گنجور

 
حافظ

باغبان گر پنج‌روزی صحبتِ گل بایدش

بر جفایِ خارِ هجران صبرِ بلبل بایدش

ای دل اندر بندِ زلفش از پریشانی مَنال

مرغِ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش

رندِ عالم‌سوز را با مصلحت‌بینی چه‌کار

کار مُلک است آن که تدبیر و تأمل بایدش

تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافری‌ست

راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

با چُنین زلف و رُخَش بادا نظربازی حرام

هر که روی یاسمین و جَعدِ سنبل بایدش

نازها زان نرگسِ مستانه‌اش باید کشید

این دلِ شوریده تا آن جَعد و کاکُل بایدش

ساقیا در گردشِ ساغر تعلل تا به چند

دور چون با عاشقان افتد تَسَلسُل بایدش

کیست حافظ تا ننوشد باده بی‌آوازِ رود

عاشقِ مسکین چرا چندین تجمل بایدش

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
غزل شمارهٔ ۲۷۶ به خوانش فریدون فرح‌اندوز
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
غزل شمارهٔ ۲۷۶ به خوانش فاطمه زندی
غزل شمارهٔ ۲۷۶ به خوانش فاطمه نیکو ایجادی
همهٔ خوانش‌هاautorenew
غزل شمارهٔ ۲۷۶ به خوانش افسر آریا
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
شرح صوتی غزل شمارهٔ ۲۷۶ به خوانش محمدرضا ضیاء
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش
صائب تبریزی

هرکه زین گلشن لبی خندانتر از گل بایدش

خاطری فارغ ز عالم چون توکل بایدش

پیش تیغ آسمان هرکس نیندازد سپر

جوشن داودی صبر و تحمل بایدش

خرده ای ازمال دنیا در بساط هرکه هست

[...]

آذر بیگدلی

صبحدم، در باغ هر کو خندهٔ گل بایدش

نیم‌شب در ناله دمسازی بلبل بایدش

تا تماشایی، ز گلچین باز داند باغبان

گر گشاید درو گر بندد، تأمل بایدش

بی‌نوایی برنتابد با تهی‌دامن به باغ

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه