گنجور

حاشیه‌ها

امیرعلی نوری در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۵۱ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰۰:

بیت چهارم، مصرع دوم یک کلمه جا افتاده است:

جز حضرتِ این سلطان، سلطان به چه کار آید

[سلطان دوم، جا افتاده و خوانش شعر ناممکن شده]

فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۵۰ در پاسخ به حمید دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۱:

تا چند زنم به رویِ دریاها خِشت?! / بیزار شدم زِ بت‌پرستان کِنِشت

خیام ، که گفت دوزخی خواهد بود?! / که رفت به دوزخ و که آمد زِ بهشت?!

 

غزل ۸۰ دیوان حافظ دقیقا شرح این رباعی است, حتی حافظ تعمدا از کلمات خشت, کنشت, بهشت,... استفاده کرده است!

 

۱ عیبِ رندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزه‌سرشت /  که  گناهِ دگران  بر تو  نخواهند  نوشت

۲ من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش / هر کسی  آن دِرَوَد عاقبتِ کار،  که کِشت

۳ همه کس طالبِ یارند  چه هشیار  و  چه مست / همه جا خانه یِ عشق است چه مسجد چه کِنِشت

۴ سرِ  تسلیمِ  من  و  خشتِ  درِ  میکده‌ ها / مدعّی گر نکند فهمِ سخن، گو سر و خشت

۵  نا امیدم  مکن از  سابقه یِ  لطفِ  ازل / تو پسِ پرده چه دانی که که خوب است و که زشت

۶ نه من از پرده یِ تقوا به درافتادم و بس / پدرم  نیز   بهشتِ ابد  از دست   بِهِشت

۷ حافظا  روزِ اَجَل  گر به کف آری  جامی / یک سر از کویِ خرابات بَرَندَت به بهشت

 

بازرگان> میسان>عراق > هشتم ژوئن ۲۰۲۴

حمید جهان پناه در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۸:

یکی از نکات زیبا در داستان رستم و سهراب نحوه کشتن طرف مقابل در هنگام نبرد میباشد که نشان دهنده ۲ نگاه بین ایرانیان و تورانیان به بدن انسان میباشد . در اینجا هنگامی که سهراب بر رستم چیره میشود قصد می‌کند که سر رستم را از بدن جدا کند :

یکی خنجری آبگون برکشید 

همی خواست از تن سرش را برید

یعنی تورانیان مرکز ثقل بدن را سر انسان میدانستند که باید از بین برود . 

اما در جنگ دوم هنگامی که رستم سهراب را بر زمین میزند بر قلب سهراب ضربه میزند :

سبک تیغ تیز از میان برکشید

بر شیر بیداردل  بردرید

یعنی ایرانیان اعتقاد داشتند که قلب مرکز و استوانه اصلی بدن است که باید نابود شود. 

این نگاه فردوسی شاید بحث تمرکز بر عقل که در در غرب وجود دارد با عشق و عرفان که در میان شرقیان است را نشان میدهد .

احسان یزدی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۴۷ دربارهٔ جامی » بهارستان » روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) » بخش ۹ - ناصرخسرو:

متاسفانه موفق به ویرایش نشدم اما متن صحیح بر طبق منبع کاغذی چنین است:
ناصر خسرو، در صناعت شعر ماهر بود و در فنون حکمت کامل. اما به سوء اعتقاد و میل به زندقه و الحاد متهم (شده بود). و او را سفرنامه‌ای است که در اکثر معموره سفر کرده، و محاوراتی که با افاضل کرده به نظم آورده، و این ابیات که عین القضات در کتاب زبدة الحقایق ایراد کرده از جمله منظومات اوست. قطعه:

وحید در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۱۰ دربارهٔ صفایی جندقی » دیوان اشعار » نوحه‌ها » شمارهٔ ۲۴:

جناب همایون، آنچه از مذهب ابراز کردید نظر شخصی تان است که چه بدانید و چه ندانید ناظر به بعض اعتقادات از بعض فرق مسیحیت است. و هیچگونه ارزش علمی ندارد. لطفاً دانسته مخدوش و محدود خود را تعمیم به همه مسیحیت و از آن فاجعه بار تر، تعمیم به اسلام ناب محمدی ندهید. پاینده باشید

محمدرضا زارعیان در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۵۶ در پاسخ به منصور دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۲:

بله که خواهد کرد حتی به موجب حفظ شدن این غزل زیبا در ذهن افراد بسیاری میشود تصنیف دوستان که با حال و هوای تصنیف صفا میکنند و امثال بنده حقیر که علاقه شان موسیقی مدرن است هم از همنوازی گیتار الکتریک و خوانش این شعر توسط چاوشی هم لذت میبرند هم فکر میکنند که این کیست این جان من؟ باعث افتخار میشود که اشعار شاعر بزرگ ملت ایران مولانا در همه جای هنر موسیقی سینما نقاشی و... تاثیر میگذارد و الهام بخش میشود

حسین دودی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۲۸ دربارهٔ مجد همگر » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۸:

چقدر زیباست...

تا بگویم غم دل با تو بخلوت، خواهم

همچو موی تو شبی، همچو رُخت مهتابی

 

علی مهدوی تبار در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۵۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۶:

واقعا تعجبی ندارد  ادبیات  در این سرزمین  با این نظرات سطحی بیش از این رشد نکند 

اخه یه کم  بیشتر فکر کنیم  همچین استادان و خداوندان شعر  که صاحب مذهب و طریقت  و اندیشه پاک  و ناب الهی وده اند 

چطور خود را الوده به مسکرات می کنند 

اینها از صنعت ایهام و کنایه و تشبیه در شعر و احساس خود بهره برده اند  مگر می شود دریا را در لیوان ریخت. اخه شاعر بیچاره چاره ای جز استفاده از کلمات دنیایی برای بیان حقایق  ما ورایی ندارد. این چه بی انصافی هایی است که ما در حق شاعران بزرگ ای سرزمین ابراز می کنیم  بخدا حیف است کمی اندشه و تفکر و  مطالعه  عمیق تری کنیم  حتما نگرشمان عوض می شود ممنون

سحر در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۵۰ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰:

🌹

علی مهدوی تبار در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۳۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:

وبه عبارت دیگر می گوید که اگر  تو به ان سر الهی واقف شوی از قران  توسط  حضرت حق 

هروقت که این سر را بخوانی همانا تمام قران را خوانده و فهمیده ای 

علی مهدوی تبار در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۲۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:

با سلام  اینجا شاعر می گوید که سر معرفت  و شناخت بطون قران کریم  فقط از طریق خود حضرت حق  برای انسان  اشکار می شود  نه اینکه شما  بتوانید خودتان  از قران چیزی بفهمید  اینجا منظور از پیاله  یعنی  شراب عنایت خدا که بر معرفت  و علم شما افزوده  و موجب ذوق  و شادی و محبت  بیشتر شما به حضرت حق می گردد

علیرضا قربانی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۵۶ در پاسخ به پرویز شیخی دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۲ - فی نعت سید المرسلین علیه الصلوة و السلام:

در همه نسخه وجود دارد. و سعدی مثل همه دانشمندان مشهور ایران به دین مبین اسلام گرایش داشته است.

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۵۶ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۶۹:

چُو گل به بادِ خزان رفت ، یاسمین خیزد

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۵۵ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۶۹:

به گلشنِ تو ، خزان و بهار یکسان است،

علیرضا قربانی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۵۴ در پاسخ به بهروز پیلتن دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۲ - فی نعت سید المرسلین علیه الصلوة و السلام:

سلام. شما هرجا به نفعتان نیست میگویید تحریف شده و برعکس!مثلا چه میخواهید بگویید سعدی مسلمان نبوده؟! راجب هر شاعری بتوانید این را بگویید راجب سعدی نمیتوانید بگویید.چراکه در اشعار مختلف حتی ادیان دیگر مانند (آتش پرستی(زردشتی گری) ) را با دیده تحقیر نگاه کرده . در ضمن به راحتی نمیتوان اشعار را (مخصوصا شاعری در سطح برادرم مسلمانم سعدی را) تحریف کرد . در همه جا وجود دارد و نسخه هایش در دسترس است. همچنین اگر بیت را با سواد ادبی بخوانی مشکلی ندارد.

کیخسرو در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:

الحاقی بعضی نسخ:

باد بر زلف تو آمد شد جهان بر من سیاه

نیست از سودای زلفت بیش از این توفیر ما

مرغ دل را صید جمعیت به دام افتاده بود

زلف بگشادی ز شست ما بشد نخجیر ما

(جمعیت: آسودگی فکر - ذوالنور | خلاف پریشانی: زریاب [دل در زلف مجموع و گرهگیر دوست جمعیت را صید کرده بود اما چون او زلف گشاد این جمعیت به هم خورد و از شست و دام برون جست ] | شست: قلاب، انگشت شست، خود زلف - حمیدیان) 

بیت ۳: خانلری: در خرابات مغان ما نیز هم منزل شویم (سایه: منزل کنیم)

به هم منزل شدن: در یک جا قرار گرفتن، یکی شدن (اشرف زاده) 

یا در صورت فعلی (به هم منزل شویم) ب تبدیل: ما بدل به هم منزل یکدیگر می‌شویم (حمیدیان). 

بیت آخر: صنعت التفات. مخاطب مصرع نخست حافظ و مصرع بعد معشوق است (زریاب خویی) 

دانیال شیرین در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۴۹ دربارهٔ رهی معیری » ابیات پراکنده » باید خریدارم شوی:

ما که خریدارت شدیم با قیمت جان و روان
وز جان و دل یارت شدیم اما نه چون بازیگران
در دام خود داری مرا اما چرا حالا شدی
زار و خریدار و گرفتار و قرار دیگران

افسانه چراغی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۶۱:

بیت هفتم به این صورت صحیح است: 

چو وحدت است عزبخانه یکی‌گویان،

تو روح را ز جز از حق، چرا عزب نکنی؟

محمدرضا زارعیان در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۲۴ در پاسخ به محمد رضوانی دربارهٔ ایرج میرزا » مثنوی‌ها » عارف نامه » بخش ۵:

بخش اول گفته تان خوب بود اما بخش دوم مقداری ناآگاهانه بود و حتی تحسین و تبلیغ یک پلتفرم موسیقی که عملا یک دزد سر گردنه موسیقی ایران محسوب میشود را همراه داشت. مشکل این نیست که گفتند امروزه کلمات رکیک در پستو نمانده اند و در جامعه وجود دارد مشکل این است که یک کودک هنوز جای استفاده از کلمه رکیک را نمیداند و ممکن است از آن در جای نادرستی استفاده کند که منجر به سو برداشت نیز بشود. حتی در همان موسیقی نیز علامتی مبنی بر حفاظت والدین از کودکان که مبدا اول آن هم کشور مهد آزلادی امریکا است به چشم میخورد. بقول همین دوستان خواننده اینا رپ خوبه حتی با فحش ک دار! اینا ترپه نه غزل حافظ هرچند اونم گفت از شراب و جنده ها

فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۱۴ در پاسخ به سعید قبله مرکید دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۲ - مرداس تازی و فرزند ناخلفش ضحاک:

که فرزند بد گر شَوَد نرّه شیر/به خون پدر هم نباشَد دلیر

مگر در نهانش سخن دیگرست/ پژوهنده را راز با مادرست

فرزندِ بد اگر مثل شیرِ نر  بی رحم و درنده خو هم باشد به هیچ عنوان نمی تواند دستش را به خونِ پدرِ خود آلوده کند.

اگر این اتفاق بیافتد باید این راز را از مادرِ آن فرزند جویا شد که پدرِ فرزندش چه کسی است!

زیاد اتفاق می افتد که پدری بسیار خوب و پاکیزه است ولی فرزند ناپاک می شود و برای مردم سوال می شود,  اینکه پدرِ به این خوبی داشت پس چرا فرزند اینطور شده است! فردوسی در این شعر می گوید که به گمان ما پدرش قطعا خوب است, آیا مادرش هم خوب است! آیا واقعا این پسرِ همین پدر است?!

بازرگان>میسان>عراق> هشتم ژوئن ۲۰۲۴

۱
۵۹۵
۵۹۶
۵۹۷
۵۹۸
۵۹۹
۵۶۵۸