گنجور

حاشیه‌ها

جودی ابوت در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۰۲ دربارهٔ عبید زاکانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:

اینک شراب اگر هوست میکند وضو

در آفتابه کن که در این خانه آب نیست

یعنی چی؟

نوید خسروانی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۱۷ دربارهٔ مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۹۸:

مصرع نخست ایراد وزنی دارد.

نوید خسروانی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۱۵ دربارهٔ مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۰۰:

ممکن است «گلِ بر بار» باشد. بایستی به‌تصحیح مهیار رجوع کرد.

غلامحسین مرادی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳:

 زیباترین اجرای اهنگین این شعر در قالب تصنیف توسط مرحوم استاد نورالدین رضوی سروستانی در آلبوم صنم گریزپا در سال ۱۳۵۷ و همچنین باخوانندگی حمیدرضا نوربخش در البوم پرده عشاق با آهنگسازی شادروان استاد فرامرز پایور 

آرین arian.fatehi.۲۰۰۶@gmail.com در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۲۵ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:

دوستان به نظر شما مصراع اول بیت ششم کمی ایراد وزنی ندارد؟!

Amir Ak در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۰۷:

بیت اول مصرع دوم 

در درون ظلمت سودا ورا داراییی درست است لطفا اصلاح شود با سپاس 

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۰۱ دربارهٔ واعظ قزوینی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۹:

نه بیستون، که نگینی به نامِ فرهاد است

همیرضا در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:

به نقل از شرح صوتی دکتر ضیاء و با استناد به منابعی که ایشان نقل می‌کنند با توجه به مناسبت این غزل (مصادف بودن عید فطر با آغاز بهار)، زمان سرودن این شعر یکی از سال‌های ۷۷۱ تا ۷۷۳ هجری قمری است.

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۰۵ در پاسخ به فرهود دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۴۸ - مقالت پانزدهم در نکوهش رشگبَران:

زخم تنُک زخمه پیران خوش است ...

سلام  جناب فرهود

  در گویش ولهجه کرمانی بدین صورت که شما فرمودید با معنای بطور خاص پهن کردن مثل گستراندن بستریا فرش ودر پاره ای موارد به معنی نازک کردن مثلا خمیر وامثالهم  هنوز کاربرد دارد. 

هما ناظری در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۱۸ در پاسخ به ملیحه رجایی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۹:

درود وقتتون بخیر 

امکانش هست معنی این شعرو بگین🙏🏻😁

 

در چمن تنبک تعلیم غمت غنچه گل

رند باغاتی طنبور نوازت بلبل

فرهود در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۵۴ در پاسخ به امین کیخا دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۳۰ - رفتن پدر مجنون به دیدن فرزند:

پس چرا در نظری که در پایین‌تر این صفحه نوشته‌اید، خلاف این را تایید کرده‌اید؟ در زیر کامنتی که نوشته‌اند «کرد و پارسی از هم جدا شده‌اند» نوشته‌اید:

«صابر جان از نوشتار دانشورانه‌ات سپاسگزارم. مایه برازش ما هستی»

 

نتیجه و جمع این دو کامنت شما می‌شود: کم‌حافظه.

 

محمد رمضانی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۵۴ در پاسخ به نازنین مریم حسینی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۶:

سلام و عرض ادب خدمت همه سروران بزرگوار،خدمت خواهر محترم عرض کنم که هر دور باطلی مستلزم تسلسل است اما هرتسلسلی مستلزم دور نیست،مانند رشته زنجیری که انتهایی برایش متصور نیست 

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۳:

در مورد بیت 4 و 10 توضیحی لازم است تا خوانندگان را به اشتباه نیاندازد.

متن اولیه بیت 4 به این شکل بود:

تِهْتُ؛ و المَطلوبُ عِندی، کَیفَ حالی؟ اِنَّ‌نا

اِنَّ‌نا نه معنا دارد نه مرجعی برای ضمیر نا وجود دارد.

با بررسی شکل‌های محتمل، به این نتیجه رسیدیم که باید إِنْ نَأیٰ باشد.

نَأیٰ: سرسنگینی و تکبر کرد

بعدا به نسخه استاد فروغی که در همین صفحه موجود است مراجعه کردم و متوجه شدم اِنْ نَآ نوشته است که از نظر معنا درست است اما استاد عباچی تذکر فرمودند که از نظر رسم الخط باید به شکل نَأیٰ نوشته شود.

در قرآن سورۀ أَسراء آیۀ 83 چنین آمده: {وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَی الْإِنسَانِ أَعْرَضَ وَ نَأَیٰ بِجَانِبِهِ  وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ کَانَ یَئُوسًا

و ما هرگاه به انسان نعمتی عطا کنیم از آن رو بگرداند و دوری جوید، و هرگاه شر و بلایی به او روی آورد به کلی مأیوس و ناامید شود.

 

متن اولیه بیت 10 به این شکل بود:

قِیلَ لی: فِی ‌الحُبِّ أَخطارٌ و تحصیلُ المُنیٰ

دَولَةٌ أَلقیٰ بِمَن أَلقیٰ بِروحی فِی ‌الْخَطر

این ترکیب از جمله نمی‌تواند دارای معنا باشد. ترکیب‌های مختلف را بررسی نمودیم باز هم مشکل داشت. فعل أَلقیٰ بعد از دولة هیچ جایگاهی از نظر معنا و نحو نداشت چون نمی‌توانست خبر باشد (به خاطر نکره بودن دولة) نه می‌توانست جملۀ وصفیه باشد (به خاطر جنسیت). در تصویر کتاب استاد فروغی که در همین صفحه موجود است در جلوی این بیت، علامت سؤال «؟» گذاشته شده است یعنی ایشان هم متوجه ایراد بوده‌اند و به مفهوم مشخصی نرسیده‌اند.

پس از بررسی‌های بسیار به این نتیجه رسیدیم که املای کلمه دَولة اشتباه است و باید دُولة باشد و نیز دو فعل أَلقیٰ در اینجا درست نیست. با بررسی شکل‌های مختلف فعل به این نتیجه رسیدیم که اولی باید أَلْقِی باشد (ثلاثی مجرد، مضارع برای أنا) و دومی أَلقیٰ (ثلاثی مزید باب افعال، ماضی برای هو) و نیز دُولة خبر برای تحصیل است و جمله تمام می شود و بعد از آن جملۀ جدید تفسیری است برای قبل از آن.

قِیلَ لی: فِی ‌الحُبِّ أَخطارٌ و تحصیلُ المُنیٰ

دُولَةٌ. أَلقِی بِمَن أَلقیٰ بِروحی فِی ‌الْخَطر

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۳:

اصلاح و ترجمه متن با یاری و همراهی استاد ارجمندم دکتر عباچی عزیز انجام شده است. از ایشان سپاسگزارم که با صبر و حوصله، چندین روز برای اصلاح و ترجمه وقت گذاشتند. خدایشان به سلامت بدارد.

 

بیت 2

هَدَّ صَبری ما تَوَلّیٰ؛ رَدَّ عَقلی ما ثَنیٰ

صادَ قَلبی ما تَمَشّیٰ؛ زادَ وَجدی ما عَبَر

هَدَّ: سخت ویران کرد؛ سست و ناتوان کرد.

ما در هر دو مصرع، مای مصدری است و فعل را در معنا به مصدر تبدیل می‌کند.

تَوَلّیٰ: روی برگرداند

ثَنیٰ: خم کرد، از روی غرور روی گرداند

تَمَشّیٰ: راه رفت

روی گردانیدن او صبرم را از بین برد و خم کردن پهلویش عقلم را برگرداند. (مجنونم کرد.)

راه رفتنش قلبم را به دام انداخت و گذر کردنش اشتیاقم را دو چندان کرد.

 

بیت 4

تِهْتُ؛ و المَطلوبُ عِندی، کَیفَ حالی؟ إِنْ نَأیٰ

حِرْتُ؛ وَ المَأمولُ نَحوی، مَا احْتِیالی إِن هَجَر؟

تِهْتُ: حیرت زده شدم

نَأیٰ: سرسنگینی و تکبر کرد

حِرْتُ: حیرت زده شدم

مَأمول: کسی یا چیزی که آرزو شده است.

احْتِیال: چاره

هَجَرَ: ترک کرد، دوری گزید

سرگردان شدم در حالی که یارِ دل‌خواه در نزد من است. حالم چگونه است؟ اگر سرسنگینی و تکبر کند.

حیرت زده شدم در حالی که آرزویم نزدیک من است، چاره چیست اگر دوری گزیند و مرا ترک کند؟

 

بیت 6

قُلْ لِمَن یَبغِی فِراراً مِنهُ: هَل لی سَلْوَةٌ؟

أَم عَلَی التَّقدیرِ أَنّی أَبْتَغِی، أَینَ الْمَفَر؟

یَبغِی: می‌خواهد

سَلْوَة و سُلْوَة: خوشی و آسایش و فراخ در زندگی

أَبْتَغِی: می‌خواهم

مَفَر: جای فرار (اسم مکان)

به کسی که از من می‌خواهد از او بگریزم بگو آیا من آسایشی دارم؟ یا این که خواسته‌ام را بر تقدیر قرار دهم. (اگر تقدیر و سرنوشت است من می‌پذیرم.) پس به کجا فرار کنم؟

 

بیت 8

یَکرَهُ الْمَحبوبُ وَصلِی؛ أَنتَهِی عَمّا نَهیٰ

یَرسِمُ المنظورُ قَتلی، أَرتَضِی فی ما أَمَر

یَکرَهُ: بدش می‌آید، ناپسند می‌دارد.

أَنتَهِی: می‌پذیرم، گردن می‌گذارم

أَرتَضِی: راضی می‌شوم

محبوبم از رسیدن به من کراهت دارد (خوشش نمی‌آید)، من آن‌چه را نهی کرده است گردن می‌گذارم.

این محبوب، نقشۀ کشتن مرا می‌کَشد و من به آن چه دستور دهد راضی و خشنود هستم.

 

بیت 10

قِیلَ لی: فِی ‌الحُبِّ أَخطارٌ و تَحصیلُ المُنیٰ

دُولَةٌ؛ أَلقِی بِمَن‌ أَلقیٰ بِروحی فِی ‌الْخَطر

حُبّ: عشق و دوستی

 أَخطارٌ: هلاک و نابودی

مُنیٰ: آرزوها (جمع مُنْیة)

دُولَةٌ: کار سخت و دشوار، آن‌چه به گردش زمان و نوبت از یکی به دیگری برسد

 أَلقِی: ملاقات می‌کنم، استقبال می‌کنم

أَلقیٰ بِـ: انداخت

با توجه به ترجمۀ کلمۀ «دولة» دو ترجمه صحیح است:

به من گفته شده در عشق، مُشْرف شدن به هلاک و نابودی است و به دست آوردن آرزوها کاری سخت و دشوار است. از کسی که جان مرا در سختی انداخت (یعنی محبوب) استقبال می‌کنم.

به من گفته شد در عشق خطرهائی وجود دارد و رسیدن به آرزوها گاهی پیش می‌آید و گاهی پیش نمی‌آید ، من ملاقات می‌کنم با آن کس که جانم را در معرض خطر قرار داده است.

 

بیت 12

فَالتَّنائی غُصَّةٌ؛ ما ذاقَ إِلّا مَن صَبا

و التّدَانِی فُرصةٌ؛ ما نالَ إِلّا مَن صَبَر

التَّنَائِی: دور شدن

ذاقَ: چشید

صَبا، عشق ورزید، اشتیاق پیدا کرد

تدَانی: نزدیک شدن

نالَ: نائل شد، رسید

دوری، غم و غصه است، جز کسی که عشق می‌ورزد آن را نمی‌چشد و رسیدن به محبوب فرصتی است که جز کسی که صبر می‌کند به آن نمی‌رسد.

 

بیت 14

لَحْظُکَ ‌القَتّالُ یَغْوِی فی هَلاکی؛ لا تَدَعْ!

عِطْفُکَ ‌المَیّاسُ یَسْعیٰ فی بَلائی؛ لا تَذَرْ!

لَحْظ: چشم

یَغْوِی: گمراه می‌کند، فریب می‌دهد

عِطْف: کنار و جانب چیزی

مَیّاس: کسی که با ناز و کرشمه راه می‌رود.

یَسْعیٰ: سعی و تلاش می‌کند

لا تَذَرْ: رها مکن، مگذار

چشم قتال تو در کشتنِ من فریب می‌دهد و گمراه می‌کند، رها مکن. (کشتنم را رها مکن). تکان خوردن پهلویت با ناز و کرشمه دارد در بلا رساندن به من تلاش می‌کند. آن را ترک مکن. (بلا رساندن به من را رها مکن)

این بیت ترکیب دیگری هم دارد که از نظر نحوی ارجح است اما معنایش از مشی و زبان سعدی به دور است:

لَحْظَکَ ‌القَتّالَ یَغْوِی فی هَلاکی؛ لا تَدَعْ!

عِطْفَکَ ‌المَیّاسَ یَسْعیٰ فی بَلائی؛ لا تَذَرْ!

نگذار چشم قتال تو من را برای کشته شدن فریب دهد، و نگذار تکان خوردن پهلویت با ناز و کرشمه برای انداختن من در بلا و مصیبت تلاش کند.

 

بیت 16

یا رَخیمَ الْجِسمِ! لَوْلا أَنتَ، شَخصی مَا انْحَنیٰ

یا کَحیلَ ‌الطَرفِ! لَوْلا أَنتَ، دَمعی مَا انْحَدَر

رَخیم: لطیف

شَخص: ندام، قد

انْحَنیٰ: خمید

کَحیل: سرمه کشیده

دَمع: اشک

اِنْحَدَر: فرو ریخت، سرازیر شد

ای که دارای بدن نرم و لطیف هستی اگر تو نبودی تنم خمیده نمی‌شد. ای که دارای چشمان سرمه کشیده شده هستی اگر تو نبودی اشکم سرازیر نمی‌شد.

 

بیت 18

بَعضُ خِلّانِی أَتانِی سائِلاً عَن قِصَّتی

قُلتُ لا تَسأَلْ! صُفارُ الْوَجهِ یُغْنِی عَنْ خَبَر

خِلّان: دوستان صمیمی

أَتا: آمد

صُفار: زردی

یُغْنِی: بی  نیاز می‌کند

برخی دوستانم برای سؤال از ماجرای من نزدم آمدند. گفتم از من نپرس چون زردی چهره‌ام بی نیاز از دریافت خبر می‌کند.

حسین دمیری در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۲۱ دربارهٔ قاسم انوار » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۸:

وزن شعر بالا «فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن » می باشد و «مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن » که آمده اشتباه است ‌.

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۵۴ در پاسخ به روح اله زنگنه دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:

سلام 

 هردم از این باغ بری میرسد 

نغزتر از نغزتری میرسد 

    تعبیرقطعی شما از این غزل در نوع خود، جالب توجه است ولی هیچ مستندات وارتباطی را لااقل بنده ،با طرح موضوع شما ندیدم واین تفسیربنظر صرفاً ناشی از علاقه مفرط حضرتعالی به ایمه خصوصاً امام حسین (ع) وتحت تاثیر واقعه کربلاست.

  شاد باشی  اجرکم عند الله وسعیکم مشکور عزیز

حمید در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۵۷ در پاسخ به Asm دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۹:

ASM عالی و مناسب و به جا و درست فرمودید

جهن یزداد در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۴۲ در پاسخ به سعید کف دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » رزم کاووس با شاه هاماوران » بخش ۳:

سخن شما درست است رستم شیر پلنگان خورده و او را  میستایند که کسی که شیر پلنگان خورده و ما را دستگیر است  تویی
 خالقی مطلق بسیار چرت و پرت دارد  اگرچه  همینکه دست نویسهای گوناگون را یاداشت کرده کارش ارزش مند است 

۱
۶۶۶
۶۶۷
۶۶۸
۶۶۹
۶۷۰
۵۶۵۹