گنجور

حاشیه‌ها

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳۰ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۰۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۱:

هردو درست است

دیر فنا اشاره به نابودی وفناپذیر بودن افراد در دنیا دا رد

دیر کهن نیز اشاره به دنیا دارد وتناسب با افراد گذشته قدیمی ۷۰۰۰ هزارساله

 

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳۰ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۵۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۱:

وزن شعر

مفعول مفاعیل مفاعیل فعل

 

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳۰ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۴۲ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶:

یک غزل کلاسیک در کلاس جهانی

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳۰ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۳۷ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۲:

بله رطب درست است

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳۰ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۳۵ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۹:

در بیت آخر دم به معنی لحظه است

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳۰ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۲۳ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۹:

بسیار زیبا وفنی ودل نشین

Mahmood Shams در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳۰ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۷ در پاسخ به محمد راد دربارهٔ عطار » اسرارنامه » بخش بیست و یکم » بخش ۱ - المقاله الحادیه و العشرون:

البته به نظر بنده اینجا سرباز شخص نیست 

بلکه مقابل سربسته است به معنی واضح ، روشن ، بدون پرده و فاش 

مسیح تدین در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۳۷ - مناجات:

بعد سالها دریافتم که هیچ سخنی ارزش گفتن و شنیدن را ندارد. تنها وقتی سخن بگوئیم که از چشمه درونمان بجوشد، تنها آنوقت است که شاید شنیدنش تبدیل به تجربه ای شود . حافظ میگوید در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد، حالتی رفت که محراب به فریاد آمد. فقط جرقه ای از آن آتش و آن حالت که محراب خاکی را به فریاد در آورده ممکن است بر خرمن وجودمان بزند یا نزند. آن سخن از دانش و اندیشه و تفکرات حافظ نیست که اگر بود جرقه ای هم در خود نداشت.

تا زمانیکه سخن از درونمان نجوشیده بهتر است سخن نگوییم. من نیز جسارت کردم.

همه تان را دوست دارم و درد دلی با شما کردم.

محسن مرتضوی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۱۳:

گویا برخی این رباعی را منسوب به خواجه نصیر طوسی نیز دانسته اند

 

پیوند به وبگاه بیرونی

ابراهیم ایزدی دستگردی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۴۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:

کنون ای خردمند! ارج خرد

بدین جایگه گفتن اندر خورَد

ابراهیم ایزدی دستگردی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۳۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:

در داستان کسریٰ با بوذرجمهر ، چون شاه می‌پرسد راه مبارزه با دیو چیست، 

بوذرجمهور، خرد را سلاح مقابله با دیوان می‌داند:

 

ز دانا بپرسید پس شهریار،

که چون دیو با دل کند کارزار،

 

به بنده چه داده‌ست کیهان خدیو؟

که از کار کوتَه کند دست دیو.

 

چنین داد پاسخ که دست خرد

ز کردار آهرمنان بگذرد

 

خرد باد جان تو را رهنمون

که راهی درازست پیش اندرون

 

_تا به این شاه بیت می‌رسد که:

 

ز شمشیر دیوان خرد جوشنست

دل و جان داننده زو روشنست

ناصر سرفراز در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:

از تو گفتند و سر دار تو را رقصیدند

از تو می‌گویم از دار مرا پروا نیست

اردلان سرفراز

احمدرضا نظری چروده در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۰۷ در پاسخ به کوروش دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱:

درپاسخ به دوست گرامی

پیش ازاین که معنی کنیم باید به تناسبهای کلمات توجه داشه باشیم. مثل شطرنج بیدق، شاه  رخ، حافظ زمانه وروزگارخود را صفحه شطرنجی تشبیه کرده است که هرکس نقشی برعهده دارد ونقش رندان پاکباز ازهمه قوی تر است.

معنی .تاببینیم چه بازی ونقشی در روزگارواقع میشود،مانیز سربازی وپیاده ای به عرصه می فرستیم.یعنی مانیز نقش خودمان را بازی می کنیم.

اما درعرصه بازی شطرنج رندان، شاه مجال  جولان دادن وتاخت وتاز را ندارد وبلافاصله مات میشود.

یعنی شاه قدرت وتوانایی درافتادن با مارا که رندیم، ندارد.باید حواسش راجمع کند وما را دست کم نگیرد. نیز خود سرباز وقتی به پایان صفحه می رسد قدرتش به اندازه شاه زیاد میشود.سرباز را نباید دست کم گرفت

رسول لطف الهی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۵۱ در پاسخ به منصور دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۵:

گفتیم که عقل از همه کاری بدر آید.بیچاره فرو ماند چو عشقش به سر افتاد 

ر.غ در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۲۱ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۳۶۹:

گر بیایی به سر چشمه‌ی حیوان برمت
پای‌کوبان به تماشاگه رضوان برمت
شرط آن است ولیکن که هم از گام نخست
دست بر دست رضا با سر پیمان برمت
چشم بر هم نه و بر بند زبان از سر صدق
جان به شکرانه بده تا بر جانان برمت
آرزومند وصالی و به غایت محروم
به من آ تا به در از ورطه‌ی هجران برمت
بارکش مور صفت باد چه می‌پیمایی
گر بیایی به سر تخت سلیمان برمت
جبرئیلم نه من و نه تو رسولی اما
رخت بر تختگه سدره نشینان برمت
زهره داری که بیندیشی و رخصت یابی
گر نه من بر سر گنجینه‌ی سلطان برمت
گر سر بندگی آل محمّد داری
تا بیاموزمت اول بر سلمان برمت
ور تمنای مقیمان سماوات کنی
بی نزاری چو بیایی بر ایشان برمت

 

ابراهیم ایزدی دستگردی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۵۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:

خرد، چشم جان است چون بنگری

تو بی چشم، شادان جهان نسپَری،

 

فرزانه خردمند توس ، جای دیگر  در بخشی از پادشاهی بهرام گور، از زبان موبد  در پاسخ به فرستاده قیصر می‌فرماید:

خرد دارد ای پیر بسیار نام
رساند خرد پادشا را به کام

یکی مهر خوانند و دیگر وفا
خرد دور شد درد ماند و جفا

زبان‌آوری راستی خواندش
بلنداختری زیرکی داندش

گهی بردبار و گهی رازدار
که باشد سخن نزد او پایدار

پراگنده اینست نام خرد
از اندازه‌ها نام او بگذرد

تو چیزی مدان کز خرد برترست
خرد بر همه نیکویها سرست

_تا به این شاه‌بیت می‌رسد که:

خرد جوید آگنده راز جهان
که چشم سر ما نبیند نهان

 

Farhad Abbasi در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۵۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۸:

سلام خدمت تمامی دوستان.

منم با آقا داود هم عقیده ام. پیام این رباعی فقط شاد بودن. و چرا دهری بودن از اشعار جناب خیام هویداست. در هر صورت اشعار جناب خیام گلی هست با شکوه اما پر از خارهای هولناک.

صادق بحرانی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۱۸ در پاسخ به آرمان دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۵۳:

سلام

خیر 

وزن شعر درست است.

شاهرخ آسمانی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۱۴ در پاسخ به سیدعلی ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۰:

جناب ساقی عزیز.

بسیار سپاسگزارم لدت بردم ار این غزل با شرح و توصیف زیبای شما..

درود برحافظ وهمه بزرگان شعر و ادب پارسی

.فصیحی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۱۴ در پاسخ به میر ذبیح الله تاتار دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰:

خود خداوند در قران میفرمایند برخی با خواندن قران به ضلالت و گمراهی و بدبختیشون اضافه میشه

چه برسه به غزلیات حافظ!

۱
۵۹۳
۵۹۴
۵۹۵
۵۹۶
۵۹۷
۵۷۴۴