گنجور

حاشیه‌ها

پریشان در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۴۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۷:

به نظرم در این رباعی خیام بهشت و وعده های بهشتی رو سخره میگیره، و در بیت دوم اشاره میکنه که اونجا جلوه ای ازین دنیاست، پس چرا نقد نگیریم و دست از آن نسیه برداریم؟

پریشان در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۳۵ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱:

برخیز بتا بیا ز بهر دل ما

حل کن به جمال خویشتن مشکل ما

یک کوزه شراب تا به هم نوش کنیم

زان پیش که کوزه ها کنند از گل ما

سحر در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۵۱ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۸:

🌹

گزنفون در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۸۴:

بگویمت که چرا شب تتق فروآویخت ...

بیت 11 ظاهرا در چاپ تک جلدی انتشارات امیرکبیر به همین صورت آمده که به لحاظ وزن و معنا قطعا مغلوط است. به نسخه 10 جلدی مرحوم فروزانفر متاسفانه دسترسی ندارم اما نادیده بعید می‌دانم ضبط این بیت در آنجا به همین صورت باشد. احتمالا ضبط صحیح بیت اینگونه باشد:

بگویمت که چرا شب تتق فرو آویخت

که گِردَک است و عروسی به گِردِ چادر عیش

گردک به معنی حجله زفاف چندین بار در مثنوی هم آمده است.

مهدی دلگشا عبدالملکی در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۵۹ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۶:

بسیار زیبا ونغز بود، (سر آن نیست که یک قطره بما نیز چشاند)

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۳۶ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۱۱ - ذکر ابراهیم بن ادهم رحمة الله علیه:

و هرگز او را کسی ندید - مربع ...

سلام 

 مربع نشستن کنایه از چهار زانو نشستن است .

 

    طبق اقوال متفاوت زیارتگاه های مختلفی از عراق وشام ولبنان و جاهای دیگربه محل دفن سلطان ابراهیم ادهم منسوب شده است   که یکی از آنها در منطقه کوهپایه کرمان  واقع درحدود 25 کیلومتری شمال  شرق شهر کرمان است ، در میان جایی بدون سکنه وآبادانی دو مقبره قدیمی وجود دارد که  مزار شاه  نامیده میشود ودر افواه عمومی  به محل دفن سلطان ابراهیم ادهم معروف ومشهور گردیده است وبرای دسترسی به ان میبایست با گذر از طریق روستای دران کوهپایه  وعبور از رودخانه اب شوری بنام رودخانه غاربدانجا رسید نامگذاری  این رودخانه بواسطه غاری در مسیر آن است که به محل چله نشینی ابراهیم ادهم شهره گردیده . در اینکه این محل واقعاً محل دفن ایشان است یاخیر هیچ سند معتبری بنده نیافتم بجز سنگ نوشته بر روی مقبره ها که آنهم از ظاهر امر مربوط به دوره های گذشته نیست ومشخص است که نصب آن مربوط به دوره معاصر است که بر روی یکی نام ابراهیم ادهم وبر دیگری نام پیامبر قوم لوط حک گردیده است  وناگفته نماند که بارها این مکان مورد تخریب وکاووش سودجویان قرار گرفته وشاید سنگ های اولیه قبور نیز سرقت گردیده اند،( شنیدم که اخیرا اداره اوقاف اطاق روی مقبره ها را کلا بدلیل مسایل ایمنی وعدم استحکام بنا بدون در نظر گرفتن میراث فرهنگی مکان تخریب نموده) وذکر داستانهایی از کرامات ایشان در مسیر عبوری از طریق روستای حرجند در بخش کوهساران  مثلاً دشتی است وسیع  که تماماً بدون دلیل خاصی سنگ چین شده است که آن را مربوط به گمراه کردن افرادی که به دنبال ایشان بوده اند نسبت میدهند که پس از گذر زمان کماکان پابرجاست ودر صورت تخریب اعتقاد به درست شدن مجدد آن بدون همکاری کسی است .در کل فضایی خلوت وبدور از هیاهو است که برای خلوت گزینی مناسب ودارای حال وهوای عرفانی خاص خود میباشد که مورد استقبال سالکان وچله نشینان  است  ضمن اینکه  در روزهایی از سال مثل آخرین پنج شنبه آخر تابستان  وبعضی از روزهای خاص مذهبی پذیرای جمع کثیری از ساکنان محلی وارادتمندان ایشان وپخش خیرات ونذورات از سوی ایشان  میباشد  که سفر بدانجا خالی از لطف نیست .

فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۱۰ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۱۱ - ذکر ابراهیم بن ادهم رحمة الله علیه:

وقتی غلامی خریدم.

گفتم: چه نامی؟

گفت: تا چه خوانی!

گفتم: چه خوری؟

گفت: تا چه دهی!

گفتم: چه پوشی؟

گفت: تا چه پوشانی!

گفتم: چه می‌کنی؟

گفت: تا چه فرمایی!

گفتم: چه خواهی؟

گفت: بنده را با خواست چه کار.

پس با خود گفتم: ای مسکین! تو در همه عمر خدای را همچنین بنده بوده‌ای؟ بندگی باری بیاموز. چندانی بگریستم که هوش از من زایل شد.

امیرحسین منصوری در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۰۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴ - از خداوند ولی‌ّ التوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهای بی‌ادبی:

از خدا جوییم توفیق ادب

بی ادب محروم گشت از لطف رب

از خدا می‌خواهیم که به ما توفیق ادب داشتن رو بده چون کسی که بی‌ادبه ( حرص داره و زیاده خواهه و گستاخه) از لطف خداوند محروم خواهد شد

الف رسته در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۳۰ در پاسخ به سایهء خدا دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » بیان وادی معرفت » حکایت مردی که در کوه چین سنگ شد:

شب مخسب و روز در هم می‌مخور  = شب مخسب و در روز هم می مخور

بسم الله عزیزی در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۳۹ در پاسخ به محمدمهدي دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۸۸ - شکایت گفتن پیرمردی به طبیب از رنجوریها و جواب گفتن طبیب او را:

به کجا چنین شتابان!؟🤣🤣

امیرهوشنگ در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۰۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹ - گدا پادشاه کن:

بدیع است. درود بر سراینده و گردانندگان تارنما.

پیر خرد که مسئله‌آموز حکمت است

در نکته‌ی دهان تو شد اشتباه‌کن

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:

پیراهنِ یوسف بوَد یا خُود ردایِ مصطفی‌

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:

ای بادِ نایِ خوش نفس ، عشّاق را فریاد‌رس،

سرو روان در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۱۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۹:

🥲اتفاقی از رباعیات فرخی یزدی به اینجا رسیدم ، واقعا قشنگ بود..

مهدی نظریان در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۱۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۲۴ - نکته گفتن آن شاعر جهت طعن شیعه حلب:

با درود خدمت همه

نمیدانم این همه تو سر زدن و به اصطلاح عزاداری چه دردی از بشر و بخصوص جامعه ی بدبخت و بیچاره ی ما دوا کرده؟ کجای این کار عدالت خواهی و ظلم ستیز ی است؟

اگر کسانی مثل مولوی هم آبرویی برای دین و دیانت درست کرده اند ! چرا بجای تشکر به آنها تاخته ایم.

هر چه اسلام تا حالا داشته از بزرگان و فرهنگ ایرانی بوده،الان که دیگه با این همه بحث و تاریخ‌نگاری و مطالعه دقیق تاریخ همه چیز داره زیر سوال نیره.

 

برگ بی برگی در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۵۴ در پاسخ به جاوید مدرس اول رافض دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

جناب جاوید مدرس، با سپاس از تذکرِ شما شاعرِ فرهیخته، چنانچه خود مستحضر هستید "وش" صرفنظر از معنیِ خوش و زیبا، پسوندِ تشبیهی ست برای تلخیِ مِی، مانندِ ماه وش و یا پریوش، و همانطور که می دانیم شراب واقعاََ تلخ است، پس اگر حافظ می سرود آن تلخی یا مِی، آنگاه پذیرفتنی بود که منظور همان شرابِ تلخِ ام الخبایسِ مورد نظرِ پیامبر یا صوفی باشد، اما حافظ سروده است "تلخ وش" یعنی که واقعآ تلخ نیست چنانچه ماه وش نیز واقعاََ ماه نیست، پس می توان نتیجه‌گیری کرد حافظ رندانه تلفیقی از بیانِ یک واقعیت و تمثیل را برای رساندنِ مفهومِ مورد نظر بکار برده است. یعنی شرابی که پیش از نوشیدن می پنداریم تلخ است اما درواقع شیرین تر از عسل است که بنظر می رسد نمی تواند شرابی جز شرابِ عشق باشد. دلیلِ دیگر نیز چنانچه دوستان اشاره کردند اینکه حافظ سخنی در تعارض با سخنِ حضرت رسول نمی گوید، چنانچه پیش از این سروده است؛ "فرض ایزد بگزاریم و به کس بد نکنیم    وآنچه گویند روا نیست نگوییم رواست"

Nazanin در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۱۵ در پاسخ به جهن یزداد دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۸ - به پا خاستن فریدون در برابر ضحاک:

در کجای شاهنامه این بیت آمده و از فرارود سخن و ماورالنهر سخن گفته ؟ 

Nazanin در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۱۴ در پاسخ به رضا دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۸ - به پا خاستن فریدون در برابر ضحاک:

چنین بیتی که شما ذکر کردید اصلا در شاهنامه وجود ندارد . منکه ندیدم . شما اگر میدانید ، آدرس بیت را بفرمایید . 

هادی نیکزاد در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۱۷ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » بیان وادی توحید » بیان وادی توحید:

برای فهم کامل شعر لطفا به برنامه ۴۸ و ۴۹ ری استارت حسینی مراجعه کنید 

سیّد محس سعیدزاده در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۶:

هرکسی به قدر فهم خودش برای این غزل یک مخاطب منظور داشته وبیان کرده است وهمه محتمل است اماّ،کلّ متن«خطاب» باید نسبت به «متکلم» و«مخاطب» تناسب داشته باشد.هم بدانیم فضای گتمان سیاسی بوده یانه؟شخصی وخانوادگی بوده یا اجتماعی وعمومی؟آیا فضای طرح این مطلب علمی وفلسفی محض بوده یانه؟پاسخ به هریک این پرسشها تیپ خاصی ازمخاطبان ادعا شده را ازرده خطاب،خارج میکند.بنابراین هریک ازاحتمالات گفته شده خوددرگروی چند وچندین احتمال دیگر است.من هم به نوبه ی خودم احتمال بیشتر میدهم که غزل یادشده خطاب به یک زن برجسته وتاثیر گزار باشد، حال زن خود حافظ یا زن حاکم فارس یا معشوقه او،نمیتوان در این فرض به ضرس قاطع مشخص کرد. آنچه مشخص است بیان ماهیّت شناسانه مخاطب نام نبرده شده است.فرضیّه بسیار پر اهمیّت وقابل توجهّی اینک درعصر ما مطرح شده وآن عنایت خاص به سلامت روان زنان است. زن اگراز سلامت روان بهره مند باشد ومرد آنرا مخدوش نکند،دنیا گلستان میشود.اولین میوه خوش این سلامت  را مردان میخورند؛همان مردانی که سلامت زنان رابرهم میزنند.

من حافظ را ازروی دیوانش کسی شناخته ام که شعر شکرینش خیال پردازی وصنایع ادبی را به وفور وتمامیّت دارد وهمینها ظاهر بینان را دراینجا متوقف میکند وسد راه ایشان میشود تا قدم جلوتر نگذارند.حافظ هیچ مبالغه نمیکندوشعراو سراسر حکمت است.خود او میگوید:

زحافظان جهان کس چو بنده جمع نکرد

لطایف حکمی ونکات قرآنی 

حافظ نکته های اساسی کاربردی ومفید برای زندگی را،گردآورده ؛چه نکته هایی که ازقرآن انتخاب کرده وچه نکته هایی که ازقول فلاسفه وحکما روایت میکند.

۱
۵۹۳
۵۹۴
۵۹۵
۵۹۶
۵۹۷
۵۶۸۸