گنجور

حاشیه‌ها

سیّد محس سعیدزاده در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۶:

هرکسی به قدر فهم خودش برای این غزل یک مخاطب منظور داشته وبیان کرده است وهمه محتمل است اماّ،کلّ متن«خطاب» باید نسبت به «متکلم» و«مخاطب» تناسب داشته باشد.هم بدانیم فضای گتمان سیاسی بوده یانه؟شخصی وخانوادگی بوده یا اجتماعی وعمومی؟آیا فضای طرح این مطلب علمی وفلسفی محض بوده یانه؟پاسخ به هریک این پرسشها تیپ خاصی ازمخاطبان ادعا شده را ازرده خطاب،خارج میکند.بنابراین هریک ازاحتمالات گفته شده خوددرگروی چند وچندین احتمال دیگر است.من هم به نوبه ی خودم احتمال بیشتر میدهم که غزل یادشده خطاب به یک زن برجسته وتاثیر گزار باشد، حال زن خود حافظ یا زن حاکم فارس یا معشوقه او،نمیتوان در این فرض به ضرس قاطع مشخص کرد. آنچه مشخص است بیان ماهیّت شناسانه مخاطب نام نبرده شده است.فرضیّه بسیار پر اهمیّت وقابل توجهّی اینک درعصر ما مطرح شده وآن عنایت خاص به سلامت روان زنان است. زن اگراز سلامت روان بهره مند باشد ومرد آنرا مخدوش نکند،دنیا گلستان میشود.اولین میوه خوش این سلامت  را مردان میخورند؛همان مردانی که سلامت زنان رابرهم میزنند.

من حافظ را ازروی دیوانش کسی شناخته ام که شعر شکرینش خیال پردازی وصنایع ادبی را به وفور وتمامیّت دارد وهمینها ظاهر بینان را دراینجا متوقف میکند وسد راه ایشان میشود تا قدم جلوتر نگذارند.حافظ هیچ مبالغه نمیکندوشعراو سراسر حکمت است.خود او میگوید:

زحافظان جهان کس چو بنده جمع نکرد

لطایف حکمی ونکات قرآنی 

حافظ نکته های اساسی کاربردی ومفید برای زندگی را،گردآورده ؛چه نکته هایی که ازقرآن انتخاب کرده وچه نکته هایی که ازقول فلاسفه وحکما روایت میکند.

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۳۰ در پاسخ به شاهحسین دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۷:

سلام دوست عزیز 

     متن حاشیه  شما در قسمت پیشخوان کاربر در محل معرفی خودتان  اشتباها درج شده لطفا بازبینی واصلاح فرمایید. که با کلیک بر روی نام خودتان فوق همین حاشیه نوشته شما ،قابل رویت وبا کلیک برروی آیکون آدمک بالای صفحه و ورود به بخش پیشخوان کاربر قابل اصلاح است. 

شاد وسرافراز باشی عزیزم

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۴۹ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:

سلام 

     ضمنا باید گفت که هل من یزید عبارتی قرآنی است که در آیه ۳۰ سوره ق آمده است

مسافر در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۵:

سلام

این غزل توسط آقای پرویز شهبازی در برنامه 1009 گنج حضور به زبان ساده شرح داده شده است

می توانید ویدیو و صوت شرح  غزل را در آدرسهای  زیر پیدا کنید:

aparat

parvizshahbazi

 

جاوید مدرس اول رافض در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۱۵ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

آن تلخ وش که صوفی ...‌‌‌..

 

تلخ وش شرابه

صوفی هم جز پیغمبر نیست که گفت

شراب ام الخبایث است و این سخن پیغمبر است

درین مورد شما عامدانه یا نا آگاهانه مغلطه کرده اید

 

شاهحسین در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۰۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۷:

خیام در بیت نخست نظریه ای را مطرح میکند و آن این است که قطره ای آب به دریا ملحق میشود و ذره ای خاک نیز با زمین یکی میشود و در آن بقا می یابد.

با توجه به نظریه فوق، خیام سخن خود را در بیت دوم با پرسشی بیان میکند که پاسخ آن همان است که در بیت اول عنوان کرده است.

نکته اینجاست که مصراع سوم و چهارم را باید به صورت پرسشی خواند. بیت دوم میگوید: ای انسان، هدف از آمدن تو به این دنیا چیست؟ آیا این است که چون مگسی پا در این دنیا بگذاری و بعد از آن اثری از تو نماند؟! تو فکرمیکنی که بیهوده آفریده شده ای و برای همیشه نابود خواهی شد؟ خیر، این چنین نیست تو موجودی ابدی هستی و هیچگاه فنا در تو راه ندارد.

یادمان باشد که خیام یک فیلسوف هم است.

محمد خراسانی در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۲۳ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۵۳:

بحر این شعر رجز مسدس مخبون 

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۰۴ در پاسخ به بانو دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

بانوی گرامی سلام 

     احتمالا پس از گذشت این مدت که از سوال شما میگذرد به پاسخ خود رسیده اید ولیکن در حد بضاعت توضیحی خدمتتان معروض میدارم :

    عزیزم باز مثل همیشه بحث برسر جایگاه ویژه روح خداییست همان امانت الهی که کوهها وزمین وآسمانها از قبول آن سر باز زدند ولیکن انسان ظلوم جهول آن را پذیرفت   اول باید تفاوت تن وجان را درک کنیم  تن عبارت از کالبد خاکی ماست وجان همانست که به این کالبد اعتبار وحیات میبخشد  فرق یک انسان زنده با یک میت بی جان فقط در بود ونبود روح است یا همان جان  وگرنه ،از نظر ظاهری وفیزیکی میت با انسان قبل از فوت هیچ فرقی ندارد پس عزت ،اعتبار وشان انسانی هرکس صرفاً در روح اوست یا بهتر بگویم بخش نامیرای هر آدمی مولانای عزیز مثل همیشه دارد ما را به این تفکر وامیدارد که جان جان ما یا به عبارتی ماهیت ادامه حیات ما  در وجود ماست ولی متاسفانه  بدلیل تعلقات خاطر دنیوی ما ،جایگاهی ندارد واین چیز عجیبی نیست اگر با چشم بصیرت در رفتارو اعمال آدمیانی که در اطراف ما وجود دارند به  دقت نگاه کنیم به این نتیجه خواهید رسید که اغلب ما فقط در هر روز که از خواب برمیخیزیم تا شبانگاه که دست از فعالیت برمیداریم  بیشتر در فکر پرورش جسم وبقول استاد  پرویزشهبازی کسب  تایید دیگران در فربه کردن بعد فیزیکی خودمان هستیم ودر بعضی موارد از بعد اصلی خودمان وهمان جنبه روحانی خود غافلیم  ودلیل اینکه  خداوند ما را ظلوم وجهول گفته همین است که قدر این گوهر درونی واین بعد خدایی خود را نمیدانیم ودر قمار زندگی این گهر را مفت میبازیم وگوش به پند حکیم نمیدهیم که فرموده  مفروش خویش ارزان که توبس گرانبهایی   برای تصاحب مال بیشتر ،پست وسمت بالاتر وامکانات آسایشی مرفه تر و.... حاضر به هر معامله ای میشویم حاضر به پایمال کردن حق وحقوق دیگری میشویم  در این میان جایگاه آن جان یا روح خدایی کجاست ؟آنکه مالک اصلی هویت ماست ولی متاسفانه جای ندارد خداوند در ایه 14 از سوره مبارکه ال عمران پیامی ارزنده به ما میدهد آنجا که فرموده : "مردم را حبّ شهوات نفسانی، از میل به زنها و فرزندان و همیان‌هایی از طلا و نقره و اسبهای نشان دار نیکو و چهارپایان و مزارع در نظر زیبا و دلفریب است، (لیکن) اینها متاع زندگانی (فانی) دنیاست و نزد خداست منزل بازگشت نیکو". اول آیه در معرفی مواهب دنیوی کلمه زین للناس را آورده بدین تعبیر که اینها را زینت داده ایم یعنی اینها اصل نیست طلا را کسی زینت نمیدهد بلکه سکه مسی را باآب طلا ،مطلا  کرده وزینت میدهند  صرفاً برای فریب دنیا پرستان .به امید آنکه هریک از ما بتوانیم روح خداییمان را در جایگاه واقعی خود قرار داده وقدر دان این موهبت الهی باشیم .در بیت آخر هم کلید را به ما داده ومیگوید تا از این عقل معاش نگذری به این جایگاه رفیع نخواهی رسید.

تو به روح بی‌زوالی ز درونه باجمالی

تو از آن ذوالجلالی تو ز پرتو خدایی

 

شاد وسرافراز باشی عزیز

   

 

ابوالفضل شریفی در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۱۶ در پاسخ به فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) دربارهٔ سعدی » مواعظ » مفردات » شمارهٔ ۳۴:

سلام خیلی خوشحالم که هرجای شعر که می رسم ، عیب و ایرادی در متن یا وزن می یابم ، حاشیه ی راهگشای شما را در پایین شعر می بینم موفق و پاینده باشید

فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۱۹ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۱۰ - ذکر فضیل عیاض رحمة الله علیه:

«دو خصلت است که دل را فاسد کند: بسیار خفتن و بسیار خوردن».

فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۱۴ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۱۰ - ذکر فضیل عیاض رحمة الله علیه:

«وقتی بود که آنچه می کردند، به ریا می کردند. اکنون بدانچه نمی کنند ریا می کنند!».

فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۳۱ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۹ - ذکر رابعه عدویه رحمة الله علیها:

گفتند: بنده راضی کِی بُوَد؟

گفت: آنگاه که از محنت شاد شود. چنانکه از نعمت

رضا عزیزی در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۴۸ در پاسخ به Hamideh Mahdian دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

شما حساب ابجد رو کامل از بر هستید؟ منظورم اینه ک میتونید تاریخ روز و ماه و سال رو بیابید؟ 

م ش در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۶ دربارهٔ شیخ بهایی » شیر و شکر » بخش ۶ - فی المناجاة و الشوق الی صحبة أصحاب الحال و ارباب الکمال:

السلام علی الحسین و‌علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین و رحمت الله و برکاة 

عاشقان جمالت اتش گرفتند

و در دریای صفات پاک و زلال و‌خداجویت غرق شدند

روحش شاد ۵۰ سال پیش اقای فاتحی ( رحم‌الله ) در شهرضا بزرگ‌ هئت زنجیر زنان ظهر عاشورا در صحن امامزاده حضرت شاهرضا‌ این اشعار ناب از شیخ بهایی رحمت الله علیه را اشک ریزان میخواندند ، پروردگارا دست ما و دامان سیدالشهدا در دو دنیا

مهرداد ت در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۲ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۸ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۴:

بسیار عالی، سپاس از اشتراک گذاری 

مجید ملک محمد در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۲ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۵۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۸:

در این ابیات "نایژه" بمعنی مجرای بول یا نره یا آلت مردیست و در همین معنا در بندهش نیز بکار رفته است. پس "نایژه سست" به نره سست (عنین) و "نره رست" (نره مستحکم و راست) نره طبیعی و سالم است و دربارۀ این موضوع "زنش" (زن او) اظهار نظر کرده و نه "دلش" (دل او)؛ گویا مصحح محترم اظهار نظر درباره نایژه (نره) شوهر را دون شأن یک زن میدانسته اند و با همین ایده به خود اجازۀ دستبرد در کلام حکیم فردوسی را داده اند.

لطفن ابیات بشکل نسخ قدیمی شاهنامه یعنی بشکل زیر (زنش بجای دلش) اصلاح گردد با سپاس

چنین گفت کاین نورسیده به جای

یکی زن گزین کرد و شد کدخدای

به کار اندرش نایژه سست بود

زنش گفت کآن سست خودرست بود

ارشیا جوانمرد در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۲ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۰۷ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قطعات » شمارهٔ ۵۲ - غم وطن:

مصرع اول بجای کلمه "خیر" باید واژه "خبر" باشد.

سایهء خدا در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۲ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۲۷ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » بیان وادی معرفت » حکایت مردی که در کوه چین سنگ شد:

در هم می خوردن یعنی چه ؟

پریشان در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۲ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۰۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵:

بگو ستاره ی دردانه، در انزوای رصدخانه، کدام کوزه شکست آن‌روز؟

پریشان در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۲ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۲۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۱:

خیام نه آتئیست بوده نه تئیست. ندانم گرا بوده، در برخی رباعی ها این شکش رو بیان میکنه.

۱
۵۹۴
۵۹۵
۵۹۶
۵۹۷
۵۹۸
۵۶۸۸