گنجور

حاشیه‌ها

مهرداد در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۲ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲:

با درود

هر چه شرط بلاغ بود آقای رضایی عزیز فرمودند.

کُشته‌یِ‌ غَمزه‌ی تو شد‌حافظِ نا‌شنیده پـنـد
تیغ سزاست هرکه را دَرد، سخن نمی‌کـنـد

 

یک مصرع ساختگی می آورم شاید معنی متبادر شود:

برو دگر برادرم اثر سخن نمی کند

یا 

برو دگر برادرم، سخن اثر نمی کند

حالا به جای اثر، درد بگذارید.

درد سخن نمی کند= اثر سخن نمی کند

سخن درد نمی کند= سخن اثر نمی کند

 

 

 

جهن یزداد در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۲ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۲۲ در پاسخ به عباسی-فسا @abbasi2153 دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۸:

موی قرار گرفته بالای صورت از چشم تا گوش دگر چیست ؟
هرجای تن را بپارسی نامیست  صدغ را بپارسی گیژه  گویند گیژه را به عربی شقیقه  نیز گویند

هنگام بهار گاه کوچ است
 جز مهر تو هرچه هست پوچ است
 ان موی سیاه گیژه اش بین
 پیچیده بسان شاخ قوچ است
-
بنازم موی گیژه ات ای مه نو
 که شاخ قوچ جنگی داده ای تو
-
بموی گیژه اش سلمی دلم برد
- بموی گیژه گه دل برد سلمی
-دلم برده است سلمی به موی گیژه گاهش
-
به گیژه اش برده او از من  فوادی
روانم میزند هر روز دادی
نگارا بر دل بیدل ببخشای
بپیشم آ علی رغم الاعادی
حبیبا در غم سودای عشقت
 توکل کرده بر رب العبادی
اگر از عشق سلمایم کنی نهی
ترا ان چهره نیکو ببا(ید) دی(د)




 زند فریاد جانم به هر شام و پگاهش

جهن یزداد در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۲ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۴۲ در پاسخ به محمد دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۸:

در سروده حافظ و پهلوی شیراز (که در سرودده های بسیاری از سخنوران مانده چون دیوان پس ناصر ،شاه داعی، و بسیاری دگر) غر برابر گر است  غرت برابر گرت  و هیچ پیوندی با غرتت =لجت(از غیر عربی)  ندارد اگر را نیز اغر گفته اند  همان ارجان را نیز ارغان میگفتند در بیت سپسین حافظ در همین غزل نیز  وگرنه را وغرنه گفته  «وغرنه او بنی انچت نشا دی»
جامگ را جمغ نالگ را نلغ میگفتند به مثلثات  سعدی و دیوان پس ناصر بنگرید

سحر در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۲ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۳۳ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۰:

🌹

نازنین جهانگیری در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۲ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۳۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۲:

در یک نسخه دیگر که در حال حاضر به یاد ندارم چند بیت اضافه‌تر هم بود که دوستی به اونها اشاره کردن. بعد از چو در دشت مر رخش را یافتند/ پی بند کردنش بشتافتند، اینطور آمده بود که: سواران ز هر سو بر او تاختند/ کمند کیانی در انداختند/ چو رخش آن کمند سواران بدید/ به کردار شیر ژیان بر دمید/ دو کس را به زخم لگد کرد پست/ یکی را به دندان سر از تن گسست/ سه تن کشته شد زان سواران چند/ نیامد سر رخش جنگی به بند/ پس آنگه فکندند هر سو کمند/ که تا گردن رخش کردند بند.

فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۲ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۴۰ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۸ - ذکر عتبة بن الغلام رحمة الله علیه:

جالب است

این عبارت دست شویی که در واقع شستنِ ک-ن است به زمانِ عطار و قبل آن باز می گردد. ظاهرا فرقی هم نمی کرده که با آب باشد یا کلوخ, هر دو عمل شستن و تمیزی را بیان می کند.

عرب ها هم از واژه خلا یا بیت الخلا استفاده می کنند که معنی جایی که خالی است و کسی غیر از فردِ خلق کننده یِ اون اثر بدیع هنری! در آنجا وجود ندارد!  

خلاب نیز هم بجای دستشویی تا همین چند وقت پیش استفاده می شد.

به قول سعدی در گلستان:

جوهر اگر در خلاب افتد، همچنان نفیس است و غبار اگر به فلک رسد، همان خسیس!

فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۲ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۴ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۷ - ذکر ابوحازم مکی رحمة الله علیه:

مبادا

اندکی از دنیا تو را مشغول گرداند از بسیاریِ آخرت.

فکه شمالی> میسان>عراق ۱۱ ژولای ۲۰۲۴

مسعود کلانتری در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۲ در پاسخ به سامیه دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۱۲ - حکایت:

سلام بر شما

در ابتدای تأسیس نظامیه شور و هیجان علمی زیادی بوجود آمد و تاثیر فراوانی از نظر علمی داشت، از این منظر حق با شماست.

اما همانطور که اشاره کردم نظامیه ها از اهداف اولیه دور شده بودند.

به طور مثال به شدت به اختلافات مذهبی دامن می‌زدند و بر حقانیت مذهب شافعی تاکید داشتند.

یا از نظر فکری، به شدت تحت تاثیر افکار اشعری بودند و مجالی برای فلسفه و سایر نحل فکری قائل نبودند که ریاست غزالی در دوره ای شاهدی بر این ماجراست.

البته بحث مفصلی در این زمینه وجود داره که مجال و حالی دیگه طلب می‌کنه.

به طور کلی  با احترام به همه عقاید، نظرم این هست که سعدی گوشه چشمی به این انحطاط داشته.

عاشقِ ادبیاتِ پارسی... در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۲۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » خان ننه:

شهریار جانیم...

بن سنین سوزلرین‌ده نقد عاشیق اولویدوم؟

مهرداد ت در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۴۳ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۱:

درود بر شما،

ذهن زیبا و طریقت عارفانه شما ستودنیست، 

سپاس که نتیجه سالها سلوک رو به اشتراک میگذارید. 

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ ترکی شیرازی » دیوان اشعار » فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها » شمارهٔ ۵۷ - نشان عاشقی:

جهان و هر چه در وی هست سرتاسر عرَض باشد،

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ ترکی شیرازی » دیوان اشعار » فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها » شمارهٔ ۵۷ - نشان عاشقی:

نشان عاشقی باشد تن کاهیده و لاغر،

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۳۰ دربارهٔ خالد نقشبندی » غزلیات » غزل شماره ۲۲:

به عالم هر که بینی خالدا بیچاره است ، امّا،

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۲۹ دربارهٔ خالد نقشبندی » غزلیات » غزل شماره ۲۲:

همه گلگون سواری ، خسرو پرویز نتوان گفت،

احسان رحیمی در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶۵:

و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و ...

پرفسور آنه ماری شیمل آلمانی
مولوی شناس معروف می‌گوید:
اگر از من سؤال شود که کدامیک از ابیات مولانا هست که در عمیق ترین غم‌هایی که احساس می کردم، بارها به من تسلّی خاطر داده است،
بیت زیر را می خوانم: 

«و اگر بر تو ببندد همه ره ها و گذرها 
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند»

نعیمه عطامنش

پیوند به وبگاه بیرونی

 

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۲۸ دربارهٔ خالد نقشبندی » غزلیات » غزل شماره ۲۲:

هر آن کو آینه می سازد ، اسکندر نخواهد شد

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۲۷ دربارهٔ خالد نقشبندی » غزلیات » غزل شماره ۲۲:

سلیمانی نزیبد هر که را خاتم بوَد در کف،

کیوان کیوان در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۰۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » دیباچه:

درست: قسیمٌ جسیمٌ بسیمٌ وسیم. نسیم غلطه، بسیم درسته به معنای گشاده‌رو.

۱
۵۹۶
۵۹۷
۵۹۸
۵۹۹
۶۰۰
۵۶۸۸