گنجور

حاشیه‌ها

م . ف ثانی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۲۴ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۵:

چهره تو مانند روز روشن، دلیل و برهان یکتاپرستان است. و گیسوی تو مانند شب کافران در شکاف گور، سیاه و تاریک است.

من بر همه عاشقان پیشی گرفته‌ام، چرا که زیبایی تو بر جمیع زیبارویان مقدم است، مانند حرف تاکید «قدّ» که در کلام عرب بر دیگر حروف تاکید مقدم است.

محمد علی کبیری در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴:

به نظرم مایه نقد، بقا را که ضمان خواهد شد مناسب تر است  آن چیزی که امروز فراهم  و مهیاست بقای اون را چه کسی ضمانت می کند؟

شاهرخ آسمانی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۱۴ در پاسخ به Mahmood Shams دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۵:

یادش بخیر

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۵۵ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۵۴:

چشم ات ، اینکار که در شیوۀ تسخیر کند

شاهرخ آسمانی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۰۶ در پاسخ به غزل نیازی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۵:

سپاسگزارم 

بسیار زیبا تفسیر کردید

 

mehdi nasiri در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۱۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۲ - بند کردن فریدون، ضحاک را:

بیت «فریدون فرخ فرشته نبود» در شاهنامۀ چاپ مسکو در بخش ملحقات آمده است.

منبع: شاهنامۀ فردوسی، براساس چاپ مسکو، به‌کوشش سعید حمیدیان، نشر قطره، چاپ دوازدهم، ۱۳۹۲، جلد اول، بخش ملحقات، صص ۲۵۱ و ۲۵۲.

 

 


بیا تا جهان را ببد نسپریم
بکوشش همه دست نیکی بریم

نباشد همی نیک و بد پایدار
همان به که نیکی بود یادگار

همان گنج دینار و کاخ بلند
نخواهد بدن مر ترا سودمند

سخن ماند از تو همی یادگار
سخن را چنین خوارمایه مدار

سخن را سخن‌دان ز گوهر گزید
ز گوهر ورا پایه برتر سزید

تویی آنکه گیتی بجوئی همی
چنان کن که بر داد پوئی همی

فریدون فرخ فرشته نبود
ز مشک و ز عنبر سرشته نبود

بداد و دهش یافت آن نیکوئی
تو داد و دهش کن فریدون توئی

فریدون ز کاری که کرد ایزدی
نخستین جهان را بشست از بدی

یکی بیشتر بند ضحاک بود
که بیدادگر بود و ناپاک بود

دو دیگر که گیتی ز نابخردان
بپرداخت و بستد ز دست بدان

سدیگر که کین پدر باز خواست
جهان ویژه بر خویشتن کرد راست

جهانا چه بدمهر و بدگوهری
که خود پرورانی و خود بشکری

نگه کن کجا آفریدون گرد
که از پیر ضحاک شاهی ببرد

ببد در جهان پانصد سال شاه 
بآخر بشد ماند ازو جایگاه

جهان جهان دیگری را سپرد
بجز درد و اندوه چیزی نبرد

چنینیم یکسر که و مه همه
تو خواهی شبان باش و خواهی رمه

 


برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید:
چاپ هشت جلدی خالقی مطلق، انتشارات مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی، چاپ ششم، ۱۳۹۶، ج ۱، ص۸۵، بیت ۴۸۹.

 

چاپ چهار جلدی خالقی مطلق، انتشارات سخن، چاپ دوازدهم، ۱۴۰۰، ج ۱، ص ۴۸، بیت ۴۹۳.

 


چاپ مهری بهفر، دفتر یکم،  نشر نو،  چاپ پنجم، ۱۴۰۰، ج ۱، ص ۳۸۱.

 

چاپ میرجلال‌الدین کزازی، ویراست دوم، انتشارات سمت، چاپ هفتم، ۱۳۹۰، ص ۶۷.

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۱۶ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات ناتمام و اشعار پراکنده » تعبیر خواب پریشان:

شیر را گیرد و در زلفِ تو زنجیر کند

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۱۵ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۵۴:

آهو وش چشمِ خطاکارِ تو ، با شیر کند

مهتاب ع در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۲۳ دربارهٔ بابافغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸:

در بیت ۵  به گمانم کلمه "ملتمس" صحیح است نه ملتسم

محمد خراسانی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۳۴ در پاسخ به Amir ghadimiamir70@gmail.com دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۳:

می‌فرماید که : تو ای آدم نادان این جهان بی وفا را انتخاب کردی و انتخاب بدی کردی و به خاطر همین انتخاب بد پشیمان شدی   

بیت ۲ = هرکسی که در جوانی استفاده های زیاد و غلط از دنیا کرده  وقتی که پیر شد  حسرت میخوره  

بیت ۳ : هرکسی که در طمع دنیا افتاد خوار و ذلیل شد

کوروش در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۲۵ - نواختن معشوق عاشق بیهوش را تا به هوش باز آید:

کرد فضل عشق انسان را فضول

 

زین فزون‌جویی ظلومست و جهول

 

یعنی چه ؟

 

 

کوروش در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۴۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۲۲ - جذب معشوق عاشق را من حیث لا یعمله العاشق و لا یرجوه و لا یخطر بباله و لا یظهر من ذلک الجذب اثر فی العاشق الا الخوف الممزوج بالیاس مع دوام الطلب:

همچو چوب خشک افتاد آن تنش

 

سرد شد از فرق جان تا ناخنش

 

فرق جان چیست ؟

فرهود در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۲۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۹ - مجلس بزم خسرو و باز آمدن شاپور:

به گرداگرد خرگاه کیانی فرو هشته نمد‌های الانی

آلان‌، امروزه اوستیای شمالی ـ آلانیا است و هنوز هم نمد در آنجا تولید می‌شود.

 این ویدئو درباره این صنعت است در آنجا.

بهنام اعظمیان در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۲۰ دربارهٔ عطار » پندنامه » بخش ۷۱ - در بیان تجرید و تفرید:

گر دهی یکبار شهوت را طلاق آن ...

در مصرع دوم به جای «طلاق» به نظرم  «لاق» به معنای لایق و شایسته باید نوشته بشه

آهنگ شعر هم درست تر میشه

بهنام اعظمیان در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۰۷ دربارهٔ عطار » پندنامه » بخش ۶۸ - در بیان صدقه دادن:

شادمان را ندارد دوست حق این سخن دارم ز استادان سبق

به نظرم به جای «شادمان» باید «شادمانان» نوشته بشه تا آهنگ شعر درست باشه

فرهاد مقامی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۸ در پاسخ به مریم دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » پنجاه سالگیِ شاعر:

استوار باد .

کوروش معلمان در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۲ در پاسخ به رحیم کریم زاده دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۳ - سبب نظم کتاب:

در بیت دوم ؛

تمتع به هر گوشه‌ای یافتم

ز هر خرمنی خوشه‌ای یافتم

به نظر می رسد که به جای استفاده از کلمه ی یافتم در مصرع دوم بایستی از کلماتی دیگر نظیر ساختم استفاده شود.  خواهشمندم از اساتید سخن و ادب که در این زمینه اظهار فضل فرموده و بنده را راهنمایی فرمایند

کوروش معلمان در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۳ - سبب نظم کتاب:

در بیت دوم ؛

تمتع به هر گوشه‌ای یافتم

ز هر خرمنی خوشه‌ای یافتم

به نظر می رسد که به جای استفاده از کلمه ی یافتم در مصرع دوم بایستی از کلماتی دیگر نظیر ساختم استفاده شود.  خواهشمندم از اساتید سخن و ادب که در این زمینه اظهار فضل فرموده و بنده را راهنمایی فرمایند.  

 

جهن یزداد در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۳ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۱ - در وصف خزان و مدح سلطان مسعود غزنوی:

 

ای شاه! تویی شاه، جهان گذران را

ایزد به تو داده‌ست زمین را و زمان را

بردار تو از روی زمین قیصر و خان را

یک شاه بسنده بود این مایه جهان را

Khishtan Kh در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۱۳ در پاسخ به یگلن دربارهٔ ایرج میرزا » مثنوی‌ها » عارف نامه » بخش ۹:

🌹درود گرامی

مصرع آخر به اون دسته ک از کتاب میحراسند اشاره کرده 

۱
۵۹۳
۵۹۴
۵۹۵
۵۹۶
۵۹۷
۵۶۵۸