گنجور

حاشیه‌ها

س ص در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۳۷ در پاسخ به ali barani دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۱:

درود به شما

نوخاسته در قافیه بیت‌های نخست و پایانی چه تفاوت معنایی با هم دارند؟

سعید در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب نهم در توبه و راه صواب » بخش ۴ - گفتار اندر غنیمت شمردن جوانی پیش از پیری:

به قول بیدل

من نمی‌گویم زیان کن یا به فکر سود باش

ای ز فرصت بی‌خبر در هرچه هستی ، زود باش

مهرداد .. در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۵۳ در پاسخ به عارف سماعی دربارهٔ کسایی » ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت » شمارهٔ ۳۷:

برا منم پرسشه

Ali Persia در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۵۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۹ - داستانِ دقیقی شاعر:

بیتی هزار جای متی هزار

Ali Persia در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۵۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۹ - داستانِ دقیقی شاعر:

1.سخن گفتنی خوب و طبعی روان

۲.ز گشتاسب و ارجاسب متی هزار

بگفتو سرآمد برو روزگار

جوانیش را خوی بد یار بود

همه ساله با بد به پیکار بود

برو تاختن کرد ناگاه مرگ

نهادش بسر بر یکی تره ترک

یکایک ازو بخت برگشته شد

به دست یکی بند برکشته شد

بدان خوی بد جان شیرین بداد

نبود از جهان دلش یک روز شاد

برفت او و این نامه ناگفته ماند

چنان بخت بیدار او خفته ماند

بیامرز یا رب گناه ورا

بفردوس بگشای راه ورا

دل روشن من چو برگشت ز او

سوی تخت جهان کرد روی

 

امیرعلی داودپور در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:

جناب مولانا در این غزل با عشق و عشق با مولانا سخن میراند

از جمله عشق به مولانا میفرماید روح تویی ، نوح تویی سینه مشروح تویی که به معنای فاما بنعمت ربک تحدث است یعنی مولانا با نیروی پروردگارش سخن میگوید.

سپس از عشقی جگرخوار سخن میراند که مرا به یاد تمثال مسیح می اندازد که قلب وی به زخم هزاران خنجر خسته گردیده است.

در فرازی دیگر مولانا دلیل سخن سرایی خویش را فاش میفرماید که میفرماید این تن اگر کم تندی، راه دلم کم زندی ...تا نبدی این همه گفتار مرا، که این هم نشان الوهیت است از جمله میفرماید تمام درختان قلم شوند و تمام دریاها مرکب سخن خداوند پایان نمیگیرد. 

به نظر میرسد عشق مولانا یعنی عشق الوهی ایشان چیزی نیست جز خداوند و شمس که خداوندگار است. در واقع مولانا از عشق و عشق در ایشان سماع میکنند. 

محسن جهان در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

تفسیر کلی غزل فوق:

خداوند در سوره عادیات آیه مبارکه ۶ می‌فرماید: "اِنَّ الْإِنْسَانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ" یعنی: همانا انسان نسبت به پروردگارش بسیار ناسپاس است. بر این اساس مولانا اشعار فوق را در خصوص ناشکری بشر نسبت به تمام نعماتی که پروردگار به او عطا کرده سروده است. خدایا ما را عفو کن.🤲

احمدرضا نظری چروده در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۲۲ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱:

زلت به معنی لغزش وآن منظورش خطا ولغزش که آشکارا نباشد وآن را بهتر از عبادت ریاکارانه دانسته است.حافظ با تضمینی ازاین شعر سعدی چنین گوید که البته بسیارقوی ترازشعرسعدی است

مِی خور که صد گناه ز اغیار در حجاب

بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند

دکتر صحافیان در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۸:

زخم خوردگان عشق شوقشان پابرجا، هر چند توانشان به پابان رسیده است اگر تو با این حال به آنان ستم کنی و نگاه و توجهت را دریغ کنی از جوانمردی و انصاف نیست.

2-تو خود سرچشمه عشقی و ما از تو هیچ ستمی ندیدیم و خواست تو با مذهب سلوک و طریقت عشق هم سوست (تایید مذهب سلوک)

3-چشمی که در درد و گریه عشق غرق نشود، گستاخ و دلی که از شمع عشق روشنایی نگیرد تاریک است.

4-اگر خواهان پادشاهی عشق هستی از پرنده همایون بجوی(موهبت آن‌سو-حق-)زیرا کلاغ و غراب، شاه‌پری برای پروازت به سوی این پادشاهی ندارد.

5-اگر از عبادتگاه شما گریزان شدم و از پیر مغان راه جستم، خرده نگیر. پیر و مراد ما گفت در عبادتگاه‌تان اراده و شوق نیست.

6- چون پاکی و روشنایی درون نباشد، کعبه و بتخانه برایت یکسان است در خانه‌ای که زلالی پاک‌دامنی نباشد برکتی نیست.(ایهام معکوس: اگر پاکی باشد کعبه و بتخانه یکی است)

7-ای حافظ به آگاهی و ادب روی آور! که بی‌ادب شایسته هم نشینی نیست.(و از هم نشین خوب راه‌یابی و موهبت حاصل می‌شود.

دکتر مهدی صحافیان

آرامش و پرواز روح

پیوند به وبگاه بیرونی

مهدی واقفی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۰۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:

نمیدونم چی بگم و چطور وصف کنم این هنر 😔

سهیل کریمی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۰۵ دربارهٔ عطار » اشترنامه » بخش ۵ - حکایت استاد ترک و پرده‌بازی او:

تو چه دانی تا درین بحر عمیق

سنگ ریزه قدر دارد یا عقیق

مرحوم علامه جعفری در خوابی از قول مرحوم نایینی این بیت رو با اندکی تغییر  به عنوان تذکری از برزخ نقل می‌کنند که شنیدنی است.

نشانی نقل مرحوم علامه جعفری

مسعود در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۵۰ در پاسخ به رضا ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۲:

سپاس،

محمد سلماسی زاده در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۳۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۲ - قصهٔ رستن خروب در گوشهٔ مسجد اقصی و غمگین شدن سلیمان علیه‌السلام از آن چون به سخن آمد با او و خاصیت و نام خود بگفت:

در این ابیات :

زین سر از حیرت گر این عقلت رود

هر سو مویت سر و عقلی شود

نیست آن سو رنج فکرت بر دماغ

که دماغ و عقل روید دشت و باغ

سوی دشت از دشت نکته بشنوی

سوی باغ آیی شود نخلت روی

 

هم اندیشی قریبی با آموزه‌های عرفان شرقی وجود دارد برای نمونه در مکتب ذن می توان با حضور در لحظه‌ی حال و رسیدن به ساتوری ، از رنج افکار ناخواسته رهید و سرزندگی عالم و آدم را مشاهده کرد ، به قول مولانا  :

زین سر از حیرت گر این عقلت رود

هر سو مویت سر و عقلی شود

نیست آن سو رنج فکرت بر دماغ

که دماغ و عقل روید دشت و باغ

سوی دشت از دشت نکته بشنوی

سوی باغ آیی شود نخلت روی

با رهایی از عقل جزئی نگر که مخصوص زیرکان محاسبه گر است و رسیدن به عشقی که حیرانی می آورد ، می توان از رنج افکار ناخواسته رهید و با کل ( طبیعت / هستی / کائنات ) یکی شد در چنین وضعی است که عارف می تواند از دشت نکته بشنود ، هر سرمویش عقلی شود و از رنج افکار ناخواسته برهد.

این همان ساتوری یعنی حضور آگاهانه و اشتراک در سرزندگی جهان است

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۰۹ دربارهٔ رفیق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۱:

چون سگ بدوَم آن سرِ کویت ، ز حوالی،

نورا کاور در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۱۴ در پاسخ به عباسی-فسا @abbasi2153 دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:

❤️

حمیده عسکری بیحاربسته سری در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۰۷ دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری » مناجات نامه » مناجات شمارهٔ ۲۶۱:

پیر انصار از شراب شوق،  خورده (جرعه ای)«ویرایش»

افسانه چراغی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۳۰ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » بیان وادی طلب » بیان وادی طلب:

در بیت سوم، قَلب به فتح اول به معنی دگرگون شدن و تغییر یافتن است.

کورش بقائی راوری در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۰۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایتِ شمارهٔ ۱۰:

سلام و درود

خدمت دوست عزیز عرض می‌کنم به نظر می‌رسد مرجع ضمیر "ها"، "المطاعم" باشد و چون این کلمه، جمعِ غیرعاقل است، قواعد مفرد مؤنث در مورد آن، ساری و جاری است؛ ازاین‌رو، بیت عربی به همین شکل صحیح است.

امیرحسین صباغی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۴۸ در پاسخ به فرهود دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۹:

غزل به تغزلش غزل است برادر. آنچیزی که در دبیرستان خوانده‌اید چیزیست که البته در مورد اکثریت مطلق غزل‌ها صادق است ولی نه همه‌شان.

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۲۱ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:

من پس از عزّت و حرمت ، شدم ار خوارِ کَسی،

۱
۶۵۰
۶۵۱
۶۵۲
۶۵۳
۶۵۴
۵۶۵۹