بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم
شوق است در جدایی و جُور است در نظر
هم جُور بِهْ که طاقتِ شوقت نیاوریم
روی ار به روی ما نکنی، حکم از آن توست
بازآ که روی در قدمانت بگستریم
ما را سَریست با تو که گر خلق روزگار
دشمن شوند و سَر برود هم بر آن سَریم
گفتی: «ز خاک بیشترند اهل عشق من»
از خاک بیشتر نه، که از خاک کمتریم
ما با توایم و با تو نهایم، اینت بلعجب
در حلقهایم با تو و چون حلقه بر دریم
نه بوی مهر میشنویم از تو ای عجب
نه روی آن که مهر دگر کس بپروریم
از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟
ما خود نمیرویم دوان در قفای کس
آن میبرد که ما به کمند وی اندریم
سعدی تو کیستی؟ که در این حلقهٔ کمند
چندان فتادهاند که ما صید لاغریم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عاشقانه و جدایی میپردازد. شاعر از عشق و دلتنگی صحبت میکند و به زیبایی صورت محبوب اشاره دارد. او احساس میکند که در جدایی، شوق و حرارت بیشتری را تجربه میکند.
شاعر همچنین به وفاداری و ارتباط عمیق خود با معشوق اشاره میکند و بیان میکند که حتی اگر دنیا بر علیه آنها باشد، این عشق و دوستی همچنان پابرجاست. او به قرابت با محبوب اشاره میکند و میگوید که نسبت به عشق، احساساتی عمیق و بینظیر دارد، به گونهای که هیچ کس دیگر نمیتواند جایگزین معشوقش شود.
در نهایت، شاعر به تناقضهای ارتباطش با محبوب اشاره میکند و به نوعی سرگشتگی و بیثباتی عشق پرداخته است.
اجازه بده تا از برابر چهرهی تو عبور کنیم و پنهانی در صورت زیبای تو نگاه کنیم
در هنگام جدایی و فراق، شور و شوق رسیدن به یار وجود دارد و در هنگام دیدار، ستم هجران و دیدار در پیش است؛ با این همه تحمل جور آسانتر است، چرا که تاب و توان تحمل شوق تو را نداریم(نکته: سعدی هر چند بیان میکند که در هنگام جدایی، شور و شوق رسیدن وجود دارد و در هنگام وصال، ترس جدایی، و آدم به طور معمول میان دو راهی شوق و جور، شوق را برمیگزیند، اما در این بیت رندانه جور را انتخاب میکند تا همچنان از وصال بهرهمند باشد و دلیلی که ذکر میکند نیز بسیار زیباست چرا که بیان میکند از آنجا که تاب و توان تحمل شوق تو را نداریم پس همین جور را انتخاب میکنیم)
اگر نگاهی به ما نمیکنی و چهرهات را از ما برمیگردانی، فرمان و حکم در اختیار توست، (اما) بازگرد و ببین که چگونه چهرهی خود را همچون فرشی در زیر قدمهایت پهن میکنیم(نکته: سعدی به طور ضمنی چهرهی خود را به فرش تشبیه کرده است)
ما با تو کاری داریم که هر چند اگر تمام مردم روزگار دشمن ما شوند و در این دشمنی سر خود را از دست دهیم باز بر همان نیت و قصد خود خواهیم ماند
گفتی که (تعداد) عاشقان من از ذرات خاک بیشتر هستند، (اختیار دارید، لطف میکنید)(ارزش) ما از خاک بیشتر نه که از خاک کمتر است(تجاهل العارف: در این بیت سعدی دانسته خود را به نادانی میزند چرا که؛ معشوق در مقام نازیدن به خود میگوید که جمعیت و تعداد عاشقان و مشتاقان من از (ذرات) خاک بیشتر است، اما شاعر از سر طنز و رندی خود را به ندانستن میزند و میگوید: اختیار دارید! ارزش ما از خاک کمتر است)
جای شگفتی است که ما همواره از هواخواهان و عاشقان تو هستیم اما از همنشینی با تو محرومیم، در هر مجلسی که تو هستی حضور داریم اما همچون حلقهی در از مصاحبت با تو بینصیبیم
هر چند هیچگونه نشانهای از مهر و محبت از جانب تو مشاهده نکردهایم اما جای تعجب است که به خود نیز اجازه نمیدهیم سراغ عشق و مهر کس دیگری برویم(بوی مهر: کمترین نشانهای از مهر و محبت)
به طور معمول، مردم، شکایت از دشمنان را به پیش دوستان خود میبرند؛ اگر کسی معشوق و دوستش، دشمنش باشد، نزد چه کسی شکایت کند؟
ما از سر اختیار ، دوان دوان ، به دنبال کسی نمی رویم در واقع آن کسی ما را چنان با شتاب پیش میبرد که اسیر عشق او هستیم و در دام عشق او گرفتار آمده ایم
سعدی! تو در میان جمعیت عاشقان او چندان اعتبار و اهمیتی نداری؛ چرا که در دام عشق او چنان عاشقانی گرانقدری وجود دارند که تو در برابر آنان همچون صیدی لاغر و بیارزش جلوه میکنی
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
جانا کجا شدی که ز بهر تو غم خوریم
هر ساعت از غمان تو آشفته دلتریم
لیلی دیگری تو به خوبی و دلبری
ما در غم فراق تو مجنون دیگریم
ما را به عشقت اندر بیکار شد دو دست
[...]
برخیز تا شراب به رطل و سبو خوریم
بزم شهنشهست نه ما باده می خریم
بحری است شهریار و شرابی است خوشگوار
درده شراب لعل ببین ما چه گوهریم
خورشید جام نور چو برریخت بر زمین
[...]
دیریست تا ز دست غمت جان نمیبریم
وقتست کز وصال تو جانی بپروریم
نهنه، چه جای وصل؟ که ما را ز روزگار
این مایه بس که: یاد تو در خاطر آوریم
آن چتر سلطنت، که تو در سر کشیدهای
[...]
بگذار تا به گلشن روی تو بگذریم
در باغ وصل از گل روی تو برخوریم
باشد اسیر چشم گدایان پادشاه
بردار پرده تا که رخت سیر بنگریم
کوری دیده گو بشکن حور پای ما
[...]
بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم
کز بهر جرعهای همه محتاج این دریم
روز نخست چون دم رندی زدیم و عشق
شرط آن بود که جز ره آن شیوه نسپریم
جایی که تخت و مسند جم میرود به باد
[...]
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال ۱۲۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.