برمک در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۵۸ در پاسخ به فاطمه از دانشگاه آزاد رشت دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱:
مُست است چرا دهخدا را نمینگرید بنگرید واژه مُست یعنی چه؟
وحید نجف آبادی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲۳:
این اقبال در وهم و خیال هم نمیگنجد (از بزرگی، از شیرینی، از لذت بی پایان)
omid در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۵۷ دربارهٔ بابافغانی » دیوان اشعار » رباعیات مستزاد » شمارهٔ ۲:
مصرع دوم و چهارم گمان میکنم اشتباه شده.در دکلمه برنامه گلها
مصرع دوم به جای کوساغر می یابد آخرش سردی دی باشه
چون بر اثر سرما هست که لاله پژمرده میشه
گلهای رنگارنگ شماره421
ر.غ در ۱ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۲۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰ - بر سر خاک ایرج:
با سلام چرا این ابیات را در گنجور نیاوردید؟
امسال بیرجند ندارد بهار امیر
مرغان بغیر گریه ندارند کار امیر
در راه ماند چشم غزالان خدای را
سر بر نمیکند به هوای شکار امیر
هر سال عید بود و در این بارگاه بار
امسال نه بهار و نه عید و نه بار امیر
در گوش کودکان و یتیمان بیرجند
بس آشناست نام تو ای نامدار امیر
لولهکشی و مدرسه و چشمه و قنات
مانده است یادگار تو بس شاهکار امیردنیا در آتش و بصفای تو بیرجند
گویی خبر نداشت از این گیرودار امیر
آفات جنگ از مرض و قحط و اغتشاش
هرگز نکرده بود بدانسو گذار امیر
ایران به احترام برد در مدار دهر
نام امیر شوکت ایرانمدار امیر
تنها نه بیرجند و خراسان که راستی
یک مملکت به داغ تو شد سوگوار امیر
شایستهتر منم به رثای تو کز تو کیست
شایستهتر به مرثیت شهریار امیر
مهرداد در ۱ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۳۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۰۸ - تضرع آن شخص از داوری داود علیه السلام:
اصل دین ای بنده روزن کردن است
به نظرم روزن کردن در اینجا یعنی زاویه دید. نمی توان کسی را یافت که زاویه دید نداشته باشد ولی این زاویه دیدها مناسب خوب دیدن نیست. پیدا کردن زاویه دید مناسب، همه چیز است.
مرتضی یعقوبی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۴۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۵:
آقایون دیندار لطفاً دینتون رو به زور به دیگران قالب نکنید
سعدی و حافظ و مولانا هرچی و هرکی بودن و هر اعتقادی که داشتن کسی رو به زور به اسلام دعوت نکردن
اونوقت اینجا بعضی ها به زور میخوان بگن همه شعرا تابع اسلام بودن و میخوان به زور همه رو به اسلام دعوت کنن.
بابا هرکسی رو توی قبر خودش میذارن، به کسی چه مربوطه دین من و دیگران چیه.
شما از شعر این بزرگان لذت ببر، چه کار با دین و اعتقاداتش داری آخه؟؟؟
قطعا شعرهای این بزرگان شمارو بیشتر به خدا نزدیک میکنه تا دین.
میم یاء در ۱ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۲۵ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۲۱۲:
هو
غزل زیبا و روان هلالی با اینکه بر گرد مفاهیم مختلف «خط» میگردد، ولی با گرهزدن آنها به معشوق به هر نحو ممکن، در نهایت حس و حالی عاشقانه و لطیف را برای خوانندهاش به ارمغان میآورد.
mohammad nemigam در ۱ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۲۸ دربارهٔ هجویری » کشف المحجوب » باب الملامة » بخش ۲ - فصل:
اشکال متن (پاراگراف 6):
غلط: لإنَّ الملامةَ رَوْضَةُ العاشِقینَ و نُطْهَةُ المُحِّبینَ و راحَةُ المُشْتاقینَ و سُرورُ المریدینَ.
درست: لإنَّ الملامةَ رَوْضَةُ العاشِقینَ و نُزهَةُ المُحِّبینَ و راحَةُ المُشْتاقینَ و سُرورُ المریدینَ.
mohammad nemigam در ۱ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۱۷ دربارهٔ هجویری » کشف المحجوب » باب الملامة » بخش ۲ - فصل:
متن ناقص (پاراگراف 4):
راه آن بر خلق دشوار است، و مُنغَلِق است.
منغلق: بسته شدن در
کوروش در ۱ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۱۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۷۷ - اعتراض کردن معترضی بر رسول علیهالسلام بر امیر کردن آن هذیلی:
آنک او گل عارضست ار نو خطست
او به مکتب گاه مخبر نوخطست
یعنی چه
mohammad nemigam در ۱ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۰۶ دربارهٔ هجویری » کشف المحجوب » باب الملامة » بخش ۲ - فصل:
خط آخر از پاراگراف 3 ام، متن عربی:
غلط: وحدانی الذّات.
درست: وِجدانِی الذّات.
محمد مهدوی راد در ۱ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۴۶ دربارهٔ وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۹ - گفتار در نکویی خموشی و عشق:
خموشی آورد صد نقص در کار
حبیب شاکر در ۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۲۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۱:
باسلام بر همراهان نیک اندیش
ای غرق شده در این سراب دنیا
دانی که بود فنا چو آفت او را
هان تا ندهد عمر عزیزت بر باد
طوفان مهیب غفلت و رویاها
باتشکر از همه دوستان
Zahra در ۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۴۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۷ - حکایت درویش با روباه:
کرم ورزد آن سر که مغزی در اوست/که دون همتانند بی مغز و پوست
سوال:پوست رو میتونیم مجاز از ظاهر بگیریم؟
انسان های پست، نه تنها خرد ندارند بلکه ظاهر مناسبی هم ندارند؟یا اینکه انسان های پست تنها ظاهر دارند و بی خرد اند.
سارای سارای در ۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۳۴ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۲:
بسیار زیباست
سُنباد در ۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۴۲ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۸:
کجا بردم؟ ز راه دیده در دامان خود کردم
دل سد پاره ام را به وسیله ی اشک به دامن خود ریختم
اشکبوس رضا در ۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۱۰ در پاسخ به سپیتامن آرین دربارهٔ نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرفنامه » بخش ۲۲ - رای زدن دارا با بزرگان ایران:
در اینجا منظور حمدالله مستوفی و ابوریحان بیرونی از ایران، اقلیم میانه است. ابوریحان بیرونی با تعاریف اقلیم های مختلف با آوردن همین نوشته حمدالله مستوفی اقلیم ایران رو هم توضیح و بخش هایی از آن را غلط میداند و اصلاح میکند
اشکبوس رضا در ۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۵۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۵ - دعای پادشاه سعید علاء الدین کرپ ارسلان:
همه عالم تن است و ایران دل
نیست گوینده زین قیاس خجل
چونکه ایران دل زمین باشد
دل ز تن به بود یقین باشد
زان ولایت که مهتران دارند
بهترین جای بهتران دارند
دل تویی وین مثل حکایت توست
که دل مملکت ولایت توست
میگه اگه تمام جهان رو به تن تشبیه کنیم ایران دل است یعنی که در میانه تن، وسط بدن است.
ایران در اینجا یعنی میانه، وسط
حتی از نظر ابوریحان و حمدالله مستوفی هم ایران یعنی اقلیم میانه، وسط
معنی ایران خیلی روشن و آشکار است حال چه دلیلی داره معنی واقعی آن را نپذیریم و به دنبال توجیه معنی غلط باشیم؟
دانشآموز در ۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سیام:
مطمئن نیستم شاید بقیه دوستان قبلا به این نکته اشاره کرده باشند ولی این چیزیه که به نظر بنده اومده:
وقتی ایشون میفرمایند «تویی سور و منم راقص» در واقع انگار مخاطب رو «کل» میدونند و خودشون رو جزئی از اون کل که به وسیله اش معنا یافته. رابطه ی خودش با مخاطب رو مثل یک رقصنده در یک مهمانی میدونه. با توجه به اندیشه های «وحدت وجودی» که در بین عارفان فراوان بوده میشه حدس زد که مخاطب ایشون خدا باشه. به نوعی که خودشون، به عنوان یک انسان، جزئی از اون کل دونسته میشن که از برکتش موجودیت یافته، درست مثل رقصِ رقصنده ای که از وجود مهمانی معنا یافته و خودش هم جزی از مهمانیه.
به نظرم خطاب به خداوند باشه.
برمک در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۶:۱۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱: