گنجور

حاشیه‌ها

محمد خراسانی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۲۸ در پاسخ به شعیب صبّار دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۴:

سلام دوست عزیز  این که شما رکن دوم رو   مفاعلن در آوردید درسته . ولی ما یک اختیار وزنی داریم به نام قلب   که به این معناست شاعر می‌تواند در برخی از اوزان عروضی جای هجاهای کوتاه و بلند را عوض کند.   بنابر این توضیح  وزن شعر همان مفعول مفاعیل مفاعیل فعل  درست است ولی اختیار وزنی قلب در رکن دوم دارد

جهن یزداد در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۰۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۳ - پیدا شدن شاپور:

بنام ایزد را در جایی که برای شگفتی میگویند  سر هم مینویسند

 نسب گویی بنامیزد ز جمشید

عبدالرضا خادم زاده در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۰:

باسلام

به نظر بنده این شعر خطاب به نفس مشترک انسان ها و خود جناب حافظ میباشد. 

و نفس ادمی شکایت میکند که چرا قدر خود را نمیشناسد، (شاه خوبانی و منظور گدایان شده ای. ) 

هر کس از نقش مهر تو به مهری مشغول ( شاید تضمین دارد به آیه قران که خدای تبارک و تعالی میفرماید که اسمان و زمین  و هر چه در ان است برای انسان مسخر کرده ایم) 

ولی نفس انسان با این جایگاه و ارزش بالقوه به جای توجه به خالق و محبوب اصلی  و محبت توحیدی دچار توجه به مخلوقات که برای خود انسان خلق شدند شده است و به جای توجه به توحید یعنی خدای تبارک و تعالی متوجه کثرت (ما سوی الله) شده است.( این چنین با همه در ساخته ای یعنی چه؟) 

 

و در بیت آخر شاید اشاره به این سخن از امیر المومنین علی بن ابی طالب (ع) دارد که وقتی از وی پرسیدند چه کردی که ((علی)) شدی؟ فرمود نگهبان دلم بودم. 

حافظ در دل تنگ چون فرود آید یار؟ خانه از غیر نپرداخته ای یعنی چه؟ 

چرا که دل تنها خانه خداست و خدا در خانه خود شریکی نمیپذیرد و تنها خدا در منزلی سکونت میکند که جای خدا و محبت خدا و محبت اهل بیت و اولیا خدا باشد. 

 

از امام صادق علیه ‏السلام روایت است که: خداوند متعال فرمود:من بهترین شریک هستم، هرکس در عمل و عبادتی، دیگری را شریک من قرار دهد، آن عمل را نمی پذیرم، مگر عملی که خالص برای من باشد.

 

 

یاعلی

حسین یوسفی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۵۱ در پاسخ به رادوین دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هیچ است [۱۰۷-۱۰۱] » رباعی ۱۰۲:

هر چه کنی، خیام را به گاری اسلام و تصوف نمیتوانی ببندی. آنان که ز پیش رفته‌اند ای ساقی. در خاک غرور خفته‌اند ای ساقی. رو باده خور و حقیقت از من بشنو. باد است هر آنچه گفته‌اند ای ساقی🥂

صادق اسماعیلی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۳۹ در پاسخ به رسول صالحی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:

کاملا درست می‌فرمائید. منظور شاعر از دستار اعتبار و مکنت مادی است.

دکتر صحافیان در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹:

اکنون که گل از دیار نیستی، در چمن پا به زندگی گذشته و بنفشه در قدم نیکویش سر به سجود گذاشته،
۲-شراب بامدادی را با صدای موسیقی بنوش همراه با بوسه‌ای از غبغب ساقی!
۳- در ایام شکوفایی گل، بی شراب و معشوق و موسیقی نباش، که چون ایام عمر هفته‌ای بیش نیست.
۴- از شکوفایی گل‌های رنگارنگ خوش‌بو، زمین چون آسمان پرستاره روشن است، با همراهی ستاره نیک‌بختی و سرنوشت نیکو.
۵- آری در این فرصت یگانه، از دست معشوق لطیف گونه شراب بنوش! و حکایت‌های عذاب عود و ثمود را رها کن!( در بخشایش حق، همراه با استفاده فرصت حال خوش غرق شو)
۶- آگاه باش، گرچه جهان در ایام گل‌ها چون بهشت برین شده، ولی جاودانگی در آن میسر نیست( جاودانگی در استفاده تو و حال خوش است، یک لحظه می‌تواند جاودانه شود و پیوسته - چه در این جهان و چه در جهان دیگر-حال روح را خوش کند)
۷- وقتی گل بر فراز شاخه و چمن چون سلیمان است بر دوش باد و بلبل هنگام سحر نغمه بی‌خود کننده داودی سر داده،
۸- به باغ برو و آیین زرتشتی از سرگیر که گل لاله هم گویا آتش نمرود را برافروخته است(زرتشت و زردشت نام شخصی از نسل منوچهر شاگرد دقیانوس( شاگرد فیثاغورث) که در زمان گشتاسب دعوی نبوت کرد و مجوس پیغمبر دانندش و زند را کتاب آسمانی‌او. زرزشت یعتی آنکه زر پیش او زشت و مغبوض است-شرح ختمی لاهوری، ۱۵۰۵)
۹- اکنون آن جام بامدادی را به وزیر سلیمان زمان‌، عماد الدین محمود بنوش!( وزیر ابواسحاق اینجو)
۱۰ - باشد که در محفل حافظ با ادب پروری و سخاوتش هر آنچه بخواهیم فراهم باشد( آرایه حسن طلب)
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

پیوند به وبگاه بیرونی 

دکتر صحافیان در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۰:

گویا همه خون دل‌های عشق از چشمان ما به چهره می‌ریزد و تو نمی‌بینی بر سر ما از این اشک‌ها چه می‌آید!
۲- ما در سینه عشقی سوزان پنهان کرده‌ایم، اگر دلمان به فنا و نیستی رود از این عشق است( ایهام هوا: عشق-خواهش نفس- باد- هوای کسی را داشتن)
۳- آنگاه که معشوق زیبا و شوق آفرینم در لباس زیبایش رخ نماید، خورشید از حسادت جامه پاره کند!( تشبیه تفضیل و نیز مهر پرور صفت خورشید است که به معشوق نسبت داده شده)
۴- از شوق صورت بر خاک قدمش نهاده‌ایم، بجاست که بر رویمان قدم گذارد.
۵- آب چشم عاشق چون سیلی است و از هر که عبور کند، از جای می‌کندش گرچه دلش از سنگ باشد( خانلری: بر هر که بگذرد گرچه دلش ز سنگ بود هم ز جا رود)
۶- ما شب و روز با اشک چشم ماجراها داریم و از این که رهگذری به کوی یار رسد در گدازیم( ایهام: حتی به اشک خودم هم از این که به کوی یار می‌رود و او را می‌بیند غیرت و رشک می‌ورزم- ایهام رهگذر: از آن راه عبور، شرح شوق، ۲۵۹۷)
نکته: رشک حتی از گذرگاهی که می‌رسد و عاشقی که نمی‌رسد!
۷- آری حافظ از روی راستی پیوسته به میکده می‌رود، بر خلاف صوفیان که بی صفای باطن وارد صومعه شوند(رود: استخدام شده: الف- برای شاعر: از روی صفا رفتن. ب- برای صوفی: از صفا عاری شدن، شرح شوق، ۲۵۹۸)
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

پیوند به وبگاه بیرونی 

حنان نقوی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۱۸ در پاسخ به عماد رافضی دربارهٔ ابن یمین » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ٣٧١:

چیش عالیه

عماد رافضی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۱۷ دربارهٔ ابن یمین » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ٣٧١:

عالی

مجتبی میرسمیعی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۱۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۴۷:

سلام و تشکر از زحمات ارزشمندی که متقبل هستید....

آیا امکان خوانشِ صوتی این غزل فراهم نیست؟

🙏🌺🌺

همیرضا در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۲۳ در پاسخ به شعیب صبّار دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۷:

اینجا را ببینید:

پیوند به وبگاه بیرونی

علی همتی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۰۰ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۹۴ - در محرم:

سلام مجید

َشَرَّقِ دست، منظور صدای برخورد شدید دست با چیزی است. مثل صدای سیلی زدنِ خشن.

و اما اشتباه چاپی شعر:

در بیت آخر کلمه "افسون" صحیح است نه "زاری". از قافیه شعر هم می‌توان فهمید که افسون درست است.

بقیه موارد هم دوستان تذکر دادند.

ایکاش مدیر صفحه، مطالب ‌پینوست را را بررسی و اشتباهات تایپی را اصلاح می‌کردند 

سپاس

زهرا غلامی اصل در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۵۲ در پاسخ به علی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۷:

 اینجا فریدون داره به این اشاره می‌کنه که سلم و تور بعد از این که به قلمرو های جدید شون میرن خلق و خوی درشتی و بی نزاکتی پیدا کردند.

به نوعی داره رفتار گستاخانه این دو برادر رو به شرایط محیطی محل زندگی شون نسبت می‌ده.

فکر می‌کنم می‌خواد خطاب به ایرج بگه که این دو برادرت هم هم خون تو هستند ولی گویی بعد از رفتن از ایران آب و هوای قلمرو های جدید بر اون ها تاثیر گذاشته و همچین رفتار هایی ازشون سر می‌زنه.

کوروش در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۵۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۴۱ - نشان خواستن عبدالمطلب از موضع محمد علیه‌السلام کی کجاش یابم و جواب آمدن از اندرون کعبه و نشان یافتن:

کمترین خلعت که بدهد در ثواب

 

بر فزاید بر طراز آفتاب

 

یعنی چه ؟

 

 

 

کوروش در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۴۶ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۴۰ - خبر یافتن جد مصطفی عبدالمطلب از گم کردن حلیمه محمد را علیه‌السلام و طالب شدن او گرد شهر و نالیدن او بر در کعبه و از حق درخواستن و یافتن او محمد را علیه‌السلام:

سپاسگزارم 

منم همون مصرع اول رو متوجه نشدم درواقع دوچاردانگ یعنی چی

ثریا کهریزی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۹ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۰۴ دربارهٔ رودکی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۳۸:

به جای هر گران مایه فرومایه نشانیده

 

نمانیدست ساراوی و کرهٔ اوت مانیده

 

 

سار : شتر 

کرهٔ اوت: کُرّه ی شتر.

مانیده: به جا مانده.

گرانمایه: گران قیمت، پر ارزش.

فرومایه: کم ارزش، ارزان‌قیمت. 

 

معنی بیت: نفر گران قیمت شتر ( خود شتر) از دست رفته و نفر فرومایه (کم ارزش، بچه شتر) برای صاحب شتر به جا مانده؛

حکایت کسی ست که شترش در هنگام وضع حمل مرده و به جای شتر گرانقیمت تنها کُرّه ی شتر برای صاحبش باقی مانده باشد.

کنایه از روزگار دارد که گرانمایگان به زیر چرخ کشیده، از بین می روند و به جای بزرگان، زمام امور در دست فرومایگان قرار می گیرد.

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۹ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۵۳ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۴۰ - خبر یافتن جد مصطفی عبدالمطلب از گم کردن حلیمه محمد را علیه‌السلام و طالب شدن او گرد شهر و نالیدن او بر در کعبه و از حق درخواستن و یافتن او محمد را علیه‌السلام:

سلام

  با توجه به ابیات قبلی این برداشت را میشود داشت  : 

در ابیات قبلی عارفان روترش را به خارپشت مشابهت داده  که برای اینکه عوام الناس مزاحم  حالات روحی آنان نگردند با این ظاهر سازی (بد خلقی) خود را از ایشان در امان میدارند مانند پرچین دور باغ که باغ را از سرقت دزدان مصون میدارد  در ادامه بنظرم داره همین مطلب را توضیح بیشتر میده تا زیبارویانی که طبعی خارگونه دارند (مزاحمان دنیا پرست) عیش وعشرت معنوی تورا بر هم نزنند .

برای دو چاردانگ  اگر دوستان راهنمایی بفرمایند ممنونم  شاد باشید

شعیب صبّار در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۹ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۲۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۴:

به نظر وزن عروضی صحیح شعر این است:

 

مفعولُ مفاعِلُن مفاعیلُ فَعَل

ب ب ک / ک ب ک ب/ ک ب ب ک / ک ب

ب: هجای بزرگ

ک: هجای کوچک

شعیب صبّار در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۹ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۱۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۷:

متأسفانه هر چی من نگاه می کنم اوزان عروضی رباعیات خیام را اشتباه اعلام کردید.

ویرایشش هم خیلی ترتیبات سختی داره. 

 

 

شعیب صبّار در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۹ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۵۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:

وزن عروضی را اشتباه اعلام نکردید؟

 

۱
۶۲۹
۶۳۰
۶۳۱
۶۳۲
۶۳۳
۵۷۲۸