سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۵۳ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۴۲:
عشقِ او بر ما ، ز عشقِ ما بر او افزونتر است،
فریدون قاسمی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۵۷ در پاسخ به 7 دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳:
بسیار عالی. 👏👏👏
بابک چندم در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۶:۴۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۶ - اندرز و سوگند دادن مهینبانو شیرین را:
@ فرهود
آیا تفسیر آقای دستگردی در پایین تصویر نسخه چاپی را دیدید و اینگونه نوشتید؟
امیرحسین فیض در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:
هست امیدم که علیرغم عدو...فیض عفوش ننهدبارگنه بردوشم.....
چه آرامم میکنداین شاه بیط توحافظ
امیرحسین فیض در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۱:
ترسناکترین سقوط سقوط ازخویش است زیرازمان سقوط تمام نیرویت درمقابل خودت ازدست داده ای ومایوس شدی ازخودت....این بده
امیرحسین فیض در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۱:
اعتقادی بنماوبگذربهرخدا....
عقیده خودراوادارکردیم به مصالحه بانفس .حقیقت رامنکرمیشویم وباکی نداریم ازوجدانمان. بهانه هایمان برای تمام زشتی ها کافیست وقتی عدالت به نفع مان نیست
امیرحسین فیض در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۱:
شاه شوریده سران خوان من بی سامان را .
دقیقا احوال مردم زمانه ماست که انچه درمرام ومسلک میپسندند نمی توانندعملی کنند ودربینابین عقیده وجبردرنبردباخودیم.
الف رسته در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۱۳ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۲۶ - با خویش آمدن عاشق بیهوش و روی آوردن به ثنا و شکر معشوق:
خداوندی = پادشاهی
صداع = دردسر
دو بیت بعد از میگوید: بندگی و سلطنت معلوم شد.
الف رسته در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۰۹ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۲۶ - با خویش آمدن عاشق بیهوش و روی آوردن به ثنا و شکر معشوق:
اشاره به آیهٔ قران است: لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ
تثلیث یا خدای سه گانه اب این روح القدس ترسایان است و در این جا یعنی کافر شدن و روی از مسلمانی برتافتن است.
الف رسته در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۰۴ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۲۶ - با خویش آمدن عاشق بیهوش و روی آوردن به ثنا و شکر معشوق:
شست = قلاب ماهیگری
از هنگامی که از شست تو رها شدم یعنی ترک خدمت تو کردم، اول و آخر را گم کردهام
الف رسته در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۵۷ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۲۵ - نواختن معشوق عاشق بیهوش را تا به هوش باز آید:
در گذشته خیال میکردهاند که برخی از پرندگان با باد مادهٔ خود را بارور میکنند. داستانهای بلند بالائی از آن وجود دارد. مثال آن در کتاب حیوان جاحظ هست. نیکلسون در شرح مثنوی گفته است که ارسطو گفته است کرکس به وسیله باد آبستن شود.
الف رسته در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۳۰ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۲۵ - نواختن معشوق عاشق بیهوش را تا به هوش باز آید:
اشاره به آیهٔ معروف قران است، که هزاران در هزار تفسیر و تاویل از آن شده است.
«إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَی السَّمواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولًا: همانا ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم. پس سر باز زدند از برداشتن آن، و از آن هراسیدند، و آدمی آن را برداشت که او ستمکار و نادان بود.
الف رسته در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۱۴ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۲۲ - جذب معشوق عاشق را من حیث لا یعمله العاشق و لا یرجوه و لا یخطر بباله و لا یظهر من ذلک الجذب اثر فی العاشق الا الخوف الممزوج بالیاس مع دوام الطلب:
سرد شد از فرق جان تا ناخنش
پرسش خوبی است و خوبتر از آن توجه و دقت شماست.
نیکلسون در چاپ اول مثنوی در ۱۹۲۵ هلند، این مصرع چنین نوشته بود «سرد شد از فرق سر تا ناخنش».
در چاپ ۱۹۳۹ آن را تصحیح کرد و نوشت «سرد شد از فرق جان تا ناخنش». میبینید که در نسخهٔ خطی قونینه هم که در پای صفحه هست «فرق جان» آمده است.
تفاوت در کجاست؟
کسی که ذوق شعری داشته باشد میداند که تفاوت از زمین تا آسمان است.
چرا باید به نسخهٔ قونیه اعتماد کنیم و نسخههای خطی دیگر و چاپی دیگر را کنار بگذاریم؟
به چند دلیل.
نخست اینکه مولانا همین تصویر «فرق جان» را در دیوان شمس هم به کار برده است.
غ ۲۵۳۸ «نهی بر فرق جان تاجی، بری دل را به معراجی»
دلیل دوم این است که شاعران پیش از مولانا همین تصویر را چندین بار به کار بردهاند
نخستین بار در دیوان منوچهری آن را مییابیم:
ق ۵۰:
با این تصویر آغاز میگردد« ای نهاده بر میان فرق جان خویشتن» و ۱۹ بیت نخست آن در وصف شمع است. شمعی که زبانهٔ آتش در فرق سرش است. برای روشن شدن مطلب به آن قصیده مراجعه کنید.
دومین شاعری که این تصویر را به کار برده است سنائی است.
ق ۱۳۱:
«افسری سازم ز گرد نعل اسبت روز عید /// میروم چون شمع، سر پر نور و دل پر سوختن
تا ز روی تهنیت گویند اجرام سپهر /// کی نهاده بر میان فرق جان خویشتن »
میبینیم که شاعر خود را به شمع تشبیه کرده است « سر پر نور و دل پر سوختن»، و افسری را همچون شاهان کیانی از آتش پر نور بر میان فرق جان خویش مینهد.
سومین شاعر عطار است.
غ ۷۱۷
«جانا منم ز مستی سر در جهان نهاده /// چون شمع آتش تو بر فرق جان نهاده»
عطار دو مورد دیگر هم دارد که جوینده خود میتواند آن را بیابد.
چهارمین شاعر عراقی است که در دوران مولانا زندگی میکرده است و در قونیه هم او را دیده است.
غ ۴۹
«تا نگیرد دست من دامان تو /// پای دل بر فرق جان نتوان نهاد»
پس از مولانا تنها یک شاعر را یافتم که این تصویر را یکبار به کار برده است.
سیف فرغانی راست
«چون هرچه غیر اوست به دل ترک آن کنی /// بر فرق جان تو نهد از حب خویش تاج»
حال شما در سایت گنجور تصویر « فرق سر» را جستجو کنید و نتیجه را ببنید.
شمار آن بیش از ده برابر «فرق جان» خواهد بود.
پرسشی پیش میآید که چرا پس از مولانا و سیف فرغانی شاعران دیگری این تصویر را به کار نبرده اند؟ کو آن دیدهٔ جان بین؟
در ترجمه انگلیسی مثنوی نیکلسون همین بیت را چنین آمده است:
«His body fell like dry wood: his vital spirit became cold from the crown of his head to his toes.»
که درواقع ترجمهٔ فرق سر است. آیا نیکلسون میتوانسته، در زبان انگلیسی، معادلی برای قرق جان بیابد؟
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۳۲ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۴۲:
نیّرا خون شد دل از یادِ لبش ، وز دیده ریخت،
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۱ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۱۳ در پاسخ به اسیر نفس امّاره دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۶ - شانزدهسالگی فریدون و آگاهی او از گذشته و سرنوشت پدرش:
این شرح و توضیح فوق العاده بود.
سپاسگزارم
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۱ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۳۳ در پاسخ به ناشناس دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۶ - شانزدهسالگی فریدون و آگاهی او از گذشته و سرنوشت پدرش:
در زبان عربی دو حرف الفبای "ی" و "ی" وجود دارد. برای مثال:
علی, تقی, مهدی, ... به زبان فارسی علی , تقی مهدی ... خوانده می شوند, "ی"عربی بصورت "ی" فارسی تلفظ می شود. ولی
طوبی, علی, فدی, موسی, مصطفی,... در زبان فارسی بصورت طوبا, علا, فدا, موسا, مصطفا,.... خوانده می شوند, "ی" عربی بصورت "ا" فارسی تلفظ می شود.
بازرگان> میسان> عراق, ۱۲ ژوئن ۲۰۲۴
بابک چندم در ۱ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲:
@ مظفر طاهری
دوست عزیز،
دخل و تصرف در شعر/ اشعار دیگری مجاز نیست، اگر که در نسخ دیگر اینگونه بود که فرمودی آنگاه می شد در باره آن نظر داد... ولی زمانی که این فقط در ذهن شما و به سلیقه شماست آنزمان می باید که شعر خود را به سلیقه خودت بسرایی... نزدیکی و ربط درویشان و حکیمان! هم حکایتی است که من از آن سر در نیاوردم...
باری
به وفور از گَدا یاد کرده، گاه به نیکی:
"گدای خاک در دوست پادشاه من است"
خود را هم گدا خوانده:
"که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی"
"ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس"
"من گدا هوس سروقامتی دارم"
"هر دَمَش با منِ دلسوخته لطفی دگر است
این گدا بین که چه شایستهٔ اِنعام افتاد"
"من گدا و تمنای وصل او هیهات"....
در آخر
گدا برابر همان درویش است و هر دو از زبانهای ایرانی، برابر با فقیر برگرفته از عربی...
درویش و دریوزه در فارسی برگرفته و تغییر شکل داده شده از دری یُش( سرهم) در پارسی میانه (driyōš), و پیشتر در زبان اوستایی جوان دریغو ( driýu) که به فارسی هم رسیده -> ریغو و ریغونه...و مونث آن دریوی (driuui= driwi) دریوی(ش) -> درویش... همه و همه برابر با فقیر عربی یا پوور انگلیسی (poor)...
زانکو محمودی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۵۰ در پاسخ به مهدی قناعت پیشه دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۳۳:
خدایی خودت فهمیدی چی نوشتی داداش؟
از شعر سخت تر ترجمه اینه!
بهروز پیلتن در ۱ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۸:
بسیار زبردست بود
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۵۶ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۴۲: