ...

سلام 

همانطور که مستحضرید طاووس علیرغم زیبایی وافر دارای پای زشتی است که شاعران از این نکته به عنوان تضاد بهره میبرند ودر بیت قبل هم اشاره به انتقال مار به بهشت توسط پیچیدن به پای طاووس دارد 

شاد باشی عزیز

۱
۷۹۸
۷۹۹
۸۰۰
۸۰۱
۸۰۲
۵۷۹۵