نردشیر در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹:
با پنبه سر بریدن ؟!
فرید وحدت در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۱۵ در پاسخ به مهدی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹:
دوست گرامی درود.از لطف و توجه شما سپاسگزارم، کاملا"حق با شما است.نخست آنکه من از نسخ ذکر شده بی خبر بودم،که اکنون دانستن نشانی آنها را به شما مدیونم.و دیگر آنکه تصحیح دکتر نیساری بجا ترین واژه ها را در بر دارد.و البته از جهت سکته و لکنت در وزن هم با قرار دادن،پس،به جای پسر کاملا درست می فرمایید.از توجه شما سپاسگزارم و وجود عزیزانی فرهیخته در این زمانه خود نعمت بزرگی است،سپاس⚘️🙏
برمک در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۴۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۱:
بدین سان که گفتار گرسیوز است
ز پرگار بهره مرا پروزست
پروز یعنی محیط و حاشیه
مگر سخن گرسیوز خوب بوده که در مرکز جاش باشد ؟ مرکز نیست پروز درست است
کاوه کاظمی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۶:
درود و سپاس بی پایان بر گنجور پر گنجینهء فرهنگ و ادب و معرفت ایران زمین و دوستان همیشگی
توانمد و پاینده باشید همیشه
🌷🌷❤🌷🌷
برمک در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۳۲ دربارهٔ عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۱ - آغاز:
کنارنگ و نه کنازنگ
nabavar در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۹:
هنر
گمان مبر که چو عاشق شدی هنرمندی
چه نکته ها که نهفته به کنج هر بندی
نگار گر چه ترا دل زکف ربوده بسی
مباش غره که درعاشقی خداوندی
هنر از آن تو و عشق پُر لهیب تو نیست
از آن اوست که بر وصلش آرزومندی
به گوشه ی نگهی طاقت تو تاق شده
نشسته بر سر کویش به شوق پیوندی
ز خالِ گونه ترا دام بر نهاده نهان
به بوی طره ی مُشکین و ناز و لبخندی
به آب و رنگ و خط و خال یار مفتونی
به غنچه ی دهن و خنده هاش در بندی
ز راه رفته ای و حال خود نمی دانی
ولی به یک اشاره ی ابروی یار خرسندی
ز سنگلاخ و خَم و پیچ عشق بی خبری
نبوده بر لب کس زین گذر شکرخندی
هزارجلوه گری گر کند به دل شب و روز
هنوز در تب و تابی ، ز غم پراکندیچه خوش که سنجش تو ارزش رفیق بوَد
به بوی زلف اگر دل دهی، خردمندی؟
ز ناز و عشوه ی دلدار صد هنر بارَد
چه خوش ” نیا “ که رهایی ز دامِ ترفندی
nabavar در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۴۴ در پاسخ به فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد بزهگر » بخش ۴:
گرامی فاطمه بانو
برداشت من ازین ابیات:
چنین گفت کای بیخرد چنگزن
چه بایست جستن به من برشکن
اگر کند بودی گشاد برم
ازین زخم ننگی شدی گوهرم
کنیز همدم را با کلمه چنگ زن تحقیر می کند و بی خرد می خواند،
می گوید دلیلی نداشت که جسارت کنی و هنر مرا بی قدر جلوه دهی.
که اگر بزرگوار و ارجمند نبودم ازین بی احترامی تو گوهر وجودم خوار، خفیف و ننگین می شد.
جای دیگری می فرماید:
بدو گفت رهام کای تاجور
بدین کار ننگی مگردان گهراسدی هم چنین استقبالی دارد
فرومایه را دور دار از برت
مکن آنکه ننگی شود گوهرت.شاد زی پایدار
Babak Radmehr در ۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۳۴ در پاسخ به mary دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۵۹:
Beautiful
موهبت بعل در ۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۱۶ در پاسخ به مسعود قانعی دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم:
البته دوست من، فخرالدین اسعد گرگانی متولد شهر گرگان(گنبد کاووس) است. اگر ایشان زاده استرآباد(گرگان امروزی) بودند آنگاه میشدند همشهری شما :))
بهتر است بگویید هم منطقه ای چون اهل منطقه گرگان هم به حساب می آیند. :))
حامد بابایی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۵۲ در پاسخ به مسعود دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷:
زَنَخدان= چانه معشوقه
چاه زَنَخدان= گودی در چانه معشوقه
آب حَیوان= آب زندگانی، آب حیات
معنی بیت:
وقتی در گودی چانه(چاه زنخدان) تو آب حیات نباشد
نمیتوان گفت که در این عالم هم آب زندگانی ای باشه.
مهدی فیضضض در ۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
اینقدر این شعر زیباست که در آنی آدم رو مسحور خودش میکنه . شاید هم درسته که از دل برامده و بر دل میشینه .
سروش در ۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:
به قول استاد شفیعی کدکنی جایگاهی که استاد شجریان در موسیقی داره رو حافظ در ادبیات داره
احمد خرمآبادیزاد در ۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۹:
در بیت پایانی غزل شماره 290 دیوان شمس نیز با مفهوم «خواجۀ عُلْیانه» <راز مگو رو عجمی ساز خویش/یاد کن آن خواجۀ عُلْیانه را> روبرو میشویم که وزن شعر، تنها و تنها اجازه تلفظ olyane را از واژه «علیانه» به ما میدهد.
عبدالله مکان در ۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۴۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۳ - حکایت در معنی رحمت بر ضعیفان و اندیشه در عاقبت:
انسان ، انسان جایگاه و موقعیت است و رفتار و تغیرهای انسانی بستگی ظریفی به جایگاه و موقعیت انسانی دارد و در نسبتی که بنا به تجربیات زیستی و ظرفیت فکری و انسانی در هر شخص انسانی متفاوت است ، این موقعیت، این «تلخی خواست»، صحنه های انسانی زیبا، کمیک یا تراژیک به بار می آورد.توانگر تندروی مغرور به گدا و درویش ضعیف حال به توانگری روشن نهاد تبدیل می شوند و غلام با چهره ای اشکبار و گدای عزت یافته و توانگر با خنده ی معنادار، راوی این تلخکامی و گردش دور روزگار و موقعیت ها می شوند
احمد رحمتبر در ۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۴:
طریق کام جستن چیست؟ ترک کام خود گفتن
محمدرضا شجریان، در آلبوم بهاریه (که قبلا روی کاست به نام گنبد مینا بود) با همراهی تار پیرنیاکان، این مصرع را به این گونه خوانده است.
هما ناظری در ۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۱۵ در پاسخ به رضا ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۲:
وقتتون بخیر عالی گفتین مچکر ازتون🌱✨️
مهدی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۱۷ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۲۲۷:
این شعر را آهنگساز بزرگ تاجیکستان، زیادالله شهیدی، به سبک اپرا پرداخته است. خواننده هم «احمد باباقلوف» است.
نردشیر در ۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳:
خسروا منظوز کی بوده؟
برمک در ۱ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۴۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۲ - آغاز داستان:
میامیز با مردم گاژ گوی
که او را نباشد سخن جز بروی
گژی/گاژی/کجی ، خیانت است و کجستن/گژستن به چم خیانت استچو بخشایش از دل کند شهریار
تو اندر زمین تخم کژی مکار
اگر شهریار بخشایشگر است تو خیانت مکنچوشاه از تو خشنود شد راستیست
وزو سر بپیچی درکاستیست
کاستی نیز به چم ستم است و کجستن و کهستن هر دو در سخن پیشینیان به این چم امده
حبیب شاکر در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۱۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۲: