نازنین مریم حسینی در ۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۴۵ در پاسخ به نگین دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۳:
درود
در گذشته دخالت ذوق و سلیقه عمومی در تغییر کلمات به کلمات دیگر در ایجاد ضرب المثل موثر و معمول بوده وگرنه این همان ضرب المثل است.
برگ بی برگی در ۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۲۴ در پاسخ به .فصیحی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
سلام بر شما، موجبِ امیدواری ست به درستی و مشوقِ ادامهٔ راه، سپاس
نازنین مریم حسینی در ۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۲۱ در پاسخ به محسن خانی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۳:
جسارتا خانگی و ترس محتسب خورده هر دو صفت شراب است
عین جیم در ۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۰۰ دربارهٔ جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۲۰:
درود، گویی مصراع دومِ بیت اول، باید این چنین باشد (برای درستی وزن):
ز شیشهٔ حلبی و ز بادهٔ عنبی
جانعلی سوادکوهی در ۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۴:
"نوشته بد" (در بیتی از حافظ)
دوران همی نویسد بر عارضاش خطی خوش
یا رب نوشتهی بد از یارِ ما بگردان!خط برآوردن یا سبزشدنِ موی پشتِ لب و چهرهی محبوب (مذّکر) در شعرِ فارسی مضمون مکرری است. شاعران آنقدر در اینباره تصویر و مضمون و حکایت پرداختهاند که گمانمیکنم مثالزدن و شاهدآوردن کار بیهودهای است. سعدی بهخصوص در گلستان و عبید زاکانی در حکایاتش از این مضمون ماجراها پرداختهاند. عبید حتی "ریشنامه"ای مستقل نیز ترتیبداده. از پربسامدترین مضامین در این زمینه نیز تهدیدِ معشوق ازسوی عاشق است؛ اینکه اگر تو امروز به من بیتوجه باشی فرداروز که آفتابِ چهرهات غبارآلود شود، این شیفتگی و سرسپردگیِ من همچنان برقرار نخواهدبود.
حافظ نیز بارها از این موضوع مضمون پرداخته. سبزهی بوستانِ بهشت و موران گردِ سلسبیل در شعرِ او همین حسنِ وصفناپذیرِ روی امردان است. جدااز رواجِ غلامبارگی و گرایش به عشقِ مذکر در فرهنگِ گذشته، گویا اوصافِ غلمانِ بهشتی (بهعنوان سرنمونی مذهبی) نیز در این توجه به "ساده"رویان (دستکم بهعنوانِ سنتی زبانی و ادبی) تاحدی موثر بودهاست.
در این بیت شاعر چه میگوید؟ میگوید: اکنون که محبوب نوجوان است، موی نورُسته (همچون خطی خوش) بر گردِ لبانش او را دلربا و زیباتر نیز ساخته؛ اما خدایا مباد این موی نورُسته را به ریش و سبیلی نازیبا بدل فرمایی!
درحقیقت شاعر، درحالیکه خود یقیندارد این حسنِ محبوب همچنان برقرار نخواهدماند، عاجزانه از خدای خویش میخواهد این آیندهی محتوم اما شوم (ریش و سبیل) را همچون سوءالقضایی از وجودِ نازکِ محبوبش دور کند.نکته اینجا است که "نوشته" در بیت ایهامآمیز بهکار رفته:
۱_ خطّ پشت لب
۲_ سرنوشتحافظ که میدانیم اشعریمذهب نیز بوده حسرتمندانه از خدای خود میخواهد آنچه را که بر "قلمِ صُنع" رانده و در "لوح محفوظ" ثبتکرده تغییردهد تا حُسنِ یارش همچنان پایدار و برقرار بمانَد.
برگرفته از کانال تلگرامی «از گذشته و اکنون»
@azgozashtevaaknoon
کوروش در ۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۵۲ در پاسخ به مهدی بهامین پور دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۳ - بیان آنک حصول علم و مال و جاه بدگوهران را فضیحت اوست و چون شمشیریست کی افتادست به دست راهزن:
هوش و ذکاوت و تحریف رو از کجا در آوردید معنی آیه رو بنا به سلیقه خودت گفتی
امیرمعصوم میرهاشم در ۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۱۵:
من این شعرو خیلی دوست دارم و خیلی کامل به فراز و فرود زندگی اشاره میکنه و در جمله کوتاه میشه اینجوری تعبیر کرد که هرچی ذهن و افکارت دنبالش باشه همون میشه سرانجام زندگیت.
این جمله دقیقا شبیه جمله حضرت علی (ع)
قیمت هرکس در زندگی به اندازه بزرگترین چیزیه که آرزوی رسیدن به اونو داره.
من کار کدنویسی و سئو سایت انجام میدم و فراز و نشیب زندگی انسان دقیقا شبیه الگوریتم گوگل هست.
نمودار گوگل از قانون ریاضی و زندگی یک انسان پیروی میکنه و اگه چند وقت حال حوصله نداشته باشی مطلب نذاری تو سایت افت میکنه عین زندگی واقعی که بی حوصله باشی فقط بی حالی ، حس بد و ناراحتی میاد سراغت.
مجید کاظم زاده در ۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۱۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۱۵ - در نصیحت فرزند خود محمد گوید:
ببین ای هفت ساله قرهالعین
مقام خویشتن در قاب قوسین
آقا پویای ما هم داره تولد هفت سالگیش میرسه
رحمت خدا بر نظامی
ابوالقاسم افشاری در ۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۰۵ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳:
درود و صد درود ، بسیارعالی بود ، فیض بردم از تفسیر دلنشین و دقیق جنابعالی، وهمچنین لذت بردم از خوانش جناب محمد رضا مومن نژاد ودیگر استادان. ان شاء الله همواره سلامت باشید و پاینده، باسپاس
.فصیحی در ۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۳۲ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
سلام به برگ بی برگی عزیز
همیشه برای خواندن شرح غزل مستقیما میام سراغ شرح شما ❤🌹
خیلی عالی بود
سپاسگزارم
.فصیحی در ۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۰۸ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:
برگبیبرگی عزیز بسیار سپاسگزارم🌹❤
vafa در ۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۱۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۴:
متاسفانه، سایت گنجور تمامی اصلاحاتی که من برای این شعر نوشتم رو بیدلیل رد کرد. خواهش میکنم اگر شما درحال مطالعهی این بخش هستید، بیت ۲۹ تا ۳۵ رو حذف کنید چون پشتوانهی تاریخی ندارن و کاملاً الحاقی هستن.
vafa در ۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۰۳ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۸:
البته که مولانا "چو او دستان من باشد" رو سروده پس شایستهست این تفاسیر رو کنار بذاریم. هرچند که ایهام نقش زیادی در اشعار داره، اما نباید باعث گستردگی تفکرات ذهنی ما و بعد هم تعمیم دادنشون به باقی اشعار بشه.
احمدرضا نظری چروده در ۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۵۷ در پاسخ به فرهاد دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۴:
یعنی می فرمایید مدح شاهان وامیران وبزرگان عیب محسوب می شود؟ کدام شاعر را دردنیا می توانید معرفی کنید که شعرمدحی نسروده باشد.به زعم شما باید تمام پادشاهان وامیران وحاکمان فاسد بوده باشند، اما اینگونه نیست.اگرحمایت پادشاهان ازشاعر نمیبود ودفترشعر آنانرا تکثیر نمی کردند، اکنون چیزی ازشاعران گذشته دردسترس نمیبود.رودکی یک میلیون وچهارصدهزاربیت سروده بود وتنها هزار بیتش باقی مانده است.
ضمن اینکه مدح نیز مثل حماسه و اخلاق و وصف یک نوع ادبی است وشاعران دراین نوع طبع آزمایی می کنند وارتزاق می نمایند. مثل مدح ناصرخسرو ازخلیفه فاطمی مستنصربالله که چشمداشت رتبه ومقام ازخلیفه داشته است.
حسین خضوعی در ۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۳۹ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » فی التوحید باری تعالی جل و علا » حکایت عیاری که اسیر نان و نمک خورده را نکشت:
عیان
بیان
ر.غ در ۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۵۵ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۸۷۱:
ز من مکابره بر بوده ای بیار دلم
با سلام لطفا درست کنید بربودهای
سید مختار رحیمی در ۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۰۴:
از طواف کعبه گل باید به طواف کعبه دل رسید
احمد احمدی در ۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۴۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۶۲ - بیدار کردن ابلیس معاویه را کی خیز وقت نمازست:
در مصرع "تا بیاید زان نهان گشته نشان" بیابد درستتر به نظر میرسد: تا نشانی از آن نهانگشته بیابد.
سروش سنگسفیدی در ۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۸:
حافظ عارف بوده
سخنان حکیمانه یک عارف تعابیر عارفانه داره
مقصود و مفهوم عارف در هر کلام،عارفانه باید تعبیر بشه،نه ادبی
درسته ک اشعار عرفانی چون حافظ سرشار از آرایه های ادبیست،اما در قالب عرفان ناب بیان شده
مثلادر بیت اول،دیده دریا کردن در ادبیات به گریه و چشم گریان تعبیر میشه
اما یک عارف ب اشرف مخلوقات بودن انسان آگاه هست و مفهوم از دیده دریا کردن با چشم دل نگاه کردنه.وسیع نگاه کردنه.چشم عارف چشم خداست
چشم عارف خدابین هست
خدا گریه نمیکنه
عارف چشمش وسیع میبیه،عارف پیچش مو میبینه و دیگری مو!
گنه آدم و حوا چی بود؟!
گول شیطان ذهن خوردن و ب شر ایمان آوردن ک عورتشان در نظرشان زشت جلوه کرد و از برگ درختان برای پوشش خود استفاده کردن
و الا تا قبل از گول ذهن(شیطان) بخورن،عورتشان در نظرشان هیییچ مشکلی نداشت
زمانی عورت عریان در نظرشان زشت و بد جلوه گر شد ک گول خوردن.گول ذهن خوردن.
و الا تا قبل از اون همه چیز خوب بود.بهشت بود.زمانی جهنم شد ک درگیر بالا و پایین،کم و زیاد،زشت و خوشگل چپ و راست و...ذهن شدن.درگیر مقایسه شدت تا خودشون برتر از دیگری قرار بدن
بیت اول
با چشم دل ب خواسته خودم توجه میکنم،صبوری میکنم در وسط این بیابان فقر و تهی دست که ذات انسان تهی دستیست و صاحب خداست.(از نظر اهل منطق این کار عرفا دیوانگیست و غیر قابل درک برای اهالی منطق)
با توجه به خواسته دور از از دسترسم(رویا پردازی یا همان دیده دریا کردن) دلم(احساسات و وجودم) رو در دریای لطف و رحمت پروردگارم قرار میدم.(خودم را در حال و هوای حضور در لحظه مطلوبم قرار میدم)
بیت دوم
اونقدر که از خواسته ها و عرض موعودم فاصله داشتم دلم تنگ شده.که این دل تنگ حاصل تجزیه و تحلیل های ذهنی خودم هست که مثل آدم و حوا گول شیطان ذهن خوردم و ب حضور دو قدرت ایمان آوردم(خیر و شر)
از نهان این دل تنگ شده و گنهکارم چنان آهی بکشم که هیچ چیزی در وجودم نباشد غیر از خیر و لطف و رحمت خداوند
(حافظ اشاره ای به اکتسابی بودن و انتقالی بودن باور های درونی از اجداد،خانواده،اطرافیان و جامعه به خود هم اشاره ای داشته در مصرع دوم ک میگه آتش اندر گنه آدم و حوا فکنم)
(عارف همیشه خطاب به خودش سخن میگه.دنیای یک عارف درونیست،عارف تماما در درون است.یک جستجوگر درونیات.وادی عارف خودشناسیست.از خود شناسی ب خدا شناسی میرسیم)
بیت سوم
حال خوب دل اونجایی رقم میخوره که آرزو ها و رویا هایی که داره رو زندگی کنه
با چشم بستن ها و رویا پردازی هایم،خودمو در حال و هوای احساسی زندگی در وسط رویا هایم قرار میدم،هرچند که از نظر اهل منطق و استدلال این کارها خطاست.توهمه.(جهد در این بیت میتونه مفهوم خطا داشته باشه از نظر مردم و اطرافیان ک میگن به فکر نون باش که خربزه آبه،و یا میتونه به مفهوم جهاد اکبر باشه ک مبارزه با نفس هست و عارف فی امان الله زیست میکنه و ایمان داره همه کارها ب لطف خداست و هدایتگر اوست)
نظر خودم اینه که حافظ منظورش از جهد همون جهاد اکبر باشه
امان از دل تنگ گنهکار خود ما ک ب هیچ کجا جز خود ما برنمیگرده حاصلش
حافظ ب راحتی داره از جلوه های جان صحبت میکنه دوستان
از ما اشرف های مخلوقات
ک درگیر زمین و جسم شدیم و در حصار جسم گیر افتادیم
با رویا پردازی ها،کائنات در زمین و آسمان برای ما ب کار میفتن
و خیلی سریع رویا های دور از ذهن و دست نیافتنی ها رو برای ما رقم میزنن.فقط کافیه ایمان ب رحمت خدا داشت و رفت ب گوشه خلوت و چشمها رو بست و شروع کرد به ساختن تصاویر مورد علاقه زندگی
جرعه جام بر این تخت روان افشانم
قلقل چنگ بر این گنبد مینا فکنم
خدا نه بخیله و نه حسود و نه دستو بالش تنگه
اونی که بخیله و حسود و دلش تنگه،منه انسانم که در وسط دریای لطف و رحمت پروردگار چشمم رو بستم به همه لطفا و رحمتهای خداوندم و درگیر رضایل اخلاقی چون رشک و حسادت و ترس و غرور و طمع و... شدم
این دل چطور میخواد تنگ نشه
اما همین دل تنگ گنه کار ب داد میرسه و نجات میده
دل،جان،جانان،جنسش خداست.از روح خود در ما دمید
وای ب روزی ک بگندد نمک
فقط خداست ک بوده،هست،خواهد بود
و از روح خود در ما دمید.
در وجود همه ماست.
حسام الدین سالکی در ۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۱۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۳ - پیدا شدن شاپور: