الف رسته در ۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۵۵ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۲۱ - بیان آنک طاغی در عین قاهری مقهورست و در عین منصوری ماسور:
گر مُحِبّ حق بوَد لِغیره >> اگر دوستدار حق برای چیز دیگری باشد ( اگر به امید بهشت و بیم دوزخ باشد)
کَی یَنال دائماً مِن خَیرِه >> تا همیشه از خیر او بهرهمند شود
یا محب حق بود لِعَینِه >> یا اینکه دوستدار حق برای حق باشد
لاسِواه خائفاً من بینه >> و از دوری از او ترسان باشد
م . ف ثانی در ۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۵۴ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۷:
این جهان چون خوابآلودهایست که تمام کارهای او کج و معوج است و به آنچه میکند هشیار نیست. کسی میتواند این مسئله را فهم کند که دلش بیدار و هشیار باشد. یعنی که خود، به معرفت دل، فراتر از جهان خوابزده باشد.
جهانی که لطف و احسان آن در مقام و مرتبه بدی کردن است. یا -اگر بد را به معنای غیر مطلق [نادرستی و ناراستی] بگیریم- جهانی که در مواقع نادرست و با افراد نادرست نیکی میکند. و آنگاه که باید با بیماران غمخواری و مراقبت کند، دشمنوار به شادی مینشیند.
در چنین جهانی که هیچ پایداری و راستی در آن نیست، از چه پیوسته ساکن نشستهای؟
افکار آن ناراست و افعالش نارواست، اما به ظاهر خوب و زیبا مینماید
دکتر صحافیان در ۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۴:
دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود
تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود(۲۱۴)
در حال خوش، خواب دیدم که در دست پیاله شراب دارم، چنین تعبیر کردند که پادشاهی نصیبم کردهاند(حال خوش: پادشاهی درونی)
۲- پس از چهل سال(دورههای سلوک) سختی و مرارت، گره از کار ما شراب کهن(بیخودی و فقر عرفانی)دوساله گشود.
۳- آن آرزوی زیبا همانند نافه ختن، که از سرنوشت و اقبالم میخواستم، در شکن موی آن سیاه کاکل بود( خانلری.کلاله)
۴- سحرگاه خماری غم از میانم میبرد، ولی اقبال همسو شد با من و شراب در پیالهام بود( همسو- فرکانس- شدن تنها راه دریافتهای درونی و حال خوش است)
۵- آری با این همه در آستانه میکده ایستاده و پیوسته خون دل میخورم،( درد عاشقی) سهم ما از سفره سرنوشت همین بوده است( خانلری: خوان کرم)
۶- هر که عشق نورزد و از زیباییها گلی نچبند( بهرهای نبرد) مانند کسی است که در باد شدید نگهبان گل لاله یا چراغ لاله است.
۷- آری هنگامه صبح نیز که به باغ رفتم، مرغ سحر را در آه و ناله دیدم( پیوستگی عشق با درد، تضاد ۴ بیت نخست با ابیات بعدی را حل میکند، یعنی گرچه پادشاهی حال خوش دارم اما این حال از درد عشق هست)
۸- شعر سرمست کننده حافظ، وقتی با ستایش شاه نیز قرین شود، یک بیتش از صد رساله علمی بالاتر است.
۹- خورشید شیرگیر( از آن جهت که در برج فلکی اسد هست) در روز کارزار، در برابر شاه چابک و شجاع کمتر از آهویی است.
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
مهر و ماه در ۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۱۰ در پاسخ به همایون دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:
درود بر شما
این غزل از کیست؟
در دیوان شمس دیده نمیشه
کوروش در ۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۱۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۲۱ - بیان آنک طاغی در عین قاهری مقهورست و در عین منصوری ماسور:
گر محب حق بود لغیره
کی ینال دائما من خیره
یا محب حق بود لعینه
لاسواه خائفا من بینه
یعنی چه ؟
علی عابد در ۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۲۵ در پاسخ به Teddy دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هیچ است [۱۰۷-۱۰۱] » رباعی ۱۰۳:
رد کردن آخرت به کنار، خیام کلا منکر وجود خداست و چپ و راست توی رباعیاتش به این مسئله اشاره میکنه و اینقدر روشن و شفاف صحبت میکنه که نیازی به تفسیر یا برداشت چندگانه نداره اشعار اون. اینکه شما دلت نمیخواد قبول کنی یه چیز دیگهاس
مسعود کلانتری در ۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۱۳ دربارهٔ صغیر اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۳:
پیشنهاد میکنم دوستان اجرای تصنیف حسام الدین سراج از این غزل رو گوش کنند. با تصنیف، شکوه آواز به غزل داده.
مسعود کلانتری در ۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۰۶ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:
اجراهای خوبی در موسیقی ایرانی از این غزل شده.اما شهرام ناظری در آلبوم گل صدبرگ، پنج بیت از این غزل آنچنان را آنچنان تر کرده.
دوست در ۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۰۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:
بنظرتون نباید تا یاد تو افتادم باشه؟
نازنین مریم حسینی در ۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۰۳ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۰:
👏👏
سحر در ۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۰۰ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶:
🌹
دوستدار در ۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۳۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » هوشنگ » بخش ۳ - بنیان کردن آهنگری و صنعتهای دیگر به دست هوشنگ:
گرامی بابک ( چنان چون ناباور می گوید و به درستی)
درود باد به رندی که چون پیاله گرفت نخست یاد حریفان خسته جان افتاد
خوشا و خرما که دوستی به آخر نامده ، دوستداران بر سر پیمان اند، از گنجور دور بودم و از خود نیز بدر شده بودم بی که کس از در تنهاییم در آمده باشد، نک به خویش باز آمده ام از پس گشت و گذاری در کوچه باغهای تاریخ به جستجوی جوی مولیان رفته بودم. در خیوه که به گمانم همان خوارزم است و در مهمانخانه زر افشان، خیابان پهلوان محمود خوارزمی به خوابی چنان رفتم که کودکی در آغوش مادر و چون با آوای خروس همسایه بیدار شده بر بام شدم تاریخ باریده بود ؛ الگوریتم به جبر و مقابله سرگرم بود، ریحانه دخت حسین خوارزمی به خواندن التفهیم و.........
از آمودریا گذشتم که پرنیان وار بی درشتی به دریای خوارزم می خرامید، در بخارانشانی از جوی مولیان نیافتم اما دریافتم که جوی مولیان همان کیستی ماست همان رود سرفراز سخن پارسی روان بر پهن دشت فلات فرهنگی میهنمان
و هم در بخارا پسر سینا رادیدم نشسته در حجره ای نقض الادیان رازی می خواند و طب منصوری بر کنار داشت
و بسیار دیدنی ها و فراوان گفتنی ها و..........
امابعد ،از سال گفتم تا دریچه گفتگو بگشایم نام ها چنان چون مردمان درگذر زمان چهره دگرگون می کنندو ببخشایید که بسیار گفتم و گزیده نگفتم
حبیب شاکر در ۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۳۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۶:
سلام بر دوستان
این رباعی بنظر نا هماهنگ است.مصرع سوم به جمله معترضه میماند.
کیهان قربانی هگمتانه در ۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۱۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۳۸:
درود،دریافتی که من هم از بیت مورد گفتگوی هنر نزد ایرانیان است و بس،اینه که منظور هنر رزم و جنگ و در کل قدرت نظامی ست،و مصرع یا به بیان دوستان پارسی دوستم،لنگه دوم،هم همین رو بیان میکنه.وگرنه به یقین مثال و کار دیگری رو در لنگه دوم میگفت.و در گفتگوی دو صاحب قدرت و پادشاه،وقتی کار به جدل و جدال می رسد،تهدید معتبر،امریست که مربوط به توان نظامی باشد،وگرنه قالیبافی و شطرنج و ملیله دوزی که در آن هنگامه نمی تواند طرح و مراد بشه.البته که تمام این هنرها ارجمند و گرامی،اما من هم بر این دریافت پافشاری میکنم و اساتیدی چند هم به این مفهوم اشاره کردند
الف رسته در ۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۵۹ در پاسخ به سیدمحمد جهانشاهی دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۶۰:
در نسخهٔ چاپی ۱۳۱۹ تبریز ص ۲۲۳ این غزل را به همین شکل چاپ کرده است و گفته است: « مطلع غزل در اصل نسخه نبود».
در ص ۲۰۹ غزل با مطلع « مهل آن روی که از پرده پدیدار آید» که ۸ بیت دارد و مقطع آن « ای طبیب از سر نیر به سلامت بگذر» مطابق غزل ۶۰ گنجور.
در ص ۲۱۰ غزل بعدی با مطلع « ای قدت سرو، اگر سرو به رفتار آید» ۶ بیت دارد
پیشنهاد میشود که غزل شماره ۶۰ گنجور شکسته شود و دو غزل جداگانه به وجود آید که مطابق نسخهٔ چاپی شود.
غزل ۸۴ مطابق نسخهٔ چاپی است و تا زمانی که سندی برای آن پیدا نشود بهتر است که به همین صورت باقی بماند. آقای سید محمدرضا شهیم که متن را برای گنجور تهیه کردهاند بهتر میتوانند به آن رسیدگی کنند
ایوب کوشان در ۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۵۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:
عضوی برند بریدن اعضای بدن و مثله کردن مراد است
رسول لطف الهی در ۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶:
دوستان حافظ هم ازکوچکی بزرگ شده وغزلیاتش نیز در دوران نوجوانی جوانی و میانسالی وپیری سروده شده وانسان بوده.وهرغزلی رادر یک برهه از زندگی گفته.به فرموده مولانا زمانی که باهوش بودم میخواستم دنیارا تغییر دهم.والان که عاقل شدم میخواهم خودم را تغییر دهم.برقرارباشید
فرید وحدت در ۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۴۶ در پاسخ به Hassan دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۱:
با درود،چون سینه ها،تشبیه به بسیار با جمع بستن است،یعنی سینه ای چنان که باید.و اینجا سینه همان است که در عربی صدر گفته می شود،و آیه ی،رب الشرح لی صدری،و یسرلی امری و....ناظر به آن است.انجا که وحی بر پیامبر و امر بر بنده دارد می شود.و جز قلب و دل و فواد است،زبان دل زبان احساس است،زبان و ارتباط در صدر و سینه فکر و خیال است.کما اینکه در درویشی و عرفان و تصوف،ذکر است و فکر،ذکر خفی با دل است،و فکر با صدر.و این صدر و سینه همان ذهن است.که رب الشرح لی صدر،به من ذهن باز و گسترده عطا کن.رو سینه را چون سینه ها،هفت آب شوی از کینه ها،ذهن و فکرت را برای آموختن و اندیشیدن بدون پیش قضاوت و تصلب و تعصب آماده کن.البته این ها که نوشتم در حد آموخته ها و درک و فهم من بود،بسا جز این و یا بیش از این باشد.با احترام⚘️🙏
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۳۰ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۷۲:
پیشِ چشم آینه شد ، آنچه مرا مشکل بود
محمدرضا زارعیان در ۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » عارف نامه » بخش ۲: